کد خبر: 600168
تاریخ انتشار: ۱۱ تير ۱۳۹۲ - ۱۰:۱۵
گپ و گفتي با عليرضا ولي‌زاده، جوان موفق و برنامه‌نويس درجه يكي كه درآمد چند ده ميليوني‌اش را كاملاً طبيعي مي‌داند
چند ماه است دست روي دست گذاشته و منتظر نشسته كسي بيايد و پيشنهاد كار به اصطلاح خودش تپلي به او بدهد تا شايد او راضي بشود و سركار برود! مي‌پرسم اين چه نوع زندگي است؟
چند ماه است دست روي دست گذاشته و منتظر نشسته كسي بيايد و پيشنهاد كار به اصطلاح خودش تپلي به او بدهد تا شايد او راضي بشود و سركار برود! مي‌پرسم اين چه نوع زندگي است؟ مثلاً تو يك مردي بايد چند وقت ديگر ازدواج كني و خرج يك خانه و خانواده را بدهي. در جوابم اخم مي‌كند، قيافه حق به جانب مي‌گيرد و مي‌گويد: من چه تقصيري دارم ۱۱ سال در مدرسه و شش سال دانشگاه درس خواندم، من به تكليفم عمل كردم و حالا وقتش رسيده كه جامعه هم به وظيفه‌اش در قبال من عمل كند. با خودم مي‌گويم اگر مدرك ملاك بود كه ما الان اين همه كارشناس و كارشناس ارشد بيكار نداشتيم چه رسد به اينكه شغلي متناسب با رشته‌اي كه خوانديم گيرمان بيايد. از يك طرف اين انتظار واقعاً معقولي است كه دولت در قبال كساني كه بستر تحصيل و گرفتن مدركشان را فراهم مي‌كند موظف به ايجاد اشتغال براي آنها باشد اما از طرفي ديگر مگر بيكارها يك نفر و دو نفر هستند؟! اگر اين تفكر درست است چرا يك نفر مثل عليرضا ولي‌زاده ۲۳ ساله كه تازه دانشجوي مهندسي نرم‌افزار شده بدون داشتن مدرك وارد بازار پردرآمد برنامه‌نويسي مي‌شود و هزاران نفر كه مدرك دانشگاهي اين رشته را دارند بيكار هستند؟! عليرضا ولي‌زاده را مي‌توان يكي از جوان‌ترين، موفق‌ترين و پردرآمدترين برنامه‌نويس‌هايي كشورمان دانست كه دانسته‌ها و درآمد امروزش را صرفاً مديون تلاش و علاقه خودش است. آنچه در زير مي‌خوانيد گفت و گوي ما با اين برنامه‌نويس جوان است.

چه اتفاقي باعث شد كه ولي‌زاده جوان به يك برنامه‌نويس ماهر تبديل شود؟ مي‌خواهم بدانم اولين انگيزه دقيقاً از كجا شكل گرفت؟
من هم مثل ساير بچه‌ها در سن ۹ يا ۱۰ سالگي جذب بازي‌هاي كامپيوتري شدم. خانواده‌ام وقتي كلاس اول راهنمايي بودم براي من يك كامپيوتر خريدند. در آن سن و سال فكر مي‌كردم كامپيوتر وسيله‌اي است شبيه آتاري خودمان كه فقط مي‌شود با آن بازي كرد اما كم كم سن و سالم كه بيشتر شد، تقريباً دو سال بعد با محيط نت و برنامه‌نويسي آشنا شدم و با همين جست وجو كردن در آن سن و سال نوجواني توانستم اولين كدزني يا برنامه‌نويسي‌ام را كه مربوط به يك ماشين حساب بود انجام دهم. نكته اينجاست كه معمولاً بچه‌ها با آشنا شدن و علاقه پيدا كردن نسبت به بازي‌هاي كامپيوتري بيشتر به سراغ گرافيك مي‌روند اما چون من در خانواده هنرمندي بزرگ شده‌ام با دغدغه‌ها و مشكلاتي كه رشته‌هاي هنري و در بين هنرمندان وجود داشت مثل تفكراتي كه مردم نسبت به هنرمندان دارند و اختصاص دادن وقت، فكر و هزينه زياد براي خلق يك اثر و در مقابل كمبود درآمدها آشنا بودم شايد به همين دليل بود كه دور رفتن به رشته گرافيك را خط كشيدم. درك اين نكته‌اي‌كه گفتم خيلي پيچيده نيست. تصور كنيد يك نقاش يك هفته براي خلق يك اثر ۵ ميليوني زمان مي‌گذارد اما وقتي خريدار قيمت را مي‌بيند مي‌گويد «نه براي زمان يك هفته‌اي اين پول واقعاً زياد است» و در نتيجه تابلو را نمي‌خرد، غافل از اينكه پشت همين تابلو و اثر هنري كلي تجربه و فكر وجود داشته است. اگر بخواهم صادق باشم بايد بگويم امروز هم كار گرافيك را دوست دارم و تصورم از قابليت‌هاي خودم اين است كه مي‌توانم در كنار برنامه‌نويسي چنين كاري را هم انجام دهم اما همچنان با شناختي كه از جامعه و تفكرات مردم دارم از اين شغل دوري مي‌كنم. بخش ديگري از علاقه من به برنامه‌نويسي در جمع دوستاني كه در مسجد محله‌مان داشتم و همه به برنامه‌نويسي علاقه مشترك داشتيم شكل گرفت. اين علاقه آنقدر پررنگ بود كه من بسياري از ايده‌ها و انگيزه‌ها را در همين جمع دوستانم پيدا مي‌كردم و خودشان هم در اين زمينه به من كمك مي‌كردند.

با اين توصيف شما زماني كه وارد كار حرفه‌اي برنامه نويسي شديد تحصيلات دانشگاهي نرم‌افزار نداشتيد. درست است؟
بله. من برنامه‌نويسي و كدزني را از طريق دانشگاه ياد نگرفتم و اعتقاد شخصي‌ام هم اين است كسي كه از طريق دانشگاه برنامه‌نويسي ياد مي‌گيرد نمي‌تواند برنامه‌نويس موفقي شود. اگر راحت‌تر بخواهم بگويم بايد با دلت وارد اين كار بشوي تا بتواني با سختي‌ها و مشكلاتش كنار بيايي. برداشت اشتباهي از حرف‌هاي من نكنيد، من مي‌گويم كسي كه از طريق دانشگاه اين رشته را پيگيري مي‌كند اطلاعات بسيار قديمي و پايه‌اي را ياد مي‌گيرد من خودم دانشجوي اين رشته هستم و متأسفانه آن چيزي كه در دانشگاه به دانشجويان آموزش داده مي‌شود در حد و اندازه كدنويسي‌هاي CPU است، كدنويسي‌هايي كه در جامعه نرم‌افزاري امروز به نوعي منسوخ شده است.

من قبول دارم كه معمولاً تفاوت‌هاي ميان آموزش‌هاي دانشگاهي و آن چيزي كه نياز بازار كار است بسيار است اما رشته شما يك رشته علمي و كاملاً محاسباتي است و ۱۰۰درصد قابل آموزش است يعني شما در مورد رشته خودتان هم وجود چنين خلأيي را تأييد مي‌كنيد‌؟
بله، دقيقاً. در رشته ما تفاوت‌ها آنقدر زياد است كه دو حوزه دانشگاه و بازار كار كاملاً غيرقابل مقايسه هستند.

پس شما چطور برنامه‌نويسي ياد گرفتيد؟
خودم. اينكه مي‌گويم خودم ياد گرفتم غلو نيست. من اين كار را از صفر، با علاقه ذاتي‌ و پيگيري‌هاي خودم با پيگيري كردن آموزش‌ها در سايت‌هاي انجمن‌ها و آموزشگاه‌هاي داخلي و خارجي و كتاب خواندن يادگرفتم. در مجموع شايد بيشتر از پنج كتاب نخريدم اما حسن كار ما در اين است كه آنقدر با همكارانمان در پايگاه‌ها و محيط‌هاي مجازي در ارتباط كاري هستيم كه من مي‌توانستم هر روز وارد محيط نت ‌شوم، مشكلات و مسائلي كه در ذهنم ايجاد شده بود مطرح كنم و براي جواب آن در فضاي نت به گفت و گو بپردازم. به همين دليل است كه بخش مهمي از سؤال‌ها و نقطه‌هاي كور آموزشي من به شكل مجازي باز شده است. اولين خاطره برنامه‌نويسي من به دوران دبيرستان بازمي‌گردد، زماني كه براي اولين بار برنامه‌اي را با سي ـ پلاس ـ پلاس نوشتم و بعد از آن شروع كردم به جست و جو در مورد به‌روزترين برنامه‌هاي مربوط به برنامه‌نويسي تا امروز. مهمترين نكته در شغل ما اين است كه بايد به‌روز باشيم، هر روز مدل‌ها و سبك‌هاي نوشتن جديد برنامه‌نويسي روي سايت‌ها و پايگاه‌هاي اينترنتي قرار مي‌گيرد و روزي كه ما اطلاعات‌مان را با اين پيشرفت هماهنگ نكنيم عقب مي‌مانيم.

برنامه‌نويسي جزو مشاغل پردرآمد جامعه ما محسوب مي‌شود. شما روزي كه به سراغ اين رشته رفتيد از دستمزدهاي كار در اين زمينه خبر داشتيد؟ چقدر با تفكر درآمدي به سراغ آموختن اين رشته آمديد؟
مطمئناً روزهاي اول هيچ برنامه‌نويسي آنقدر پيشنهاد كاري و درآمد ندارد كه ما بگوييم صرفاً به خاطر درآمد به سراغ اين رشته رفته است از طرف ديگر كار ما يك كار كاملاً به‌روز و علمي است و مشتري ترجيح مي‌دهد براي انجام كارش به سراغ برنامه‌نويسي برود كه جديدترين برنامه‌هاي اين كار را آموخته است. ولي به تدريج و با گذشت زمان آنقدر سفارش روي سفارش مي‌آيد كه شما چشم باز مي‌كنيد مي‌بينيد ديگر وقت آن رسيده كه روي جنبه مادي و درآمدهاي اين رشته هم تمركز كنيد. من با گذشت دو سال از ورودم به اين حرفه امروز برآوردي كه از وضعيت فعلي‌ام دارم اين است كه در سن جواني، با داشتن انرژي و خلاقيت بالا از درآمد نسبي بالايي برخوردارم و بسته به قابليت‌هايي كه گفتم اين درآمد بي‌حد و مرز قابل افزايش است چون من پول ذهن و ايده‌ام را مي‌گيرم.

با اين توصيف از اوضاع درآمد كاري‌تان، اين طور برداشت مي‌شود كه شما هر روز پول روي پول مي‌آوريد. درست است؟
نمي‌خواهم بگويم اوضاع مالي خوب نيست، مطمئناً درآمدهاي اين رشته هم بالاست اما تا خود برنامه‌نويس نتواند براي خودش اسم و رسمي پيدا كند نمي‌تواند درآمد چنداني را به خودش اختصاص دهد.
پس اين هزينه‌هاي هنگفتي كه بابت نوشتن يك برنامه سايت يا خبرگزاري دريافت مي‌كنيد كجا مي‌رود؟ مثلاً من شنيدم كه يكي از همكاران شما براي نوشتن برنامه يك خبرگزاري در مدت دو ماه ۱۲۰ ميليون تومان پول گرفته است. من فكر نمي‌كنم چنين دستمزدي را متخصصين و جراحان هم بگيرند!
درآمدهايي با اين اعداد و ارقام تقريباً حقيقي است و دستمزدهاي برنامه‌نويس‌ها مي‌تواند تا بيشتر از اين هم برود چون اگر يك برنامه‌نويس از برنامه خارجي كپي نكند و يك برنامه را از صفر تا صد براساس كدزني خودش بنويسد واقعاً لياقت دريافت دستمزدي بيشتر از اين را هم دارد ولي در مورد درآمدها نكته اينجاست كه در كشور ما متأسفانه برنامه‌نويس‌ها كمتر به عنوان يك فرد و با اسم خودشان شناخته مي‌شوند. ما امروز شركت‌هاي بزرگ و مهم برنامه‌نويسي را در ايران داريم كه مديرعامل و كارشناس شركت خودشان براي مذاكره، تحليل سايت و تعيين دستمزد با مشتري وارد گود مي‌شوند و تنها بر اساس قرارداد كاري كه با برنامه‌نويس دارند به او پول مي‌پردازند. اميدوارم متوجه منظورم بشويد. مثلاً اين مهم نيست كه شركتي كه من در آن كار مي‌كنم بابت برنامه‌اي كه من آن را نوشته‌ام چند ميليون دستمزد مي‌گيرد، مهم اين است كه آنها تنها براساس مبلغ توافقي قراردادم به من پول مي‌دهند. نكته اينجاست كه براساس اين قراردادها من به عنوان يك برنامه‌نويس داراي توان حرفه‌اي بالا در دريافت حقوق و مزايا با يك كارمند عادي هيچ فرقي ندارم چون قابليت‌ها در اين قراردادها لحاظ نمي‌شود. اما خوشبختانه يك فكري در اين شركت‌ها و كل فضاي برنامه نويسي ايران در حال شكل گرفتن است و آن اينكه مديران دارند به اين تفكر نزديك مي‌شوند كه در اين شركت‌ها هركس بايد به اندازه توان، مهارت، آموخته‌ها و زماني كه اختصاص مي‌دهد حقوق بگيرد. يك برنامه‌نويس زماني مي‌تواند در اين حرفه موفق شود كه خودش براي خودش و تحت نام خودش اسم و رسم پيدا كند كه البته اين هم راهي جز انجام كارهاي بزرگ براي شركت‌ها ندارد. مثلاً من بايد يك كارنامه كاري قابل قبول در مدت چند سال كارم در زير سايه اسم شركت براي خودم جمع كنم تا مشتري‌ها رفته رفته من را به عنوان ولي‌زاده برنامه‌نويس بشناسند.

به نظر خود شما اين دستمزدهاي ۱۲۰ ميليوني واقعاً زياد نيست؟
نه، از نظر من زياد نيست. من معتقدم كسي كه برنامه‌نويسي يك خبرگزاري را پذيرفته اگر برنامه را از بيس و پايه خودش نوشته بود مبلغي دو يا سه برابر اين دستمزد مي‌گرفت پس مطمئنم اين برنامه‌نويس از قبل يك شاكله يا كپي از يك نمونه داخلي يا به احتمال قوي خارجي داشته است و تنها بعضي از كدهاي برنامه را تغيير داده است. به طور كلي بخش مهمي از دستمزدهاي ما مربوط به سايز و زمان اختصاص داده شده براي برنامه سفارشي است و اين هزينه‌ها مي‌تواند خيلي بيشتر از اين‌ها باشد.

با اين تعاريف شما و همكارانتان تمام عمر بايد يك كارمند ساده باشيد و بمانيد در حالي كه درآمدها اينطور نمي‌گويد. درست است؟
نه اينطوري‌ها هم نيست. ما پنج‌شنبه و جمعه هر هفته تعطيل هستيم و در اين دو روز اين اجازه را داريم كه خارج از چارچوب كاري دفتر سفارش كاري بگيريم و وقتي سفارشي را خارج از شركت تحويل مي‌گيريم در محاسبات دستمزدي هم آزادانه‌تر عمل مي‌كنيم. ما هم مثل هر كارمند ديگري اين اجازه را داريم كه براي رفع كمبودهاي درآمدي‌مان روزهاي غيركاري و تعطيل هم از خارج از شركت سفارش كار بگيريم. از نظر من قراردادها دو شكل دارند: كاري و دلي. در شغل ما اين دو قرارداد در دوكفه ترازوي مقابل هم قرار دارند. من و هيچ برنامه‌نويسي نمي‌تواند بگويد چند ده قرارداد براي تحويل كار در چند ماه آينده بسته‌ام و همه كارها را با نهايت دقت و از روي دلم انجام دادم، نه به هيچ وجه اينطور نيست. هرچه تعداد كارها و مشتري‌ها در يك زمان بيشتر شود ما بايد از كيفيت و زماني كه براي ساير كارها اختصاص مي‌دهيم بزنيم تا بتوانيم كار جديد را هم سرموقع تحويل دهيم و اين از نظر من كار پسنديده‌اي نيست. ولي منصفانه بايد بگويم كه اكثر همكاران من براي بالارفتن درآمدهايشان به دفعات دچار چنين اشتباهاتي مي‌شوند و نتيجه اين رويه در طولاني مدت اين مي‌شود كاري كه تحويل مشتري مي‌دهند كار دلپسندي از آب درنمي‌آيد و مشتري اين را در ذهنش جا مي‌اندازد كه چون كار خوب از آب درنيامده ديگر به سراغ اين برنامه‌نويس نرود. به طور كلي بزرگترين نقيصه حرفه ما اين است كه منشور، مركز يا قوانين خاصي براي تعيين دستمزدها در اين حرفه وجود ندارد. هيچ جايي، هيچ مسئولي در كشور ما نيست كه به عنوان مرجع قانوني بگويد فلان برنامه‌نويس در اين سطح، با اين ميزان تجربه كاري و ساعت اختصاص داده براي انجام پروژه حق دريافت مبلغ دستمزدي اين چنيني دارد و همين كمبود باعث شده كه ما آشفته‌بازار امروزي را در بين دستمزدهاي برنامه‌نويس‌ها شاهد باشيم. ولي به نظر من چنين مبالغي براي نوشتن برنامه خبرگزاري‌ها و نظاير آن اصلاً مبلغ زيادي نيست يك خبرگزاري اگر قرار باشد فعاليت خبررساندن به‌روز و سريع را برعهده داشته باشد شايسته است كه بيشتر از اين‌ها براي برنامه‌نويسي‌اش هزينه شود.

در ايران كار برنامه‌نويسي زير پوشش اسم شركت‌ها راحت‌تر است يا اينكه يك برنامه‌نويس شخصي يا انفرادي شروع به كار كند؟
متأسفانه در ايران هيچ برنامه‌نويسي نمي‌تواند از ابتداي كار روي پاي خودش بايستد، شما حتماً بايد زيرنظر يك شركت باشيد تا به شما اعتماد كنند و سفارش‌هاي بزرگ را بدهند. اما بعد از مدتي وقتي كارفرما و مشتري مي‌بينند كه رضايت‌كاري از برنامه‌نويسي بالاست ترجيح مي‌دهند سفارش‌هاي بزرگ را خارج از روال عادي كارهاي شركت شخصاً به او سفارش دهند. يكي از معايب سفارش كار از طريق شركت روال طولاني و كاغذبازي‌هاي آن است. مراجعه‌كننده در هر شركت برنامه‌نويسي بايد به شكل‌هاي مختلف مانند ثبت در سايت يا نامه‌نگاري درخواستش را به مديرعامل بدهد، سفارش در شركت مطرح شود، روي آن برنامه‌ريزي و تحليل صورت گيرد و نهايتاً در صورت موافقت كار شروع شود. همين پروسه مي‌تواند گاهي تا چند هفته طول بكشد كه هدر رفتن اين زمان باعث تعلل در انجام كار مي‌شود. حالا در نظر بگيريد اگر اين وسط يك يا چند روز تعطيلي هم وجود داشته باشد ممكن است يك ماه از سفارش كاري بگذرد اما كار هنوز تحويل داده نشده باشد. امروز كارفرماها و مشتري‌ها با پي بردن به بسياري از معايب سفارش كارهاي شركتي تصميم گرفته‌اند شخصاً و خارج از زمان كاري شركت با برنامه‌نويس‌هاي مورد اطمينان وارد بحث و توافق شوند. با اين روش من ظرف دو يا سه روز بعد از دريافت سفارش كار را با همان مبلغ توافق شده و بدون هيچ پروسه اداري تحويل مشتري مي‌دهم.

مراحل كاري شما در سفارش‌ها هميشه همينطور است يا رويه قبول سفارش و انجام كار در شركت‌ها متفاوت است؟
۱۰۰ درصد متفاوت است. مشتري تمام خواسته‌ها، انتظارات و نيازهايي كه از برنامه‌اش دارد در يك طرح به شركت عنوان مي‌كند. ابتدا مديرعامل و تحليلگر شركت در چند جلسه مذاكره با سفارش‌دهنده به همه ابعاد و ريزه‌كاري‌هاي نرم‌افزار مي‌پردازند. به طور كلي در بحث آي‌تي و برنامه‌نويسي بخش زيادي از زمان و هزينه‌هاي طرح به مرحله تحليل طرح اختصاص پيدا مي‌كند چون اگر اجراي يك طرحي براساس تحليل اشتباه پيش برود يك تيم بزرگ مجبور مي‌شوند برگردند و بخش مهمي از مراحل را دوباره طي كنند كه اين كار آنقدر هزينه‌بر و زيان‌آور است كه گاهي هزينه‌هاي اين بازگشت و تصحيح خيلي بيشتر از هزينه نوشتن برنامه مي‌شود. در مرحله بعد برنامه‌نويس براساس تحليل‌هاي كارشناس و مدير پروژه برنامه را پياده‌سازي و توسعه مي‌كند و در نهايت برنامه نوشته شده تست مي‌شود و با موفق تمام شدن تست برنامه با پشتيباني و عقد قرارداد آن تحويل مشتري داده مي‌شود.

عقد قرارداد براي پشتيباني برنامه! اين ديگر چه نوع قراردادي است؟
اصلي‌ترين بخش نهايي كار يك نرم‌افزار مربوط به پشتيباني آن است. زماني كه كار نوشتن يك نرم‌افزار تمام مي‌شود بايد يك متخصص باشد كه نحوه آموزش كاركردن با آن را به پرسنلي كه قرار است از آن نرم‌افزار استفاده كنند آموزش دهد از طرفي هر نرم‌افزاري نياز دارد كه بعد از يك مدت دوره‌اي معمولاً يك ساله از هر نظر به‌روز‌رساني شود. همه اين خدمات تحت اسمي به عنوان پشتيباني قرار مي‌گيرد و براساس اين نوع قرارداد مشتري بايد درصدي از مبلغ كل دستمزد مربوط به نوشتن نرم‌افزار را سالانه در اختيار برنامه‌نويس قرار دهد اين مبلغ از ۲۰درصد در كمترين حالت تا سقف غيرقابل تعيين‌اش مي‌تواند متغير باشد.

براي شكل گرفتن يك سايت يا برنامه رايانه‌اي چند گروه و با چند تخصص در كنار هم جمع مي‌شوند؟
در مرحله اول گرافيست با فتوشاپ طرح اوليه كار را مي‌زند و با تأييد كارفرما طرح رنگ و لعاب‌دار براي ادامه كار وارد مرحله بعد يعني كدزني مي‌شود كه همين مرحله هم از انواع مختلفي تشكيل شده مثلاً كدزني از نوع PHP كه تعيين مي‌كند اطلاعات از چه مسيري وارد سيستم شود، چه تغييراتي كند و در كجاي وب بنشيند در تخصص من است، در مرحله بعدي و كدزني CSS تمام خط و خطوط و شكل‌ها، حاشيه‌ها و فونت‌ها تكميل مي‌شود و در مرحله آخر برنامه تست مي‌شود. البته پيش از آغاز كار برنامه‌نويس‌ها و گرافيست‌ها يك مهندس برنامه‌نويس بايد كار تحليل پروژه را انجام دهد. اين يك نوع نقشه‌خواني در بين مهندس‌هاست كه ما مي‌توانيم براساس كار تحليلگر ببينيم بايد در كجا چه كاري را انجام دهيم.

اگر بخواهيد يك مقايسه كلي بين كار برنامه‌نويس‌هاي خارجي و صفحات مجازي آنها با كار برنامه‌نويس‌هاي داخلي داشته باشيد فكر مي‌كنيد ايران در اين زمينه در چه رتبه‌اي قرار دارد‌؟
خدا را شكر تفاوت فضاي كاري ما حتي در داخل ايران بسيار چشمگير شده است و اين نشانه رقابت سنگين بين برنامه‌نويس‌هاست. براي مثال مي‌شود به نوع تبليغات انتخابات رياست جمهوري كه برگزار شد دقت كنيد. در اين دوره برخلاف ساير دوره‌ها ما كمتر تبليغات كاغذي و چاپي مي‌ديديم اما به محض اينكه وارد فضاي مجازي مي‌شديم. با تبليغات بسيار شكيل و شيك كانديداها مواجه مي‌شديم همين نشان مي‌دهد كه سطح كار و فرهنگ در اين زمينه بسيار تفاوت كرده است. از نظر كيفيت كار هم ما امروز برنامه‌نويس‌هايي را داريم كه آنقدر سطح و كيفيت كارشان بالاست كه فقط سفارش كار از كشورهاي تركيه و آلمان را قبول مي‌كنند. خود من يك نمونه از همين كارها را چند روز قبل ديدم كه يكي از برنامه‌نويس‌هاي ايراني در مدت سه روز براي يك شركت خودرو‌فروشي آلماني سايتي را طراحي كرده بود و در مقابل سه هزار دلار دستمزد گرفته بود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها