کد خبر: 521568
تاریخ انتشار: ۳۰ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۲:۱۹
زينب شكوهي طرقي
سرنخ:‌‌«قطع برق دليل حادثه فوت دو جوان در شهربازي پارك ائل‌گلي تبريز بوده است.»
قدم اول: حسين خواهر‌زاده‌ام علاقه‌اي به شهربازي ندارد و به همين تاپ و سرسره پارك سر كوچه قانع است. اما مگر همه بچه‌ها، نوجوانان و جوانان به همين وسايل ساده پارك‌ها و بوستان‌ها راضي هستند. البته با آن همه انرژي دروني در اين سن و سال نبايد هم به اين چهارتا تاپ و سرسره راضي باشند.
پس لطف وجود اين همه شهربازي در شهرهاي كوچك و بزرگ چيست؟ ساخته‌اند كه ما برويم ديگر. همين شهربازي «بسيج» آخر هفته‌ها كه مي‌شود آنقدر شلوغ است كه از اتوبان بسيج هيچ خودرويي نمي‌تواند وارد خيابان آهنگ شود. هر طرفش را كه نگاه مي‌كني پر از جوان‌هايي است كه يك زيرانداز زده‌اند زير بغلشان و راهي پارك شده‌اند به اين اميد كه يكي دو ساعتي با اين وسايل شهربازي، انرژي و هيجان منفي را از خود دور كنند و به جايش پر شوند از انرژي‌هاي مثبت.
خانواده‌ها هم با خيال راحت قبول مي‌كنند، گاهي خودشان هم با كودكان و نوجوانان راهي شهربازي مي‌شوند. بالاخره براي هر سن و هر جنسي يك وسيله بازي در اين شهربازي‌هاي رنگ و وارنگ پيدا مي‌شود. اگر شما هم در سن و سال جوان‌ترها باشيد حتماً برايتان پيش آمده كه پيش از رفتن به شهربازي با خودتان عهد كرده‌ايد از چند بازي خاص استفاده كنيد ولي به محض ورود به شهربازي فضاي پر زرق و برق آن باعث مي‌شود ديگر حرفتان براي بچه‌ها كه چه عرض كنم حتي براي خودتان هم خريدار نداشته باشد.
از يك طرف دل خودتان به اين طرف و آن طرف مي‌كشاندتان و از طرف ديگر دست كشيدن‌هاي اجباري بچه‌ها.
همه اينها به كنار وقتي در مسير برگشت، ذهني حساب و كتاب جيب‌تان را مي‌كنيد تازه مي‌فهميد ‌اي دل غافل چقدر پول براي يك شهربازي ساده پياده شده‌ايد!
قدم دوم: صفحات روزنامه‌ها و سايت‌ها را كه به روال هر روز ورق مي‌زني نوبت به خبرهاي حوادث مي‌رسد و باز اول صبحي خلقت را تنگ مي‌كند. همه خبرها به كنار خبرهاي بد و تأسف بار دنياي كودكان هم به كنار.
يك خبر در يكي، دو روز گذشته در بيشتر سايت‌هاي خبري منعكس شده بود؛ «قطع برق دليل حادثه فوت دو جوان در شهربازي پارك ائل‌گلي تبريز بوده است». شنيدن اين خبر از زبان همكارم گره بازنشدني به ابروهايم مي‌اندازد و فكرم را با خود مي‌برد به هزار و يك جاي كنكاش نشده در اين خبر.
تصور كنيد تمام اتفاقات قدم اول براي تك‌تك خانواده‌هاي دو جوان فوت شده پيش آمده باشد. تصور كنيد همه اعضا تصميم گرفته‌اند كه با وجود هزينه بالا بروند يك روز در شهربازي تا خوش بگذرانند اما...
و سؤال اينجاست اين همه تبليغ‌هاي فصلي براي مدارس، مهدهاي كودك و خانواده‌ها كه تلاش مي‌كند آنها را براي استفاده از شهربازي تشويق كند چه پشتوانه امنيت جاني دارد؟ امروز كه يك ساختمان بلند‌مرتبه كه شايد چند ده نفر را در خود ساكن كرده يك منبع برق اضطراري دارد، چطور يك شهربازي به اين بزرگي كه گاهي اوقات ميزبان چند صد نفر جوان و نوجوان است به چنين سيستمي مجهز نيست؟
اگر پول هنگفتي كه ما براي استفاده چند ساعته از اين وسايل مي‌پردازيم صرف تجهيز و راه‌اندازي سيستم‌هاي ايمني نشود چطور مي‌توانيم به خودمان اين جرئت را بدهيم كه براي يك تفريح آخر هفته دست كودك و نوجوانمان را بگيريم و به شهربازي برويم؟
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها