به گزارش خبرنگار ما، شريفي نماينده دادستان تهران مقابل هيئت قضات دادگاه ايستاد و از كيفرخواست صادر شده دفاع كرد. او گفت: نام متهم كه در جلسه دادگاه حاضر است، عباس است و ۷۰سال سن دارد. او از اواخر مهرماه سال گذشته به اتهام قتل همسر صيغهاياش كه اكرم نام داشت، در بازداشت به سر ميبرد. عباس بعد از قتل فرار كرد و سه ماه بعد دستگير شد و به جرم خودش اقرار دارد. نماينده دادستان در ادامه گفت: خانواده مقتول از او اعلام رضايت كردهاند و من از جنبه عمومي جرم درخواست ميكنم تا او مجازات شود.
سپس متهم در جايگاه قرار گرفت و گفت قبول دارد كه مرتكب قتل شده است. پيرمرد توضيح داد: ۴۰ سال است كه كارم نقاشي ساختمان است. چند سال قبل از اين حادثه به خانه اكرم رفتم و خانهاش را نقاشي كردم. كارم ۲۰ روز طول كشيد و بعد دستمزدم را گرفتم و به دنبال كار و زندگيام رفتم. اكرم به تماسهايش با من ادامه داد. او ميگفت زن تنهايي است و كسي را ندارد تا از او حمايت كند. مردم پشت سرش حرف ميزنند و كسي را ميخواهد كه به او تكيه و تنهايياش را پر كند. از من خواست او را صيغه كنم تا مردم كمتر پشت سرش حرف بزنند. به او گفتم زن و بچه دارم و سالها است كه آبروداري كردهام. بچههايم ازدواج كردهاند و از آبرويم ميترسم. اما روي حرفش اصرار كرد تا اينكه راضي شدم و او را صيغه كردم. گاهي روزها به خانهاش ميرفتم اما اجازه نميدادم شب با من تماس بگيرد.
متهم ادامه داد: يك روز خواست ۱۰ ميليون تومان به او پول بدهم. گفت ميخواهد عمل جراحي قلب انجام بدهد و بعد پولم را پس ميدهد. قسم هم خورد كه پولم را پس ميدهد. قبول كردم و پول را به او دادم و عمل قلب انجام داد اما مدتي بعد از آن گفت پسرم ۵ميليون تومان پول نياز دارد. دوباره از من خواست پول را برايش فراهم كنم. گفتم من كارگر هستم و پسانداز ندارم. قسم خورد پولم را پس ميدهد. من پساندازي نداشتم اما به سختي پول را فراهم كردم و به او دادم بدون اينكه سندي به من بدهد، پول را گرفت. به من گفت آپارتماني در فرديس كرج دارد و آن را به نام من ميكند تا ضامن پولش باشد. من مقداري خيالم راحت شد اما چند ماه بعد دوباره گفت براي عروسش مشكلي پيش آمده و ۱۰ميليون تومان پول ميخواهد. دوباره پول را دادم اما آپارتمان را به نام من نكرد. گفت اگر به او ۵ ميليون تومان بدهم، آپارتمان را به نام من ميزند. قبول كردم و پول را برداشتم و به خانهاش رفتم. از او خواستم قولنامه را بنويسد اما گفت آپارتمان گران شده و بايد پول بيشتري بدهم. به او التماس كردم پولم را پس بدهد. گفت به من بدهكار نيست. بعد با هم مشاجره كرديم. ساطور را برداشت و به طرفم حمله كرد. همان لحظه چاقويي كه روي اوپن آشپرخانه بود، دستم افتاد و ضربهاي به او زدم كه روي زمين افتاد. من قصد كشتن او را نداشتم اما از ترسم فرار كردم.
سپس وكيل متهم گفت: موكل من مرد آبروداري است. حادثه در جريان مشاجره آنها اتفاق افتاده و انگيزهاي براي قتل همسر صيغهاياش نداشته است. متهم به علت كهولت سن بيمار است و هنوز درمان نشده است. از شما درخواست ميكنم تا در مجازات او تخفيف دهيد.
اعضاي دادگاه بعد از شنيدن آخرين دفاع متهم براي صدور رأي وارد شور شدند.