دايي اما برخلاف كاشاني، اخلاق تندي دارد و پرخاشگرانه صحبت ميكند. اين اخلاق ذاتي اوست كه باعث شده خيلي محبوب نباشد. چراكه آنقدر ملتهب برخورد ميكند كه حتي وقتي حق صددرصد با اوست باز هم مخاطب ترجيح ميدهد حق را به او ندهد و طرف شخصي را كه مقابل او است را بگيرد و شايد اگر دايي رفتارش اندكي نرمتر از اين بود، هرگز اختلاف نظراتش با كاشاني به كدورت تبديل نميشد.
مشكل دايي و كاشاني البته فوتبالي بود. كاملاً هم فوتبالي بود. اختلاف نظري كه به دليل زياده روي دو طرف، وارد فاز سوءتفاهم و به كدورتي جدي تبديل شد، به طوري كه آنها را خيلي زود رو در روي يكديگر قرار داد و باعث شد حرفهاي زيادي عليه هم مطرح كنند؛ حرفهايي كه خوشايند جامعه فوتبال وشخصيت آنها نبود و بايد پشت درهاي بسته و دور يك ميز كوچك مطرح و حل و فصل ميشد. اما نشد تا مدتها شاهد درگيريهاي آن دو باشيم.
چند هفته پيش بعد از گذشت مدت زمان زيادي از اين ماجرا بود كه دوستان نزديك دايي و كاشاني، سرفرصت و با حوصله، طرفين را راضي كردند تا با هم صحبت كنند. در اين بين، كاشاني كه مديري با تجربه است و سياست را بهتر از دايي ميداند، سرانجام ادعاهاي دايي را پذيرفت و در پرونده شكايت دايي از پرسپوليس به خاطر مطالباتش، حق را به دايي داد و گفت كه ادعاهاي مالي سرمربي سابق پرسپوليس كاملاً صحت دارد.
پذيرفتن ادعاي دايي، سرمربي سابق سرخپوشان را نرمتر كرد، به طوري كه چند هفته قبل، آنها به واسطه يك دوست مشترك، به طور تلفني با هم صحبت كردند تا در واقع آتش بس خود را به طور غير علني اعلام كرده باشند. اما اين آتش بس، به طور اتفاقي در يك مهماني كه براي دليلي ديگر برگزار شده بود، باعث شد آنها به طور كاملاً علني روي يكديگر را بوسيده و با هم آشتي كنند. البته به همت كريم باقري. بعد از اين آشتي كنان، دايي با بيان اينكه اختلافش با كاشاني فوتبالي بوده، به نوعي كنار گذاشتن كدورتها با كاشاني را تأييد كرد: «من چند بار گفتهام كه مشكلم با كاشاني فوتبالي بود و به خاطر اختلاف نظرهايي كه داشتيم نتوانستيم با هم كار كنيم. به هر حال آن اتفاقات باعث شد كه ما مدتي با هم رابطه نداشته باشيم تا اينكه چهارشنبه شب در مراسم تولد پدر يكي از دوستان مشتركمان كه بسياري از فوتباليها و ورزشكاران ديگر هم حضور داشتند، همديگر را ديديم و با هم صحبت كرديم.»
مشكل دايي و كاشاني بر سر پاداش ۱۰۰ ميليون توماني سرمربي سابق سرخپوشان در ازاي قهرماني پرسپوليس در جام حذفي بود؛ پاداشي كه قول آن به دايي داده شده بود اما اين قول مكتوب نشده بود تا باعث دردسر و ايجاد اختلاف بين او با مديران سابق و فعلي پرسپوليس شود.
كاشاني هم با توجه به اختلافاتي كه بين او و دايي به وجود آمده بود، مدتها به مخالفت با دايي پرداخت و ادعاي سرمربي سابق پرسپوليس را براي دريافت پاداش ۱۰۰ ميليوني بابت قهرماني سرخپوشان در جام حذفي رد ميكرد و همين مسئله باعث شده بود كه كادر مديريت فعلي پرسپوليس نيز زير بار پرداخت اين قول و وعده نانوشته نرود. اما چندي پيش، كاشاني به واسطه وساطت دوستان و آشنايان، خصوصاً دوستان مشتركش با دايي، طي مصاحبهاي، ادعاي دايي را پذيرفت تا اين غائله ختم به خير شود: «پاداش ۱۰۰ ميليون توماني قهرماني در جام حذفي با اينكه در قرارداد دايي ثبت نشده بود، بايد پرداخت شود.»
البته اين صد ميليون تومان، تنها مسئله موجود بين دايي و كاشاني نبود كه باعث شد راه آنها كم كم از هم جدا شود. اما تقريبا طبق گفته دايي، تمام مشكلاتي كه او با كاشاني داشت، به فوتبال باز ميگشت. مشكلاتي كه حالا همه آن، در يك صدميليون تومان خلاصه شد و ظاهراً هم مثل هميشه با يك روبوسي ساده به پايان رسيده است. البته شايد اگر دايي و كاشاني هنوز هم مثل دو فصل پيش با هم كار ميكردند، مسائل ديگر هم نظير ماجراي شيث، ليدري كه دايي را زد، بوقچيهايي كه همراه هميشگي تيم بودند، عدم همراهي پرسپوليس در بازي حساس با سپاهان، تماسهاي مشكوك نزديكان استيلي با بازيكنان در ميانههاي فصل و مسائلي از اين دست باز هم مطرح ميشد اما با توجه به اينكه اين دو ديگر ارتباط كاري با هم ندارند، پذيرفتن ادعاي دايي در خصوص پاداش جام حذفي كافي بود كه آنها روي يكديگر را بوسيده و همه كدورتها را دور بريزند.
البته اين تنها كاشاني نيست كه بايد ادعاي دايي را بپذيرد و اين مسئله بايد از سوي كادر مديريت فعلي نيز پذيرفته شود كه حسن زاده، رئيس كميته انضباطي در اين خصوص مدعي شده كه هيچ توافقنامهاي در مورد پرونده دايي به كميته انضباطي ارائه نشده. وي« در مورد وضعيت پرونده شكايت علي دايي از باشگاه پرسپوليس اظهار داشت: «در آخرين جلسهاي كه با وكلاي طرفين در كميته انضباطي داشتيم مقرر شد دو طرف با يكديگر توافق كنند. البته وكلاي علي دايي انعطاف بيشتري نشان دادند و در پايان همان جلسه نيز اعلام كردند كه با انجام توافقات موافق هستند و آن را امضا كردند اما وكيل پرسپوليس گفت اجمالا موافقم اما بايد با مديران باشگاه در اين زمينه صحبت كنم و شنبه يا يكشنبه نتيجه را اعلام ميكنم.»
اين اولين باري نيست كه شاهد آشتي كنان و روبوسي دو فوتبالي بعد از يك گردگيري حسابي هستيم. اين ديگر به يك عادت براي ورزشكاران، به خصوص فوتباليها تبديل شده كه هر گاه به مشكل بر ميخورند، حسابي از خجالت يكديگر در ميآيند و دست آخر، با يك پادرمياني ساده يا در يك مهماني عياني، روي هم را ميبوسند و همه حرفهايي را كه عليه يكديگر زده بودند را به دست فراموشي ميسپارند. اما آيا مردم هم تمام آن درگيريها و حرفهايي را كه نبايد، اما شنيدهاند را به همين سادگي به دست فراموشي خواهند سپرد يا آنها را به عنوان نقطهاي سياه و تاريك از دو مسئول، در پرونده ذهن خود ثبت خواهند كرد؟