
نوروز سال ۱۳۹۲ در حالي پايان پذيرفت كه رسانه ملي در تعطيلات امسال سهم بيشتري از آنتن را به تلهفيلمهاي توليدي اختصاص داد؛ تلهفيلمهايي كه با يك نگاه اوليه ميتوان به تعداد قابل توجه آنها اذعان نمود. به ويژه كه امسال تعداد اين تلهفيلمها بسيار بيشتر از فيلمهاي خارجي در مدت مشابه سال گذشته بوده است، به گونهاي كه شايد بتوان اشاره كرد كه تعداد فيلمهاي خارجي پخش شده در نوروز امسال كاهش چشمگيري نسبت به سالهاي گذشته داشته است.
دراين ميان سؤالي كه برخي از اصحاب رسانه به آن توجه كردهاند كيفيت اين فيلمها و همچنين ميزان جلب نظر بينندگان از سوي آنهاست؛ چراكه با توجه به تعداد قابل توجه اين تلهفيلمهاي تلويزيوني نميتوان ميزان رضايتمندي شهروندان از آن را ناديده گرفت. ترديدي وجود ندارد كه براي كسب آماري مستدل از ميزان رضايت شهروندان از اين تلهفيلمها بايد به نتيجه نظرسنجيها توجه كرد.
اما در سوي مقابل اين كارشناسان هستند كه نگاهي به كيفيت اين فيلمهاي تلويزيوني در ابعاد مختلف كردهاند و به نوعي با بررسي اين مسئله سعي در كسب آماري كلي از ميزان رضايتمندي داشتهاند.
حسين قاسمي، استاد دانشگاه وكارشناسان ارتباطات در مورد پخش تلهفيلمهاي تازه توليد شده در ايام نوروز خاطر نشان ميكند كه اين اتفاق امري مثبت است؛ چراكه در صورت برنامهريزي صحيح در درازمدت اين محصولات را ميتوان جايگزين جدي فيلمهاي خارجي كرد. اما سؤال اصلي اينجاست كه اين محصولات تا چه اندازه توان كسب رضايت شهروندان را دارند و به طور كلي كيفيت فيلمنامه آنها در چه حد و اندازهاي است؟
تلهفيلمهايي با فيلمنامههاي ضعيفاين استاد دانشگاه ميافزايد: با نگاهي به بخش قابل توجهي از تلهفيلمهاي نوروزي ميتوان به اين مسئله پي برد كه فيلمنامههاي نه چندان قوي از مهمترين ضعفهاي اين محصولات در كسب رضايتمندي شهروندان است. به ويژه كه از ساخت برخي از اين محصولات ميتوان به اين مسئله پي برد كه ضعف فيلمنامه و قصه خوب با شتابزدگي هم همراه شده است، به طوري كه مخاطب ابتدا با يك قصه روزمره و كاملاً عادي روبهرو است كه اصلاً جذاب نيست و در مرحله بعدي با يك روند بسيار شتابزده برخورد ميكند كه برايش منطقي به نظر ميرسد. ضعف ساختار اين محصولات سبب شده كه بسياري از اين تلهفيلمها از سوي مخاطب آنچنان كه بايد مورد استقبال قرار نگيرد، به گونهاي كه معدود تلهفيلمهايي بودهاند كه مخاطب نام آنها را به ياد داشته باشد وحتي خواهان دوباره ديدن آنها باشد.
حسين قاسمي، پژوهشگر رسانه، به مسئله بازيهاي بازيگران در تلهفيلمها اشاره ميكند و بر اين باور است كه به چند دليل در بخش قابل توجهي از تلهفيلمها بازيها اصلا خوب ساخته و پرداخته نميشود. حسين قاسمي دراينباره ميگويد: به چند عامل مهم در اينباره ميتوان اينگونه اشاره كرد:۱ ـ روند ساخت سريع و شتابزده تلهفيلمها كه سبب ميشود پلانها به سرعت فيلمبرداري شوند. ۲- استفاده از بازيگران متوسط و حتي متوسط به پايين در برخي از اين تلهفيلمها كه عمدتاً با عدم استقبال مخاطب روبهرو ميشود ۳- نبود نگاه كارشناسان حوزههاي گوناگون در كنار مجموعههاي ساخت تلهفيلم!
بيكيفيتي؛ حاصل شتاب در ساخت اين استاد دانشگاه در ادامه ميافزايد: برخي از تلهفيلمهاي ايراني آنقدر با شتاب ساخته ميشوند كه شتابزدگي آنها به وضوح آشكار است. پلانهاي محدود، ديالوگهاي سطحي، فقدان حس لازم در بازيها و نداشتن تعليقهاي نامناسب و بسياري نكات ديگر نشانهاي از همين شتابزدگيهاي فعلي در ساخت تلهفيلمهاست. از سوي ديگر به برخي دلايل از نابازيگران استفاده ميشود و همين كار باعث افت چشمگير فضاي تلهفيلمها ميشود؛ چراكه با وجود اين بازيها از سوي نابازيگران، مخاطب خيلي سريع داستان را رها ميكند. حسين قاسمي، كارشناس رسانه در ادامه خاطر نشان ميكند كه در برخي از تلهفيلمها كه به سراغ موضوع خاصي ميروند و سعي دارند از فضاي كليشههاي روزمره خارج شوند هم كارشناسان حوزه مربوطه حضور ندارند. مثلاً در سوژههاي پزشكي يا مسائل ماورائي اين مسئله ديده ميشود كه اين تلهفيلمها بدون نگاه واقعبينانه و تخصصي توليد ميشوند. همين امر سبب ميشود كه مخاطب هوشيار عصر جديد، ديگر فيلم و قصهاش را باور نكند و از آن فاصله بگيرد.
هر چند كه به باور حسين قاسمي اين چند مورد تنها بخشي از علتهاي ناكام ماندن اين تلهفيلمها ميشود اما به هر صورت اين علتهاي مهمي هستند كه در صورت توجه نشدن به آنها بايد منتظر ادامه همين وضعيت در تلهفيلمها بود. اين مسئله در حالي از سوي اين پژوهشگر رسانه مطرح ميگردد كه برخي ديگر از صاحبنظران تأكيد دارند كه بخشي از مخاطبان به دلايل قوي نبودن چند سري از اين تلهفيلمها ديگر به آنها توجهي نميكنند.
اين ضعفها نبايد رسم شودحسين قاسمي استاد دانشگاه در اين زمينه با نگاهي به موضوع اعتماد به مسائل مختلف در رسانه ملي بيان ميكند: بحث تلهفيلمها نبايد به جايي كشيده شود كه مخاطب از قبل در مورد همه اين تلهفيلمها به دلايل ضعف گوناگون قضاوت كند؛ چراكه در اين صورت مخاطبان هنگام پخش يك تلهفيلم به دليل اينكه ضعيف بودن تلهفيلمها به امري مرسوم تبديل شده علاقهاي به ديدن آن نخواهند داشت. به ويژه وقتي اين اتفاق در نوروز رخ دهد آنگاه بيعلاقگي مخاطب چند برابر ميشود؛ چراكه مخاطب اين محصولات را در نوروز با دقت بيشتري پيگيري ميكند و در صورت جواب نگرفتن از آنها به راحتي تا انتهاي سال اينگونه محصولات را رها ميكند. آمارها هم نشان ميدهد كه مخاطبان تلويزيون به كيفيت تلهفيلمها با شك و ترديد مينگرند.
در اين بين بايد توجه كرد كه سالانه هزينههاي فراواني صرف ساخت تلهفيلم ميشود كه اين مسئله لزوم دقت در اينباره را دو چندان ميكند. حسين قاسمي، پژوهشگر ارتباطات در اينباره براين باور است كه ساخت تلهفيلمها بايد به شكل هدفمندي دنبال شود. به نحوي كه سوژهها به شكل جديتري قبل از ساخت مورد بررسي قرار گيرند. در كنار اين مسئله سوژهها نيازسنجي شوند. حسين قاسمي تأكيد ميكند كه در صورت داشتن يك نگاه اجتماعي به تلهفيلمها ميتوان بسياري از مسائل حاد اجتماعي در اينگونه محصولات مطرح شوند. قطعاً اين مسئله با استقبال مخاطبان روبهرو خواهد شد؛ چرا كه اينگونه محصولات به دليل وجهه سينمايي خود ميتوانند با پرداخت صحيح اينگونه موضوعات مورد توجه مخاطب قرار گيرند. البته ترديدي نيست كه مخاطب انتظار يك فضاي چالشي را در اينباره دارد تا در يك داستان و بستر جذاب يك موضوع اجتماعي را درك كند.
حسين قاسمي درباره ماهيت كلي فيلمهاي تلويزيوني ميگويد: فيلمهاي تلويزيوني يك فرصت فوقالعاده براي رسانه ملي در جذب مخاطب است. منتها اين مسئله در شرايطي تحقق ميپذيرد كه به تدريج سطح فيلمهاي تلويزيوني به سطح فيلمهاي سينمايي نزديك شوند. در اين صورت است كه مخاطب توجه زيادي به اين محصولات خواهد كرد. بايد كيفيت اين فيلمها آنقدر به فيلمهاي سينمايي نزديك شود كه مخاطب حس كند كه در حال تماشاي يك فيلم در حد كيفيت فيلمهاي در حال اكران در سينماست.
اين استاد دانشگاه ادامه ميدهد: به باور من فيلمهاي تلويزيوني بايد با دقت بيشتر و فيلمنامههاي بهتري ساخته شوند. يكي از مهمترين ريشههاي اصلي اين ماجرا به بحران فيلمنامههاي اينگونه محصولات باز ميگردد. براي حل اين مسئله هم ابتدا بايد از فيلمنامهنويسان قوي براي ساخت دعوت شود. در مرحله بعدي دستاندركاران ساخت فيلمهاي تلويزيوني بايد هزينه بيشتري به فيلمنامه اختصاص دهند تا نويسنده رغبت بيشتري براي نوشتن يك فيلمنامه خوب داشته باشد. قطعا اين مسئله ميتواند مؤثر باشد، چراكه مخاطب از چنين محصولاتي كه قرار است از رسانه ملي پخش شود يك داستان خوب ميخواهد. به ويژه كه دراينگونه محصولات دست سازندگان به دليل نبود سوپراستارها به مشكلات بيشتري برخواهند خورد؛ چراكه در بسياري از فيلمهاي امروز سينماي ايران بحران فيلمنامه و قصه با استفاده از جلوههاي خاص و استارها پر ميشود اما در تلهفيلمها چنين چيزي نميتواند رخ دهد.