
وسايل ارتباط جمعي شكلدهنده افكار يك جامعه هستند. اين واقعيتي است كه در دنياي امروزي به خوبي قابل مشاهده است و با مرور شبكههاي تلويزيوني، سايتهاي اينترنتي و تورق رسانههاي مكتوب ميتوان به خوبي دريافت كه آنها چگونه در حال عرضه بستههاي اطلاعاتي خود در قالبهاي مختلف پيرامون يك موضوع خاص، جهت سوق دادن ذهن مخاطب به سمت و سوي هدف نهايي خود هستند؛ موضوعي كه اگرچه بسياري از مردم در ذهن ناخودآگاه خود به آن آشنايي دارند اما ناگزير از تأثيرات آن روي اذهان خود هستند. اين موضوعي است كه به قدرت رسانهها در شكلدهي افكار عمومي مرتبط ميشود و وجود همين قدرت است كه اين ابزار را به يك پل ارتباطي ميان سياستمداران و تودههاي مردمي تبديل كرده است، به گونهاي كه سياستمداران براي انتقال پيامهاي خود به مردم و ايجاد تحرك در آنان به نفع اهداف خود از مجموعه رسانهها استفاده ميكنند و در طرف مقابل، رسانههاي مستقل هم با پيگيري خواستهاي عمومي به نمايندگي از مردم، انعكاسدهنده نيازها و خواستهاي توده مردم به مسئولان و سياسيون هستند؛ موضوعي كه البته چندان خوشايند سياسيون نيست و همواره علاقه زيادي از خود نشان دادهاند كه مسير رسانهها تنها يك طرفه و از سمت خود به سوي مردم باشد.
رسانهها و انتخابات اما زماني كه صحبت از انتخابات به ميان ميآيد، نقش و جايگاه رسانهها در ميان سياسيون و مردم، بالاتر ميرود و ارج و قرب بيشتري ميان آنها پيدا ميكنند. اگرچه هنوز آماري دقيق و علمي از تأثير فضاي انتخاباتي كشور بر ميزان اقبال به رسانهها در اختيار نيست اما تغيير شكل رسانهها چه در فرم و محتوا و چه در كادر كاركنانشان اين موضوع را نشان ميدهد كه آنها برنامه ويژهاي براي مخاطبان خود دارند و ميكوشند اين مخاطبان را از خود خشنود كنند، اما در ميان تمام اين تغييراتي كه در آستانه انتخابات در رسانهها به وجود ميآيد، وجود برخي بداخلاقيها در ميان رسانهها و سياسيون خود دليلي براي ايجاد ناامني در فضاي داخلي كشور ميشود و ميتواند يك جشن ملي را به روزهاي بد يك ملت تبديل كند. درست همانند آنچه در وقايع سال ۸۸ روي داد و نقش رسانهها در آن بسيار پررنگ بود. اگرچه تمامي موضوعات را نيز نميتوان به گردن رسانهها انداخت چراكه رسانهها تنها بازتابدهنده نظر و افكار افراد، گروهها و جريانات سياسي هستند.
خلأ قانوني براي گفتههاي سياسيون اما در كارزارهاي انتخاباتي همواره دو طرف رقيب ميكوشند كه با تخريب يكديگر سعي در جذب آراي عمومي داشته باشند و متأسفانه هيچ قانوني در كشور براي جلوگيري از اين تخريبها وجود ندارد، البته اين تخريبها سوژه بسيار خوبي براي رسانههاي خاص است كه با پوشش آن به هدف نهايي براي ايجاد جوي ناآرام در داخل جامعه بپردازند، البته اين خلأ قانوني در خصوص گفتههاي پيش از تأييد صلاحيت كانديداها نيز وجود دارد كه اگرچه شوراي نگهبان به گفته سخنگوي اين شورا بر اين موضوع نظارت دارد و اگر كسي اقدام به تبليغ پيش از موعود بكند، در تأييد صلاحيت آن فرد تأثير ميگذارد اما واقعيت آن است كه اين موضوع كمي با ابهام مواجه است چراكه مصداقي قانوني در اين خصوص وجود ندارد كه شوراي نگهبان بتواند با استناد به آن نسبت به اين موضوعات رسيدگي كند. از طرف ديگر قانون انتخابات درخصوص گفتههاي خلاف واقع و هزينهزا پس از تأييد صلاحيت كانديداها، به طور دقيق درباره شيوه رفتار با آنها اظهارنظر نكرده است كه اين موضوع نيازمند رسيدگي از سوي مجلس شوراي اسلامي و وضع قانوني متناسب با آن است، البته اين خلأ قانوني نبايد دليلي شود كه رسانهها با انعكاس آن زمينهساز بروز ناهنجاريهاي انتخاباتي در داخل كشور شوند. اگرچه اين موضوع نيز نيازمند تصويب قانوني مشخص در خصوص فعاليت رسانهها در عرصه انتخابات در كنار اصلاح قانون انتخابات است.
غربيها بيكار ننشستهاند تمامي اين خلأهاي قانوني در خصوص رفتار كانديداهاي احتمالي و رفتار متقابل رسانهها در حالي است كه در خارج از كشور، رسانههاي خارجي و عمدتاً معاند با بهرهگيري از تمامي دانش ارتباطي بهروز خود كه در لابراتوارهاي رسانهاي غرب قوام پيدا كرده بود، منتظر نشستهاند تا سوژهاي در داخل كشور پيدا كنند و به جنگ نظام و مردم ايران بيايند؛ جنگي بدون بوي باروت، انفجار و آتش، تنها با بهكارگيري سلاح رسانه و از اين طريق نظام را از پاي درآورده و كشور را به تسخير خود دربياورند؛ واقعيتي كه پس از جلسه يكشنبه سياه مجلس به خوبي ميتوان در رسانههاي بيگانه آن را مشاهده كرد، بنابراين بايد اين نكته را رسانههاي داخلي و كانديداها به خوبي درك كنند كه غربيها با بهرهگيري از فرصت انتخابات كه عرصه باز شدن كلاف سياست، نقطه عطف تحولات سياسي در يك كشور و زمينهساز نقد و گفتوگو ميان شهروندان و سياستمداران در گستره حوزه عمومي است، ميكوشند به خواستهاي خود در قبال يك نظام سياسي و يك سرزمين برسند چراكه در چنين وضعي فرصت مناسبي فراروي آنها قرار ميگيرد تا با بهرهگيري از عطش و شوق شهروندان و مخاطبان خود براى آگاهي از مسير تحولات در عرصه انتخابات، به القاى خواستهها و شكل دادن ذهنيت و بينش مطلوب خود بپردازند و در نهايت نتيجه كوشش طولانيمدت خود را در رفتار انتخاباتي شهروندان نظاره كنند؛ چيزي كه به زبان سادهتر به آن «عمليات رواني» ميگويند. از اينرو بايد به صراحت عنوان كرد كه در شرايط حساس كنوني كشور تنها وظيفه رسانههاي داخلي تبيين گفتمانهاي انتخاباتي انقلاب اسلامي و كانديداهاست و كانديداها نيز بايد از فرصت پيش آمده براي نقد اصولي و واقعبينانه و البته مؤدبانه رقيب خود استفاده كنند و از ايجاد سوژه براي دشمن بپرهيزند.