کد خبر: 517532
تاریخ انتشار: ۲۷ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۱:۴۰
گذر و نظري بر اثر نوانتشار «قزل قلعه، زندان سرخ پهلوي» نوشته يعقوب لطفي
قزل‌قلعه يا قزل قلاع (قلعه سرخ) نامي دردآشنا در ادبيات مبارزات سياسي ميهن زخم‌خورده ايران، از سلاطين و شاهان بوده است و جاويد خواهد ماند، ولي صد افسوس كه آن را با سبوعيت باورنكردني و عجله‌اي شگرف در يك روز غم‌انگيز با چنگال آهنين با خاك يكسان كردند، چنان‌كه گويي از ابتدا چنين جايي وجود نداشته است. اكنون پس از گذشت چند دهه از اين كار ستم‌آلود، حسرت ديدن و زنده شدن خاطرات دلاورمردان و شيرزنان ظلم‌ستيز بر دل و روح آنها به‌جاي مانده است. خداوند را سپاسگزارم كه توفيق عنايت فرمود پس از سال‌ها سپري شدن اين واقعيت تلخ بتوانم اين موضوع مهم تاريخي را يادآور شوم و مطالبي را در حد بضاعت براي علاقه‌مندان و دلسوختگان فراهم كنم تا ان‌شاءالله با فراهم شدن زمينه‌هاي تحقيقي‌ـ‌پژوهشي واكاوي عميق‌تري درباره اين مكان تاريخي‌ـ‌ سياسي به وجود آيد. با توجه به قدمت اين محل كه حدود يك قرن و نيم در اين مرز و بوم جا خوش كرده بود، صحنه‌ها، حوادث و خاطرات فراواني را در دل خود جاي داده بود كه دستمايه بسيار ارزشمندي براي محققين در حوزه‌هاي مختلف خواهد بود. اين زندان در رديف مخوف‌ترين و در عين حال بي‌كيفيت‌ترين زندان‌هاي دنياست. اين محل به منظور زندان ساخته نشده بود و در ابتدا كاركرد كاروانسرايي و انباري داشت، به تدريج در رژيم پهلوي تغيير كاربري داد و با ايجاد تغييرات در داخل راهروها، اتاق‌ها، ساخت حمام و امكنه ديگر تبديل به يكي از زندان‌هاي بي‌آبروي دنيا شد، به‌طوري كه قريب به اتفاق زندانيان سياسي رژيم پهلوي معتقدند آنچه در اين قلعه (بخوانيد زندان) و حمامش اتفاق افتاده يكي از شرم‌آورترين گوشه‌هاي تاريخ انسانيت و بشريت است، هر چند اين زندان پس از دو دهه فعاليت در سال ۱۳۵۰ به دستور و فرمان محمدرضاشاه تعطيل و در سال ۱۳۶۰ به علت فرسودگي تخريب شد و آن را تبديل به ميدان ميوه و تره‌بار كردند تا اين قطعه سياه رژيم پهلوي را از ياد و اذهان تاريخ پاك كنند، ولي برخلاف تصور آنها هرگز اين اتفاق رخ نداد و برخلاف تصور شاه و اعوان و انصارش از ذهن تاريخ استبداد و ديكتاتوري رژيم سلطنت حذف نشد و همان‌گونه كه ملاحظه مي‌كنيد، پس از گذشت ۴۰ سال از آن كوبيدن‌ها و تخريب‌ها اين موضوع همچنان زنده و پوياست و براي نسل جديد ايران مسئله قابل توجهي قلمداد مي‌شود. با توجه به بررسي‌هاي انجام شده كتاب مستقلي درباره قزل‌قلعه وجود ندارد يا حداقل بنده نگارنده از آن مطلع نشدم (البته با جست‌وجوي فراوان) و به نظر مي‌رسد اين نوشتار مي‌تواند خلأ به وجود آمده را حتي در حد اندك پر و كامل كند و يقيناً مجموعه كاملي نخواهد بود كه اميد است به مرور زمان كامل‌تر شود. در پايان اميد است، اين تحقيق در چهار فصل مقبول افتد. فصل اول: شناخت قزل‌قلعه، تاريخچه، موقعيت جغرافيايي، وضعيت ساختمان، نوع سازه و استوارهاي قزل‌قلعه، فصل دوم: قزل‌قلعه به روايت محبوسين، فصل سوم: قزل‌قلعه و مبارزات سياسي و فصل چهارم: خاطرات زندانيان سياسي و در انتها عكس‌ها تدوين و تقديم علاقه‌مندان تاريخ سياسي ايران مي‌شود. بديهي است تأثيرگذارترين قسمت اين كتاب مجموعه خاطرات زندانيان سياسي رژيم پهلوي است، زيرا اگر از قزل‌قلعه به عنوان يك زندان مخوف استفاده نمي‌شد، حتماً مانند قلاع ديگر محسوب مي‌شد. آنچه امروز به اين مكان فاقد حضور فيزيكي (متأسفانه) هويت و اعتبار مي‌بخشد، حضور صدها آزادي‌خواه، حقيقت‌جو و مبارز سياسي دوران سياه رژيم پهلوي در اين قلعه بود، هرچند تمامي خاطرات بيان نشده است، ولي هر آنچه فعلاً به جاي مانده است، دستمايه بسيار خوبي براي آغاز راه و گشودن پنجره‌اي جديد براي ديدن جنايات رژيم سلطنتي پهلوي است. رژيم سفاك و بي‌ديني كه متأسفانه امروزه بعضي از خودفروختگان در لباس و چهره‌هاي مختلف درصدد تطهير آن هستند و البته موفق نخواهند شد. همانگونه كه آفتاب زير ابر نمي‌ماند، هيچ وقت حقيقت پنهان نخواهد بود و با شكر و حمد الهي امروز شاهد برملا شدن خيانت‌هاي رضاخان و فرزند خائنش در همه زمينه‌ها هستيم و تشت رسوايي آنان چنان از بام بر زمين افتاده كه صداي آن گوش هواخواهانشان را نيز كر كرده است. در پايان اميدوارم همراهان و خوانندگان محترم نظرات و ديدگاه‌هاي سازنده‌ خود را به نگارنده منتقل كنند و از هيچ تذكر و راهنمايي در جهت پر بارتر كردن اين قطعه از تاريخ دريغ نورزند.
به زندان قفس، مرغ دلم چون شاد مي‌گردد
مگر روزي كه از اين بند غم آزاد مي‌گردد
(فرخي‌يزدي)
* مولف كتاب
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها