«مِنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ»(۱)
از تأثيرگذارترين راههاي پندآموزي و عبرت، توجه به نظريات و عملكرد اسوههاي علم، جهاد و فضيلت است. همچنانكه قرآن تأسي از والاترين اسوه حسنه، يعني رسول اعظم را امر كرده است، اسوهها ستارگان رهنماي درخشاني هستند كه در تاريكيهاي ذهن و محيط بشري، طريق راستين رستگاري و صلاح را به رهروان پاكنهاد، صديق و دوستداران حقيقت ميآموزند و درماندگان را از ذلت و ره گمكردگان را از سقوط، رهايي ميبخشند. به همين دليل است كه برگزيدگان الهي، همگان را به مجالست با علما و متقين فراخواندهاند. بيان سرگذشت سالكان كوي دوست و راهيان سبيل نجات، همواره همت سيرهنويسان و راويان تاريخ بوده است.
در زمانه ما، حركت پرخروش، شگفتانگيز و معجزهگونه انقلاب اسلامي، كاخهاي استبداد و استعمار را در هم كوبيد و استقلال و آزادي را جايگزين وابستگي و اختناق كرد. بهعلاوه، اين حركت شخصيتهايي گرانسنگ، پر ارج و انقلابي را در درون خود پرورانده و به جهانيان عرضه كرده است. اين اسوههاي رادمردي، ايثارگري، صبر و استقامت با درايت و از خودگذشتگي و تحمل سختيهاي فراوان در پيروزي و تثبيت نظام مقدس جمهوري اسلامي نقش تعيينكنندهاي داشتند.
بر اين مهم بايد افزودكه تاريخ انقلاب اسلامي ايران سه ركن مهم دارد كه در كنار هم اين پديده شگفت قرن را به وجود آورد:
۱) ايدئولوژي اسلامي
۲) رهبري حضرت امام
۳) همگامي مردم مسلمان ايران
به عبارت ديگر انقلاب اسلامي به رهبري امام خميني(ره) با ايدئولوژي اسلامي و حضور گسترده مردم مسلمان ايران و تأييدات خاص الهي شكل گرفت و به پيروزي رسيد.
هر يك از اين سه ركن مهم محور پژوهشهاي متعددي شده و صاحبنظران درباره آن به بحث و بررسي پرداختهاند. براي تبيين نقش رهبري حضرت امام(ره) در پيروزي انقلاب اسلامي، علاوه بر زندگاني و مبارزات ايشان لازم است زندگاني و مبارزات نزديكان امام، بهويژه فرزندان معظمله مورد توجه قرار گيرد.
شهادت غريبانه فرزند ارشد حضرت امام، حاج آقا مصطفي سرآغاز دوره مهمي از تاريخ انقلاب اسلامي شد. مرحوم حجتالاسلام والمسلمين حاج سيد احمد خميني بعد از شهادت برادر حساسترين مسئوليت را در بيت پدر به عهده داشت. با درك چنين اهميتي پژوهش درباره نقش و جايگاه وي در انقلاب ضروري است. اينك دريادمان امروز، در ميان اين ستارگان درخشان كه در افق گسترده طلوع فجر انقلاب اندك نيستند و هر يك نمادي از پايداري، آگاهي، خداخواهي، ستمستيزي و پايبندي به معارف عميق و حياتبخش اسلام به حساب ميآيند، به سراغ شخصيتي ميرويم كه افزون بر ويژگيهاي فوق و برخورداري از خصلتهاي ممتاز همچون صداقت، شجاعت، امانتداري و سادهزيستي در عين تمكن، فداكاري و... از همنشيني دائمي با خورشيد انقلاب كه به او نوري مضاعف بخشيده نيز بهرهمند است. اين شخصيت كسي نيست جز چهره محبوب و آشناي مردم، غمخوار و خدمتگزار صديق انقلاب، پاسدار جاننثار اهداف امام راحل، مرحوم حجتالاسلام والمسلمين حاج سيد احمد خميني با «انديشهاي روشن و چشمي تيزبين»(۲) در خدمت نظام اسلامي، كه خداوند آن مرحوم را غريق درياي رحمت و فضل خود قرار دهد و با اوليايش محشور فرمايد.
درمكانت والاي آن عزيز همين بس كه رهبرمعظم انقلاب (مدظله)در شهادتي تاريخي اينگونه بر بصيرت و ولايتمداري او مهر تأييد نهادند: «در مورد مسئله رهبري، نظرشان با آنچه از طرف رهبري ابراز ميشد، موافق بود. مقصود اين است كه در برهه بعد از امام، ايشان يكي از بهترين مواضعي را كه ممكن است كسي مثل ايشان داشته باشد، در دفاع از اصول انقلاب و موازين آن داشتند و از خط حقيقي امام، از جان و دل دفاع ميكردند. ايشان از رهبري نيز دفاع بسيار جانانهاي كردند، يعني هم از اساس رهبري و هم از شخص حقير دفاع ميكردند و بر روحيههايي كه ممكن بود جور ديگري فكر يا احساس كنند، تأثير زيادي داشتند. در هر حال موضعي كه ايشان بعد از رحلت امام اتخاذ كردند، خيلي ارزشمند بود. من معتقدم كه يكي از بهترين فصول زندگي ايشان عندالله همين فصل اخير است كه ايشان واقعاً راه خدا را، راه حق را و راه صحيح را متقرباً الي الله پيمودند. با آنكه يقيناً از ايشان توقعات گوناگون بود و ايشان هم يقيناً در اطرافشان وسوسههايي بود، اما ايشان محكم ايستاده بود و همان اصولي را كه مورد نظر شريف امام، رضوان الله تعالي عليه، بود، با قاطعيت تمام ابراز ميكرد.»
يادش گرامي باد
پينوشت:
۱) قرآن كريم، سوره احزاب، آيه ۲۳
۲) از پيام مقام معظم رهبري به مناسبت رحلت جانگداز حجتالاسلام و المسلمين سيد احمد خميني