
درخبري آمده بود «ديمبابا» بازيكن خط حمله تيم چلسي خودروي گرانقيمت خود را
به فروش گذاشته و اعلام كرده كه پول فروش اين خودرو را به مسلمانان
ميانمار هديه ميكند. او چند ماه پيش هم با حضور در يكي از مساجد مسلمانان
در شهر لندن، خون اهدا كرده بود و پس از آن اعلام كرد كه قصد دارد خونش را
براي ملت فلسطين ارسال كند. اين حركت زيبا و انساندوستانه از طرف بازيكني
غيرمسلمان بسيارقابل تقديراست و الحق بايد روي آن مانورداد زيرا در زماني
كه هولوكاست مسلمانان ميانماري شدت گرفته و هر روز شاهد قتل عام آنها هستيم
و چقدر دوست ميداشتيم تا اين حركت از سوي ورزشكار ايراني صورت ميگرفت و
دررسانهها منتشر ميشد اما هنوز ازسوي اين طيف تأثيرگذار جامعه خبري دراين
باب نشنيدهايم. متأسفانه اين روزها تسلط پول و قدرت در فضاي ورزشي ما
بهقدري زياد شده است كه عمدتاً رسانهها از اختلافات تيمهاي ورزشي و كم و
زياد بودن ميلياردها تومان پول براي عقد قراردادها ميگويند تا چنين
اقدامات انساندوستانه.
درهرحال ورزشكاران و بهخصوص اهالي فوتبال
هم مانند بازيگران سينما و تلويزيون كه به مدد رسانهها در زمره افراد
مشهور و مرجع جامعه قرارگرفتهاند براي بسياري از گروههاي اجتماع الگو
هستند كه هر حركتي درست يا غلط از سوي آنها ميتواند تأثيرگذار باشد؛ البته
شايد نميتوان تمام تقصيرها را به گردن قهرمانان و ورزشكاران انداخت، زيرا
درميان ورزشكاران شخصيتهايي مثل سيد صالحي هم هستند كه تمام زندگي خود را
از بركت خداوند و حضرت زهرا(س) ميدانند و از گفتن آن هم هيچ ابايي ندارند
اما وجود اين معدود افراد با چنين تفكري و ديدگاهي به هيچ وجه توجيهكننده
عملكرد باشگاهها و مسئولان ورزشي كشورمان نيست هرچه باشد ما تنها كشور
شيعه جهان هستيم و ادعاي امالقراي جهان اسلام را داريم.
بايد
پرسيد واژه فرهنگي روي سردر باشگاهها به چه معنايي است؟! آيا معناي فرهنگي
فقط در مانورهاي تبليغاتي باشگاهها خلاصه ميشود؟! يا به عنوان نمونه به
قول مايلي كهن ورزشكار اخلاقي و پيشكسوت دنياي فوتبال؛ معني فرهنگي اين است
كه ۸۰۰ نفر باپول بيتالمال به مكه بروند و خانه خدا را زيارت كنند بدون
اينكه هيچ تحولي روي آنها صورت گرفته باشد؟ اگرچنين است پس چرا اين همه
هرروز شاهد انتشار دعوا و توهين و افشاگري و پشت پرده از فسادهاي برخي
مديران و ورزشكاران و باشگاهها در رسانههاي مختلف هستيم كه جنجال
ميكنند؟! هنوز چند ماهي از سخنان حضرت آقا درمورد ورزش و ورزشكاران نگذشته
است از گلايههايي كه معظمله نسبت به مقوله فرهنگي در امر ورزش
داشتهاند. ما هنوزهيچ تغيير اساسي در رويه مسئولان باشگاهها و ورزشكاران
در رسانهها حتي مجريان ورزشي كه مورد خطاب ايشان بودند نديديم!
ورزشكاران
ما كه به مدد مديران دولتي و حكومتي با پول بيتالمال بزرگ شدهاند و
دستمزدهايي درحد بازيكنان اروپايي ميگيرند چطور به اندازه ورزشكاران آنها
درعرصه فرهنگي و اخلاقيات حضور و بروز مؤثري ندارند حتي براي افرادي
همچون«ديمبابا» كه ازكودكي آموخته سياست از ورزش جداست و نبايد در چنين
اموري دخالت كرد، دفاع از مسلمانان مظلوم آن سوي دنيا كه هيچ ارتباطي به او
ندارند آنقدر مهم است كه اتومبيل گرانقيمت خود را دراين راه به مزايده
بگذارد اما دركشور ما با وجود حقوقهاي ميلياردي ابداً انتظارچنين رفتاري
را نداريم. مديران تيمهاي مطرح و وزارت ورزش و جوانان بايد پاسخگو باشند
كه بازخورد فرهنگي هزينههاي ميلياردي چه بوده است؟ چقدر نوجوانان و جوانان
ما با اخلاقيات آشنا شدهاند؟ چه كردهايد تا در چنين مواقعي ورزشكاران كه
الگوي جامعه شدهاند نسبت به چنين اقدامات بشري موضعگيري داشته باشند؟
جام ۹۸ را به ياد ميآوريد؛ آن زمان تيم ملي ايران دربازي با آلمان از
كيليزمن به خاطر همدردي وكمكش به مردم زلزلهزده منجيل درسال ۱۳۶۲ تشكر كرد
اما مديران كشور ما به ورزشكاران ما عملاً آموختهاند كه اگر انساني را
جلوي شما سربريدند سكوت كنيد، زيرا ورزش از همه چيز جداست. اگر نبود
كمكهاي برخي از ورزشكاران در زلزله اخير آذربايجان، شايد كارنامه ورزش ما
دراين عرصه سياه بود؛ هرچند همان موضوع هم كمكم از خلوصنيت خارج شد به
شكليكه كم كم به شوي بازيگران تلويزيون و سينما كه ميخواستند جلوي
رسانهها مطرح شوند تبديل شده بود.
از مسئولان باشگاههاي بزرگ
ورزشي انتظار نداريم كه افرادي همچون «ديمبابا» به جامعه تحويل دهند اما
همانگونه كه رهبر انقلاب نيز فرمودند اين يك الزام است كه اخلاقيات بايد در
ورزش احيا شود و ما هم اين خواست عمومي را در گوش مسئولان ذيربط فرياد
ميزنيم تا حداقل شاهد آن باشيم كه كم كم اين عرف زشت و غيراسلامي كه در
ورزشگاهها هميشه شاهد ناسزاهاي ناموسي هستيم با كار فرهنگي به قبح تبديل
شود. اين حداقل خواستهاي است كه بايد از مسئولان رده بالاي ورزشي طلب كرد.