او با اين آگاهي ميتوانست براي نقش ميانه بين نيروهاي اشغالگر با دولت و احزاب و گروههاي سياسي مختلف و گوناگون افغانستان گزينه مناسبي باشد و قريب به هشت سال سعي كرد تا اين نقش را بازي كند اما اين امر كار چندان سادهاي براي او نبود.
هر چند كه افغانستان كشوري مستقل با دولت، پارلمان و نيروهاي مسلح خاص خود است اما اشغال بيش از يك دهه اين كشور تنها نامي از استقلال براي اين كشور گذاشته به صورتي كه نيروهاي خارجي به صلاحديد خود و با كمترين نظارت و كنترل دولت مركزي در اين كشور جولان ميدهند. بمبارانهاي مكرر مناطق مسكوني به دست نيروهاي خارجي كه مهمترين آنها حملات هواپيماهاي بيسرنشين امريكايي است، از جمله موارد مشهود اين امر در طول اين سالها بوده كه كرزاي به عنوان رئيسجمهور افغانستان نميتوانست در مقابل اين حملات ساكت بنشيند و به همين دليل بود كه در سومين سال از كار پارلمان به نمايندگان ملت گفت؛ «من هر روز با جامعه جهاني بر سر رعايت حقوق شهروندان افغان جنگ دارم.»
اين عدم سكوت او در برخي مواقع موجب بيان چنان اظهار نظرهايي شده كه تعجب ديگران را برانگيخته است. يكي از اين موارد اظهار نظر او در مورد مداخله كشورها در امور داخلي افغانستان بود كه در ماه ژوئن سال گذشته بيان كرد. او گفت: «از پاكستان گله نكنيم، پاكستان زورش ميكشد مداخله ميكند، ما هم زورمان بكشد مداخله ميكنيم.
اگر زور ما بكشد ما هم در انتخابات آنها مداخله ميكنيم و دستنشانده خود را رئيسجمهور ميسازيم كه تابع افغانستان باشد، در واشنگتن رئيسجمهور تعيين ميكنيم، مثل كه آنها اين كار را كردند». او اين سخنان را در ديدار چهار ساعته با جوانان افغانستان بيان كرد و براي نخستين بار و به صراحت تمام از مداخله امريكا در امور داخلي اين كشور و حتي تعيين رئيسجمهور آن گفت، امري كه حتي ميتوان يك خودزني سياسي تلقي كرد. كرزاي چند ماه بعد و به همين صراحت انگشت اتهام را به سوي امريكا دراز كرد مبني بر اينكه از يك سو چشم طمع به منابع طبيعي افغانستان دارد و از سوي ديگر، گروه طالبان را در حد آلت دست امريكا براي توجيه حضور نظامي آن در بعد از ۲۰۱۴ تنزل داد.
جالب اينجا است كه او اين سخنان صريح و بيپرده را به مناسبت روز زن و در برابر جمعي از بانوان افغاني بيان كرد. با توجه به متن كامل سخنراني او مندرج در تارنماي رياست جمهوري افغانستان، معلوم ميشود كه بخش نخست سخنان او به موضوع روز زن ربط داشت و بخش اعظم سخنانش بيارتباط به روز زن و مربوط به ۲۰۱۴ و وضعيت افغانستان و نقش امريكا در اين مورد بود.
اين نكته واضح است كه كرزاي در اين سخنراني از واقعياتي پرده برداشت كه لفاظي سياسي اجازه بيان آن را نميدهد. براي مثال، لفاظي سياسي هرگز اجازه اين گونه بيان را نميدهد: «از حال بر ما نوشتند كه چون ما و شما متحد هستيم فلان مواد زير زمينتان را ما كار داريم، ديگر كس را ندهيد». اما كرزاي گفت و دليل نخست در اين گفتن او درست به موقعيت وي بازميگردد زيرا او به عنوان رئيسجمهور افغانستان مجبور است هر از گاهي وضعيت اشغالشده كشورش را به شهروندانش متذكر شود. از اين رو است كه او در ادامه هموطنانش را مورد خطاب قرار داد و آنان را از بابت خطاهايشان مورد سرزنش قرار داد. به عبارت ديگر، كرزاي در موقعيت سياسي فعلي خود نقشي را دارد كه بر مبناي آن ميانداري را بر خود لازم ميداند اما در برخي مواقع و به خصوص به دليل زيادهخواهي اشغالگران و به طور خاص ديگر نميتواند اين نقش را ادامه دهد و طاقت آن را ندارد.
در اين مواقع است كه كرزاي عرف متداول را كنار ميزند و نگفتنيها را بر زبان ميآورد. علاوه بر اين، كرزاي در اين پردهدري نيمنگاهي به آينده نيز دارد. هر چند كه او ماههاي آخر از دومين دوره رياست جمهوري خود را طي ميكند و ديگر نميتواند به اين مقام انتخاب شود اما بايد گفت كه اتمام رياست جمهوري پايان كار سياسي او نيست. او به بعد از رياست جمهوري نيز فكر ميكند و در آن موقع لازم است تا سابقهضد اشغالگرايي و تا حد قابل توجهي ضد امريكايي داشته باشد چون ميداند افكار عمومي در افغانستان متمايل به چنين نگرشي است. او به اين ميل افكار عمومي توجه دارد و ميداند كه با توجه به اين امر خواهد توانست آينده سياسي خود را در اين كشور حفظ كند.