شوراي شهر يكي از بخشهايي است كه در چند دوره گذشته ورزشيها علاقه زيادي به آن نشان دادهاند و برخي هم هستند كه به واسطه همين شهرتي كه در ورزش دارند هم اكنون به صندلي شوراي شهر تكيه زدهاند و وارد عالم سياست شدهاند. حالا هم شنيده ميشود كه براي انتخابات شوراها در ۲۴ خرداد نامهاي زيادي از ستارههاي ورزش رديف شده كه ميخواهند مانند همتايان خود يك تجربه جديد داشته باشند؛ تجربهاي كه البته با سياست پيوند خورده است.
در همين رابطه شايعه شده كه نامهايي مانند حسين رضازاده، علي دايي، يوسف كرمي و آرش ميراسماعيلي قصد دارند جا پاي دبير، ساعي و برادران خادم بگذارند. البته دايي همان طور كه پيش بيني ميشد به شدت به مطرح شدن اسمش به عنوان كانديداي احتمالي شوراي شهر واكنش نشان داده و گفته است كه قصد ندارد وارد دنياي سياست شود. اگرچه دايي با همان صراحت هميشگياش اين مسئله را تكذيب كرده اما بايد گفت بعضي ديگر از ستارههاي ورزشي نظري مقابل دايي دارند و براي ورود به دنياي سياسيون برنامههاي زيادي دارند.
بارزترين جايي هم كه ورزشكاراني از طريق آن ميخواهند وارد دنياي قدرت و سياست شوند، شوراي شهر است. البته در اين راه چهرههاي ورزشي با توجه به افتخاراتي كه كسب كردهاند و در بين مردم شناخته شده هستند كار آسانتري نسبت به برخي چهرههاي گمنام ولي متخصص دارند. استفاده از همين شهرتشان، دروازه آنها به عرصه سياستمداران است. به هر حال گروهي از مردم بيشتر از آنكه به دنبال رأي دادن به افراد كاربلد و داراي تخصص براي فرستادن آنها به شوراي شهر باشند بيشتر به نامها توجه دارند و اين برگ برنده چهرههاي ورزشي مشهور است كه در صورت نداشتن تخصص هم يك قدم ميتوانند از بقيه جلوتر باشند؛ موضوعي كه در چند دوره گذشته انتخابات شوراها به خوبي خودش را نشان داده و هادي ساعي، عليرضا دبير و برادران خادم راه يافتنشان به شوراي شهر تهران را مديون شهرتشان در جامعه هستند، هرچند بعضي از آنها از نظر مديريتي هم تجربه لازم را داشتهاند. البته به جز اين موضوع، استفاده برخي گروههاي سياسي از نام ورزشكاران مطرح هم يكي ديگر از آسيبهايي است كه در انتخابات شوراها به وضوح ديده ميشود؛ اتفاقي كه گفته ميشود در انتخابات امسال برجستهتر است و به عنوان نمونه دولتيها براي اينكه ليستشان متفاوت باشد با چند چهره مشهور ورزشي وارد انتخابات خواهند شد تا با توجه به محبوبيت اين ورزشيها، مردم به سمت اين ائتلاف متمايل شوند. در كنار اين مسائل نكتهاي كه مورد غفلت واقع شده و كمتر به آن توجه ميشود اين است كه آيا يك چهره ورزشي تنها به صرف اينكه چند مدال طلاي جهاني در كارنامهاش دارد ميتواند از عهده مسئوليت سنگيني مانند شوراي شهر بر بيايد؟ سؤالي كه كمتر پرسيده شده و در هياهوي تبليغات گم ميشود.
شورا نهادي جدا از ميدان مسابقه است و ورزشكاراني كه قصد دارند در اين زمينه وارد شوند، پيش از هر چيز بايد آمادگيهاي لازم را داشته باشند. در دنياي امروز تخصص حرف اول را ميزند و چهرههاي ورزشي به طور حتم در صورت نداشتن تخصص لازم براي شورا، نخواهند توانست در اين نهاد موفق باشند و اينكه تنها به اعتبار اسمشان وارد شورا شوند نميتواند گرهي از مشكلات مردم باز كند مگر اينكه اين چهرههاي ورزشي تنها به خاطر قدرت و نه براي خدمت پا به عرصه شورا بگذارند.