
اگرچه در عمل، دستگاههاي تصميمساز و اجرايي دولتهاي مذكور و ديگر همپيمانان آنها در تشديد تحريمها چيزي كم نگذاشته و نميگذارند و تمام ظرفيت خود را براي افزايش تحريمها به كار گرفتهاند، اما سؤال اساسي اين است كه در شرايطي كه در روند تلاشهاي صلحآميز هستهاي ايران در آستانه انتخابات هيچ وقفهاي ايجاد نشده كه غربيها به بهانه آن اين موضع را گرفته باشند، دليل آنها در اين موضعگيري چيست؟ در جريان فتنه بعد از انتخابات دهم رياست جمهوري و درست زماني كه عوامل فتنه در داخل شعارهاي اساسي انقلاب را هدف قرار دادند، كنگره امريكا رسماً به ميدان آمد و با اختصاص بودجه ۵۵ ميليون دلاري عملاً مديريت تحركات افراطيون در داخل و خارج را به پنتاگون سپرد، اما بصيرت عميق مردم و پاسخ قاطع آنها در ۹ دي سبب شد مدتي بعد، خانم كلينتون وزير خارجه وقت امريكا به شكست خود در مواجهه با مردم ايران اعتراف كند و بگويد كه در آن ماجرا امريكا هرآنچه از دستش برميآمد كرد، اما موفق نشد. حال و در آستانه انتخابات يازدهم، جان كري ضمن توصيه به سنا در خودداري از افزايش تحريمها شرايط داخلي جمهوري اسلامي ايران تا زمان برگزاري انتخابات را مبهم توصيف كرده و اظهار ميدارد كه به نظرم اكنون زماني است كه بايد خويشتنداري به خرج دهيم. امري كليدي است، ما بايد در رابطه با اين مسئله با يكديگر همكاري داشته باشيم. در زمينه چرايي اتخاذ مواضع جديد به نكاتي چند ميتوان اشاره كرد:
۱- اذعان غربيها به تشديد تحريمها عليه مردم ايران و با هدف شكست اراده و مقاومت مردم ايران علاوه بر بازتابهاي منفي در داخل ايران عليه نظام سلطه كه نتيجه طبيعي آن حمايت از نظام اسلامي در مقاومت در برابر زيادهخواهيهاي غرب است، در داخل كشورهاي غربي و نخبگان آن نيز با بازتابهاي منفي مواجه شد، به گونهاي كه اعتراض دبيركل سازمان ملل و بسياري از نهادهاي مردمي در اين كشورها و ديگر كشورهاي جهان را در برداشته است، طرح اين مواضع ميتواند با هدف تغيير ديدگاهها در داخل و خارج مطرح شده باشد.
۲- امريكا و انگليس و ديگر قدرتهاي غربي تمام ظرفيت ممكن خود را بر تشديد تحريمها عليه ايران به كار گرفته و عرصه ديگري براي تشديد تحريمها باقي نگذاشتهاند. اين امر در حالي است كه در عين اينكه جو بايدن، معاون اوباما از به كارگيري بينظيرترين تحريم تاريخ عليه ايران سخن ميگويد، وزارت خزانهداري امريكا اعتراف ميكند كه ايران با بهرهگيري از روشهاي گوناگون نه تنها تحريمها را دور زده، بلكه آنها را به فرصت تبديل كرده است.
۳- پيوند زدن سناريوي تحريمها با انتخابات و معطوف كردن آن به نتيجه انتخابات بخشي از سناريوي غرب براي اثرگذاري بر انتظارات و مطالبات مردم و به تبع آن در گفتمان جريانها و كانديداهاي فعال در عرصه انتخابات است. از منظر نظام سلطه تبديل عرصه انتخابات به عرصه تقابل گفتمان سازش با گفتمان مقاومت ميتواند آزموني براي سنجش پيامدهاي تحريم بوده و بستري باشد تا آنها القائات و مطالبات خود را در فرآيند تحولات آينده سياسي كشور به پيش ببرند.
۴- طي هفتههاي اخير به رغم اينكه هنوز آرايش سياسي عرصه انتخابات مشخص نشده، برخي از كانديداهايي كه خود را در تراز رياست جمهوري ميبينند، با اشاره به بحث مذاكرات، به گونهاي صحبت ميكنند كه گويا نقش روشني براي خود در اين پازل دشمن ميبينند و مواضع منفعلانهاي را مطرح ميكنند كه ميتواند دشمنان را در تداوم استراتژي مصممتر كند.
۵- مذاكرات آلماتي ۲ و ناتواني گروه ۱+۵ در اتخاذ تصميم در برابر پيشنهادات منطقي ايران نشان داد كه هدف آنها در مذاكرات، رسيدن به توافق و حل موضوع پرونده هستهاي ايران نيست،بلكه آنها اين مذاكرات را فرصتي ميدانند براي اثرگذاري بر فرآيندهاي سياسي داخلي و مديريت افكار عمومي مردم ايران، تا از آن طريق بتوانند وزنه مدافعان گفتمان سازش و تسليم را در داخل افزايش دهند.
با مروري بر «راهبرد»هاي ناموفق دشمنان در انتخابات گذشته نظير تلاش براي كاهش مشاركت مردم، سازماندهي گروهكهاي ضدانقلاب براي ايجاد چالشهاي امنيتي در نقاط آسيبپذير، زير سؤال بردن سلامت و صحت انتخابات و ايجاد آشوبهايي نظير فتنه ۸۸ ، چرايي تمركز آنها بر اين راهبرد را ميتوان بيشتر درك كرد، اگرچه تكرار اقدامات ناموفق گذشته متناسب با نوع عملكرد فعالان و جريان داخلي هم دور از انتظار نيست.
۶- و آخر اينكه در بررسي چرايي انتخاب شعار «حماسه سياسي و حماسه اقتصادي» در سال ۹۲، در يادداشتهاي گذشته به نكاتي چند اشاره شد، اما اين مؤلفه جديد نيز پاسخي ديگر به چرايي انتخاب شعار باشد، چرا كه تحقق اين حماسه و برتري گفتمان مقاومت در برابر گفتمان سازش، نه تنها آرايش گروهها و جريانهاي داخلي را جهت ميبخشد، بلكه تجلي آن پاسخ روشن مردم ايران به استراتژي فشار و تحريم دشمنان است و ميتوان انتظار داشت كه تحقق حماسه و برگزاري انتخاباتي امن و سالم و با مشاركت پرشور مردم و انتخاب رئيس جمهوري ولايي و توانمند،ميتواند نقطه پاياني بر توهم دشمن براي تسليم ايران باشد.