
برآوردها از فعالیت یکصد هزار نفر در چهارهزارکارگاه و کارخانه صنعت طلا وجواهر سازی حکایت دارد، صنعتی که اکنون ۱۰درصد کارگاههای آن تعطیل شده و چراغ ۲۵ درصد کارگاههای دیگر آن هم به خاموشی گراییده است بنابراین چنانچه این روند ادامه یابد بدیهی است که بخش دیگری از فعالان این عرصه از گردونه تولید وعرضه این صنعت خارج شوند.
به نظرمی رسد، «واردات آسان۷۰ درصدی مصنوعات طلا وجواهر به کشورازطریق قاچاق»، «فقدان طراحی مصنوعات مدرن وعدم توجه به ذائقه مشتریان توسط دست اندرکاران این صنعت»، «تغییر سیاستهای تاثیرگذار بر این صنعت ازسوی نهادهای تصمیم گیر» و دست آخر، «تولید به روش سنتی و نه صنعتی مصنوعات طلا وجواهر در ایران به علت وارد نکردن دستگاههای تولید صنعتی»، شاید فقط، بخشی ازمشکلاتی باشد که عامل به وجود آمدن چنینی نتیجهای باشد.
عوامل دیگری هم وجود دارندکه شامل نبود «بورس رسمی عرضه طلا وجواهر»، «پراکندگی فعالان صنعت طلا و جواهر در نقاط مختلف»، «افزایش هزینه تولید مصنوعات طلا وجواهر» و نظارت ناکافی بازرسان اتحادیه بر کیفیت کالای تولیدی به دلیل «نبود شهرک صنعتی طلا وجواهر» است.
بر این اساس، مهمترین رهاورد این اتفاقات، افت ۴۷ درصدی صادرات مصنوعات طلا وجواهر به خارج از کشور و در نتیجه سهم ناچیز ۵/۳ درصدی ایران ازگردش مالی یک هزار میلیارددلاری صنعت طلا وجواهرجهان است.
صنعت طراحی و ساخت طلا وجواهردرایران از قدمتی هفت هزارساله برخوردار بوده که نمونه بارز آن، «جام طلایی مارلیک» به عنوان یکی ازیادگاران هنر نمای هنرمندان طلاسازآن دوران ایران باستان بوده است.
البته صنعت طلا و جواهر ایران از همان ازمنههای دورهم همواره قدم در مسیرتعالی و خلاقیت گذارده که ظرافت مثال زدنی و زیبایی چشم نواز مصنوعات به یادگارمانده درموزههای بزرگ دنیا هم خودگواهی براین مدعا است.
اما شاید به جرات بتوان دوران کنونی را دورانی مشقت باربرای صنعت طلا وجواهرکشور قلمداد کرد.
دورانی که در کارنامه داخلی آن، «ایستادن برسکوی پنجمین مصرف کننده بزرگ طلای دنیا» ودرکارنامه بین المللی آن هم، «ایستادن برسکوی پنجاه و چهارمین کشور تولید کننده شمش طلا» خودنمایی کرده و البته «هیچ نشانی هم ازبرندی مطرح و معتبر از کشور در سطح جهانی» به چشم نمیخورد.
اما براستی علل بروز چنین پدیدهای دراین ایام چیست؟
تعدادی از فعالان این صنعت، توپ این مشکلات را به زمین دولت غلطانیده و با بر شمردن دلایلی چون «ایجاد محدودیت برای صادرات مصنوعات طلا»، «حمایت ناکافی از دست اندرکاران این صنعت از جمله اختصاص وامهای بانکی با بهره بالا»، «اخذ مالیاتهای سنگین و پرداخت حق بیمه بالا»، «عدم واردات تکنولوژی روزآمد برای تولید انبوه وصنعتی مصنوعات طلا» و «افزایش نرخ طلا و به تبع آن افت قدرت خرید مردم» رابخشی ازمشکلات فراروی این صنعت ذکر کردهاند.
در مقابل اما، قرارگرفتن صنعت طلا وجواهرکشوردرشرایط کنونی را برخی، «ناشی ازرویکرد منفعت جویانه تعدادی از فعالان بازار طلا وجواهر» ارزیابی کرده ومعتقدندکه عمده واردات طلا ازکشورهای «ایتالیا، ترکیه، تایلند و چین» از سوی تعدادی ازهمین فعالان ودست اندرکاران بازارطلا وجواهرکشور بوده است.
صنعت طلا وجواهر سازی به واسطه ارزش ذاتی خود دارای قابلیت بالای مبادله وارزآوری بوده که به وضوح یکی ازفرصتهای خوب ایجاد شغل درکشوربه شمارمی رود؛ این صنعت به علت ارزش هنری واقتصادی خود، یکی از محبوبترین صنایع نزد هنرمندان وتجارمختلف دنیا به شمارمی رودکه دراعصار مختلف هیچگاه ارزش خود را از دست نداده ودرقیاس بامشاغل وصنایع دیگراز مزیتهای نسبی بیشماری برخوردار است.
«اشتغالزایی در فضایی محدود وبا سرمایه ۱۵۰ میلیون ریالی»، «عدم تاثیرگذاری نوع اقلیم و سردی یا گرمی آب وهوا براین صنعت»، «نداشتن ضایعات و آلایندگی»، «داشتن گردش مالی بالا وبازگشت سرمایه درزمان اندک»، «اشتغالزایی ۷۵ نفری به ازای تولید هرکیلوگرم مصنوعات طلا وجواهر» و «جذب توریست طلا وجواهر» از جمله مزیتهای مهم این صنعت در ایجاد اشتغال به شمار میرود.
بر این اساس با توجه به ارزش افزوده بالای ۱۰۰ درصدی این صنعت همواره این گمانه تقویت شده که این صنعت به خوبی، قابلیت اشتغالزایی برای حداقل ۵/۱ میلیون نفردرکشور را دارد.
صنعتی که با همه فرازو فرودهای خودتااکنون، یکصد هزارنفررا در زیرچترخود نگاه داشته هرچندکه بیم آن میرود با توجه به نادیده انگاشتن ویژگیهای بارز بازار طلا، فعالان آن ازاین عرصه مهاجرت کنند.
درشرایط کنونی که تنورصنعت وتولیدکشوراندک اندک گرمتر میشود، انتظار میرود دولت با حمایت بیشتراز فعالان این صنف، رونق را به صنعت اشتغالزا وارز آورکشور، یعنی صنعت طلا وجوار بازگرداند؛ بدیهی است دستیابی به جایگاه ارزنده صنعت طلا وجواهرکشوردر دنیای بین الملل، نیازمند اتخاذ تدابیری دوراندیشانه ازجمله بستن راههای قاچاق مصنوعات طلابه کشور، تزریق رونق به این صنعت، تسهیل درامرصادرات مصنوعات طلا و جواهر کشور با ارایه مشوقهای صادراتی در راستای ارزآوری وهمچنین تعیین تعرفه گمرکی بالا برای ممانعت از ورود آسان مصنوعات طلا وجواهرات خارجی به کشور است که دولت میتواند برای شکوفایی این صنعت مد نظر قرار دهد.
این عوامل اگرچه همه عوامل هموار کننده شرایط شکوفایی صنعت طلا وجواهر کشور به شمار نمیروند اما در صورت لحاظ نکردن آنها هم، اندک بهار این صنعت نیز به خزان مبدل خواهد شد.
زمان به سرعت درحال گذر بوده وایدهها منتظرفرا رسیدن فرصت نمیمانند، براستی آیا تفکر گره گشایی از مشکلات صنعت طلا وجواهرکشور در ذهن مسئولان، تداعی خواهد شد؟!