پيش از اين در همين ستون نوشتيم كه بعضي از ما عادت كردهايم همه چيز را سياسي ببينيم! در ميان اين «بعضي از ما» گاهي برخي مديران هم جاي ميگيرند و اين برخي از مديران، گاهي تمايل دارند كه پارهاي مسائل را سياسي ببينند! در حقيقت، اين گروه از مديران، زماني دوست دارند مسائل را سياسي ببينند كه پاي عملكرد خودشان يا سازمانشان در ميان است. براي نمونه، پروژهاي قرار است انجام شود و وعده آن داده شده است اما انجام نميشود؛ اينجاست كه مدير آن سازمان به ميدان مصاحبه و نشست خبري ميآيد و اعلام ميكند برخيها با سياسيكاري نگذاشتهاند پروژه انجام شود! يا ميگويد پروژه را سياسي كردهاند! حال آنكه ممكن است، پروژه به علل ديگري از جمله سوءمديريت خود او محقق نشده باشد! جالب اينجاست كه اين گروه از مديران هميشه در چنين اظهارنظرهايي، فقط به بيان جملاتي كلي بسنده ميكنند و هيچگاه سند و مدركي از اينكه چه كساني و براي چه اين پروژه را سياسي كردهاند، ارائه نميكنند!
تازهترين نمونه در اين مورد، اظهارات روز گذشته محمدجواد محمديزاده، رئيس سازمان حفاظت محيط زيست است كه در گفتوگو با مهر در مورد جزئيات موضوع مبادله پلنگ با ببر اظهار كرد: «بعضيها سعي كردند اين موضوع را سياسي كنند!»
يا مثلاً برخي مديران در پاسخ به اينكه چرا گراني رو به افزايش است و چرا دولت، گرانيها را مهار نميكند، پاسخ ميدهند: «بعضي دستهاي پشت پرده نميگذارد گراني مهار شود!»
طبيعتاً وقتي يك مدير از دستهاي پشت پرده سخن ميگويد به اين معناست كه اطلاعات موثقي در دست دارد كه عدهاي پشت پرده كارشكني ميكنند و طبيعتاً اين انتظار ميرود كه بر اساس اطلاعات موثق بداند كه اين عده چه كساني هستند و صد البته انتظار ميرود كه براي كوتاه كردن اين دستها، دست به دامان محاكم قضايي شود.
اما جالب اين است كه تاكنون در كنار اظهارنظر كلي «دستهاي پشت پرده گراني» هيچ شكايتي عليه اين دستها به محاكم قضاي تقديم نشده!
نتيجه اين دست دست كردنها هم همين ميشود كه مبادله ببر و پلنگ كه سهل است، حتي وز وز پشهها را هم سياسي ببينيم! اما واقعاً رواج اظهارات با محوريت «دستهاي پشت پرده» و گسترش تفكر «همه چيز را سياسي ديدن» از كجا ريشه ميگيرد؟!