
سالها پيش يعني درست زماني كه مادران يا مادربزرگان ما ازدواج ميكردند، براي برپايي مراسم عروسي، يك روز قبل، خانواده داماد با تشريفات خاصي به همراه چند زن از بزرگان فاميل و يك آرايشگر به خانه پدر عروس آمده و صورت عروس را بند ميانداختند با كمي سرخاب كه به دست زنان محلي تهيه ميشد، عروس را آماده رفتن به خانه بخت ميكردند. همه چيز به خوبي پيش ميرفت و خبري از آرايشگاههاي آنچناني و ديزاينهاي امروزي نبود.اما اين روزها براي برپايي مراسم عروسي به طور مرسوم از ماهها قبل برنامهريزي ميكنند و حتي خود عروس براي پيدا كردن آرايشگاه دلخواه خود كلي وقت صرف ميكند و بعد از كلي ورق زدن مدلها بالاخره يك آرايشگاه را انتخاب ميكند، آقاي داماد هم دست به جيب ميشود و از پولهايي كه در طول چند سال براي چنين شبي پسانداز كرده، هزينه آرايشگاه را تقبل ميكند تا بدون هيچ كم و كاستي زندگي مشتركشان را شروع كنند.اما زيبايي شروع زندگي مشترك به چه قيمتي؟ ۷۰۰، ۸۰۰، ۹۰۰ هزار تومان يا اينكه كمي به قيمتهاي بالاي شهر نزديك شويم، چند ميليون تومان! چرا جوانهاي امروزي با كنار گذاشتن همه خوشيها و سادگيها، يك شبه و تنها به دنبال رسيدن به خواستههاي زودگذر همه چيز را تجملاتي ميكنند و با صرف هزينههاي سنگين، خودشان را در مضيقه و تنگناهاي بعدي زندگي قرار ميدهند؟ به سراغ آرايشگاههاي زنانه رفتيم تا علاوه بر اينكه اين سؤال را از كساني بپرسيم كه روزانه با تعداد زيادي از زنان و دختران سر و كار دارند، كمي با مدلهاي روز و قيمتها آشنا شويم.
وارد سالن آرايشگاه شدم همهمهاي برپا بود. با وجود آينههاي بزرگي كه دور تا دور طراحي شده بود، از هر زاويه كه اراده ميكردي به راحتي ميتوانستي قد و بالاي خودت را برانداز كني. در هر گوشهاي از سالن خدمات مختلفي ارائه ميشد؛ يكي مشغول مانيكور كردن ناخن بود و ديگري مشغول اكستنشن و بافت مو. در گوشهاي ديگر، زني در حال شينيون كردن بود و ديگري مشغول آرايش ابرو. كمي كه گذشت، چشمانم به تابلوي خدمات ماساژ دست و پا نيز افتاد. خلاصه سرشان انقدر شلوغ بود كه باوجود تنظيم وقت قبلي براي گفتوگو نيم ساعتي منتظر ماندم تا جواب سؤالم را بگيرم، به قول خودشان اين روزها انقدر مشتريهايشان زياد شده كه گاهي مجبور ميشوند از صبح زود تا پايان شب سر پا بايستند.
زنها از هرچه بگذرند، از آرايشگاه نميگذرندهنگامه آرايشگري بود كه ۲۵ سال در كارش سابقه داشت، او كه تنها علت توجه افراطي به ظاهر را چشم و همچشمي ميدانست، ميگويد: اين روزها اكثر زندگيها بدون هدف اداره ميشود و به دنبال اين پوچي، توجه به ظاهر بسيار اهميت پيدا كرده است چون اگر كسي ذهني آيندهنگر داشته باشد، بعيد است كه به خاطر چشم و همچشمي و حرف مردم دست به جيب شود و براي يك شب مراسم خرجهاي آنچناني كند. گاهي براي ما پيش آمده كه عروسي براي آرايش به اينجا آمده و ما در حرفهايش شنيدهايم كه حاضر است هر هزينه اضافي را پرداخت كند تا چهرهاش چيزي از عروسي دختر خالهاش كم نداشته باشد. البته قيمتهاي ما براي آرايش عروس از قبل مشخص شده و از ۶۵۰ تا ۸۰۰ هزار تومان متغير است كه اين هزينه بسته به نوع خدمات اضافه كه خود فرد بخواهد مانند كاشت ناخن، بالا ميرود.
در طول سابقه كاريام به سالنهاي آرايش زيادي رفتهام، همانطور كه از استقبال مشتريها پيداست، زنان و به خصوص دختران جوان بيشتر آرايش به سبكهاي اروپايي را ميپسندند كه اين نشان ميدهد زنان ايراني مقلد خوبي براي آرايشهاي غربي هستند و حاضرند براي رسيدن به مدلي كه در ذهنشان است، هزينه زيادي پرداخت كنند.
اين روزها بيشتر آدمها رنگ عوض كردهاند تا با آنها همكلام نشوي و سر صحبت را باز نكني اصلاً نميتوان از روي چهره و ظاهر مرتب و موقري كه دارند، به نوع خانواده، طبقه، فرهنگ و تحصيلات آنها پي برد. زياد سرتان را درد نياورم، زنها از هرچه بگذرند، از آرايش و آرايشگاه نميگذرند به خصوص اينكه در حال حاضر زنها علاوه بر ابروهايشان كه بيشتر در معرض ديد قرار دارد، استقبال زيادي از كاشت ناخن و طراحي آن به سبكهاي جديد دارند.
زنها براي پوستشان كم نميگذارندمهرنوش، يكي ديگر از زنان آرايشگري بود كه نظرش را در اين رابطه پرسيدم. او كه سالهاست به صورت تخصصي اپيلاسيون ميكند، ميگويد: پوست، حساسترين نقطه بدن است، مشتري به اينكه موقع كار روي پوستش وقت و حوصله به خرج بدهي، خيلي اهميت ميدهد. همينطور به روز بودن و مدهاي مرسوم، موجب ميشود فرد حتي براي يك مهماني ساده يا حتي جشن تولد نيز وقت بگذارد و با صرف هزينه و گريم، چهره جذاب و دلخواهش را پيدا كند، چه رسد به مراسم عروسي!
البته آرايشگاه ما جزو آرايشگاههاي درجه يك است و مشتري با علم به اين موضوع و اطلاع از نرخها با ميل خودش به اين آرايشگاه ميآيد در حالي كه ميتواند به آرايشگاههاي درجه پايينتر و با نرخ ارزانتر مراجعه كند، اما هركه بامش بيش، برفش بيشتر! آرايشگرهاي ما براي حرفه و تخصصي كه دارند، با صرف هزينههاي زياد دورههايي را حتي در خارج از كشور گذراندهاند. همينطور ما براي فضاي بزرگ و خدماتي كه در اين سالن ارائه ميدهيم، ماليات زيادي پرداخت ميكنيم، پس اين طبيعي است كه قيمتهايمان متفاوت و خدمات و لوازمي كه براي مشتري به كار ميبريم، بهتر و باكيفيتتر باشد، البته مشتري هم اين تفاوت كيفيت را به خوبي درك ميكند. به نظرم زنها براي زيبايي و پوستشان از چيزي دريغ نميكنند. بيشتر مشتريهاي من هر بار كه كارشان تمام ميشود حداكثر ۲۰ روز بعد دوباره مراجعه ميكنند كه به نظرم اين يعني تميزي، پاكي و آراستن هميشه و در همه حال براي زن مهم است.
آرايشگاه، محلي براي تخليه انرژيپروانه آرايشگر ديگري بود كه با او صحبت كردم. پروانه ميگويد: آرايشگاه رفتن و آرايش كردن جزئي از تفريح و شادابي زندگي جوانان ما محسوب ميشود. اين روزها جوانهاي ما تفريح زيادي ندارند، دختران ما با ديدن مراسمهاي بزرگ عروسي، سادگيها را از ياد بردهاند و بيشتر سمت ماديات كشيده شدهاند، همه آنها دوست دارند در مراسم عروسيشان به هر قيمتي كه شده سنگ تمام گذاشته و جاي هيچ چيز را خالي نگذارند، چون ممكن است بعدها با ديدن مراسم عروسي دوستانشان حسرت بخورند. به هر حال ممكن است طعم، كيفيت و نوع غذا فراموش شود اما آرايش و چهره تا آخر عمر در قاب آلبوم و فيلم ماندگار است، پس بايد دست به جيب شد تا همه چيز به خوبي در نگاتيوها به ثبت برسد.
فيگورهاي اجتماعي جزئي از زندگي زن استاما محتوا و موضعگيريهاي آرايشگران را با دكتر محمد عارف، پژوهشگر حوزه مردمشناسي و انسانشناسي در ميان گذاشتيم و نظر وي را در اينباره پرسيديم. دكتر عارف ميگويد: آرايشگرها از صنوفي هستند كه ارتباط چهره به چهره و ملموسي با لايههاي اجتماعي دارند، بنابراين موضعگيريهايشان هم واقعي به نظر ميرسد، اين يك واقعيت است كه ما در يكي دو دهه اخير تمايل عجيبي به ظاهرگرايي افراطي پيدا كردهايم.
ما با ادامه اين رفتارها از لحاظ موقعيت اجتماعي دچار بحران خواهيم شد چراكه اين روند موجب زير پا گذاشتن باورهاي اعتقادي و فرهنگي ميشود و به طور حتم هويت و اصالت جامعه ما و به خصوص خانوادهها كليت اين امور را نخواهد پسنديد.
كسي كه به هر قيمتي تن به چنين مسائلي ميدهد به طور حتم قصدي جز تغيير شخصيت نخواهد داشت. از منظر انسان شناسي، با اين روند شخصيت انسان دچار تشتت ميشود چراكه به دنبال آرايش و تغيير چهره، فرد به گونه ديگري رفتار ميكند، به شكل ديگري غذا ميخورد و حتي در حرف زدنهايش دچار تغيير لحن ميشود و جور ديگري حرف ميزند.
اين رفتارها و فيگورهاي اجتماعي، جزئي از زندگي افراد به خصوص زنان جامعه ماست. چراكه زن در فرهنگ ايراني زيبايي معنا شده و اين زيبايي از زمان پيامبر و حتي دوران باستان به زنان ما ارث رسيده است. همينطور اين موضوع را در اشعار كهن، معاصر و ترانههاي عاميانه بسيار شنيده و خواندهايم، به طور مثال در ادبيات شفاهي ميخوانيم «فرهاد عاشق لب شيرين شد.»
اينها جزو خصلتهايي است كه نسل به نسل همراه مردم در زندگيها منتقل شده و به گونهاي خودبهخود و سينه به سينه اين زيبايي به عنوان يك مؤلفه اساسي در بين مردها در انتخاب همسر جا افتاده است، پس توجه كنيد كه كسي مخالف اين امر فطري در زنان نيست اما آنچه امروز ما به دنبال آن هستيم واقعاً زيبايي است؟
در جامعه فعلي انسانها به واسطه تنوع وسايل ارتباط جمعي و كم شدن رفت و آمد و رابطهها، نسبت به يكديگر بيگانه و بيارتباط شدهاند و اين امر موجب شده ريشههاي اصيل در خانوادهها از بين رفته و به نوعي، بياصالتي رواج پيدا كند، آدمها احساس تنهايي كرده و دنبال جبران اين كمبودها به خود، همسر و زندگيشان فشار بياورند.
بايد توجه كنيم كه ما امروز گرفتار چه افراط و تفريطهايي هستيم. اگر زن در جامعه به دنبال كسب هنر، علم و اداي مسئوليت مادرياش باشد، پادشاه خانه و خانوادهاش خواهد بود و اصلاً نيازي به انواع مدلها ندارد. اين زن با كسب هويت و داراييهاي ماندگار، زيبايي واقعي را در خانهاش جستوجو ميكند و به آن ميرسد و به طور حتم اينگونه رفتارها و فيگورهاي اجتماعي كاذب را نفي ميكند.
اين درست است كه زن آرايش و زيبايي را دوست دارد اما در حدي كه خود را در بند گريمهاي ساختگي اسير نكند، ستوده است چراكه با ادامه بيش از حد اين روند، فرد از لحاظ روحي و رواني دچار آسيب شده و حتي اعتماد به نفس خود را از دست ميدهد، تا حدي كه بدون آرايش احساس نقص در چهره خود ميكند و نميتواند در جمع حاضر شود، همينطور به واسطه مواد موجود در لوازم آرايشي نشاط واقعي پوست از بين رفته و فرد از لحاظ جسمي دچار فرسودگي و پژمردگي خواهد شد.
متأسفانه اين روزها در بين زنان ايراني افراط در استفاده از لوازم و وسايل آرايشي بيش از هر چيز ديگري رشد پيدا كرده است؛ زنان در دورهاي با گذاشتن لنز در چشم، دورهاي ديگر با عمل بيني و دستكاري گونه و چانه و اخيراً با پروتز لب، چهره و زيبايي واقعيشان را از بين ميبرند و وقتي از مضرات پرداختن به اين امور ميشنوند مدام با اصرار و پافشاري به وجود اين نياز در زن، كارشان را توجيه ميكنند و به خودشان حق ميدهند. در اين صورت با لذت و آرامش لحظهاي به شكل يك نيروي ماشيني درآمده و همه چيز برايشان نسبي ميشود زيرا رنگ اين نقاشيهاي پوشالي با آب از بين ميرود.
اين رفتارها نهايت بيثباتي است و ثمري جز سپري شدن بيهوده عمر نخواهد داشت، چراكه هيچ كدام از اين افراد حتي جواني كه براي به رخ كشيدن عروسياش به ديگران هزينههاي سنگيني پرداخت كرده است، لذت واقعي نخواهد برد، شادي پايدار در انسان از جنس ديگري است و اين رضايت مقطعي از شرايط به شكل يك بادكنك به صورت آني در وجودشان بزرگ ميشود و هر لحظه ممكن است با يك تلنگر تركيده و از بين برود.