بحران مالي اتحاديه اروپا در چند سال اخير تنها محدود به بدهيهاي كلان دولتي، رياضت اقتصادي و اعتراضات مردمي نميشود، بلكه بيثباتي سياسي از پيامدهاي جدي اين بحران بوده است. بعد از تزلزل احزاب و فروپاشي دولتها در كشورهاي يونان، ايتاليا، اسپانيا و...، كل اتحاديه اروپا نيز مصون از اين بحران نمانده و وضعيت سياسي آن در معرض تهديد قرار گرفته است.
نخستين زمزمهها از يونان برخاست و در اين منطقه از اتحاديه كه به نوعي نقطه شروع بحران نيز شمرده ميشود، موضوع خروج از حوزه يورو مطرح شد. هر چند كه خروج يونان از حوزه يورو به صورت مستقيم به معناي فروپاشي اتحاديه نيست، اما سران اتحاديه ميدانستند كه با خروج يونان و ديگر كشورهاي اتحاديه با وضعيت مشابه يونان از حوزه يورو، شكست وحدت پولي اتحاديه اجتنابناپذير خواهد بود و همين نيز خود موجب فروپاشي اتحاديه خواهد بود. به همين جهت بود كه سران اتحاديه تا كنون سعي در حفظ يونان در حوزه يورو و در واقع، سعي در حفظ اتحاديه داشتهاند، اما مدتي است كه اتحاديه از نقطه مقابل جغرافيايي يونان مورد تهديد قرار گرفته و اين بار نوبت بريتانيا است.
ديويد كامرون، نخست وزير بريتانيا، در ۲۳ ژانويه و در يك سخنراني از برگزاري يك همهپرسي در مورد ادامه عضويت كشورش در اتحاديه اروپا گفت و اعلام كرد در صورتي كه حزب متبوع وي، حزب محافظهكار، در انتخابات آينده پارلماني بريتانيا بر سر قدرت بماند، اين همهپرسي در مورد «باقي ماندن يا خروج» كشورش از اتحاديه اروپا در سال ۲۰۱۷ برگزار خواهد شد. اين گفته كامرون به سرعت واكنش ديگر مقامات اروپايي را برانگيخت و آنگلا مركل، صدراعظم آلمان، در همان روز گفت كه آماده گفتوگو در مورد درخواستهاي بريتانيا است، اما در ضمن به طرف بريتانيايي هشدار داد كه ديگر كشورهاي اتحاديه نيز درخواستهايي دارند.
لوران فابيوس، وزير امور خارجه فرانسه، در ديدار با تجار بريتانيايي اعلام كرد كه طرح آقاي كامرون براي برپايي همهپرسي ميتواند خطرناك باشد و به صورت كنايهآميزي گفت: «اگر اروپا را يك باشگاه فوتبال فرض كنيم، نميتوان وارد اين باشگاه شد و گفت بياييد راگبي بازي كنيم». سفير فنلاند در بريتانيا طرح كامرون را موجب بيثباتي و نگراني دانست و كميسيون اروپا نيز اعلام كرد كه باقي ماندن بريتانيا در اتحاديه به عنوان يك عضو فعال به نفع بريتانيا و اين اتحاديه است. اين واكنشها به خوبي حاكي از نگراني جدي مقامات اتحاديه از همهپرسي ادعايي كامرون است و به نظر ميرسد كه آلمان به عنوان اصليترين قدرت در اتحاديه حاضر به دادن امتيازهايي به كامرون است.
اين نگراني جدي آلمان، فرانسه و مسئولان اتحاديه در بروكسل از اين همهپرسي چندان بيدليل نيست، زيرا مسئله ديگر همانند يونان بر سر خروج از حوزه يورو نيست و از اين مهمتر، موقعيت لندن در اتحاديه بسيار مهمتر از آتن است.
هر چند كه لندن از ابتدا حاضر به ورود در حوزه يورو نشد، اما از مهمترين كانونهاي اتحاديه است تا آنجا كه به تنهايي توانست ديگر سران اتحاديه را در نهايت مجبور به سازش سر بودجه هفت ساله اتحاديه، از ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۰ كرد. معلوم است كه اين كار تنها از عهده لندن برميآيد و آتن يا مادريد و ديگر كشورهاي اروپايي در اين سطح قادر به چنين كاري نيستند. اكنون، كامرون قرار است به برلين سفر و در گفتوگو با مركل شرايط و درخواستهاي خود را مطرح كند تا راهي براي صرفنظر كردن او از برگزاري همهپرسي باشد. كامرون پيش از اين تغيير گسترده در ساختارهاي اتحاديه شده بود و گويا ديگر نميتواند مداخلات اتحاديه در امور داخلي كشورها را قبول كند. اينكه منظور او از اين تغيير چيست و تا چه حد به معاهده ليسبون به معناي مبناي اساسي اتحاديه مربوط ميشود، در ديدار او با مركل معلوم خواهد شد اما به يك چيز بايد توجه كرد و آن ميزان جديت كامرون در جدايي بريتانيا از اتحاديه است.
از آنجايي كه بريتانيا معاهده ليسبون را پذيرفته، ديگر مشكل ميتواند چنين تغييراتي را درخواست كند كه بر اين معاهده سايه بيندازد و از سوي ديگر، به نظر ميرسد كه كامرون از طرح همهپرسي بيشتر يك ابزار تهديد سياسي را مد نظر دارد تا امتيازاتي از اتحاديه دريافت كند. تنظيم دو بودجه جداگانه براي اتحاديه كه يكي براي حوزه يورو و ديگري براي غير يورو باشد، تخفيف سهميه پرداختي بريتانيا به اتحاديه و همچنين تجديد نظر در وضع مالياتهاي مورد نظر اتحاديه از جمله درخواستهاي كامرون است، اما اين موارد را نميتوان دليل جدي در ادعاهاي كامرون براي همهپرسي دانست، بلكه او با همهپرسي از سويي ميخواهد اتحاديه را مجبور به پذيرش درخواستهايش كند و از سوي ديگر، تضميني براي پيروزي در انتخابات پارلماني آينده به دست آورد. او در سخنان ۲۳ ژانويه به اين نكته اشارهاي كرده بود و ميتوان گفت او با طرح همهپرسي به دنبال تحريك احساسات ميهنپرستان و جلب افكار عمومي به سوي حزبش است تا آن كه بتواند سال آينده ميلادي تضميني براي پيروزي حزبش و ماندن بر سر قدرت داشته باشد.