باراك اوباما، رئيسجمهور امريكا پيش از اين گفته بود كه خط قرمز ما در تحولات سوريه استفاده از سلاح شيميايي است. طي چند روز اخير نيز همچون گذشته زمزمههاي استفاده از سلاح شيميايي در سوريه بلند شده و حال امريكا با اين مسئله مواجه است كه چه بايد بكند. اگر استفاده از اين سلاح را از سوي دولت سوريه تأييد كند مجبور است دست به اقدام هايي بزند، در غير اين صورت جايگاه خود را در عرصه بينالملل تا مرز يك بلوفزن سياسي پايين خواهد آورد. اما اگر استفاده از سلاح را تأييد نكند اين سؤال پيش ميآيد كه شواهدي را كه انگليس از آن سخن ميگويد، چگونه توجيه خواهد كرد. آيا اين بار اين انگليس است كه تبديل به بلوفزن سياسي شده است.
در اين ميان امريكاييها محتاطتر عمل ميكنند و عموماً در مواضع خود در اين باره از استفاده «احتمالي» سخن به ميان آوردهاند تا رئيسجمهوري را در برابر عمل انجام شده قرار ندهند. به اين دليل كه در چنين شرايطي حمله به سوريه شبيه يك خودكشي نابخردانه است كه پاي بسياري را به ميدان ميكشاند. جورج دبليو بوش، رئيسجمهور پيشين امريكا به بهانه سلاحهاي كشتار جمعي صدام، ديكتاتور سابق عراق، در ۱۹ مارس ۲۰۰۳ به اين كشور حمله كرد. اما تحقيقات پس از حمله نشان داد كه چنين تسليحاتي وجود خارجي ندارد. حال آيا تاريخ يك بار ديگر براي امريكا در سوريه تكرار ميشود؟ پاسخ اين پرسش منفي است.
به اين دليل كه بشار اسد، رئيسجمهور سوريه اعلام كرده است از سلاحهاي شيميايي فقط در برابر متجاوزان خارجي استفاده خواهد كرد كه اين سخن پيش از همه ميتواند رژيم صهيونيستي را مورد هدف قرار دهد. با وجود اين حتي اگر اثبات شود كه دولت دمشق از اين سلاح استفاده كرده است، امريكا به راحتي نميتواند عبور از خط قرمز خود را تبديل به جنگ تازهاي در خاورميانه كند. به اين دليل كه استراتژي ميان و بلندمدت دوران باراك اوباما بسيار متفاوتتر از استراتژي دوران بوش است از اين رو هر عاملي نميتواند تبديل به لشكركشي در خاورميانه شود. مسئله دوم اين است كه روسيه با هدايت ولاديمير پوتين نشان داده كه چندان از امنيتي شدن دنيا كه اتفاقا امريكا از آن هدايت ميكند، ناراضي نيست و حتي در اين زمين بهتر بازي ميكند.
ارسال كشتيهاي جنگي به سواحل سوريه، برگزاري بزرگترين رزمايش روسيه در دوران پساكمونيسم در آبهاي مديترانه، مخالفت و وتوي قطعنامههاي امريكا در شوراي امنيت، مواضع بيبازگشت در قبال سوريه و. . . همه حكايت از آن دارد كه كرملين بندهاي پوتين را سفت بسته است و قواعد بازي امنيتي را نيز خوب ميشناسد. امريكا با ابزار گرجستان در سال ۲۰۰۸ به دنبال آزمودن نوع واكنش روسيه بود. اتفاقا در آن زمان هنوز دميتري مدودف، نخست وزير كنوني روسيه بر راس كار بود با اين وجود مسكو ماشينهاي نظامي خود را از روي آرزوهاي امريكا در گرجستان گذراند و حتي آبخازيا و اوستياي جنوبي را از آن جدا كرد. اين واكنش نشان ميدهد كه روسيه تصميم گرفته در عصر جديد در برابر تهديد عليه متحدان خود كوتاه نيايد.
همانگونه كه امريكا دههها است از اين استراتژي استفاده ميكند. از اين رو ميتوان گفت انداختن تاس سلاح شيميايي در زمين بشار اسد به گونهاي آزمودن دوباره مسكو است. حتي ديده ميشود كه امريكا اين بازي را كاملاً محتاط دنبال ميكند و بر خلاف موضع قطعي دوران بوش اعلام ميكند كه دولت بشار «احتمالاً به ميزان كمي» از سلاح شيميايي استفاده كرده است تا راه گريز براي خود باقي بگذارد.