
اين روزها، اخبار رسانهها بيشتر حول محور نامهايي ميچرخد كه همگي به ناگاه احساس وظيفه كردهاند تا به عنوان كانديداي انتخابات رياست جمهوري در انتخابات آتي فعاليت كنند و گويي كه عزم همگيشان براي ماندن در عرصه انتخابات جدي است و براي رأيآوري خود نيز شانس بالايي قائل هستند. اين موضوع را ميتوان از تشكيل و فعاليت جدي ستادهاي انتخاباتي اين افراد متوجه شد، به طوري كه بر اساس آمار و اطلاعات دريافتي هماكنون نزديك به ۲۵ ستاد انتخاباتي از جريانها و گروههاي مختلف سياسي در كشور فعال و مشغول اجراي برنامههاي جدي به نفع كانديداي خود هستند؛ موضوعي كه سردرگمي فراواني را ميان مردم ايجاد كرده است.
اصولگرايان و ائتلافهاي چند نفره
در اين بين اصولگرايان كه بيشترين ميزان كانديداها را به نام خود ثبت كرده بودند، براي پرهيز از ايجاد انشقاق بيشتر در اين جريان اقدام به راهاندازي ائتلافهاي انتخاباتي كردند و قرار است از دل اين ائتلافها در نهايت يك كانديداي نهايي به جامعه معرفي شود.
ائتلاف سه نفره اصولگرايان تحت عنوان ائتلاف براي پيشرفت و همچنين ائتلاف پنج نفره اصولگرايان از جمله اين ائتلافها هستند، اگرچه تنها در فاصله دو ماه مانده تا برگزاري انتخابات رياست جمهوري، هنوز هيچ ساز و كار مشخصي براي تعيين كانديداي نهايي اين ائتلافها مشخص نشده و حتي برخي ديگر از جريان اصولگرايي حاضر به پذيرش اين ائتلافها نشدهاند، اما تشكيل اين دو ائتلاف در داخل اصولگرايان در حالي است كه در جريان اصلاحطلبي نه تنها ائتلافي شكل نگرفته است، بلكه هنوز بر سر آمدن يا نيامدن افراد و در نهايت شركت در انتخابات بحث جدي مطرح است.
شعاردهي كلي حول موضوعات اقتصادي
در اين بين نكته مشترك ميان تمامي كانديداها اعم از اصولگرا و اصلاحطلب ارائه شعارهاي كلي پيرامون موضوعات اقتصادي است؛ موضوعي كه به عنوان مهمترين مسئله اين روزهاي كشور نقل تمامي محافل سياسي و غيرسياسي است. اگرچه هيچ كدام از كانديداها تاكنون برنامهاي عملي و قابل بررسي براي گذر از اين شرايط و حل مشكلات اقتصادي كشور ارائه ندادهاند و اين موضوع را ميتوان به عنوان مهمترين چالش مردم و رسانهها براي بررسي وضعيت كانديداها عنوان كرد.
هزينههاي تكثر
اما واقعيت آن است كه اين تكثر كانديداهاي انتخابات رياست جمهوري اگر اين چنين پيش برود، ميتواند خود چالشي جدي براي مردم در مسير انتخاب و همچنين چالشي ديگر براي برگزاركنندگان انتخابات باشد؛ چالشي كه نه فقط هزينههاي كلان برگزاري انتخابات را افزايش ميدهد بلكه با قطع يقين دانستن، برگزاري دو دور انتخابات براي تعيين رئيسجمهور با اين تعدد كانديدا، قطعاً هزينههاي امنيتي در جامعه نيز افزايش خواهد يافت چراكه فضاي باز انتخابات در جمهوري اسلامي خود بهترين زمان براي سوءاستفاده گروههاي معاند است، بنابراين همين دو دليل به تنهايي كافي خواهد بود كه آقاياني كه امروز به نام احساس تكليف و وظيفه و با شعار دلسوزي براي نظام و انقلاب نام خود را ليست طويل كانديداهاي رياست جمهوري اضافه كردهاند، اگر به راستي پايبند شعار خود هستند، عرصه را به افراد واجد شرايطتر از خود بسپارند.
تحزب؛ حلقه مفقوده انتخابات
اما با بررسي شرايط كنوني انتخابات در كشور و همچنين دورههاي قبلي انتخابات رياست جمهوري، بزرگترين دليل خلق شدن پديده «احساس تكليف كردن» در ميان سياسيون، خلأ احزاب قوي و ساختارمند در داخل كشور است چراكه اگر احزاب قوي در داخل جامعه فعاليت ميكردند، اين احزاب كه داراي برنامه خاصي نيز هستند، در نهايت با معرفي يك كانديداي واحد كه مورد قبول و تأكيد تمامي اعضاي حزب نيز است، علاوه بر كاستن از هزينههاي تكثر كانديدا در داخل جامعه، يك رئيسجمهور قدرتمند با پشتوانه رأي قوي را به وجود ميآوردند. رئيسجمهوري كه برنامههاي سياسي، اقتصادي و اجتماعياش در داخل حزب تدوين شده است و مردم با اين برنامهها نه از طريق فرد كانديدا در يك مدت كوتاه تبليغاتي، بلكه از طريق فعاليتهاي حزب در طول ساليان متمادي آشنا ميشوند و در اين بين نيز امكان مطالبه شعارها و برنامههاي ارائه شده، بيشتر ميشود، موضوعي كه رهبر معظم انقلاب نيز در سخنرانيهاي مختلف خود بارها آن را مورد تأييد و تأكيد قرار دادهاند و حتي در سال ۱۳۵۸ سخنراني مطولي تحت عنوان وحدت و تحزب در دانشگاه جنديشاپور اهواز داشتند كه اين سخنراني در ادامه تحت همين عنوان به صورت كتاب منتشر شد.
مقام معظم رهبري در خصوص لزوم تشكيل حزب ميفرمايند: «به طور خلاصه ضرورتي كه ما را به ايجاد اين حزب و اين تشكل سياسي فراخواند، احساس نياز شديد به سازماندهي نيروها و جهتدادن آن و شتابدادن به نيروهاي كند و كمكار و به صحنه كشانيدن نيروهاي خفته و جلوگيري از انحرافها بود.»
معظمله همچنين در مهرماه سال ۹۰ در جريان سفر به استان كرمانشاه و در جمع دانشجويان و اساتيد اين استان با بيان اينكه مطلقاً با تحزب مخالف نيستند، فرمودند: «ما دو جور حزب داريم: يك حزب عبارت است از كانالكشى براى هدايتهاى فكرى، حالا چه فكرى به معناى سياسى، چه فكرى به معناى دينى و عقيدتى. اگر چنانچه كسانى اين كار را بكنند، خوب است. قصد عبارت از اين نيست كه قدرت را در دست بگيرند، ميخواهند جامعه را به يك سطحى از معرفت، به يك سطحى از دانايى سياسى و عقيدتى برسانند، اين چيز خوبى است، البته كسانى كه يك چنين توانايىاى داشته باشند، به طور طبيعى در مسابقات قدرت، در انتخابات قدرت هم آنها صاحب رأى خواهند شد، آنها برنده خواهند شد، ليكن اين هدفشان نيست. اين يك جور حزب است، اين مورد تأييد است. ميدان باز است، هركس ميخواهد بكند، بكند.»
اما واقعيت آن است كه در فرصت اندك باقي مانده تا انتخابات، هرگز نميتوان پايهريزي و زمينهسازي تشكيل احزاب قدرتمند در جامعه را انجام داد و اين موضوع نيازمند يك برنامه بلندمدت و دقيق است كه در آن علاوه بر تشكيل احزاب قوي، مانعي جدي نيز درخصوص احزاب «دولت ساخته» ايجاد شود.
احزابي كه دسترسي بينظيري به منابع كشور دارند و ميتوانند در طول مدت حاكميتشان بر قوه اجرايي كشور، بدون ذرهاي حسابرسي از منابع كشور براي پيشبرد اهداف خود استفاده كنند، بنابراين در حال حاضر پيشنهاد اصلي، تشكيل يك ائتلاف قوي ميان جريانهاي مختلف سياسي براي انتخاب يك رئيسجمهور قدرتمند با پشتوانه رأي بالاست تا از اين طريق علاوه بر كاهش هزينههاي مختلف انتخابات، عملاً مانع تشتت آراي عمومي نيز شوند. حال بايد ديد كه اين جريانات به راستي دلسوز كشور هستند و در نهايت اقدام به تشكيل اين ائتلاف بزرگ خواهند كرد يا خير... پاسخ اين سؤال را بايد در روزهاي آتي جستوجو كرد...