کد خبر: 521554
تاریخ انتشار: ۳۰ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۱:۲۲
كارشناسان اجتماعي و اقتصادي در مورد ريشه‌هاي فرهنگي طلاپسندي درزنان و كاهش خريد طلا در سال‌هاي اخير مي‌گويند
زينب شكوهي طرقي
حلقه اول: از مچ تا آرنج دست راستش پر است از النگوهاي يك شكل تراش خورده كه به قول خودش طرح ايتاليايي دارد. انگار براي دست چپش دستبند كم بود كه ساعت طلا را هم به آن اضافه كرده. نيم سانت به نيم سانت گردنش را انواع و اقسام زنجيرها و گردن‌آويزها پوشانده است. حتي به پاهايش هم رحم نكرده و براي پاي راستش پا بند طلا خريده است. حلقه كه جاي خود دارد از اولين نشان خواستگاري تا آخرين انگشتر هديه روز زن را مي‌تواني در انگشتانش ببيني. به قول خودش همسرش تمام عزمش را جزم كرده تا آخر ماه پولي براي پس انداز دم دست (طلا) داشته باشند. در اين بيست و چند سال هم آقا همه اضافه پول ماهانه خانه را به خانم مي‌داده تا به تصور خودش براي روز مبادا نگه‌دارد. اگر تقي به توقي بخورد، خرج خانه از جايي لنگ بزند، چشمان كسي را كه چشم طمع به طلاها داشته باشد از كاسه در مي‌آورد. ۱۰ سال قبل چند تكه طلا براي خريد جهاز دخترش فروخته است، ۱۰ سال روز و شب منتش را بر سر مرد مي‌كوبد كه من فلان سال، فلان قدر طلا فروختم اما تو قدر ندانستي.
حلقه دوم: تمام دارايي‌اش تنها حلقه روز نامزدي است. خيلي دوست دارد حداقل يك حلقه بشود يك حلقه + يك انگشتر اما انگار ديگر نمي‌شود. پركردن اضافه كاري و سفارش گرفتن كار بيشتر اگر چه دستمزدش را بالا مي‌‌برد اما خرجش در مقابل دخلش هيچ وقت كم نمي‌آورد. خيلي دوست دارد يكي باشد مثل مادرش كه هر وقت حاج آقا پولي براي خريد خانه، ماشين يا نذري دادن كم مي‌آورد اولين تكيه‌‌گاهش حاج خانم بود. اصلاً دوست دارد تمام تلاشش را بكند تا يك النگو بشود دو تا، تا شايد روز مبادا كمك خرجي براي شوهرش شود اما انگار گذشت آن روزها، گذشت آن زمان كه مادرش آخر هر ماه اضافه دخل خانه را مي‌برد بازار و با چند تكه طلا برمي‌گشت.
طلاپسندي ريشه در زندگي گذشتهايران دارد
غلامرضا عليزاده، محقق و مدرس دانشگاه معتقد است علاقه‌مندي خانم‌ها به خريد و استفاده از طلا ريشه در زمان‌هاي بسيار قديم دارد. زماني كه بانكي براي نگهداري پول و ذخيره اندوخته‌هاي مالي براي روزهاي سخت وجود نداشت.
غلامرضا عليزاده مي‌گويد: ايران با ميزان متوسط ۲۳۱ ميليمتر بارندگي در سال كشور نيمه خشك و كم باراني به شمار مي‌رود. طبيعي است كه در چنين كشوري خشكسالي زمان زيادي طول بكشد و مردم از بسياري جهات در مضيقه قرار گيرند.
در زمان قديم و در فصول سخت به دلايل متفاوت دسترسي به آب و علوفه براي قشري ازمردم به ويژه عشاير در حال كوچ سخت مي‌شد. عشاير و كشاورزان در دوران سخت به اصطلاح براي استمرار زندگي، حفظ دام و ادامه توليد محصولات كشاورزي به فكر فروختن اندوخته‌هاي مالي خود مي‌افتادند.
مردم از قديم با اين شرايط زندگي كردند و ياد گرفتند كه هرچه اندوخته مالي‌شان در اين زمان بزرگ‌تر و بيشتر باشد ادامه زندگي آنها تأمين‌تر است پس به فكر خريد و نگهداري طلا افتادند. زنان هر خانواده به مثابه بانكدار مسئول مديريت كردن چنين شرايطي بودند و در زمان بحران با فروختن يك يا چند قطعه از طلاها سعي مي‌كردند چرخه زندگي‌شان متوقف نشود. اما طلا در قديم به شكل تكه‌هاي لحيم شده سكه مانند، بزرگتر و نازك‌تر از سكه‌هاي فعلي بود. زنان براي استفاده بهتر از اين تكه‌ها مجموعه‌اي از آن را به عنوان گردنبند، دستبند يا خلخال درست مي‌كردند و مورد استفاده قرار مي‌دادند.
وقتي عرصه زندگي بر عشاير تنگ مي‌شد زنان يك يا چند تكه از اين قطعات را از زينت‌آلات خود جدا مي‌كردند و آن را مي‌فروختند.

عشاير؛ جلوداران انتقال فرهنگ خريد طلا
اما با گذشت زمان بسياري از عشاير كوچرو با سخت‌تر شدن شرايط و مهيا شدن امكانات زندگي يكجانشيني، روستا‌نشين شدند. رفته رفته خانواده روستاييان هم كه با ازدواج فرزندان بزرگ‌تر مي‌شد و شرايط كافي براي ادامه كار كشاورزي به تعداد فرزندان و اعضاي جديد در روستا وجود نداشت مجبور به مهاجرت شهرها و شهرنشيني شدند.
با شكل‌گيري اين روند كوچ از عشاير به روستا و از روستا به شهر باعث انتقال و نهادينه شدن حافظه تاريخي خريد، ذخيره‌سازي و فروش طلا بين زنان شهري شد.
حتي باوجود اينكه اين فرهنگ خريد و ذخيره‌سازي طلا در بسياري از روستاها در گذشته وجود داشت اين استمرار حضور عشاير در زمان كوچ بين روستاييان و معاشرت آنها با روستا‌نشين‌ها باعث مي‌شد مردم روستا از نزديك بارفتارهاي اين چنيني آنها آشنا شوند. از آنجا كه استفاده و علاقه به زينت‌آلات در ميان همه زنان وجود دارد فرهنگ خريد طلا بدون پيش زمينه ذهني از زنان روستا به زنان شهرنشين هم منتقل شد.
ناگفته نماند كه چنين حركت‌هايي مانند يك تاريخ در بين نسل زنان هر روستا يا شهر كه به عنوان حافظه هر نسل شناخته مي‌شوند حفظ شد و زنان شهرنشين هم ياد گرفتند كه طلا بخرند، به عنوان زينت از آن استفاده كنند و بر خلاف عشاير زماني كه قصد خريد خانه، اتومبيل يا وسايل رفاهي ديگر را دارند از طلاها به عنوان كمك مالي استفاده كنند.

مردان پايه‌گذار «خريدهاي مناسبتي» بودند
اين فرهنگ آنقدر در بين زنان نهادينه شد كه خريد آن صرفاً از سوي زنان به خريدن طلا از سوي مردان جامعه هم تبديل شد. اگر تا چندين دهه قبل زنان طلا را در هر زماني كه پولي براي خانواده‌ها ذخيره مي‌شد، مي‌خريدند امروز ديگر در هر مغازه‌اي مي‌توان حضور مردها را هم در اين زمينه ديد.
اگرچه مردان كمتر از زنان استقبال مي‌كنند ولي آنها پايه‌گذار فرهنگ «خريدهاي مناسبتي» طلا هستند. اين مردها هستند كه با خريد طلا به مناسبت‌هاي خاص باعث شكل‌گيري و رواج چنين فرهنگي شدند. فرهنگي كه بر اساس آن شما امروز مي‌بينيد كه هر تازه عروسي در اولين مراسم خريد زندگي مشتركش طلا مي‌خرد، در هر روز خاص مانند اعياد قمري و شمسي طلا فروشي‌ها پاي ثابت خريد هديه مردها براي زنان هستند و نظاير آن. در واقع زنان هم همپاي مردان تلاش كردند خريد طلا را اين چنين قانونمند يا قاعده‌اي كنند. البته زماني كه قيمت‌هاي طلا به رقم‌هاي امروز نبود و در همين چند سال قبل طلا به يكي از گزينه‌هاي هديه دادن هم تبديل شده بود خريد طلا در سال‌هايي كه قيمت آن پايين بود حتي براي هديه دادن هم متداول شده بود در حالي كه اين روزها به خاطر قيمت‌هاي بالا و در حال نوسان اين اندوخته نقد مالي كمتر شاهد خريد براي استفاده از سوي زنان هستيم چه رسد به هديه دادن.

دست‌اندازي بانك‌ها در عادت‌هاي طلايي مردم
اين پژوهشگر مي‌گويد: از آنجا كه پايه شكل‌گيري چنين رويه‌اي نبود بانك‌ها و اندوخته‌هاي مالي بزرگ براي گذران زندگي بود رفته‌رفته با شهري و صنعتي شدن زندگي‌ها بانك‌ها در ميان مردم راه‌اندازي شد. اگر مردم تا چندي قبل اعتماد و اطميناني براي خريد كالاهاي مالي اندوخته‌اي نداشتند ديگر زماني رسيده بود كه با هجمه توليد و فروش انواع و اقسام اوراق مشاركت، اوراق بانك‌ها، سهام بانك‌ها، سهام شركت‌ها و نظاير آن روبه‌رو شدند.
طبيعي بود زماني كه مردم مي‌ديدند طلايي را كه با قيمت بالا مي‌خرند در زمان نياز با سود كمتري بايد بفروشند تصميم گرفتند به سراغ خريد كالاها، اوراق و سهام بروند كه در طولاني مدت ماندگارتر و سوددهي بيشتري دارد.
حتي در اين بين هم بودند كساني كه هم توان خريد طلا نداشتند و هم قدرت خريد چنين اوراق‌ يا سهام، بنابراين پول خود را به شكل سپرده در بانك‌ها ذخيره مي‌كردند و مثل رويه قبل، زمان نياز به سراغ پول مي‌رفتند.
در واقع طلا به خاطر برخورداري از برخي مزيت‌ها كماكان در اولويت اندوخته مالي قرار دارد و هر خانواده‌اي با هر درآمد مالي و سطح طبقاتي امروز هم با گذشت اين همه زمان تلاش مي‌كند با ذخيره كردن حتي ميزان اندكي پول سريع اين پول را به طلا تبديل كند.
طلا ظرفيت اندوخته مالي شدن را داشت
بخشي از علاقه‌مندي به سمت خريد طلا ناشي از خصوصيت‌هاي مفيد اين فلز و مناسب بودن آن براي اندوخته كردن است. براي مثال طلا سبك وزن و در مقابل پرارزش بود، در آتش‌سوزي‌ها از بين نمي‌رفت، قابل ارزيابي در سطح بازارهاي جهاني بود و زماني كه كشوري را محك اقتصادي مي‌زدند در اولويت بررسي‌هاي كارشناسي اقتصادي قرار داشت.
طلا در مواقع نياز حتي در روابط بين دو كشور به آساني فروخته مي‌شد و به سبب همان سبك بودن به راحتي از كشوري به كشور ديگري منتقل مي‌شد و نيازي به سيستم‌هاي مالي يا بروكراسي سياسي نداشت. بر اساس نگاه كارشناسي كه ما داريم جامعه امروز ايران به شدت پلاريزه و قطبي شده است، امروز بيش از ۷۰ درصد درآمد جامعه در اختيار ۳۰ درصد از مردم جامعه است و بالعكس ۳۰ درصد از درآمدهاي جامعه در اختيار ۷۰ درصد مردم قرار دارد و همين به شكل‌گيري دهك‌هاي اقتصادي منفي مردم دامن زده است.

وقتي پول گوشت نداريم چطور طلا بخريم؟!
امروز مردم كلي تلاش مي‌كنند كه معاش و هزينه‌هاي روزانه خود را تأمين كنند. دهك‌هاي دو و سه جامعه ايراني امروز زير خط فقر هستند و از كمترين درآمد هم براي گذران زندگي‌شان برخوردار نيستند. حتي دهك‌هاي ۴ و ۵ و ۶ هم درآمدهايشان به اندازه‌اي است كه بتوانند خرج يك ماه را به انتهاي ماه برسانند و نه بيشتر.
بقيه مردم هم اگر امكانات و درآمدهاي درخور توجهي داشتند اولويت تأمين نيازهاي بچه‌هاي خانواده بود در نتيجه تنها دهك‌هاي ۸، ۹ و ۱۰ جامعه ايراني هستند كه امروز قدرت خريد طلا را به عنوان اندوخته مالي دارند. قبول كنيد مردمي كه در بهترين شرايط تنها مي‌توانند هزينه‌هاي مخارج يك ماهه خانواده را تأمين كنند بماند اينكه بسياري از خانواده‌ها در همين تأمين معاش روزمره خود هم مانده‌اند چه رسد به ذخيره‌سازي پول، اوراق يا طلا.

جوان مانده از كسب درآمد و رانده از خريد طلا
آمارهاي اين سال‌ها از كاهش رشد فروش طلا در بين مردم خبر مي‌دهد و چون بيشتر مردم جامعه ما نسل جوان و نوجوان هستند من فكر مي‌كنم عوامل زيادي دست به دست هم داده‌اند كه آمارهاي فروش طلا كاهش پيدا كند.
بخش مهمي از جوانان جامعه ما در حال تحصيل هستند يا اگر تحصيلات خود را به پايان رسانده‌اند در حال يافتن كار مناسب هستند و اگر هم كاري براي خودشان پيدا كرده‌اند تنها با درآمد ۴۶۰ هزار توماني حداقل حقوق و مزايا مشغول به كار هستند. اين جوانان با اين درآمدها حتي نمي‌توانند يك خانه در مركز شهر براي خودشان اجاره كنند و زماني كه قيمت سكه در بهترين حالت يك ميليون و سيصد هزار تومان است ديگر توقعي براي پس‌انداز و خريد طلا از سوي آنها وجود ندارد.
بخش مهمي از نسل جوان امروز حتي به دليل قيمت‌هاي بالا در ازدواج خود با مشكل روبه‌رو شده‌اند چون براساس رواج همان فرهنگ خريد طلاي مناسبتي تواني براي خريد طلا پيش از عروسي ندارند.
بخش ديگري از نسل جوان كه مراحل ازدواج را پشت سر گذاشته‌اند با شرايط فعلي با همسر خود مشغول به كار هستند تا بتوانند بخشي از هزينه‌هاي زندگي مشترك خود را تأمين كنند.
اين روزها آنقدر درآمدها پايين است كه نه تنها پس‌انداز مثبتي در كار نيست بلكه پس اندازها شكل منفي هم پيدا كرده است. وقتي يك خانواده نمي‌تواند كالايي را نقد خريد كند مجبور است به شكل اقساطي و با درصد سودهاي كلان آن بخرد. در اين نوع خريد سرپرست خانواده مي‌پذيرد كه در اقساط بعدي بخشي از درآمد ماه آينده خود را پيش پيش بپردازد يعني زماني كه هنوز پولي به دستش نرسيده وعده پرداخت آن را مي‌دهد و اين همان پس انداز منفي است.
اگر روزي نخريدن گوشت قرمز توسط خانواده‌ها امري غيرممكن بود اما امروز به دليل گراني بيش از حد اين كالا و بسياري از كالاهي ديگر مي‌بينيم كه مردم ناچار مي‌شوند خريد گوشت را نه فقط يك ماه بلكه چند ماه از سبد كالاهاي ضروري خانواده‌شان حذف كنند. اگر روزي مردم يك يا چند مرغ تازه براي خوراك خانواده مي‌خرند با گذشت زمان به خريدن يك مرغ منجمد شده رسيدند و بعيد نيست اگر امروز خانواده‌اي بگويد ما براي خوراك فقط بال مرغ را مي‌خريم.
ما چطور مي‌توانيم توقع داشته باشيم مردمي كه در تأمين مايحتاج ضروري زندگي‌شان مانده‌اند آخر هر ماه پول پس انداز كنند و با پول خود طلا بخرند؟!
زماني كه اهداف از تيررس هر كسي دور و دست نيافتني بشود انسان ترجيح مي‌دهد دور آن هدف را يك خط قرمز واضح بكشد. بنابراين جوانان وقتي توان پس‌انداز پول را ندارند طبيعي است كه از خريد و پس انداز طلا هم در اين بحبوبه گراني صرفنظر كنند.
ناگفته نماند بخشي از كاهش آمارها هم به تغيير در سبك زندگي مردم امروز شهرنشين بازمي‌گردد. امروز پسند و سليقه جوانان بيشتر به سمت بدليجات، نقره و نظاير آن است. طبيعي است كه نسلي از روند و رويه اخلاقي گذشتگان خود تبعيت نكند و نسل جديد ما كه همه سنت شكن هستند جلودار چنين رفتارهايي هستند. پس طبيعي است انتظار داشته باشيم اين نسل از بخشي از رفتارهاي قديمي‌ترها حتي اگر رفتارهاي صحيح و اقتصادي باشد تبعيت نكند.

در بحران مالي دست به نقد باشيد
گوهربين، عضو اتحاديه طلافروشان ايران و كارشناس اقتصادي با تأييد كاهش آمارهاي فروش طلا در كشور مي‌گويد: تغيير سليقه‌هاي يك نسل كمتر در ميزان خريد طلا تأثير دارد بيشترين زمينه‌هاي اين كاهش افزايش هزينه‌هاي زندگي و كاهش توان اقتصادي خانواده‌هاست.
گوهربين معتقد است: آمارهاي خريد و فروش طلا در دنيا نشان مي‌دهد ايران سومين مصرف‌كننده طلا و جواهر در دنياست. طلا در بين زنان ايراني بيشتر از آنكه از جنبه زينت يا براي چشم و همچشمي ارزش داشته باشد به خاطر ارزش و اندوخته مالي كه دارد ارزشمند است. زنان ايراني مي‌دانند هر چيزي به عنوان اندوخته بخرند به مرور زمان از ارزش مادي آن كم مي‌شود و تنها اندوخته‌اي كه همزمان با بازارهاي جهاني قيمت آن افزايش مي‌يابد، طلاست.
اين نوع اندوخته نقد مالي از آن جمله اندوخته‌هايي است كه هيچ‌وقت ارزش خود را در بين زنان از دست نمي‌دهد. من برعكس جامعه‌شناسان معتقدم اگر در اين چند سال اخير خريد و فروش طلا كاهش چشمگيري داشته است نسل جوان بي‌تقصير است. دليل اين كاهش تغيير سليقه نسل جوان نيست. اين روزها با افزايش قيمت‌ها و تورم حتي خريد مايحتاج زندگي از عهده هر كسي برنمي‌آيد چه رسد به خريد زينت‌آلات اين چنيني.
در واقع طلا از جمله كالاهاي ضروري زندگي نيست و هر خانواده در پايان خرج هر ماه آنچه از دخل باقي مانده است را اگر نياز نداشته باشد صرف خريد طلا مي‌كند و اين روزها كه گذران زندگي، اجاره خانه و خريد گوشت، مرغ، ماهي، ميوه و نظاير آن بيشتر از حقوق ماهانه هر خانواده‌اي است پس نمي‌توان از خانواده‌اي كه قدرت خريدش به شدت كاهش يافته انتظار داشت كه از خريد طلا استقبال كند.
اگر تا چند سال قبل خانمي با يك يا دو ميليون تومان پول وارد مغازه طلافروشي مي‌شد و چندين النگوي ضخيم مي‌خريد امروز وقتي مي‌بيند با دو ميليون تومان شايد بتواند چند النگوي نازك بخرد طبيعي است كه رغبت كمتري براي خريد طلا نشان مي‌دهد. در واقع نقش تفاوت قيمت‌ها در بازار طلا هم بخشي از دلايل كاهش فروش طلاست.

رقابت بر سر خريد سكه و زينت‌آلات
از قديم تا امروز زنان ايراني براي خريد از انواع زينت‌آلات طلايي بيشتر از سكه استقبال مي‌كردند در نتيجه توليدات داخلي كشور هم بيشتر از نوع زينت آلات است و در مقابل كاهش توليد سكه به دليل فروش كمتر آن است.
اما آنچه مهم است اين است كه خريد طلا هرچقدر هم متناسب با درآمدهاي خانوارها باشد باز در هر خانواده و با هر سطح درآمد شما مي‌توانيد قطعات طلا را پيدا كنيد حتي اگر درآمد آن چنان پايين باشد كه قطعه ذخيره شده بسيار كوچك باشد.
من مطمئنم خبري مبني بر وجود ۱۰۰ تن طلا، معادل هفت هزار و ۹۰۰ ميليارد تومان در خانه‌هاي ايراني كه از زبان آقاي كشتي آراي، رئيس اتحاديه طلافروشان ايران در سال ۹۱ نقل شده بود، خبري است كه آمار و ارقام آن دقيق نيست.

طلاي هيچ خانواده‌اي راكد نمي‌ماند
من بر عكس كارشناسان اقتصادي معتقدم طلا از جمله دارايي‌هاي شخصي هر خانواده و هر فرد است و به هيچ وجه جزو سرمايه‌هاي راكد نيست چون زماني كه يك خانواده نياز مالي پيدا مي‌كند اولين گزينه‌اي كه به ذهن اعضاي آن براي فروش مي‌رسد مبلمان، تلويزيون يا ساير وسايل منزل نيست. همه در اين گونه موارد اول به سراغ طلا و جواهرات مي‌روند پس اين سرمايه نه تنها راكد نيست بلكه به روز است و برحسب نياز خانواده، براساس قيمت‌هاي روز بازار خريد و فروش مي‌شود.
ما كه اطلاع دقيقي از ميزان طلاي داخل كشور، فروش در داخل كشور، واردات طلا از خارج يا فروش طلا به كشورهاي خارجي نداريم چطور مي‌توانيم از ميزان طلاي هر خانواده ايراني كه جزو اسرار و گنجينه‌هاي مالي آنهاست آمار دقيق بدهيم؟! نه مطمئناً آقاي كشتي‌آراي بر اساس برخي حدودسنجي‌هاي سطحي چنين نظري داده‌اند.
ما در گذشته برندها و شركت‌هاي معتبر خارجي داشتيم كه در زمينه توليد و فروش طلا در ايران فعاليت مي‌كردند كه در چند سال اخير با مقابله و كارشكني‌هاي داخلي با آنها متأسفانه يا از فعاليت آنها كم شده است يا قطع همكاري كرده‌اند. برندهايي كه در حال حاضر هم فعاليت مي‌كنند و اغلب تبليغات آنها در رسانه‌ها ديده مي‌شوند شركت‌هاي داخلي هستند.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها