کد خبر: 517298
تاریخ انتشار: ۲۶ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۹:۵۰
پيام رهبر معظم انقلاب به كنگره بزرگداشت علامه آيت‌الله سيدمحمدكاظم طباطبايي‌يزدي

متن پيام رهبر معظم انقلاب كه صبح پنج‌شنبه از سوي حجت‌الاسلام والمسلمين محمدي‌گلپايگاني رئيس دفتر مقام معظم رهبري در اين كنگره در شهر قم قرائت شد، به شرح زير است:
بسم الله الرحمن الرحيم
اولاً من تشكر مي‌كنم از آقايان محترم به خاطر همت گماشتن بر معرفي شخصيت برجسته‌اي مثل مرحوم آسيد محمدكاظم يزدي(۱)، خود اين به نظر من جاي تشكر فراوان دارد. مرحوم سيديزدي با اينكه در محفل علمي فقهي ما جزو فقهاي درجه اول است- يعني عروه(۲) ايشان در اختيار همه است، همه بر او حاشيه مي‌زنند. از وقتي كه عروه بُروز كرده، كمتر ديده شده كه فقهاي ما، مراجع ما، مثلاً به نجاه العباد و بقيه كتاب‌هايي كه آن وقت حاشيه مي‌زدند حاشيه بزنند، يعني جامعيت عروه، خوش‌سليقه بودن سيد در تنظيم كتاب عروه الوثقي و جهات فراوان امتيازي كه اين كتاب دارد، با اينكه ابواب فقهي‌اش كامل نيست، در عين حال همه توجهات روي اين كتاب متمركز شده، اين نشان‌دهنده برجستگي اين كتاب و صاحب اين كتاب است- [و] با اينكه در حوزه‌هاي علميه و در بين فقها اينقدر اين شخصيت معروف است، ولي در بين مردم نه، يعني اين چهره علمي برجسته با عظمت، شناخته شده نيست، حالا شما داريد در واقع اين كار را تدارك مي‌كنيد، اين بسيار كار خوبي است. [در كنگره] مرحوم آسيد محمدكاظم، چون كار علمي به جناب آقاي استادي محول شده، انسان خاطرش آسوده است، يعني ايشان حقاً و انصافاً در اين كار- مثل خيلي از كارهاي ديگر- در حد نصاب كامل هستند و انسان خاطرش جمع است كه ان‌شاءالله كار به اتقان پيش خواهد رفت، مثل بعضي از كنگره‌ها و بزرگداشت‌ها كه غالباً به ظواهر پرداخته مي‌شود [نخواهد بود]، ان شاءالله اينجا به عمق بيشتر نگاه خواهد شد.
در زمينه كارهاي تحقيقي كه ايشان اشاره كردند به كتاب‌هاي مرحوم سيد(۳)، بله همينجور است، چون كتاب‌هاي مرحوم سيد از بس رايج بوده چاپ شده، عمده عروه است كه خب، الي ماشاءالله چاپ دارد، بعد هم حاشيه مكاسب است كه مجموعاً بهترين حاشيه بر مكاسب، حاشيه سيد است، اگر چه بعضي از حواشي ديگر- مثل حاشيه مرحوم آخوند و ديگران- امتيازات خاص خودشان [را] دارند، اما روي هم كه نگاه كنيم، [از لحاظ] اتقان استدلال، جامعيت، پختگي فقهي، احاطه به ابواب گوناگون و استفاده از آنها در تنقيح مسئله، انصافاً حاشيه سيد بي‌نظير است. خب، اين كتاب‌ها به خاطر اينكه مورد توجه بوده و ارزش ذاتي داشته، خودش رايج شده و احتياج به اين نبوده كه مثلاً تجديد چاپ بشود. [به] كتاب «تعادل و تراجيح» هم نبايد گفت رساله، كتاب مفصلي است، آن هم اخيراً چاپ شده، ظاهراً دو سه سال بيشتر نيست كه من ديدم چاپ شده، [يا] سؤال و جواب‌هاي سيد يا همان مطالبي كه فرمودند، خب، اينها كتاب‌هاي خيلي خوبي است كه منتشر بشود، لكن به نظر من در كنار اينها، تعمق و تحقيق در مباني فقهي سيد [لازم است]، چون كتاب عروه كتابي است كه حرف‌هاي جديد در آن هست، حرف‌هاي تازه در آن هست، مباني فقهي سيد جمع بشود. ما عادت كرديم در طول زمان كه وقتي نسبت به بزرگان بحث مي‌كنيم، مثلاً مي‌آييم همان كتاب او را تنقيح مي‌كنيم، چاپ مي‌كنيم، بزرگداشت يك عالم اين نيست. شما ببينيد الان مثلاً وقتي كه مي‌خواهند در باره فلان حقوقدان فرنگي يا فيلسوف فرنگي بحث كنند، ناگهان مي‌بينيد از صد جا روي شاكله فكري او بحث مي‌شود، كار مي‌شود، ما اين كار را بكنيم. شاكله فقهي سيد يزدي چيست و خصوصيات مباني فقهي او كدام است كه او را از ديگران ممتاز كرده؟ جهات اختلاف او را با استادش ميرزاي شيرازي، با اساتيد ديگرش، با شيخ كه حرف‌هاي شيخ انصاري در حوزه‌ها رايج و متداول است، جهات خاص اين بزرگوار را كه شالكه فكري ذهني فقهي تو را مشخص مي‌كند دربياوريم. به نظر من اين يك تحقيق قوي مي‌خواهد. حالا ممكن است در اين مقالاتي كه اشاره فرمودند(۴)، چيزهايي در اين زمينه باشد اما بالاخره اين جزو زمينه‌هاي كار است. ممكن است يك نفر آدم ملا و فاضل بنشيند يك استنباطي بكند، يك ملاي فاضل ديگري هم جداگانه بنشيند كار بكند. به نظر من روي اين بايد كار كرد. 

در مرحوم آسيد محمدكاظم يزدي سه جهت به نظر من وجود دارد كه اين سه جهت در كمتر ملايي در اين سطح با همديگر ديده مي‌شود. يكي تسلط و تبحر و مهارت فقهي اين مرد است؛ فقيه انصافاً بزرگي است. آن طور كه خواندم من در همين نوشتجات- هم كتاب مرحوم مُنذر(۵)، هم بعضي جاهاي ديگر اين را نقل كردند- مرحوم آخوند خراساني كه خب همين نوشته‌جات- هم كتاب مرحوم مُنذر، هم بعضي جاهاي ديگر اين را نقل كردند- مرحوم آخوند خراساني كه خب مستغني از تعريف و توصيف است، ايشان را از لحاظ فقهي بر همه معاصرين خودش ترجيح مي‌دهيد؛ معاصرين ايشان مرحوم آميرزا محمدتقي شيرازي است- با آن مقام دقتي كه آن مرد دارد- مرحوم آقاي آسيد اسماعيل صدر است كه ملاي بزرگي است، همين جور مرحوم حاج آقا رضاي همداني است، مرحوم آسيد محمد اصفهاني است، اين بزرگاني كه بودند. از آقاي آخوند كه سؤال مي‌كنند كه شما افقهيد يا مثلاً آسيد محمدكاظم، ايشان- ظاهراً تعبير ايشان از مرحوم آسيد محمدكاظم معمولاً «آقا» [است] - يك ابراز ترديدي مي‌كند، بعد راجع به تفاضل مرحوم آخوند با ديگران مي‌پرسند، ايشان مي‌گويد وقتي آقا اينجور باشد، ديگران وضعشان روشن است! يعني يك ترجيح واضحي را مرحوم آخوند نسبت به ايشان قائل است. اين خيلي چيز مهمي است. يك معاصري آن هم در حد مرحوم آخوند خراساني، اينجور يك معاصر خودش را مثلاً تجليل كند، تعظيم كند، اين خيلي مهم است. بنابر اين جنبه علمي ايشان خيلي به نظر من برجسته است. هم در عروه اين معنا واضح است، هم در حاشيه مكاسب اين معنا واضح است. اين يك جهت است در شخصيت اين بزرگوار.
يك جهت ديگر، آن جهت تقوايي و ملاحظات فردي و شخصي و جهات معنوي است كه اين هم در نقل‌هاي فراواني كه از ايشان مي‌شود، واضح است، حتي در همين قضيه مشروطه، خب مرحوم آسيد محمدكاظم جزو اولين كساني است كه مشروطه را امضا كرد و قبول كرد در اول كار. وقتي مرحوم شيخ‌فضل‌الله نوري نوشت كه يك چنين كاري در تهران دارد انجام مي‌گيرد، جزو اولين كساني كه اين را امضا كردند و قبول كردند، مرحوم آسيد محمدكاظم بود. بعد كه اساسنامه- يعني همان قانون اساسي- مطرح شد، ايشان گفت كه من بايد قانون اساسي را ببينم، من بايد اينكه بناست تأييد بكنم را ببينم. مرحوم آشيخ فضل‌الله از تهران نوشت كه ما ديديم، درست است، خوب است. خب، آشيخ فضل‌الله هم معاصر اينها بود، هم دوره اينها بود، مرد بزرگي بود، به او اطمينان داشتند. ايشان گفت نه، من خودم بايد ببينم! اين نهايت اهتمام اين مرد را نشان مي‌دهد كه با اينكه كسي مثل شيخ‌فضل‌الله نوري كه مورد قبول اينها بوده تأييد مي‌كند، ايشان مي‌گويد من [بايد ببينم]، چون كار، كار بزرگي است، مي‌فهميده كه كار ريشه‌دار و دنباله‌داري است، نمي‌شود اين را با سهل‌انگاري از سر گذراند كه بعد هم قضاياي بعدي تأييد كرد كه همين درست بوده، يعني بايد از اول همين كار را مي‌كردند. خود مرحوم شيخ فضل‌الله سر قضيه متمم قانون اساسي چه كشيد در تهران! آخرش هم چه شد، هم ايشان، هم مخالفين ايشان از علماي بزرگ، به چه وضعي دچار شدند. اين دقت و احتياط اين مرد را نشان مي‌دهد در امر دين. اين به نظر من خيلي مهم است. با اينكه فشار هم زياد بود- يعني شرايط، شرايط عادي نبود؛ فشار فكري، فشار سياسي، از اطراف روي اين مرد [بود]؛ عشاير نجف و اينها مريد ايشان بودند، لكن در خود حوزه نجف اغلب مخالف بودند- ايشان ايستاد. اين هم جنبه تقوايي و معنوي اين مرد.
جنبه سوم هم- كه باز شايد برمي‌گردد به همين جنبه دوم- جنبه آمادگي براي جهاد است. قضاياي مبارزه با انگليسي‌هاي اشغالگر و جنگي كه در عراق اتفاق افتاد، بر محور مرحوم آسيد محمدكاظم يزدي مي‌گردد. ايشان پسر خودش- مرحوم سيدمحمد- را فرستاد، البته مرحوم سيدمحمد در جنگ به شهادت نرسيد، بعداً از دنيا رفت، لكن فرزند خودش را فرستاد. بزرگاني از علما آن وقت بودند- مرحوم سيدعلي داماد بود، مرحوم سيدمصطفاي كاشاني پدر مرحوم آقاي كاشاني بود، بزرگان ديگري بودند- اما محور پسر مرحوم آسيد محمدكاظم بود كه خب همه به عنوان شخصيت برجسته‌اي دنبال او بودند. آمدند در مناطق جنوبي عراق- در همين مناطق مرزي ايران- جنگيدند، مبارزه كردند. من آن سفري كه رفته بودم خوزستان چند سال قبل از اين(۶)، چند پير مرد از بازمانده‌هاي دوران آن جنگ آمدند در يك جلسه‌اي با من ملاقات كردند، پرچم آن جنگ را براي ما آوردند- يك پرچم مندرس شده فرسوده‌اي بود- آن را دادند، گفتند اين پرچم مرحوم سيدمحمدكاظم يزدي است، عرب‌هاي خوزستاني خودمان به نسبت اين پرچم به اين بزرگوار توجه داشتند. بنابراين ايشان شخصيت جامع‌الاطراف بزرگي بوده. اگر در قضيه مشروطه نظر ايشان تأمين مي‌شد و آن شرطي كه ايشان گذاشته بود تحقق پيدا مي‌كرد، بنده گمان مي‌كنم مسير مشروطه عوض مي‌شد، يعني آدم احتمال مي‌دهد كه مسير مشروطه عوض مي‌شد، سهل‌انگاري‌هايي كه انجام گرفت انجام نمي‌گرفت. 

به هر حال ما خيلي متشكريم. من تأكيد مي‌كنم بر اينكه سعي كنيد اين كار عمقي برگزار بشود- خوشبختانه جناب آقاي استادي تشريف دارند و دنبال مي‌كنند همين معنا را- و كاري بشود كه اين شخصيت زنده بشود در چشم عامه مردم [تا] افكار عمومي بشناسند اين مرد بزرگ را.
والسلام عليكم و رحمه الله
پي‌نوشت‌ها:
۱) به دنبال اشاره رهبر معظم انقلاب در جريان سفر ايشان به استان يزد در سال ۱۳۸۶ در خصوص برگزاري كنگره بزرگداشتي براي مرحوم آسيدمحمدكاظم طباطبايي، به همت نماينده ولي فقيه در استان يزد و استانداري يزد، برگزاري اين كنگره پيگيري شد.
۲) كتاب العروه الوثقي، در فقه
۳) اشاره مسئول كميته علمي كنگره به اينكه تاليفات ايشان محدود بوده و عبارتند از: حاشيه بر مكاسب محرمه، عروه الوثقي و ملحقات آن، رساله تعادل و تراجيح، رساله جواز اجتماع امر و نهي، رساله منجزات مريض، رساله حكم شك در نماز، صحيفه كاظميه، كتاب سؤال و جواب (دو جلد)، الهي‌نامه، كلمات قصار(الكلم الجامعه و الحكم النافعه) و... بناست بيشتر اين آثار (كه حدود ۲۰ عنوان است) در كنگره به چاپ برسد ولي آثاري كه چاپ‌هاي خوبي از آنها موجود است، مجداداً چاپ نخواهد شد.
۴) اشاره مسئول كميته علمي كنگره به هماهنگي‌هاي انجام شده با مجلات تخصصي براي تهيه حداقل ۴۰ مقاله خوب و انتشار آنها تا زمان برگزاري كنگره.
۵) «آيت‌الله العظمي سيدكاظم طباطبايي‌يزدي، پرچمدار عرصه جهاد و اجتهاد» نوشته مرحوم حجت‌الاسلام علي ابوالحسني(منذر)
۶) سفر رهبر معظم انقلاب به استان خوزستان در اسفندماه ۱۳۷۵.

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار