کد خبر: 520939
تاریخ انتشار: ۲۷ فروردين ۱۳۹۲ - ۰۸:۰۰
مادر و پسر به اتهام قتل محاكمه شدند
به گزارش خبرنگار ما، نماينده دادستان تهران در توضيح كيفرخواست به قضات شعبه ۱۱۳ دادگاه كيفري گفت: ظهر روز ۱۶ بهمن دو سال قبل مأموران حراست بيمارستاني در شهر قدس به پليس خبر دادند زن جواني به نام طاهره فوت شده است. مأموران پليس هم در بيمارستان حاضر شدند و ابتدا از خواهر طاهره تحقيق كردند. او توضيح داد: امروز ظهر ميهمان خواهرم بودم. وقتي به خانه‌اش رسيدم، ديدم در خانه باز است. تعجب كردم كه چرا در خانه را باز گذاشته است. بعد هم خواهرم را صدا زدم و وارد حياط خانه شدم. وقتي جوابم را نداد، بيشتر نگران شدم و خودم را به داخل پذيرايي رساندم. همانجا جسد او را ديدم كه روي زمين افتاده و دستمالي هم به دور گردنش پيچيده بود. بعد هم به پليس و اورژانس خبر دادم و خواهرم را به بيمارستان منتقل كرديم.
نماينده دادستان تهران در ادامه گفت: مأموران پليس سپس راهي محل حادثه شدند و ميز چوبي كوچكي پيدا كردند كه آثار خون مقتول روي آن باقي مانده بود. بررسي مأموران نشان داد از محل سرقت شده است. خانواده مقتول هم به پليس گفتند از خانه‌شان مقداري طلا سرقت شده است. مأموران سپس از شوهر مقتول تحقيق كردند. او گفت: روز حادثه مثل هميشه سر كار رفتم و هنگام ظهر از ماجرا با خبر شدم. بررسي‌هاي بيشتر هم نشان داد كه وي با همسرش اختلاف نداشته است تا اينكه يكي از همسايه‌ها به پليس گفت كه روز حادثه مادر و پسري را ديده كه با عجله از خانه مقتول خارج شده‌اند. بنابراين آنها شناسايي و بازداشت شدند. محمد در تحقيقات پليسي اقرار كرد با همدستي مادرش مرتكب قتل شده است. او توضيح داد: مادرم از من خواست به خانه طاهره برويم و طلاهايش را سرقت كنيم. بعد هم او را به قتل برسانيم. به خاطر اينكه بدهكار بوديم، قبول كردم. روز حادثه از مدرسه مرخصي گرفتم و به خانه آمدم. بعد همراه مادرم به خانه طاهره رفتيم. او در خانه تنها بود و در حالي كه با مادرم گرم صحبت بود، با هم درگير شدند و مادرم او را به قتل رساند.
نماينده دادستان تهران اضافه كرد: حرف‌هاي محمد از سوي مادرش تأييد شد. آمنه گفت: خانواده فقيري دارم. مدتي بود كه تصميم به سرقت از خانه طاهره گرفته بودم. او وضع مالي خوبي داشت و مقدار زيادي هم طلا. بعد هم با پسرم نقشه سرقت از خانه او را كشيديم. با طلاهاي او مي‌توانستيم مقدار زيادي از بدهي‌مان را پرداخت كنيم. روز حادثه محمد از مدرسه مرخصي گرفت و به خانه آمد. ساعت از ۱۰ گذشته بود كه وارد خانه طاهره شديم. معلوم بود كه منتظر كسي است و خانه‌اش مرتب بود. داشتم با او حرف مي‌زدم كه محمد با ميز تلفن به سرش كوبيد كه روي زمين افتاد. من روي سينه‌اش نشستم و با شالي كه دور گردنش بود خفه‌اش كردم. بعد با انبردست طلاهايش را بريدم و از آنجا رفتيم. با فروش طلاها مقداري از بدهي‌مان را داديم تا اينكه دستگير شديم. نماينده دادستان تهران گفت: هر دو متهم در بازجويي‌ها به جرم خودشان اقرار كرده‌اند و براي آنها به اتهام مشاركت در قتل درخواست مجازات قانوني دارم.
سپس خانواده مقتول خواسته‌شان را قصاص عنوان كردند.
بعد از آن قاضي همت يار آمنه را به جايگاه دعوت كرد. او گفت: قبول دارم كه مرتكب قتل شده‌ام و از كاري كه كرده‌ام، پشيمان هستم. پسرم نقشي در ماجراي قتل ندارد و تقصير من بود كه از او خواستم قتل را گردن بگيرد تا شايد من از مجازات نجات پيدا كنم. شنيده بودم پسران نوجوان را به اتهام قتل اعدام نمي‌كنند.
متهم با مطرح كردن ادعايي تازه در دادگاه گفت: مدتي قبل از حادثه ۹‌ميليون تومان به مقتول قرض دادم. البته خودم پولي نداشتم و آن را از دوستانم قرض گرفته بودم. قرار شد او با پول در صندوق خانوادگي كار كند و ماهانه ۲۰۰ هزار تومان به من سود بدهد. يك روز با من تماس گرفت و مرا به خانه‌اش دعوت كرد. وقتي وارد خانه‌اش شدم، يك دست لباس كردي به من داد و خواست آن را بپوشم. من هم لباس‌ها را پوشيدم و بعد آن را بيرون آوردم. همان لحظه مرد نقابداري با دوربين از يكي از اتاق‌ها خارج شد و از من فيلم گرفت. من هم ترسيدم و لباس‌هايم را پوشيدم و از آنجا رفتم. روز حادثه دوباره به خانه مقتول آمدم تا پولم را بگيرم. او گفت به من بدهكار نيست و تهديد كرد اگر درخواست پول كنم، فيلم مرا منتشر مي‌كند. من ترسيدم و با او درگير شدم و بعد هم روسري‌اش را به دور گردنش پيچيدم و او را خفه كردم. داشتم از خانه خارج مي‌شدم كه پسرم به آنجا آمد. وقتي پريشاني مرا ديد، ماجراي قتل و سرقت را به او گفتم و از آنجا خارج شديم.
قاضي از متهم سؤال كرد: آيا حرف‌هاي قبلي خودت را قبول داري؟ متهم گفت: بله. قاضي سپس اقرارهاي اوليه متهم را برايش خواند كه چگونه با همدستي پسرش مرتكب قتل شده است. متهم گفت: پسرم نقشي در ماجراي قتل ندارد و از شما مي‌خواهم او را ببخشيد. مي‌دانم كه مرتكب قتل شده‌ام اما او بي‌گناه است.
قاضي همت يار اعلام تنفس و سپس جلسه را غير‌علني اعلام كرد. از آنجا كه محمد در هنگام ارتكاب قتل هنوز به بلوغ شرعي نرسيده بود، پدر وي به درخواست دادگاه در جايگاه قرار گرفت و موارد قانوني به او تفهيم شد. سپس محمد در جايگاه قرار گرفت و اقرارهاي اوليه‌اش را كه در مراحل بازجويي گفته بود، انكار كرد. او گفت: وقتي به خانه مقتول رسيدم، مادرم داشت از آنجا خارج مي‌شد. او به شدت آشفته بود. علتش را كه پرسيدم، گفت مرتكب قتل شده و مقداري هم طلا سرقت كرده است. بعد هم با‌عجله از آنجا دور شديم و به خانه‌مان رفتيم. سپس به طلافروشي رفتيم و مادرم طلاهاي سرقتي را فروخت. هيئت قضات بعد از شنيدن آخرين دفاع متهمان و وكلاي آنها، وارد شور شدند.

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار