
در چندين دوره از انتخابات گذشته، شاهد ايجاد ساز و كارهاي وحدت انتخاباتي ميان برخي از جريانهاي سياسي كشور بوديم، هرچند برخي در ميزان موفقيت اين ساز و كارها شك و ترديد دارند، با اين حال چه در انتخاباتهاي مجلس و چه در انتخاباتهاي رياست جمهوري چنين ساز و كارهايي مرسوم شده است.
در اين ميان اصليترين دليلي كه جريان اصولگرايي را از تشتت ميرهاند و به چنين ساز و كارهايي سوق ميدهد، نگراني درباره خردشدن آرا و شكستهاي انتخاباتي است. به هر تقدير بايد بپذيريم كه امروز طيفهاي مختلفي در ذيل پرچم اصولگرايي قرار ميگيرند كه هركدام پاسخگو به بخشي از نيازها و مطالبههاي جامعه ميباشند و همين تكثر نظرات و سلايق احتمال تفرق اصولگرايان در عرصه انتخابات را نيز تقويت ميكند.
در چنين شرايطي و با توجه به وجود رقيبي به نام اصلاحطلبان، اصولگرايان همواره به دنبال وحدت بوده و سعي كردهاند تا با تشكيل جبهههاي متحد سياسي مانع از تفرق آرا شوند، اما نكته مهمي كه درخصوص چنين ساز و كارهايي ميتوان اشاره كرد، آن است كه قاطبه اين ساز و كارها دفعي است، يعني چند ماه مانده به انتخابات تشكيل شده و در نهايت شنبه بعد از انتخابات نيز به طور كلي از بين ميروند، حتي در ساز و كار جبهه متحد اصولگرايان براي انتخابات نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي كه تحت نظر جامعتين بود نيز ما شاهد بوديم كه پس از انتخابات شاكله اين جبهه از هم پاشيد و در درون مجلس قطببنديهاي جديدي ميان اصولگرايان شكل گرفت.
به زعم نگارنده فضاي سياسي ما نيازمند ساز و كارهاي وحدت و يكپارچگي سياسي بلندمدت است. اينكه اصولگرايان به دليل خطر شكست انتخاباتي به سمت وحدت حركت ميكنند، امري بديهي است و قاطبه تلاشها بايد به سوي زنده ماندن ساز و كارهاي وحدت پس از انتخاباتها سوق داشته باشد.
در اكثر جوامع كه به حد مطلوبي از رشد و بلوغ سياسي رسيدهاند ما شاهد حضور احزاب و گروههاي پرقدرتي هستيم كه به خوبي ميتوانند صحنه انتخابات را فعال كنند و بستر مناسبي را براي شناخت افكار عمومي از نامزدهاي انتخاباتي پديد آورند.
اگر ساز و كارهاي وحدت دائمي باشد تقريباً تبديل به يك حزب منسجم ميشود و افكار عمومي آنگاه ميتوانند پس از رأيگيري نيز مطالبات خود را از نامزدها پيگيري كنند.
در واقع پديد آمدن چنين ائتلافهاي مقطعي نشاندهنده نبود يك ساختار حزبي قدرتمند در فضاي سياسي ايران است. اين جبههبنديها تلاش ميكنند تا در مقطعي كوتاه و با توجه به فرصتها و تهديدها يك وحدت حداقلي ايجاد نمايند، در حالي كه نياز فضاي سياسي ما يك وحدت حداكثري، مستحكم و مستمر است. بايد توجه داشت كه ائتلافهاي پايدار ميتواند بسياري از چالشهاي دروني دولت و مجلس را نيز برطرف سازد و حداقل هزينه اضافي به فضاي سياسي كشور وارد ننمايد.
اگر قرار باشد كه چند گروه قبل از انتخابات ائتلاف كنند اما بعد از انتخابات دچار واگرايي شوند، در حقيقت به آراي مردمي خيانت كردهاند و بخش عمدهاي از انرژي و فرصتهاي كارآمدي نظام را نيز هدر دادهاند.
پيشنهاد آن است كه همين جبههبنديهاي سياسي و ائتلافها در اردوگاه اصولگرايي در نهايت در ذيل نظرات جامعتين تبديل به يك پايگاه سياسي پايدار شوند؛ پايگاهي كه يكي از مهمترين وظايف خود را نظارت بر منتخبين منتسب به خود ميداند.
چرا بايد ساز و كار جبهه متحد اصولگرايان كه براي نهمين دوره انتخابات مجلس تشكيل شده بود، به همين سادگي از بين برود. بسياري از افرادي كه به ليست اين جبهه رأي دادهاند، اكنون انتظار دارند تا يك نهاد سياسي پاسخگوي انتظارات آنها و مطالباتشان از نامزدهاي پيروز باشد. هرچند برخي معتقدند مردم در انتخاباتها ليستي رأي نميدهند اما تجربه نشان ميدهد كه وقتي نام يك يا چند نهاد مانند جامعه روحانيت مبارز يا جامعه مدرسين حوزه علميه قم بالاي يك ليست انتخاباتي حك ميشود، مردم با اطمينان بيشتري به چنين ليستهايي رأي ميدهند چراكه آنها نظر علما و مراجع را براي خود حجت ميدانند.
در چنين شرايطي بايد گفت كه از همين ائتلافهاي حداقلي ميتوان نقبي به سمت توسعه نظام تحزب در ايران زد و بسترها را براي افزايش نهادمندي در فضاي سياسي كشور فراهم آورد.