
ورود به عرصه انتخابات يازدهم رياست جمهوري از جمله حقوق اساسي اصلاحطلبان محسوب ميشود كه بر اين اساس ميتوانند در كنار ساير گروهها و احزاب سياسي و افراد مستقلي كه شايستگي ورود به اين عرصه را دارند، در امر انتخابات فعاليت قانوني و مشاركت داشته باشند. نظام سياسي جمهوري اسلامي كه همواره به فعاليت قانوني احزاب داخل كشور احترام گذاشته قطعاً در انتخابات آينده نيز مخالف ورود اصلاحطلبان نيست. منش و بينش روشن مقام معظم رهبري نيز كه در رفتار و مواضع سياسي هوشمندانه ايشان نمايان است، ثابت كرده كه اگرچه بسياري از اصلاحطلبان دچار خطاهاي سنگيني شدهاند اما نظام، جريان اصلاحات را در كوچه بنبست قرار نداده و راه بازگشت همچنان به روي آنها باز است. در مجموع آنچه از برآيند سياستهاي اصولي و اساسي به چشم ميآيد، نشاندهنده آن است كه استراتژي «جذب حداكثري و دفع حداقلي» استمرار دارد و افراد خطاكار هنوز فرصت بازگشت دارند.
تعهد به قبول نتيجه انتخابات
در برابر تدابير نظام جمهوري اسلامي كه همواره سعي كرده با جذب افراد، دفع كمتري را داشته باشد اما سابقه نه چندان روشن بسياري از افراد در جبهه اصلاحات، شرايطي را به وجود آورده كه فرصت حضور و فعاليت آنان در انتخابات را به مسائل ديگري گره زده است، به عبارتي اين ورود و اين تلاش و فعاليت در عرصه انتخابات، مستلزم پيششرطهايي است كه اصلاحطلبان بايد آن را بپذيرند. در غير اين صورت براي افكار عمومي اين سؤال باقي ميماند كه چه تضميني است، اگر بار ديگر اصلاحطلبان، نتيجه انتخابات را تحمل نكنند و به ديكتاتوري خياباني روي آورند؟ در اين حالت نظام چه برخوردي بايد با آنان داشته باشد؟ حال آنكه قبلاً مرتكب اين خطاها شده بودند و با رأفت نظام اجازه ورود به انتخابات را پيدا كردند. با اين حساب طبيعي است همانگونه كه اصولگرايان متعهد به قبول نتيجه انتخابات خواهند بود و به رأي مردم احترام ميگذارند، اصلاحطلبان نيز بايد اين پيششرط انتخاباتي را بپذيرند و متعهد به قبول نتيجه انتخابات باشند. اين موضوع را اصلاحطلبان كه سابقه روشني در تمكين به رأي مردم ندارند، بايد پيش از انتخابات در گفتهها و نوشتههاي خود بگنجانند تا علاوه بر اعتماد نظام، اطمينان افكار عمومي را نيز جلب كنند.
مرزبندي با فتنه و خروج از تناقض
پيوند جريان فتنه در سال ۸۸ با جبهه اصلاحات و حمايتهاي برخي از سران اصلاحات از فتنهگران، علت ديگري است كه اصلاحطلبان را در ميان افكار عمومي نامطمئن كرده است. در چنين حالتي نظام جمهوري اسلامي نيز نميتواند خلاف جريان افكار عمومي عمل كند و پيش از كسب اطمينان از مرزبندي اصلاحات با فتنه، صلاحيت آنان براي ورود به انتخابات را تأييد كند.
اصلاحطلبان پس از آنكه به باطل بودن جريان فتنه پي بردند، فاصلههايي با آنان پيدا كردند اما همچنان برخي از اصلاحطلبان نقاط اشتراكي با فتنهگران دارند، بنابراين آنچه طبق قوانين جمهوري اسلامي حكم ميكند، اصلاحطلباني كه قصد كانديداتوري در انتخابات يازدهم رياست جمهوري را دارند، بايد از تحركات فتنهگران كه ناقض اصول نظام است، برائت بجويند و مرزبندي روشني با فتنهگران داشته باشند زيرا اصحاب فتنه در سال ۸۸ و پس از آن ثابت كردند كه هدفي غير از عقبگرد به سوي غرب ندارند در حالي كه رئيسجمهور ايران بايد در فكر پيشرفت بر اساس منطق اسلام باشد. حال طبيعي است در شرايطي كه هدف يك رئيسجمهور در ايران با اهداف فتنهگران در تعارض آشكار قرار دارد، اصلاحطلبان كه با فتنه قرابت داشتهاند، بايد قبل از ورود به عرصه انتخابات رياست جمهوري، پاي خود را به طور كامل از دايره اين تناقضات خارج كنند.
درس عبرت از تجربيات سياسي
امروز البته طيف فهيم و معتدل اصلاحات با توجه به شرايط سالهاي اخير دريافته كه خير سياسي در جدايي از فتنه است. از اين رو برخي اصلاحطلبان تلاشهايي را داشتهاند كه تا حدودي در ميان اهالي سياست مثبت ارزيابي شده است. آخرين اقدامي كه آنها براي اعلام وفاداري خود به نظام، انقلاب و خط ولايت در پيش گرفتهاند، ملاقات با رهبر معظم انقلاب بوده است. ديدار سه تن از آنها با رهبر انقلاب و همچنين ارسال نامه به رهبري از سوي جمعي از اصلاحطلبان و درخواست ديدار با ايشان از جمله مواردي است كه ميتواند مرزبندي بين اصلاحات و فتنه را روشنتر كند اما همه اين فعاليتها و تلاشها در شرايطي ميتواند نتيجه مثبتي براي اصلاحات داشته باشد كه آنها با اهداف انقلابي و شيوه انقلابي پيش روند.
قطعاً در چنين حالتي سران اصلاحات نبايد اظهارنظر عليه فتنه را محدود به پشت پردهها و جلسات حزبي خود كنند و بايد به صورت انقلابي و علني عليه فتنه و تحركات و توهمات فتنهگران موضعگيري داشته باشند و با انتخاب رفتارهايي مخالف پيشنهادات فتنهگران متعهد به پرهيز از تكرار خطاي آنها پس از انتخابات شوند. در غير اين صورت يقيناً بر اساس تجربيات سياسي خود آموختهاند كه هر هدف ديگري را در مسير انتخابات دنبال كنند كه به نوعي فريب افكار عمومي باشد، به ضرر خود آنها تمام ميشود و ملت ايران همواره پشتيبان ولايت فقيه باقي خواهد ماند زيرا اين ملت هر روز بارها در قلب خود با ولي و رهبر خود ديدار ميكنند و با حرفشنوي و تبعيت از او، مملكت خود را از هر آسيب و گزندي حفظ خواهند كرد. ملت ايران پس از فتنه سال ۸۸ كه بسياري از حقايق روشن شد، عنصر بصيرت را در تمام وجود خود پرورش دادهاند و در انتخابات سال ۹۲، خيانتهاي احتمالي از سوي هر حزب، جريان، گروه، حلقه و شخص را از پيش ميخوانند و واكنش لازم را خواهند داشت.