کد خبر: 517321
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۱:۲۲
ويژه نامه نوروزي روزنامه جوان
فرشته لطفي
لباس‌هاي ماركدار مي‌پوشد و هر روز ورزش مي‌كند. هيچ وقت او را خشمگين و عصباني نمي‌بينيد، اما بسيار جدي‌ است. جزو اولين كساني بود كه وارد دانشكده حقوق دانشگاه تهران شد و بعد از چهار سال با قبولي در آزموني ديگر توانست لباس قضاوت را بر تن كند و حالا يكي از قديمي‌ترين قضات دستگاه قضايي است و نزديك به ۴هزار پرونده جنايي را مورد رسيدگي قرار داده‌است. نور‌الله عزيزمحمدي، متولد سال ۱۳۲۶ كه از سال ۸۲ بر صندلي رياست شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان تهران تكيه ‌زده‌، مردي شوخ‌طبع است كه رسيدگي به پرونده‌هاي قتل نتوانسته او را از ديدن ابعاد زيباي زندگي غافل كند. به گفته خودش۴۲ سال است كه در دستگاه قضايي سابقه فعاليت دارد و تقريباً همه نوع پرونده كيفري را رسيدگي كرده، اما هيچ‌وقت وارد كار اجرايي نشده ‌است. نام او بسياري از متهمان به قتل را به وحشت مي‌اندازد و شهرتش در زندان‌ها پيچيده است. با او در مورد خودش و زندگي خصوصي‌اش به گفت‌وگو نشسته‌ايم.

جمع كردن نقش قاضي ويژه قتل بودن با پدر، همسر و پدربزرگ مهربان بودن، سخت است چطور اين نقش‌ها را با هم در خود جمع كرده‌ايد؟
قضاوت شغل من است والبته قبول دارم شغل خشني است، با اين حال زماني كه وارد دستگاه قضايي شدم با اين نيت بود كه بتوانم به مردم خدمت كنم و داد مظلوم را بستانم. البته در اين امر نقش خانواده‌ام خصوصاً همسرم بسيار پررنگ بوده‌ است. او در اين راه به من خيلي كمك كرد. بچه‌ها را بزرگ كرد و هميشه سعي مي‌كرد تا جايي كه امكان دارد مسئوليت زندگي را خودش به دوش بكشد تا من بيشتر به كارم برسم. همسرم به خوبي درك كرده كه شغل سنگيني دارم و آرامش رواني برايم خيلي مهم است و در اين راه بسيار كمكم كرده‌است. من خانواده‌اي استوار دارم و اين استواري را مديون همسرم هستم. در مورد بچه‌ها هم بايد بگويم بچه‌هاي موفقي دارم. نوه‌اي هم دارم كه دردانه من است و عاشقانه دوستش دارم. راستش من زندگي شخصي‌ام را تا حد زيادي از كار جدا كرده‌ام.

اما شما پرونده‌ها را براي مطالعه دقيق به خانه مي‌بريد و به گفته‌خودتان روي بعضي پرونده‌ها شبانه‌روز كار مي‌كنيد
بله درست است، اما اين ربطي به زندگي شخصي‌ام ندارد. در خانه براي خودم دفتر كاري درست كرده‌ام. اتاقكي دارم كه امكانات كوچكي در آن قرار داده‌ام و وقتي مي‌خواهم كار كنم به آن دفتر مي‌روم، در واقع پرونده‌ها را وارد كانون خانواده‌ نكرده‌ام و نمي‌كنم. در آن اتاق هم فقط خودم رفت و آمد دارم و اعضاي خانواده‌ام آنجا نيستند.

كار كردن شما در خانه باعث نمي‌شود اعضاي خانواده ناراحت شوند
همانطور كه گفتم خوشبختانه خانواده‌ام من را درك مي‌كنند و تلاش‌شان آرامش من است. چون ساعاتي خاص را در خانه كار مي‌كنم و موضوعات را بين خانواده مطرح نمي‌كنم، بنابراين مخالفتي وجود ندارد. من سعي مي‌كنم هميشه آرامش را در خانه حاكم كنم.

در پرونده‌هاي مهم گاهي ديده شده كه اعضاي خانواده‌تان هم در دادگاه حضور دارند، چرا؟
بعضي وقت‌ها آنها موضوعات را در روزنامه‌ها مي‌خوانند و از من سؤال مي‌كنند. اين ميل شخصي‌خودشان است كه در محكمه حضور داشته ‌باشند. از آنجايي كه جلسه دادگاه علني است به عنوان يك قاضي حق مخالفت ندارم، اما به عنوان پدر يا همسر توصيه مي‌كنم اگر ناراحت مي‌شوند در دادگاه حاضر نشوند، البته مخالفت نمي‌كنم چون به نظر من جنبه آموزشي دارد.

شما رابطه خوبي با خبرنگاران داريد. آيا اين موضوع هم ناشي از همين طرز تفكر است كه انعكاس اخبار جنبه آموزشي دارد؟
بله دقيقاً. من فكر مي‌كنم مردم هرچه بيشتر آگاهي پيدا كنند بيشتر از خودشان مراقبت مي‌كنند، بنابراين مخالفتي با انعكاس اخبار ندارم. البته بايد اين پوشش در چارچوب قانون باشد. من مرد قانون هستم و هرچه قانون بگويد عمل مي‌كنم، در اين خصوص هم هميشه به خبرنگاران توصيه مي‌كنم در چارچوب قانون اخبار را منعكس كنند و خوشبختانه آنها هم رعايت مي‌كنند.

برگرديم به موضوع خانواده، چند فرزند داريد؟
سه دختر و يك پسر دارم كه پسرم ته‌تغاري است. دو دختر بزرگم فوق‌ليسانس دارند، دخترم كوچكم دانشجوي فوق‌ليسانس است و پسرم هم مهندس است.

ازدواج هم كرده‌اند؟
بله دو دختر بزرگم ازدواج كردند، خدا را شكر دامادهاي خوبي هم دارم. هر دو پزشك متخصص هستند. نوه‌اي هم از دختر بزرگم دارم.

پسرتان چطور؟
او ازدواج نكرده و با ما زندگي مي‌كند. خدا را شاكرم كه بچه‌هاي خوب و موفقي دارم.

شما گفتيد در طول اين سال‌ها بيشتر مشغول كار بوديد، چطور با اين همه كار مي‌توان بچه‌ها موفقي داشت؟
كار تربيت بچه‌ها با همسرم بود. همسرم آذربايجاني است و دختران آذربايجان هم به استواري، تعقل، دورانديشي، سليقه و درايت معروف هستند. البته در مواقعي كه نياز بود به عنوان يك پدر دخالت كنم، اين كار را كرده‌ام و حواسم به خانواده‌ام بوده‌است، اما اينكه بچه‌هايي مودب و مهربان و موفق دارم به خاطر حضور همسرم است.

عزيز محمدي بين همكارانش به شيك‌پوشي شهرت دارد، انتخاب لباس‌ها و كفش‌ها با خودتان است؟
بيشتر اين انتخاب‌ها از سوي همسرم و دخترانم است. راستش را بخواهيد من كمتر خريد مي‌كنم. خيلي وقت‌ها سركمدم مي‌روم مي‌بينم چند دست كت و شلوار نو و پيراهن‌هاي جديد در كمد است. بيشتر اين تركيب‌بندي‌ها كار همسرم است. البته دخترانم هم خيلي برايم كادو مي‌خرند. به هر حال خانم‌ها به ظاهر بيشتر توجه مي‌كنند. همسر من هم تركيب لباس‌هايم را انتخاب مي‌كند.

معمولاً لباس‌هايي كه به تن مي‌كنيد جنس خوبي دارد، اين موضوع را هم همسرتان تصميم‌گيري مي‌كند؟
بله. او انتخاب‌كننده همه لباس‌هاي من است. هميشه هم جنس خوب برايم مي‌خرد. در مورد كفش‌ها هم همينطور، همسرم آنها را انتخاب و ست مي‌كند.
پس همسر دست و ‌دل بازي داريد...
البته كه اينطور است، اما ولخرج نيست. او زن مقتصد و مديري است و ولخرجي نمي‌كند، اما وقتي پاي خانواده در ميان باشد و بخواهد براي من يا بچه‌ها خريد كند، كم نمي‌گذارد.

قاضي عالي‌رتبه دستگاه قضايي چقدر دارايي دارد؟
من يك ماشين پژو پارس دارم كه مي‌خواستم امسال آن را عوض كنم و ماشين ديگري بخرم اما نشد. يك خانه شخصي هم دارم و مقداري پس‌انداز. اين همه دارايي من است.
اما مردم فكر مي‌كنند افرادي در رتبه شما بايد بيشتر از اينها دارايي داشته‌ باشند.
بله اين تصور وجود دارد، اما واقعيت نيست. حقوقي كه مي‌گيريم در همين حد است كه يك زندگي درحد متوسط داشته‌باشيم.

تا به حال شده به شما پيشنهاد رشوه بدهند؟
بله شده اما خدا را شكر من هيچ‌وقت اسير حقه‌بازي‌ها نشده‌ام.
چطور يك قاضي مي‌تواند در برابر اينگونه مسائل مقاومت كند.
وقتي كسي بر مسند قضاوت تكيه زد بايد بداند با رأي اشتباه مي‌تواند سرنوشت يك انسان را دگرگون كند. بايد خودش را به خدا بسپارد و از او در همه احوال كمك بخواهد. من در اين سال‌ها هربار كه در پرونده‌اي با دشواري مواجه بودم از خدا كمك خواستم. هيچ‌وقت هم در قضاوت‌هايم كسي جز خدا را درنظر نگرفتم. اگر به خدا توكل كنيم كار سختي نيست.

خودروي مورد علاقه‌تان چيست؟
من ماشين شاسي‌بلند دوست دارم. مسافرت رفتن و به كوه و صحرا زدن را خيلي دوست دارم، اما خب تا به حال كه موفق نشده‌ام بخرم و هميشه با همين پژو مسافرت رفته‌ام.

شما ورزش هم مي‌كنيد؟
بله، حتماً بايد ورزش كنم، چون ورزش مي‌تواند فشار روحي را كم كند و مي‌توانم توان قضاوت را به دست آورم و بدن سالمي داشته ‌باشم.

بيشتر چه ورزشي انجام مي‌دهيد؟
در حال حاضر فقط شنا مي‌كنم، البته به صورت حرفه‌اي. با پسرم به شنا مي‌رويم. پسرم قهرمان شنا است. جوان‌تر كه بودم، فوتبال هم بازي مي‌كردم و مدتي هم در ليگ يك بازي كردم. تنيس هم خيلي دوست دارم. از ورزش‌هاي مورد علاقه من است.

تلخ‌ترين و شيرين‌ترين خاطره زندگي‌شخصي‌تان را برايمان بگوييد.
لحظات شيرين در زندگي‌ام زياد داشتم. هر لحظه زندگي كنار خانواده‌ام و مراحلي كه با آنها پشت‌سرگذاشتم برايم شيرين بوده‌است، اما حادثه‌اي تلخ در زندگي داشتم كه تأثير آن هميشه در زندگي‌ام بوده و با اينكه ده‌ها سال از آن گذشته ‌است نتوانستم فراموشش كنم. مرگ مادرم تلخ‌ترين لحظه زندگي‌ام بود. وقتي مادرم را از دست دادم، نوجوان بودم. هنوز هم وقتي به آن لحظه فكر مي‌كنم از عمق وجودم ناراحت مي‌شوم. مادرم بسيار جوان بود، هنوز به ۳۰ سالگي نرسيده‌بود. نبودش در زندگي‌ام هميشه مشهود بود و غمي كه از نبودنش كشيدم هميشه با من است. دو سال پيش هم پدرم فوت شد كه آن هم برايم بسيار ناراحت‌كننده‌ بود، اما تأثيري كه مرگ مادرم داشت هيچ‌وقت تجربه نكردم. اميدوارم پدر و مادر‌ها هميشه بالاي سر بچه‌هايشان باشند و هيچ ‌بچه‌اي بي‌مادري را تجربه نكند.
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۱
رجب محمد اق ارکاکلی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۱۵ - ۱۳۹۹/۰۳/۳۱
0
0
حساب من بسته از طرف دادگاه ۷۱ درگز چرا پرونده من چیه که بانک اینو میگه لطفا بگید برای چی بستن کلا تو حساب ۳۰۰ تومانه
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار