
كبري كه به عروس سياهبخت معروف است، از سال ۷۹ به اتهام قتل مادرشوهر سالخوردهاش پشت ميلههاي زندان روزگار خودش را سپري ميكند. بعد از تأييد حكم اعدامش در سال ۸۲، بارها در آستانه مرگ قرار گرفت اما در واپسين لحظات شرايط براي اميد به زنده ماندن وي دنبال شد.
نماز شكر در زندان مادر كبري در حالي كه اشك شوق چشمهايش را پر كرده بود، روزگذشته به خبرنگار ما گفت: از آيتالله شاهرودي كه در پرونده زحمات بسياري كشيدند، تشكر ميكنم. من شب گذشته را تا صبح به مناجات خدا سپري كردم. امروز كبري از زندان با من تماس گرفت و با گريه گفت وكيلش، آقاي خرمشاهي به او خبر داده كه پنج نفر از اوليايدم رضايت دادهاند و تنها عليرضا است كه هنوز اعلام رضايت نكرده است. او گفت، آن قدر از شنيدن اين خبر خوشحال شده كه اول نماز شكر خوانده و بعد به من خبر داده است. او خواسته من اولين كسي باشم كه اين خبر را ميشنوم. مادر كبري سپس به خبرنگار ما گفت: آن قدر از شنيدن خبر نجات دخترم خوشحال شدهام كه ميخواهم اين شادي را با همه مردم شريك شوم اما صدايم به گوش آنها نميرسد. عليرضا هم مثل پسر من است و ميداند كه كبري در زندگياش چقدر سختي كشيده است و از او ميخواهم به خاطر رضاي خدا از دخترم اعلام گذشت كند.
اميدوارم عليرضا هم از قصاص كبري اعلام گذشت كند
عبدالصمد خرمشاهي، وکيل کبري رحمانپور درباره برگزاري جلسه صلح و سازش صبح ديروز در شعبه اجراي احکام دادسراي جنايي پايتخت به خبرنگار ما گفت: پرونده کبري رحمانپور يکي از مطرح ترين پروندههاي ايران است که رسيدگي به آن ۱۲ سال به درازا کشيد.
در آن زمان هيئتمنصفه درستي نبود اما افکار عمومي بعد از حادثه خواهان بخشش متهم بودند به طوري که با توجه به مقتضيات و وضعيت پرونده افراد خير و هنرمندان مطرح بسياري از خانواده اولياي دم درخواست کردند تا کبري را ببخشند. به همين خاطر خيران و هنرمندان جلسات زيادي با اعضاي خانوداه اولياي دم برگزار كردند و خوشبختانه تحت تأثير همين شرايط صبح ديروز پنج نفر از شش نفر اولياي دم به همراه دو نفر از خيران و خانم تهمينه ميلاني کارگردان مطرح سينما در شعبه اجراي احکام دادسراي جنايي حاضر شدند و از حق قصاص خود اعلام گذشت کردند. در اين جلسه عليرضا که شوهر متهم است، اصرار به قصاص دارد و در جلسه صلح و سازش ديروز حاضر نشد، در حالي که کبري به خاطر نجات خانوادهاش از فقر، تن به ازدواج غيرمتعارفي با وي داد.
خرمشاهي ادامه داد: کبري بنا به شرايط و مشکلاتي که عليرضا برايش به وجود آورده بود، مرتکب اين حادثه شد اما ديروز عليرضا در جلسه صلح و سازش تلفني اعلام کرد که حاضر نيست رضايت بدهد که باعث تعجب اعضاي خانواده وي و ديگر اعضاي حاضر در جلسه شد اما خوشبختانه پنج نفر ديگر اعضاي اين خانواده رضايت دادند و اين بخشش در پرونده با حضور قاضي رضوانفر داديار دادسراي جنايي صورتجلسه شد. وي ادامه داد: به باور من روزنه اميد براي بازگشت کبري به زندگي سوسو ميزند و انشاءالله به زودي اين پرونده هم به خير ختم ميشود. هرچند که من فکر ميکنم در اين پرونده اگر عدالت کيفري و موازين در نظر گرفته شود، کبري که ۱۲ سال از بهترين زمان عمرش را در زندان سپري کرده است، چيزي براي از دست دادن ندارد. وي در مورد رضايت ندادن يکي از اعضاي خانواده گفت: به نظر من ايشان نميتواند پرونده را بيش از اين بلاتکليف نگه دارد پس يا بايد درخواست قصاص بدهد که لازم است مبلغي را براي اجرا بپردازد يا بايد رضايت بدهد. با توجه به اينکه اعضاي خانوادهاش اعلام رضايت کردهاند، اگر او رضايت ندهد وجهه خوبي ندارد. من فکر ميکنم عليرضا هم بايد رضايت بدهد هر چند خود او هم ميداند در اين کار اجباري نيست و قصاص هم حق او است اما به احتمال زياد وجدان او به قصاص رضايت نميدهد و اميدوارم او هم به زودي کبري را ببخشد.
آغاز ماجرا كبري وقتي كه ۱۸ ساله بود، از سوي خانواده فقيرش كه در شهر ري زندگي ميكردند، با پيشنهاد يك زن خدمتكار به مرد پولدار ۶۴ سالهاي سپرده شد و براي ادامه زندگي به خانه شوهرش در شمال شهر رفت تا همراه او و مادر ۹۰ سالهاش به زندگياش ادامه دهد. او در جريان تحقيقات گفته است: «وقتي وارد خانه شوهرم شدم، مادرش به من گفت تو عروس خانواده ما نيستي بلكه بايد بداني در اين خانه كلفت هستي و اختياري هم نداري.» درگيريهاي او با خانواده تازه از همان روز شروع شد تا اينكه آبان ماه همان سال شوهرش از او خواست لباسهايش را به تن كند و آماده رفتن به بيرون از خانه شوند. كبري بعدها در بازجوييها روز حادثه را اين گونه شرح داد: با عليرضا سوار ماشين شديم. نزديك پلسيدخندان مرا از ماشين پياده كرد. ۲۰ هزار تومان به من داد و گفت به خانهتان برگرد. من پياده شدم و مدتي با خود كلنجار رفتم. از طرفي هيچ مدركي نداشتم تا ثابت كنم همسر عليرضا هستم. جرئت بازگشت به خانه را هم نداشتم. به خاطر همين به خانه عليرضا برگشتم تا التماسشان كنم مرا بيرون نكنند. وقتي وارد خانهاش شدم، مادرش روي مبل خوابيده بود. مرا كه ديد، شروع به فحاشي به پدر و مادر و خانوادهام كرد. از كشوي آشپزخانه چاقويي برداشت و به طرف من آمد. من كنترل خود را از دست دادم و چاقو را از دستش گرفتم و ....
كبري وقتي در جلسه دادگاه حاضر شد، خانواده مقتول درخواست قصاص كردند. او در دفاع از خودش بار ديگر روز حادثه را شرح داد اما دفاعيات او از سوي دادگاه پذيرفته نشد و سرانجام رأي به قصاص وي صادر شد. رأي دادگاه نيز در سال ۸۲ در ديوان عالي كشور تأييد شد و بعد از استيذان رأي در دي ماه همان سال، كبري در آستانه اعدام قرار گرفت. كبري وقتي در زندان اوين پاي چوبهدار ايستاد، به ناگاه اعلام شد اجراي حكم به تأخير افتاده است. بنابراين وي از پاي طناب دار به سلول خود در زندان منتقل شد. بعد از مدتها تلاش براي نجات جان عروس سياهبخت، سرانجام پرونده به دفتر رئيس قوه قضائيه وقت فرستاده شد و آيتالله شاهرودي بعد از مطالعه، اعلام كرد كه پرونده به شوراي اختلاف فرستاده شود تا پس از برگزاري جلسه صلح و سازش، خانواده مقتول رضايت دهند و بدين ترتيب كبري از مرگ نجات پيدا كند. جلسات صلح و سازش هم برگزار شد اما خانواده مقتول حاضر به اعلام گذشت نشدند و اعلام كردند كه كبري بايد قصاص شود. بنابراين پرونده بار ديگر به شعبه اجراي احكام دادسراي امور جنايي فرستاده شد اما جلسات صلح و سازش دنبال شد تا اينكه اعضاي خانواده مقتول از متهم اعلام گذشت كردند.