
درست است و ما هم قبول داريم كه يكي از منابع درآمدزايي تلويزيون، پخش آگهيهاي تبليغاتي است اما قرار هم نيست تا با نگاهي صرفاً انتفاعي به هر قيمت اين درآمدزايي صورت بگيرد زيرا تلويزيون رسانهاي فراگير و عمومي است كه به نسبت ساير رسانهها چه در حوزه حقيقي و چه در حوزه مجازي مخاطب بيشتري را در سنين و موقعيتهاي مختلف دارد، به همين خاطر از حساسيت بيشتري هم برخوردار است. تلويزيون از بودجه بيتالمال ارتزاق ميكند و با ماليات مستقيم و غيرمستقيم مردم برنامهسازي دارد و نبض حياتش ميزند، بنابراين بايد هنگام توليد و پخش برنامههاي مختلف خود، نكات اخلاقي و ارزشي را هم در نظر بگيرد تا خواسته و ناخواسته در جهت معكوس جامعه پيش نرود، البته از حق نگذريم اخيراً دستاندركاران رسانه ملي سعي كردهاند تا به نوعي از آنارشيسم موجود در ارائه تبليغات بكاهند و تا حدودي به نسبت قبل هم وضع بهتر شده است و اين خود جاي شكر دارد اما با اين وجود هر از گاهي شاهد پخش تيزرهاي تبليغاتي هستيم كه جاي تأمل دارد، از جمله تبليغ گوشي فلان شركت كه از قرار تلويزيون به دليل رقم بالاي دريافتي، حسابي از خجالت اين برند درآمده است.
تبليغ اين گوشي تلفن همراه و ملزومات جانبي آن به گونهاي است كه مخاطب به خصوص افراد كم سن و سال (با توجه به تصاويري كه نشان ميدهد، مخاطبان عمدتاً نوجوانان و افراد كم سن و سال هستند) با نداشتن آن احساس فقر نسبي ميان همسالان خود ميكنند يا به دنبال تعويض يا خريد گوشي با چنين امكاناتي هستند زيرا نوع تبليغ گوشي نه با القاي غيرمستقيم بلكه علناً با تبليغ گلولهاي (طبق اين نظريه عوامل اين سبك تبليغاتي سوژه مورد نظر را نشانه ميگيرند و او را تحت تأثير قرار ميدهند) انجام ميشود. گوينده تيزر توصيه ميكند اين گوشي را هرچه زودتر بخرند تا از ديگران و زمان عقب نمانند! اين درحالي است كه تأثير چنين تبليغاتي در تلويزيون بر ذهن مخاطبان بهخصوص كمسن وسال كه به دنبال وجهه اجتماعي هستند به نسبت ساير افراد بيشتر است.
جالب اين است كه در قسمت معرفي گوشي براي ارتباط و گفتوگوي تصويري با دوستان، از كودكان و نوجوانان استفاده شده است، درصورتيكه اين تبليغ گوشي جديد بهغير از ترويج مصرفگرايي و پيروي از تجملات و مدهاي روز بازار، بچههاي كمسن وسال را براي خريد ترغيب ميكند، هرچند استفاده از كودكان در تبليغات ممنوع است و اين خود در فضاي تلويزيون جاي بحث دارد اما اينكه در سنين پايين، بچهها را تشويق به تعويض گوشي يا خريد گوشي جديد با امكانات بيشتر ميكنند مسئلهاي است كه گويا تلويزيونيها از آن غافل هستند زيرا در تمام دنيا براي بچهها و نوجوانان كم سن و سال تهيه گوشي تلفن همراه، آن هم مجهز به تمام امكانات جانبي عرف و قانوني نيست و والدين اغلب براي در دسترس بودن كودكان و نوجوانان خود بيشتر براي آنها پيجر تهيه ميكنند، آن وقت ما در كشورمان كه براساس موازين اسلامي و شرعي قانونگذاري داريم؛ رسانه ملي اينچنين با آب و تاب آن را براي بچهها تبليغ ميكند؟! متأسفانه برخي پدر و مادرها هم براي اينكه فرزندانشان سرخورده و افسرده نشوند و از ماراتن چشم و هم چشمي عقب نمانند، به دنبال خريد و تعويض گوشيهاي جديد با امكانات بالا هستند و حتي اين مسئله به بچههاي دبستاني و پيشدبستاني هم رسوخ كرده است. درهرحال به زعم روانشناسان رسانه تماشاي تلويزيون براي كودكان و نوجوانان موجبات ايجاد فرايند فرافكني ميشود، به صورتي كه تمايل دارند تا با آن شبيهسازي كنند، بنابراين وقتي تبليغي حس نيازآفريني آنها را تحريك ميكند، كمكم احساس كمبود در آنها ايجاد ميشود و اين آغاز راه است. . .
يقيناً اينگونه تبليغات منفي و سوداگرانه از اين دست در تلويزيون، دست كمي از تبليغ چيپس و پفك ندارد و چه بسا بدتر است، زيرا اگر اينها براي سلامت جسم فرزندان ما مضرهستند، تبليغاتي از اين دست براي سلامت ارتباطي آنها خطرناك است چرا كه اگر در سنين پايين فضاي ارتباطي را براي فرزندانمان بيش از اندازه باز بگذاريم، نبايد انتظار داشته باشيم كه در آينده دچار فساد اخلاقي و هنجارشكني نشود زيرا خودمان زمينه عدول آنها را از خط قرمزها از سنين پايين فراهم كردهايم و تلويزيون هم دراين رابطه كم بيتقصير نيست.