کد خبر: 519452
تاریخ انتشار: ۱۸ فروردين ۱۳۹۲ - ۱۵:۳۸
در نكوداشت ياد و خاطره محقق نام‌آور مرحوم ميرزامحمدعلي مدرس تبريزي خياباني
دكتر مهدي محقق
سپاس و منت خداوند بزرگ را كه در عنفوان جواني هنگامي كه در آستان ۲۰ سالگي بودم، محقق نام‌آور مرحوم ميرزامحمدعلي مدرس تبريزي را همچون چراغي فروزان فرا راه من داشت، تا من توفيق يافتم از سال ۱۳۲۷ تا سال ۱۳۳۰ش از محضر پرفيض او مستفيض شوم و مسلماً او سهمي بسزا در شكل‌گيري شخصيت علمي و عملي‌ام داشته است. او با مناعت طبع، بزرگواري، قناعت، پارسايي و بي‌اعتنايي به ثروت و مكنت و جاه و رياست دنيايي درس‌هايي به من آموخت كه ارزش آن از مباحث شرح لمعه شهيد و مكاسب شيخ مرتضي انصاري كمتر نبود. خداوند باران‌هاي رحمت خود را بر او فرو ريزاند و او را در بهشت‌هاي برين خود جاي دهد. مرحوم مدرس تبريزي مصداق واقعي همان فقيه به حقي بود كه حضرت اميرالمؤمنين(ع) در روايت «أَلا أَخْبِرْكمْ بِالْفَقِيه حَق الْفَقِيه»، فرمود: كسي كه مردم را از رحمت خداوند نااميد و از عذاب خداوند ايمن نكند و در نافرماني خدا آنان را رخصت ندهد و قرآن را به شوق چيز ديگري ترك نگويد، بدانيد در علمي كه در آن تفهم نباشد و در قرآني كه در آن تدبر نباشد و در عبادتي كه در آن تفقه نباشد، هيچ خيري نيست. خداوند آن فقيه به‌حق و عالم مطلق را پاداش خير دهد كه «وَ كل خَيرٍ عِنْدَنَا مِنْ عِنْدِهِ».
مرحوم مدرس تبريزي ويژگي‌هاي برجسته فراواني داشت كه شمه‌اي از آن را در اينجا بازگو مي‌كنم. او به اهل علم احترام مي‌گذاشت و حتي در برابر طلاب جوان به سلام مبادرت مي‌ورزيد. در مدت سه سال كه از ساعت ۷ تا ۹ صبح به همراهي برخي از همدرسان خود همچون مرحوم سيدمحمدرضا علوي تهراني و دكتر احمد مهدوي دامغاني نزد او فقه مي‌خواندم، هيچ‌گاه او را در حجره‌اش خوابيده يا پا دراز كرده نديدم و معلوم بود كه پس از نماز صبح، رسم ادب و دوزانو نشستن را براي خود نيز رعايت مي‌كرد. طي اين سه سال بوي غذاي پختني در اتاق او استشمام نكردم، فقط كتري و قوري چاي روي خوراك‌پز نفتي خود هميشه مهيا داشت و سفره ناني هم در كنار آن بود كه فقط در ميان آن پنير مانده ديده مي‌شد. امور تهيه كاغذ و چاپ «ريحانه‌‌الادب» را خود يك تنه عهده‌دار بود و تصحيحات مطبعه‌اي آن را نيز خود به‌تنهايي انجام مي‌داد و به كس ديگري اعتماد نمي‌كرد.
وَ إِنما رَجُلُ الدنيا وَ وَاحِدُهَا
مَنْ لاُ يعَولُ فِي الدنيا عَلي رَجُلٍ
چندان‌كه به مدح او سروديم
يك نكته ز صد نگفته بوديم
اما از نظر علمي بايد بگويم كه او از مدرسان ديگر فقه كه من ديده بودم، جامع‌تر و برتر بود، چون بر علم رجال و درايه كه زيربناي حديث و فقه است، تسلط كافي و وافي داشت. وقتي او به نام برخي از محدثان و راويان همچون «آل زراره»، «بزنطي»، «بنوفضال» و «اصحاب اجماع» مي‌رسيد يا از جوامع اوليه احاديث شيعه و اصول متلقاه‌ عن الائمه(ع) بحث مي‌كرد، چنان داد سخن مي‌داد كه شنونده را مسحور علم و دانش خود مي‌كرد. رَحْمَه‌ اللهِ عَلَيه ثُم رَحْمَه‌ اللهِ عَلَيه.
مرحوم استاد هنگامي كه متوغل در امور چاپ و نشر كتاب «ريحانه‌‌الادب» بود، مي‌فرمود يگانه آرزوي او اين است كه چاپ كتاب را به پايان برساند و در زادگاه خود تبريز جان عاريتي را تسليم دوست كند. خداوند آرزوي آن دانشي مرد پارسا را جامه عمل پوشاند و در بهار سال ۱۳۳۳ش، قالب خاكي سوي خاك اوفكند و جان و خرد را به سماوات برد.
او رفت و دو فرزند برومند و دانشمند، ميرزا علي‌اصغر و محمدآقا را باقي گذاشت:
أبْقَيتَ فِينَا كوكبَين سَنَا هُمَا
فِي الصبح و الظلماء لَيسَ بِخَافٍ
ميرزا علي‌اصغر از فضلاي بنام تبريز در حفظ آثار والد ماجد نهايت سعي و كوشش را به‌جاي آورده و محمدآقا كه از ذوق شعر و شاعري برخوردار است، نام پدر بزرگوار را در اشعار زيباي خود زنده نگه داشته است. از اينكه آن دو فرزند در ساليان اخير، در تحقق بخشيدن بزرگداشت آن فقيه و محدث دانا و مدرس توانا ، اهتمامي نيك ورزيده‌اند، جاي بسي سپاس و امتنان است. خداوند هر دو را براي شهر عالم‌پرور و ادب‌خيز تبريز باقي و موفق بدارد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها