
اين روزها خبرهاي مختلفي از توليدات جديد سينماي امريكا به گوش ميرسد؛ خبرهايي كه حكايت از اكران تعداد زيادي از فيلمهاي توليد شده در ژانرهاي فانتزي و علمي و تخيلي و البته وحشت دارد، آن چنانكه فيلمهايي همچون مرد آهني ۳ و پارك ژوراسيك۴ و آخرين جنگيري ۳ و سوپر من ۳ از اين دست فيلمهايي هستند كه در طول امسال اكران خواهند شد. همچنين خبر ساخت انتقامگيران۲ و قسمت بعدي سفر اعجابانگيز ۱ هابيت هم از ديگر اخبار منتشر شده درباره اكرانهاي آينده هاليوود است.
در اين ميان به نظر ميرسد كه اين روزها فضاي هاليوود از فيلمهاي درام و اجتماعي- سياسي به شدت خالي شده است، آنچنان كه در فيلمهاي ۲۰۱۳ و فيلمهاي در دست ساخت در هاليوود تعداد فيلمهاي بسيار كمتري با چنين محتوايي نسبت به ديگر ژانرها ديده ميشود. همين مسئله سبب شده تا بسياري از صاحبنظران اين مسئله را يك ماجراي هدفمند بدانند چرا كه به باور آنها اين موج فيلمسازي در ژانرهايي به غير از ژانرهاي درام با محتواي اجتماعي - سياسي به اروپا هم خواهد رسيد.
دولتزدايي هاليوودي در عصر جديد مهرداد باقري، استاد دانشگاه در اين باره بر اين باور است كه هاليوود در كنار تمام مسائل سرگرمساز و اقتصادي يك صنعت جهتدهنده به افكار عمومي است. باقري در ادامه ميافزايد: در گذشتههاي دورتر اين افراد خبره بودند كه براي انحراف افكار عمومي از مسائل و مشكلات اقتصادي در ملأعام حاضر شده و صحبتهاي خاصي را مطرح ميكردند. اين افراد به تدريج جاي خود را به رسانههاي خبري دادند. پس از مدتي نقش رسانههاي خبري كمرنگتر شده و حالا اين مسئله به سينماي امريكا كشيده شده است، به شكلي كه استفاده از هاليوود براي انحراف افكار عمومي از مسائل داخلي امريكا به يك رويكرد هدفمند مبدل شده است.
مهرداد باقري كارشناس رسانه درباره رويكردهاي جديد هاليوود خاطر نشان ميكند: با نگاهي به فيلمهايي مثل قسمت تازه مرد عنكبوتي يا بتمن ميتوان اين موضوع را درك كرد كه هاليوود سعي در القاي نوعي هژموني امريكايي حتي به مخاطبان خود دارد. هاليوود در واقع سعي ميكند با ايجاد احساس ناسيوناليستي افكار عمومي داخلي خود را به سمت و سوي مسائلي به غير از مشكلات اجتماعي و اقتصادي امروز امريكا جلب كند. اين مسئله باعث شده در اينباره هاليوود يك ابزار قدرتمند در دستان سياستمداران امريكايي باشد.
تغيير فضاي ذهني مخاطب با شيوههاي رسانهاي در اين ميان موضوعي كه باعث شده اظهار نظر كارشناسان درباره ارتباط هاليوود با سياستهاي امريكا رنگ جديتري به خود بگيرد، تبليغات گسترده براي فروش اين گونه فيلمهاست. مهرداد باقري، پژوهشگر رسانه در اين باره عنوان ميكند: به عنوان نمونه در همين روزهاي اخير شاهد تبليغات گستردهاي در شبكههاي مختلف با زبانهاي گوناگون براي ديده شدن فيلمهايي همچون انتقامگيران و آخرين جنگيري هستيم. اين فيلمها كاملاً محتوايي متضاد با مسائل اجتماعي دارند. آنها به شكل قابل توجهي در انحراف نظر مخاطب تأثير دارند. مسائلي مانند غرق شدن در فضاي كاملاً تخيلي يا ديدن صحنههاي بسيار وحشتناك دقيقاً همان چيزهايي است كه ميتواند ذهن مخاطب را منحرف كند. مهرداد باقري، در ادامه ميافزايد: هدف از توليد انبوه اين فيلمها در واقع ايجاد دريچه ذهني در مخاطبان است تا بتوان آنها را از مسائل روزمره جدا كرد. اين توليدات آنقدر در طول سال به انحاي گوناگون ادامه مييابند تا به تدريج فضاي ذهني شهروندان را تغيير دهند. از آنجا كه سينما در كشورهاي غربي و به ويژه امريكا بسيار پرطرفدار است، تغيير فضاي ذهني اتفاق ميافتد. باقري در پاسخ به اينكه چه مقدار از اين گونه مسائل ميتواند به راهبردهاي كلان دولتمردان امريكا در اداره شرايط فعلي ارتباط داشته باشد؟ ميگويد: به هر حال سينما هميشه در ژانرهاي گوناگوني وجود داشته و كارگردانان هم از ديرباز در پي ساخت فيلمهايي با تمهاي گوناگون بودهاند. اما با نگاهي به ليست فيلمهاي توليد شده در سال اخير و فيلمهاي آماده اكران ميتوان تلاش براي نساختن فيلمهاي اجتماعي كه درباره فقر و بحرانهاي گوناگون اجتماعي باشد را به عينه مشاهده كرد. فيلمهاي درام امريكايي هم در چند سال اخير بيشتر به سمت روايت زندگيهاي معمولي سوق پيدا كردهاند. اكثر اين فيلمها درباره آدمهاي معمولي جامعه و مشكلات عشقي و اينگونه مسائل هستند. در بسياري از فيلمهاي ملودرام هم نشانهاي از طرح موضوع درباره فقر و مشكلات اقتصادي و بحرانهاي روحي ديده ميشود. همه اين مسائل معنيدار هستند.
وقتي علت بحرانهاي اجتماعي خود مخاطبان هستند مهرداد باقري ادامه ميدهد: موضوعي مانند خيانت يا طلاق در فيلمهاي نوين هاليوود بيشتر معطوف به نوع زندگي خود افراد است. در اين فيلمها خبري از نقش دولت امريكا در به وجود آمدن اين گونه مسائل نيست. در اكثر اين فيلمها افراد يا به شدت فاسد هستند يا در اثر انتخاب راه نادرست شكست ميخورند. در واقع فيلم سعي ميكند نقش دولت را در به وجود آمدن چنين مسائلي در ذهن مخاطب پاك كند. در بخش ديگري از فيلمهاي هاليوودي تمام مشكلات اقتصادي خانوادههاي امريكايي به سرپرست خانوادهها نسبت داده ميشود و اين يعني دولت نقشي ندارد. صحبتهاي اين استاد دانشگاه در حالي مطرح ميشود كه به باور بسياري از كارشناسان ساختار پاك كردن نقش دولت در فيلمهاي اجتماعي هاليوود روز به روز مستحكمتر ميشود، به شكلي كه بسياري از فيلمهاي هاليوودي با اين پيش زمينههاي فكري توليد ميشوند. مهرداد باقري، كارشناس رسانه با اشاره به فيلمهايي كه تاكنون درباره جنگهاي امريكا و تبعات آن بر سربازان امريكايي ساخته شدهاند، خاطر نشان ميكند: با نگاهي به فيلمهايي مانند برادران يا در دره خدايان بايد اذعان داشت كه حتي در اين فيلمهاي به ظاهر سياسي هم به نقش دولت امريكا در جنگافروزيها اشاره نميشود. در واقع در تمام اين فيلمها يا به دشمنان دولتي امريكا پرداخته شده يا زندگي خصوصي سربازان جنگي روايت ميشود.
ترويج گفتمان با شيوههاي نوين سينمايي در اين بين برخي از صاحبنظران بر اين باورند كه هاليوود در حال شكلدهي به گفتماني در جامعه امريكا است؛ گفتماني كه تلاش دارد دولت را از ذهن شهروندان به عنوان عامل مشكلات حذف كند. مهرداد باقري در اينباره تأكيد دارد كه شكلدهي چنين گفتماني نيازمند چندين مرحله و انجام چند كار است كه در هاليوود اين كارها و مراحل در حال انجام است.
۱- ابتدا بايد فيلمنامهها براساس كليدواژههاي مشخصي نوشته شوند. اين مسئله بسيار حائز اهميت است چرا كه شكلگيري اين گفتمان از طريق سناريوها و جملات كليدي در ديالوگها امكانپذير است.
۲- نزديكتر كردن داستان فيلمها به درامهاي اجتماعي كه زندگي ساده خانوادهها در غرب را نمايش ميدهد. اين مسئله به اين دليل صورت ميپذيرد كه مخاطب از وارد شدن به گمانهاي سياسي درباره نقش دولت در زندگي خود، خود به خود بپرهيزد.
۳- توليد انبوه فيلمهاي فانتزي درباره حمله فضاييها مانند روز استقلال، نبرد لسآنجلس و دانستن اين مسئله هم به صورت اتوماتيكوار سليقه و ذائقه مخاطبان غربي را تغيير ميدهد.
۴- نمايش ساختار منظمي از زندگي در كشورهاي غربي كه در آن هر چه مشكلات وجود دارد به دليل عملكرد و رفتارهاي فردي خود اشخاص است. اين مسئله سبب ميشود كه بسياري از مخاطبان بخشي از مشكلات روزانه كه به ساختارهاي دولتي ارتباط دارد را به صورت ناخودآگاه به نوع زندگي خود ارتباط دهند. در اين ميان به نظر ميرسد توليد روزافزون فيلمهاي اكشن هم بيش از گذشته به يكي از راههاي كاهش توليد فيلمهاي سياسي و اجتماعي كه از بدنه جامعه امريكا انتقاد ميكنند، مبدل شده است. مهرداد باقري، استاد دانشگاه و كارشناس رسانه در اينباره خاطر نشان ميكند: بخشي از انگيزه خلق كاراكترهاي اكشني مانند جيسون استيتهام و بروس ويليس در واقع در همين راستاست. خلق اين كاراكترها هميشه سبب ميشود تا مخاطب منتظر برندهاي اكشن باشد؛ برندهايي اكشن كه با كمك جلوههاي فوقالعاده پرهزينه ميتوانند ذهن مخاطب را در يك داستان اكشن غرق كنند.