
در دنياي ارتباطات امروزي، در ميان تودهاي از رفت و آمد دادهها، حريم
خصوصي از حداقل امنيت و حتي اهميت گذشته برخوردار است. رسانههاي اجتماعي
نقش بنيادي را در جوامع انساني ايفا ميكنند و با دسترسي شبانهروزي
ميلياردها نفر از طريق بسترهاي اصلي جهاني و به اشتراك گذاشتن تجارب، لحظات
و افكار شخصي، از اين شبكهها به عنوان فناوري با بالاترين سطوح نفوذ ياد
ميشود. اين در حالي است كه كاربرهاي گسترده آن روزانه در معرض انواع
متنوعي از تهديدهاي اينترنتي از جمله ويروسها و سوء استفاده از اطلاعات
شخصي قرار ميگيرند و به دليل سطح آگاهي پايين، اين سايتها براي مهاجمان
حكم بهشت سايبري را دارد. در چنين شرايطي امكان حمله همزمان به كاربرهاي
متعدد به سهولت قابل دستيابي است. حال با درز يك خبر، نه تنها صحت شايعات
فراوان تأييد شد، بلكه گستردگي آن موجب شد تا دولت امريكا در به در كشورها،
به دنبال ماري بگردد كه خود در آستين پرورانده بود.
حريم خصوصي حق مسلم هر فرد است«حريم
خصوصي» معاني متفاوتي دارد؛ برگرفته از ريشه لاتين آن (privatus ؛جدا شده
از ساير)، به توانايي فرد يا گروه به جدا كردن خود يا اطلاعات شخصي و در
نتيجه برملاسازي گزينشي خويش اطلاق ميشود. مرز و محتواي آنچه حريم خصوصي
تلقي ميشود در ميان اشخاص و فرهنگها متفاوت است، در شرايطي كه مضمون اصلي
آنها مشترك است. حريم خصوصي گاهي مربوط به ناشناس بودن ميشود، اين به
معناي تمايل دوري از عرصه عمومي و گمنام بودن است. زماني كه صحبت از حريم
خصوصي يك فرد به ميان ميآيد، عموماً به اين معناست كه چيزي در درون او به
طور ذاتي ويژه يا به گونه احساسي شخصي به حساب ميآيد. درجه خصوصي بودن اين
اطلاعات به نحوه پذيرش آن در ميان همگان بستگي دارد و در نتيجه از مقوله
زمان و مكان نيز جدا نيست. مفهوم حريم خصوصي بر امنيت نيز تأثيرگذار است؛
سوء استفاده و امنيت اطلاعات نمونههايي از آن هستند. با اين گفته، دخيل
شدن تعصبات شخصي هنگام سوء استفادههاي احتمالي در اين زمينه چندان دور از
انتظار به نظر نميآيد. درست مانند دست درازي به گاوصندوق يك فرد است. اگر
از اقوام نزديك يا دوستان صميمي او هم به حساب بياييم، هميشه خط فرضي تحت
عنوان پايان حوزه استحفاظي ما وجود دارد. يك قدم فراتر به معناي پريشاني
خاطر، اوقات تلخي و حتي در موارد حاد درگيريهاي فيزيكي است. با اين حال،
مسلماً تبعات دخالتهاي روحي و معنوي از جنبه مادي آن مخربتر خواهد بود.
عموميترين مفهوم حريم شخصي آزادي از بند مزاحمتهاي سرزده و بدون اجازه
است. اين به معناي آن است كه هر فرد حريم ايمني براي موجوديت داشته باشد و
از بند هر گونه اجبار، تهديد و حتي مشاهده ناخوانده رها باشد. به طور كلي،
حق «در لاك خود بودن». اما اگر دستمان از دنياي فرد خاطي كوتاه باشد چه؟
دنيايي مجازي كه ترافيك دادههاي رد و بدل شده آن در لحظه ترافيكهاي تهران
را به فراموشي ميسپارد. دنيايي كه دستكمي از دنياي حقيقي ما ندارد. همه
جور آدمي در آن يافت ميشود. ديروز گمان ميكرديم كه سياستهاي حفظ حريم
شخصي در تمامي سايتها موجوديت دارد اما امروز به گوش ميشنويم كه در
اينترنت، چوب حراج بر اطلاعات شخصيمان زدهاند.
درز يك خبردر
سال ۲۰۱۰، خبر استخدام يكي از كارمندان شبكه اجتماعي فيسبوك توسط سازمان
امنيت ملي امريكا باعث شد تا رابطه ميان اين رسانه اجتماعي با سازمانهاي
گردآورنده اطلاعات جاسوسي تيره و تار شود. در هفتهاي كه گذشت، بحث حول
حريم خصوصي كاربرها در دنياي مبهم رسانههاي اجتماعي با اعلام خبر استعفاي
مكس كلي، افسر ارشد امنيت فيسبوك، براي شاغل شدن در سازمان امنيت ملي
امريكا داغتر هم شد. كمتر پيش ميآيد كه يك خبر ابعاد چنين گستردهاي
داشته باشد و مردم ملتهاي دنيا، صرفنظر از طبقه اجتماعيشان را درگير خود
كند. خبري كه بيداري جهاني را ايجاد كرد و بايد ممنون ادوارد اسنودن بود؛
يك امريكايي فراري كه اين روزها تحت تعقيب دولت امريكا قرار دارد. در
گذشته، ادوارد در سازمان جاسوسي امريكا (CIA) تكنسين كامپيوتر بود و
اخيراً هم در سازمان امنيت ملي امريكا (NSA) پيمانكار بوده است. به گفته او
هزاران شركت مالي، توليدي و فناوري با سازمانهاي امنيتي و جاسوسي امريكا
تعاملهاي نزديكي دارند و در ازاي ارائه اطلاعات حساس، دسترسي به اطلاعات
طبقهبندي شده برايشان ممكن ميشود. علاوه بر اين، ايميل، عكس، چت،
شبكههاي اجتماعي و تقريباً تمام فعاليتهاي اينترنتي از سال ۲۰۰۷ تاكنون
توسط سازمان امنيت ملي امريكا بررسي ميشود. همين سازمان در حال جمعآوري
سوابق تلفني و ارتباطات رايانهاي ميليونها شهروند امريكايي از طريق گوگل و
ديگر غولهاي بزرگ اينترنتي نيز هست. اين در حالي است كه خيلي از اين
شركتهاي مخابراتي و اينترنتي، دادههاي خود را به صورت داوطلبانه در
اختيار سازمانهاي اطلاعاتي امريكا قرار ميدهند. مسئله به همين جا ختم
نميشود و طبق گفتههاي آقاي اسنودن، بسياري از سازندگان سختافزار،
نرمافزار، بانكها، ارائهدهندگان خدمات امنيتي اينترنتي (همچون آنتي
ويروسها)، شركتهاي ماهوارهاي و خيلي ديگر از اين قاعده مستثني نيستند.
در كنار سازمان امنيت ملي امريكا، سازمان جاسوسي ايالات متحده، دايره
تحقيقات فدرال (FBI) و شاخههايي از ارتش امريكا با شركتهاي مختلف توافق
همكاري بستهاند؛ اين يعني دريافت دادههايي كه حتي ممكن است بيضرر و
غيرمرتبط باشد.
بر اساس نظرسنجيهاي مركز تحقيقاتي PEW، از بين رفتن
حريم شخصي براي بيشتر مردم امريكا توفير چندان نميكند، البته تا زماني كه
اين اطلاعات به گفته خودشان جلوي حملات تروريستي احتمالي را بگيرد. طبق
نتايج اين نظرسنجي، ۶۲ درصد موافق بررسي تهديدهاي تروريستي بودند و ۳۸ درصد
بر حق داشتن حريم خصوصي خود پافشاري ميكردند. مسلمانان شهرهاي نيويورك و
نيوجرسي هم با جاسوسبازي اين مقامات چندان ناآشنا نيستند. در سال ۲۰۱۱،
روزنامه آسوشيتد پرس برملا كرد كه از سال ۲۰۰۱ تاكنون، اداره پليس اين
شهرها و ايالتهاي همجوار برنامههاي نظارت بر زندگي روزمره مسلمانان
راهاندازي كردهاست. طبق اين برنامه، محل عبادت، رستوران، تشكلهاي
دانشجويي و غيره تحت بررسي دقيق قرار ميگيرد و به دقت موشكافي ميشود.
آبروي بر باد رفته شبكههاي محبوب جهانيمايكروسافت:
بزرگترين شركت نرمافزاري دنيا دادههايي از باگهاي (اشكالات كامپيوتري)
موجود در نسخه محبوب نرمافزاري خود را پيش از روانه بازار كردن، در اختيار
آژانسهاي اطلاعاتي قرار ميدهد. به گفته آنان اين اطلاعات ميتواند براي
محافظت از رايانههاي دولتي و دسترسي به رايانه بيگانگان يا دشمنان ملي
مورد استفاده قرار گيرد.
اينتل: اين شركت كه سازنده نرمافزارهاي آنتي
ويروس نيز هست، به طور معمول با NSA، FBI، و CIA همكاري دارد و بدليل
مشاهدات وسيع ترافيكهاي اينترنتي همچون فعاليت بيگانگان، در زمره شركاي با
ارزش اين سازمانها قرار دارد.
گوگل: محبوبيت و شهرت اين شركت بر
همگان آشكار است. گوگل در جواب خبرهاي درز شده گفته است تمامي ادعاها دروغ
است و از در اختيار قرار دادن هر گونه اطلاعات كاربري سر باز زده است.
سخنگوي اين شركت عنوان كرده است كه «قوانين اظهار بياطلاعي از درخواستها»
كه از سوي مقامات امريكا وضع شده است، بر شايعات دامن زده. اين در شرايطي
است كه دولت امريكا وجود برنامههاي نظارتي را تأييد كرده است.
مككافي:
مايكل في، افسر ارشد فناوري اين شركت جهاني اعلام كردهاست اين شركت
دادهها و تجزيه و تحليلهاي شخصي افراد را در اختيار اين سازمانها قرار
نميدهد. به گفته وي سياست مككافي در جهت برقراري امنيت اينترنتي و ملي
است. گفتني است مككافي از زير مجموعههاي شركت اينتل به حساب ميآيد.
فيس
بوك و ياهو: اگرچه شايعات حول نوعي رابطه سراسر شبهه بين فيسبوك، ياهو و
ديگر سايتهاي رسانه اجتماعي با سازمانهاي جاسوسي مدتهاست كه موجوديت
دارد، تمام اينها در اوايل اين ماه، با تحويل دادن صدها سند معتبر سازمان
NSA به روزنامههاي گاردين و واشنگتن پست توسط ادوارد اسنودن به حقيقت
پيوست. اسنودن از وجود برنامهاي تحت عنوان Prism در NSA خبر داد كه
مكاتبات و مكالمات ويديويي بيگانگان را روي خدمات اينترنتي همچون گوگل،
اسكايپ، ياهو و فيسبوك ضبط و ثبت ميكند.
به گزارش گاردين، مايكروسافت
نخستين شركتي بود كه فعاليتهايش را در اين زمينه آغاز كرد و جمعآوري
دادههاي كاربران را از دسامبر ۲۰۰۷ آغاز كرد. در ادامه، ياهو از سال ۲۰۰۸،
گوگل به همراه فيسبوك و PalTalk در سال ۲۰۰۹، يوتيوب در سال ۲۰۱۰، اسكايپ
و AOL در ۲۰۱۱، و در نهايت اپل فعاليتهايشان را از سال ۲۰۱۲ آغاز كردند.
اجتماعي بودن اينترنتي... يك الزام است؟اشاعه
گوشيهاي هوشمند به افزايش محبوبيت اين شبكهها كمك غير قابل انكاري كرده
است. صرفنظر از دسترسي آسانتر، امكان به اشتراكگذاري همزمان اطلاعات در
كنار شناسايي لحظه به لحظه محل قرارگيري فرد به لحاظ جغرافيايي ايجاد شده
است. جهت اطلاع بد نيست نگاهي به آمارها بيندازيم:
Facebook
ـ به طور متوسط ۸۴۵ ميليون كاربر فعال دارد
ـ متوسط دوستان هر كاربر ۱۳۰ نفر است
ـ هر بازديد از نمايه شخصي به طور متوسط ۲۳ دقيقه به طول ميانجامد
Twitter
ـ به طور متوسط ۱۲۷ ميليون كاربر فعال دارد
ـ ۳۳ درصد كاربرهاي آن بالاي ۴۵ سال سن دارند
ـ هر بازديد به طور متوسط ۱۴ دقيقه به طول ميانجامد
ـ ۵۴ درصد كاربرها از طريق گوشي هوشمند از نمايه شخصي خود بازديد ميكنند
LinkedIn
ـ ۱۵۰ ميليون كاربر ثبت شده دارد
ـ ۷۵ درصد كاربرهاي آن با اهداف تجاري از آن بهره ميبرند
ـ حدود ۲ ميليون شركت در اين شبكه وجود دارد
اين
دادهها تأييدكننده اشاعه شبكههاي اجتماعي است و به روشني بيان ميدارد
كه تنها در ميان جوانان محبوبيت ندارد. بنابراين، اين به معناي فراگيرتر
شدن تبعات سوء استفادههاي احتمالي است. براي نسلهاي ديروز و امروز
«اجتماعي بودن» يك الزام به حساب ميآيد و افراد هر گروه سني و قشري را
درگير خود كرده است. اما اين احساس نياز از تعاملهاي رو در روي روزمره
خارج شده و به واقع، پوست حقيقي خود را جايگزين نوع مجازي آن كرده است.
كاربرها ساعتهاي طولاني را روي شبكههاي اجتماعي صرف ميكنند، بيخبر از
توده حملاتي كه ممكن است هر لحظه در حال وقوع باشد. در مواقع حساستر،
استفادههاي تخصصي با هدف تجارت نيز در اين شبكهها انجام ميپذيرد.
ميليونها تاجر و مديرهاي تجاري كسب و كارشان را از اين طريق اداره و
تبليغ ميكنند. در موارد بسياري، اطلاعات بسيار حساس سرسري در معرض ديگران
قرار ميگيرد كه ميتواند عواقب جبرانناپذيري داشته باشد. به طور كلي،
اين حملات مفهوم اعتماد را بكار ميگيرد؛ كه ستونهاي بستر شبكههاي
اجتماعي را تشكيل ميدهد. در اختيار قرار دادن اطلاعات شخصي تنها به اين
دليل كه چيزي براي پنهانسازي نداريم ممكن است به نظر فكر بدي نرسد. اما
آنچه در واقعيت رخ ميدهد چيز ديگري است. زماني كه از اعتماد شما سوء
استفاده شود و اشخاص در رأس قدرتمندتر از قبل شوند، ممكن است حتي اقدامات
قانوني شما براي اين سازمانها تبديل به نگراني شود و در نهايت، شما از
كاربر به يك هدف تبديل شويد.
صحبتهاي چند كاربر شبكههاي اجتماعي حضور هوشمندانه براي مقابله با سرقت اطلاعات
بيژن
۴۲ ساله، فعال در حوزه اجتماعي: در شرايط حاضر نقش شبكههاي اجتماعي بر
همگان آشكار است. حضور در دهكده جهاني و وجود چنين شبكههايي ميتواند مرز
مسافتي و حتي زماني را از بين ببرد و در دنياي تبادل اطلاعات حاضر، حضور
هوشمندانه در اين شبكهها ميتواند پاسخگويي به برخي نيازها را برطرف سازد.
بر اين اساس، هر فردي كه وارد اين گونه شبكههاي اجتماعي شود، با يك شخصيت
حقيقي و يك شخصيت حقوقي ورود ميكند. به واقع ارائه اطلاعات براي تبادل با
سايرين ميتواند به هر شكل ممكن زمينه را براي سوءاستفادههاي عمدهاي
فراهم سازد. بر اين اساس لازم است تا حريم خصوصي و به نوعي شخصي فرد محترم
شمرده شود. لازمه اين امر حفاظت از اطلاعات از سوي متوليان اين شبكههاست.
با اين حال، در شرايط حاضر به دليل پيشرفتهاي صورت گرفته در علوم مجازي،
اين انتظار ميرود كه حفاظت از اطلاعات فردي، شخصي و خصوصي نيز بيشتر حفظ
شود. ولي متأسفانه به همان ميزان كه پيشرفت در رشتههاي مختلف اين علوم
صورت ميگيرد، به همان ميزان نيز دسترسي به اطلاعات افراد سهلتر و آسانتر
ميشود. البته اين امر براي متوليان كه امكان دسترسي به اين اطلاعات را
دارند بيشتر از گذشته فراهم شده است. بر اين اساس لازم است تا علاوه بر
اينكه فرد خود به حريم شخصي خويش احترام بگذارد، هر موضوعي را هم در معرض
تبادل اطلاعات قرار ندهد. ضروري است تا قوانين بازدارنده نيز بيش از گذشته
تقويت و شفافسازي شود تا امكان درز و دسترسي به اطلاعات حريم خصوصي كمتر
شود. نبايد فراموش كرد كه هميشه عدهاي براي سرقت اطلاعات آماده هستند، پس
بايد براي مقابله با اين امر به موضوع پيشگيري بيش از گذشته توجه صورت
بگيرد تا امكان نفوذ به اطلاعات كاهش بيايد و بايد به نقش اطلاعرساني به
كاربران در مورد در معرض قرار گرفتن اطلاعات حريم خصوصي از طريق اين
شبكهها هشدار لازم صورت بگيرد تا فرد آگاه باشد كه هر لحظه و در كسري از
زمان اطلاعاتش (حريم خصوصياش) ميتواند در معرض تعرض قرار بگيرد.
حراج! حريم خصوصي همه به قيمت مفت!زينب
۲۵ ساله، فعال در حوزه خانواده و جوانان: شنيدن اين خبر براي من واقعاً
بياهميت است. من اطلاعات پروفايل خصوصيام را در فيسبوك كامل ننوشتهام و
به هيچ وجه هم نمينويسم. روز اول عضويت در اين شبكه آنقدر اعتماد نداشتم
كه حتي عكس خانوادگي يا نوشتهاي خصوصي در آن به اشتراك بگذارم. دليلش مشخص
است، چيزي كه منبع كنترلش در كشورمان نباشد از نظر من غيرقابل اعتماد است.
جالب اينجاست كه چنين نگاه منفي و پر از شك و شبههاي را نسبت به شبكههاي
مجازي داخلي مثل جامعه مجازي ايرانيان يا فيسبوك ايراني ندارم، به همين
خاطر در اين شبكهها با اطمينان كامل اطلاعاتم را به همراه عكس و پيامهايم
ميگذارم. فكر ميكنم هرچه باشد چاقو دسته خودش را نميبرد! من فقط يك
كاربر ايراني از جمع ميليونها ايراني هستم كه عضو اين شبكه مجازي هستند.
من بر اساس مصلحتانديشي كه داشتهام هيچ اطلاعاتي روي اين شبكه مجازي قرار
ندادم ولي اگر بخواهم واقعبين باشم بايد بگويم بله، ميليونها هموطن من
بدون هيچ نگراني و با اطمينان كامل تمام اطلاعات خصوصيشان را از كودكي،
محل سكونت و تحصيلشان تا به امروز، شغل و درآمدشان، ازدواجشان و حتي طالع
روزانهشان را با جمع زيادي از دوستان و اقوامشان تنها براساس اطمينان در
ميان ميگذارند. در حالي كه غافلند...
مگس پراندن شرف داردمحمد
۲۴ ساله، فعال در حوزه بينالملل: تاحدودي در جريان درز اطلاعات شخصي و
نظارتهاي سازمانهاي اطلاعاتي بودم ولي بايد اعتراف كنم به شدت تحت تأثير
وسعت عملياتي آن قرار گرفتم. اگر چه ممكن است افرادي همچون ادوارد اسنودن
يا حتي ژولين آسانژ (ويكي ليكس) در بازههاي زماني تحت پيگرد پليس
بينالملل قرار بگيرند، ولي در حق من و امثال من جفا كه نكردهاند هيچ، بر
گردنمان حق هم دارند. اندك زماني نيست كه بيداريهاي بينالمللي در مردم
سراسر دنيا پديد آمده است و روز به روز بر سطح هوشياري اين مردم افزوده
ميشود كه يك موهبت واقعي به حساب ميآيد. از همان ابتدا عضو شبكههاي
اجتماعي بودم. حضوري كه اگر چه اكثر مواقع كمرنگ بود، ولي مداومت داشت. به
طور كلي، من مخالفتي با در دسترس و در ارتباط بودن ندارم، همان گونه كه ۹۰
درصد مواقع پاسخ تماسهاي تلفني يا پيامكهايم را ميدهم. اطلاعاتم را بر
روي سايتها قرار ميدهم و ترسي از سوء استفاده از آن ندارم چراكه سعي
كردهام تنها پوستهاي از خودم را به نمايش بگذارم و ضرورتي در انتشار
بيشتر آن نميبينم. اگر قرار است عكسهاي من و دوستانم در بام تهران،
دارآباد يا هر كجاي ديگر ابزار سازمانهاي اطلاعاتي باشد، پس بايد بگويم
بيكاري فراتر از مگس پراندن هم وجود دارد! تنها متأسفم كه از اعتمادم سوء
استفاده شده است. سياستهاي حفظ حريم خصوصي كاربر در اين سايتها شعار است و
بس.
خيانت در امانت قابل بخشش نيست!دنيا ۲۹
ساله، فعال در حوزه ورزشي: باور خيانت در امانت، كار آساني نيست. مهم نيست
كه كجاست و چه كسي انجامش ميدهد. مهم آن خيانتي است كه به اعتماد و امانت
مردم ميشود. حال ميخواهد آن امانت هر چيزي باشد. من شايد اطلاعاتي كه به
فيسبوك دادهام خيلي مهم و باارزش نبوده باشد. شايد هم خيلي از آنها درست
نباشد اما مطمئناً خيليها به فيس بوك اطمينان كردهاند و اطلاعات مهمي
دادهاند كه موافق فروش آن نباشند. شايد خيليها بگويند كساني كه اطلاعات
كاربران فيسبوك را ميخرند، به دنبال مسائل امنيتي هستند كه شايد به هيچ
يك از ما ضربه نزند. اما، همين كه ميدانيم كسي غير از خود ما و آشنايانمان
به مسائلي كه روي فيس بوك ميگذاريم دسترسي دارد و هر زمان كه اراده كند،
ميتواند آنها را علني و فاش كند، كافي است براي اينكه تنمان به لرزه
درآيد. مهم نيست كه چه كسي، چه چيز مهم يا غير مهمي دارد، اطلاعات شخصي
افراد شخصيتر از آن است كه هر كسي بخواهد در آن سرك بكشد. اين يك حريم
شخصي است. مثل صندوقچهاي كه شايد داخلش جز دو، سه سنجاق سر قديمي، يك عكس،
پوست آدامس يا حتي يك گل خشك شده نباشد، اما چون شخصي است، هرگز دوست
نداريم كسي داخلش را كاوش كند؛ حتي اگر واقعاً چيز خاصي نباشد!
منابع:
RT. com
Wikipedia. org
Bloomberg. com
Montrealgazette. com
Washingtonpost. com