
به گزارش خبرنگار ما، عصر روز سهشنبه ۲۷ فروردين ماه مأموران گشت كلانتري شهر زيبا به حركات زن جواني كه از يك ماشين بيام و پياده شد، مشكوك شدند. مأموران پليس وقتي زن جوان را بازداشت كردند، به سراغ ماشين بيام و رفتند و متوجه شدند كه راننده پشت فرمان ماشين از هوش رفته است. پليس در بازرسي بدني از متهم مقداري پول، طلا، موبايل و اموال با ارزش سرقتي متعلق به راننده را كشف كردند. مأموران همزمان با انتقال راننده به بيمارستان زن جوان را براي تحقيقات به كلانتري منتقل كردند. متهم در بازجوييها با تناقضگويي قصد فريب پليس را داشت اما شاكي بعد از بهبودي گفت: روز حادثه با ماشينم در خيابان ميچرخيدم تا اينكه اين زن را در حالي كه در كنار خيابان منتظر ماشين بود، سوار كردم. بعد از طي مسافتي زن جوان با چرب زباني گفت كه از همسرش طلاق گرفته و در جستوجوي كار براي امرار معاش است. او با اين حرفها سرم را گرم كرد.
مدتي بعد وي گفت كه تشنه است و از من خواست تا دو ليوان آبميوه بخريم. وقتي در كنار خيابان توقف كرديم، بلافاصله به آبميوه فروشي رفت و دو ليوان آبميوه خريد. وي درحالي كه خودش مشغول خوردن آبميوه بود، يك ليوان را هم به من داد و من هم شروع به خوردن آبميوه كردم. لحظاتي بعد سرم گيج رفت و ناگهان از هوش رفتم و ديگر چيزي نفهميدم تا اينكه متوجه شدم وي براي سرقت اموال با ارزشم به من آبميوه مسموم خورانده است. با تشكيل پرونده متهم به دستورقاضي دادسراي ناحيه ۵ دراختيار كارآگاهان پايگاه دوم اداره آگاهي قرار گرفت.
كارآگاهان در نخستين گام دريافتند متهم به خاطر شكايتهاي متعدد از سال قبل تحت تعقيب پليس آگاهي بوده است. يكي از شاكيان سال گذشته در شكايتي گفت: با ماشين پرادو خود در يكي از خيابانهاي بالاي شهر در حال دور زدن بودم كه اين زن جوان كنار خيابان دستش را براي سوار شدن تكان داد. وقتي او را سوار كردم، گفت كه زن مجردي است و مدتي درجستوجوي كار است. وي به بهانه اينكه من كاري براي او پيدا كنم، شماره موبايلم را گرفت. چند روزي گذشت تا اينكه او را دوباره در پاركي ملاقات كردم. ارتباط تلفني ما ادامه داشت و مدتي بعد من او را به خانهام در شمال شهر دعوت كردم.
وقتي متهم به خانهام آمد، با آبميوه از او پذيرايي كردم. در اين لحظه او به بهانهاي مرا دوباره به آشپزخانه فرستاد. وقتي آبميوه را خوردم، سرم سنگين شد و كم كم از هوش رفتم. ساعتي بعد وقتي به هوش آمدم، زن جوان در خانه نبود و متوجه شدم او در آبميوه مواد بيهوشي ريخته و بعد از اينكه من از هوش رفتهام، زنجير طلاي گردنم، موبايل قيمتيام و مقداري طلا و اموال با ارزش ديگري از خانهام سرقت كرده است. در حالي كه پليس با دهها شكايت در اين پرونده روبهرو است، متهم در بازجوييها به سرقت از راننده خودرو بيام و اعتراف كرد. وي گفت: من طعمههاي خود را از بين افراد پول دار انتخاب ميكردم. وي ادامه داد: به همين خاطر در خيابانها پرسه ميزدم تا اينكه سوار ماشينهاي مدل بالا ميشدم و در بين راه با راننده گرم ميگرفتم و در فرصت مناسب با خوراندن آبميوه مسموم آنها را بيهوش ميكردم. وقتي آنها بيهوش ميشدند، اموال با ارزش آنها را سرقت ميكردم.
تحقيقات از متهم توسط كارآگاهان ادامه دارد.