نكته مهم در آلماتي۲ اين بود كه تاكتيك غرب براي فرار از تعهد به يك روند روشن مذاكراتي و تكيه بر مهمترين دغدغه رسمي آن كه از طريق كاهش آمادگي در فردو و تبديل مواد ۲۰ درصد به ميله سوخت يا رقيق كردن آن دنبال ميشد، نه تنها بينتيجه ماند، بلكه در طرح ايراني با هوشمندي ناچار به نگاهي مثبت به مفاد طرح ارائه شده گرديد، ولي براي نهايي كردن مواضع خود، مذاكره با هيگ و كري را به جاي رايزني با شركتكنندگان در آلماتي ۲ ضروري دانستند. تاكتيك غرب اين بود كه با تعيين تكليف در خصوص مواد ۲۰ درصد و تعليق فعاليت فني در فردو و ارائه پيشنهادات كمتأثير، سناريوي قبلي و راهبرد برچيدن توان هستهاي ايران را ميسر نمايد. يعني اينكه تحت عنوان گام اعتبارساز، پيشنهادي غيرمتوازن را به ثبت برساند و در مسير طولاني با تأكيد بر اوراق تحريمي و فشار، به حذف امكان غنيسازي در ايران برسند. اگرچه اين مقامات در آلماتي۲ از ادبيات توقف، تعطيلي و برچيدن و خارج كردن توان هستهاي ايران دست برداشته بودند، ولي اين راهبرد در تاكتيك فوق دنبال ميشد و حرفي نيز از عدم پذيرش غنيسازي نميزدند. اظهار آمادگي تيم ايراني و در دست داشتن طرح جامع و تفصيلي كه گامهاي متقابل و هموزن و همزمان را روشن ميكرد، امكان ادامه مانور را از طرفهاي غربي گرفت و ناچار شدند در چهار دور مذاكره سنگين و چند ساعته كه با گفتوگوهاي فعال بيشتر شركتكنندگان همراه بود،مذاكرات آلماتي ۲ را تكميل كنند.
شرايط امريكاييها هم در برآورد كلي در تنظيم نوع تعامل با ايران كه از اوراق بازي وسيعي برخوردار است و روشهاي فشار غربي را تا حدود زيادي مديريت كرده و هم به لحاظ نوع تلاش چين و روسيه در اين نشست كه نشان از فعالتر شدن گسلهاي سياسي و امنيتي و اقتصادي بين آنهاست و هم به جهت سير تحولات در سوريه از يك رو و ناپايداري همپيمانان امريكايي و غربي در مجموعه ديكتاتوريهاي منطقه از وضعيت اميدواركنندهاي برخوردار نيست. به ويژه اينكه ايران در روز ملي انرژي هستهاي كه يادبودي براي شهداي دانشمند هستهاي ايران نيز هست، گسترده كردن عرصههاي توانمندي و قابليتهاي فني را به نمايش گذاشته و مانورهاي مذاكراتي و تاكتيكهاي فريب در مذاكره و فشارهاي خارجي و بندبازي از طريق مناسبات با قدرتها، تأثيري بر اراده و سياستهاي ايران نداشته كه مورد اعتراف بسياري از مراكز فكري و نخبگي و حتي مسئولان امريكايي و غربي است. اين بدان معناست كه بهرغم فعال بودن لابيهاي صهيونيستي در سناي امريكا كه هر روز در تدارك لوايح تحريمي جديد عليه ايران هستند، اراده كلي امريكا و انگليس بر نشست جديد و در ادامه آلماتي است و اقدام تحريكآميز و تحريمي جديد را فعلاً به نفع خود نميدانند. خصوصاً اينكه هدف پنهان غرب براي اثرگذاري در روندهاي انتخاباتي با انسجام ملي موجود در ايران كه به شكل مناسبي توسط نظام و رهبري معظم انقلاب مديريت و هدايت ميشود، هرگونه شيطنت امريكايي- غربي در اين زمينه، بازتابهاي راهبردي و زيانباري روي منافع منطقهاي آنها به جاي خواهد گذاشت. آنچه بايد به طرفهاي غربي تفهيم شود، بايد با زبان ديپلماسي منطقهاي و افزايش قدرتمند بنيه فني هستهاي به طرفهاي غربي منتقل شود. ضروري است كه در ادامه راهبرد تهديد در مقابل تهديد، با زبان عملي، هزينه هر اقدام و تلاش كينهتوزانه و دشمني كه توسط امريكا و غرب يا ايادي ورشكسته در باند ديكتاتوريهاي غربي را به شدت افزايش داد تا به خوبي درك كنند كه اين جاده، دوطرفه است، يا تعامل دوسويه و هم طراز يا هزينه دوسويه كه كاخ شيشهاي غرب و همپيمانان آنها شكنندهتر از آن است كه تاب تحمل چنداني را داشته باشند. تشت رسوايي غرب و اين ديكتاتوريها و جريانهاي وهابي و تكفيري وابسته به آنها آنچنان پرصدا بر زمين خورده كه هيچ نقابي براي فريب افكار عمومي، كارآمد نيست و مردم ايران نيز به خوبي از ماهيت رفتاري و مذاكراتي امريكا و غرب آگاه هستند. اگر فتواي هستهاي رهبري معظم انقلاب و همكاري صميمانه با آژانس و ارائه طرح جامع و تفصيلي تعامل دوسويه و همكاري براي غرب كافي نيست بايد منتظر گزينههاي ديگري باشد كه مانند غنيسازي ۲۰ درصدي و ساخت ميلههاي سوخت كه پس از خشك سري آنها راهاندازي شد، دست غربيها را در حنا خواهد گذاشت.