
از ديرباز برگزاري جشنها و مراسم گروهي در ميان اقوام مختلف وجود داشته كه به نوعي موجب همبستگي و وفاق ميان افراد بوده است زيرا در مراسم گروهي بهخصوص جشنها، غليان احساسات جمعي و تكانش اجتماعي دوچندان ميشود، به همين خاطر همواره سعي شده تا جشنهاي ملي و مذهبي با قوت بيشتري دنبال شود، برهمين اساس با دكترحسين معنوي ثاني، مديربخش اسلامي موزه ملي پيرامون جشنهاي ملي و مذهبي در كشور گفتوگويي داشتهايم كه در ادامه ميخوانيد.
عدهاي معتقدند براي داشتن جامعهاي شاد بايد به گذشته برگرديم و جشنها و مراسم ملي قديمي را دوباره احيا كنيم. نظر جنابعالي در اينباره چيست، آيا اين مسئله را به صلاح جامعه ديني كنوني ما ميدانيد؟ به نظرمن احياي جشنهاي ملي كه مدتها كارايي ندارند و ديگر از رونق افتادهاند در شرايط كنوني بايد با دقت و مراقبت صورت بگيرد و طرح موضوعي شوند زيرا در جامعه اسلامي ما برخي جشنهاي ملي قديمي به صلاح احياي دوباره نيستند، بنابراين با در نظرگرفتن ويژگيهاي مثبت و منفي همچنين تبعات احتمالي بايد در اينباره تصميم گرفته شود.
اين حساسيت و مراقبت پيرامون برگزاري جشنهاي ملي و باستاني براي چيست؟ به دليل اينكه جامعه ما ايراني- اسلامي است جشنهاي ديني در اولويت هستند. در حد ۵۰- ۵۰ جشنهايي با رويكرد ديني قابل پذيرش عمومي هستند اما پذيراي برخي از جشنهاي ملي و باستاني اينگونه نيستند. بايد جشنهاي ملي از ابعاد مختلف بررسي شوند تا اگر منطبق بر شرايط اجتماعي و ديني كنوني ما هستند و بازتاب منفي در سطح ملي يا فراملي ندارند، روي احياي آنها كار بنيادين شود. اصولاً جشنهاي ملي و سنتي در چارچوب شاخصهاي اسلامي ماندگار ميشوند، در غير اين صورت احيا آنها بهصرفه نيست.
جشن نوروز هم يكي از همين جشنهاي باستاني است پس چرا در مورد آن حساسيت
وجود ندارد؟ يكي از دلايل ماندگاري و دوام عيد نوروز، ارتباط و سنخيت آن با اسلام بوده و دليل ديگر هم پذيرش جامعه. اين دو در كنار هم باعث دوام و ثبات نوروز طي اين سالها شده است، در حالي كه جشنهاي ملي زيادي داشتهايم، مانند جشن دروكاري كشاورزان (مهرگان) كه هنگام فصل برداشت، مردم شادي و نشاط ميكردند اما اين جشن منطقهاي و محدود بود و نميتوانست گستردگي عمومي پيدا كند، تنها بخشي از جامعه، پذيراي آن بودند اما نوروز براي همه مناطق و اقوام ايراني قابل قبول بوده است، چون مغايرتي هم با احكام اسلامي نداشت، حتي اسلام نيز آن را قبول دارد و همين منجربه دوام عيد نوروز شده است، به هر حال در فرهنگ ايراني، عناصر قابل توجهي داريم كه ميتوانند پاسخگوي شادي جمعي باشند. به اعتقاد من ميتوان جشنهاي ملي منطقهاي هر استان يا شهر را مورد شناسايي و تحليل قرار داد تا آنها كه قابليت احيا دارند و متناسب با موازين اسلامي هستند را احيا كنيم.
نظرتان درباره جشن گل سرخ اصفهان چيست، آْيا قابليت احياي دوباره دارد؟ جشن گل سرخ اصفهان از جشنهاي مربوط به گل و طبيعت بهاري در اين استان بوده است زيرا اصفهان محدوديت گلهاي معطر و خوشبوي سرخ ومحمدي را نداشته و هنگام ارديبهشت مردم اصفهان به مناسبت فزوني گلهاي معطر بهاري جشن و شادي ميكردند، در حالي كه براي بسياري از مناطق كشور اين محدوديت وجود دارد، پس اين جشن محدود منطقهاي است و تنها مناسب خود اصفهان است و قابليت تعميم ندارد. ما بايد در جشنهاي ملي محدوديتهاي زماني و مكاني را هم در نظر بگيريم.
جنابعالي شاخص شادي در دنيا را چه چيزي ميدانيد؟
يكي از مسائلي كه براي احيا و زنده كردن جشنهاي ملي بايد در نظر داشت، شاخصهاي شادي و فرهنگ مربوط به آن است؛ مسئلهاي كه در تمام دنيا و ميان همه اقوام به يك صورت نيست و نميتوان پارامتر مشخصي تعريف كرد. بايد ديد يك ملت چند درصد به شادي نياز دارند، در چه سطحي افراد جوامع با شادي ارضا ميشوند و چقدر اين مسئله براي آنها اهميت دارد، همه اينها ملاك براي شادي و در نتيجه فرهنگسازي آن محسوب ميشود.
حالا اگر نگاه محدودتر و اخصتري داشته باشيم از كل دنيا، مسلمانان داراي جشنها و اعياد مذهبي زيادي هستند كه به صورت گروهي برگزار ميشود. آيا به نظر جنابعالي در ميان انبوه شاديهاي كاذب و غيراسلامي، ما توانستهايم از جشنهاي اسلامي خودمان به نحوه مطلوب براي ابراز شادي جمعي استفاده ببريم؟ متأسفانه نه. بهخصوص در ايران كه مركز ثقل تشيع و امالقراي جهان اسلام هم است، پيرامون جشنهاي ديني و مذهبي كمكاريهاي زيادي شده است كه بايد ريشهيابي شود زيرا انسان تنها موجودي است كه ميخندد و خداوند سبحان نيز اين شادي را تنها مختص او قرار داده است تا عامل پرورش و روان او باشد. پيامبر اسلام(ص) به خاطر اخلاق خوب و پسنديدهاي كه داشتند و همواره متبسم و شاد بودند، در قرآن شناخته ميشوند پس با اين مسئله، اسلام به شادي و شاد بودن اهميت زيادي ميدهد. احاديث متعددي از ائمه معصومين(ع) نيز در اينباره وجود دارد، لذا بايد جشنهاي اسلامي را بيشتر رونق دهيم و از پتانسيل بالاي آنها بهره ببريم.
سن، منطقه و محيط جغرافيايي هم در فرهنگ ابراز شادي مؤثر است؟
قطعاً تأثير زيادي دارد. سن و منطقه محيطي و پراكندگيهاي جغرافيايي از عوامل مؤثري هستند كه در جشنهاي ملي و سنتي بسيار مورد توجه بودهاند. شما ببينيد جشنهاي مردم شمال با توجه به شرايط اقليمي و جغرافيايي و محيطي با جشنهاي مردم جنوب فرق دارد، بنابراين در جشنهاي ملي بايد اين فاكتورهاي مهم و اثرگذار را بيشتر مورد بررسي و مطالعه قرار داد. از طرفي جشنهاي ملي به دليل اينكه اكثريت شاد ميشوند و به صورت جمعي است، عناصر فرهنگي خاصي دارد و بايد در چارچوب موازين ديني و اخلاقي تبيين شوند تا شاديها خارج از اصول نباشد، مثلاً در جشنهاي ملي به ريشسفيدان و بزرگان احترام زيادي گذاشته ميشود، فرقي هم نميكند جشني در شمال باشد يا جنوب، مهم آن است كه براي اجراي جشنهاي دسته جمعي و گروهي افراط و تفريط نباشد و اصول اخلاقي و اعتقادي رعايت گردد، در اين صورت شاديهاي گروهي باعث نزديكي افراد و وفاق ملي ميشود و دوام و بقاي بيشتري پيدا ميكنند.