
از تصويب قانون تأسيس «دانشگاه اسلامي» به عنوان دانشگاه در تراز جمهوري اسلامي ايران 16 سال ميگذرد، اما همچنان خبري از راهاندازي اين دانشگاه نيست!
وقتی قرار است بر اساس چشم انداز 20 ساله کشور، ایران و به تبع آن دانشگاه های کشور به رتبه برتر در منطقه تبدیل شوند، اول مراکز آموزش عالی ما باید به تراز جمهوری اسلامی برسد و این مسئله در تمام ساحت ها مد نظر است. با این حال براساس آنچه در مسیر تحقق اهداف چشم انداز دیده می شود، مطلوب ما در رسیدن به دانشگاه اسلامی تأمین نشده است. در مقابل افکار عمومی، درگیر تدوین و تصویب سند هستند و بیشتر از اینکه دانشگاهی به عنوان دانشگاه اسلامی را تجربه کنند، از بازنگري اسناد آن میشنوند.
دانشگاه اسلامي نمونهاي از مركز علم، آموزش و فناوري است كه نيروي انساني متخصص و متعهد براي نظام جمهوري اسلامي تربيت ميكند. اسلامي بودن دانشگاهها در چند ساحت تعريف ميشود كه نوع پوشش، روابط، منابع درسي، شيوه آموزش و پژوهش، نوع نگاه به علم و شيوههاي تدريس و تحقيق و حتي معماري دانشگاهها و مراكز علمي و آموزشي بخشي از آن ساحتها هستند.
پرداختن به اين مسئله كه چرا دانشگاه اسلامي از بدو تصويب سند آن در سال 76 محقق نشده و چه موانعي باعث ميشود همچنان منتظر دانشگاه اسلامي باشيم شايد مهمترين سؤال و مطالبه جامعه باشد. سال 90 را كه سند مذكور بازنگري شد ميتوان آغاز سريال بازنگريهاي سند اسلامي شدن بدون ديدن نمودهاي بيروني در نظر گرفت.
شكاف وضع موجود و مطلوب
و برنامههايي كه فقط بازنگري ميشوند
در اين رابطه محمد ابراهيم سقزچي، عضو شوراي اسلامي كردن دانشگاهها يادآور ميشود: اسلامي شدن دانشگاهها ذومراتب است.
وقتي از اسلامي شدن دانشگاهها حرف ميزنيم به اين معني نيست كه دانشگاههاي ما اسلامي نيستند، اما مؤلفههاي اسلامي شدن دانشگاهها و مراكز آموزشي در حد كف و حداقلها وجود دارند. در حالي كه شاخصهاي ما بايد در تراز جمهوري اسلامي باشند و بايد با ايجاد شكاف ميان وضع موجود و مطلوب انگيزه مديريتي براي ارتقاي مداري ايجاد كنيم.
وي در پاسخ به اين سؤال «جوان» كه چرا در طول اين سالها دانشگاه اسلامي محقق نشد، ميگويد: سندي كه آن زمان تدوين شد با بضاعتهاي خاص خود و بر اساس تجربيات سال 76 بوده در حالي كه بر اساس عقل و منطق علمي و برنامهريزيهاي راهبردي برنامهها و اسناد بايد هر چهار سال يكبار بازنگري شوند و هر 10 سال يكبار تغيير كنند.
سقزچي ادامه ميدهد: در حال حاضر مديريت سلايق به صورت طولي در سه سطح پيگيري ميشوند. لايه ترميم كه شامل برنامههاي كوتاه مدت در بازه زماني پنج ساله است كه در گلوگاهها اجرا ميشوند و تغييراتي هستند كه بايد الان انجام شوند.
لايه دوم بوميسازي است كه شامل برنامههاي ميان مدت ميشود كه طي آن بايد روي متون كار كنيم و بر اساس نيازها، ترجمههاي هدفمند داشته باشيم.
لايه سوم اسلاميسازي و تمدنسازي است كه طي آن بايد بر اساس داشتهها و تجربيات و يافتههاي بشري به توليد محتوا با مباني اسلامي برسيم كه هر كدام از اينها پيشنياز ديگري است. از اين مسئله هم نبايد غافل شويم كه بذر برخي از كارهاي بلندمدت هم بايد اكنون كاشته شوند. در اين رابطه برپايي كرسيهاي آزادانديشي و نظريهپردازي و گسترش فرهنگ نقد و گفتوگو و تضارب آرا مؤثر است. در غير اين صورت تا 30 سال آينده هم به مطلوبمان در اين زمينه نميرسيم.
اين عضو شوراي اسلامي كردن دانشگاهها ميافزايد: يكي از مؤلفههاي اسناد راهبردي انتخاب چشمانداز است. آرماني بودن با رؤيا بودن فرق دارد. ما هم در دانشگاه اسلامي وضع موجود را رصد، وضع مطلوب را ترسيم و ميان اين دو شكاف ايجاد ميكنيم تا ايجاد تغيير و انگيزه كند.
چرا بعد از 16 سال سند اسلاميشدن
دانشگاه اجرا نميشود
در مقابل غلامرضا خواجه سروي، معاون فرهنگي و اجتماعي وزير علوم، سند اسلامي شدن دانشگاهها را يك سند مقدس غير قابل دسترس و اجرا ميداند كه اگرچه تمام موارد آمده در آن پذيرفته و مورد احترام هستند اما محلي براي اجرا ندارند. وي به «جوان» ميگويد: چرا هيچ يك از مسئولان از خودشان نميپرسند سند اسلامي شدن دانشگاهها اجرايي نميشود؟
چون با قانون وزارت علوم همخواني ندارد. اگر وزيري خودش انگيزه نداشته باشد ميتواند براساس قانون و شرح وظايفش آن را انجام ندهد. مصوبات شوراي عالي انقلاب فرهنگي در حوزههاي اداري و مالي و پشتيباني و ساختار وزارت علوم جايي ندارد.
از سوي ديگر سقزچي به اين ابهام اينطور پاسخ ميدهد كه سياستگذاران يك پيشنويس از سند تهيه كرده و در معرض نقد و گفت و گوي مخاطبان اعم از موافق و مخالف قرار داده است اگر فرد يا مجموعهاي در اين زمينه مشاركت جدي نكردهاند، كوتاهي از ما نيست. مشكل جامعه ما اين است كه يك سند علمي، دانشگاهي زماني ميتواند محقق شود كه تبديل به زبان علم شود و از تريبونهاي علمي مطرح شود. وقتي سياستگذاران و مديران حتي به خود زحمت اطلاعرساني نميدهند، چطور توقع دارند يك سند دانشگاهي و محتويات آن شناخته شود. متوليان اجرايي يا اراده بر اجرا نداشتند يا وظيفه خودشان را مأموريتهاي اوليه دانشگاهها از جمله آموزش ميدانستند. بنابراين اين سند گفتمان رايج نشده است.
نحيفترين عضو در دانشگاهها
فرهنگ است
از بزرگي پرسيدند در اروپا چه ديدي؟ گفت آنجا اسلام و اينجا مسلمانان را ديدم. آنها به حقايق ما رسيدهاند، ولي ما دهههاي 60 و 70 آنها را تجربه ميكنيم. ايرانيها دنبال نتايج زودبازده هستند. چين حدوداً دو برنامه 10 ساله اجرا كرده تا در دانشآموزانش سختكوشي، خلاقيت و كار گروهي را پرورش داد. در حالي كه ما منتظريم تا يك كار را انجام ميدهيم نتيجه آن را ببينيم.
نهادينه كردن فرهنگ بستن كمربند را در جامعه به خاطر بياوريد. همه با هم كار كردند همه دستگاهها بسيج شدند تا جامعه نتيجهاش را ديد. بايد زمانبر بودن كارهاي فرهنگي را هم مورد توجه قرار دهيم. قطعاً بدون مشاركت جدي و اداي دين و سهم دستگاههاي علم و فرهنگ كشور به دانشگاهها اين اتفاق نميافتد.
در حال حاضر وزارت صنعت، نفت، علوم، دانشگاهها و دانشگاه آزاد هر كدام به صورت جزيرهاي عمل ميكنند كه براي اصلاح وضع موجود بايد مديريت شبكهاي در حوزه علم و فرهنگ كشور صورت بگيرد در غير اين صورت ايدهآلهاي دانشگاه اسلامي محقق نميشوند.
اينرسي حركتي، ممكن است در اول راه باشد و قطار اسلامي شدن دانشگاهها كند باشد، اما در مسير كه بيفتد به سرعت مطلوب ميرسد. از طرفي، دانشگاه اسلامي نمونه خارجي ندارد، دانشگاههاي ديني هستند اما با دانشگاه اسلامي فرق دارند. ما در مرحله پايلوت و سعي و خطا هستيم و نيازمند نظريهپردازي و تدوين مباني نظري و الگوسازي و اجراي پايلوت.
اگر همه چيز آماده بود و دانشگاه اسلامي محقق شده بود براي بسياري از كشورها الگويي كارآمد به شمار ميرفت.