
ديويدكامرون، نخستوزير بريتانيا، نيمنگاهي به احساسات مليگرايانه نمايندگان مجلس عوام داشت كه با حرارت از برگزاري همهپرسي جدايي از اتحاديه اروپا گفت و پاسخ خود را نيز از اين احساسات گرفت. با اعلام برگزاري همهپرسي جدايي از اتحاديه اروپا تا آخر ۲۰۱۷ از سوي كامرون، نمايندگان همحزبي وي قبل از همه روي خوش به اين خبر نشان دادند و حتي آن دست از منتقدان او در حزب محافظهكار نيز نتوانستند به تمجيد او نپردازند كه يكي از اين افراد بيل كش از مهمترين منتقدان وي بود. انعكاس اين احساسات به اظهارنظرهاي شخصي محدود نشد و روزنامه ديليتلگراف به عنوان رسانه مرتبط به محافظهكاران اين سياست كامرون را «سزاوار ستايش گسترده» دانست و آن را كليدي براي خروج توصيف كرد با چنان «عمل معتقدانهاي كه حتي در زمان خانم تاچر تقديس شده هم انجام نشد». اين تمجيد و تجليلها در داخل بريتانيا تا اندازه زيادي نشان ميدهد كه كامرون با ادعاي برگزاري همه پرسي در داخل بريتانيا چه سياستي را دنبال ميكند اما مسئله بر سر اين است كه او با اعلام همهپرسي به دنبال چه سياستي در تعامل با اتحاديه است.
ايجاد اجماع داخلي مارك پريتچارد از ديگر منتقدان جدي كامرون است اما معتقد است كه او با اين سياست به يك «پيروزي بزرگ» دست يافته است. پريتچارد پيروزي او را عملي انديشيده دانسته كه ميتواند در داخل حزب محافظهكار «اجماعي نوين» در مورد اتحاديه اروپا ايجاد كند. روشن است كه كامرون نسبت به ديگر رقباي سياسي، بيش از هر چيز محتاج حمايت قاطعي از سوي همحزبيهاي خود در ميان محافظهكاران است و ظهور منتقداني همانند كش يا پريتچارد و شدت گرفتن ميزان انتقاد اين دست افراد جايگاه او را در حزب محافظهكار به خطر ميانداخت و اين امر به صورت مستقيم در دولت و پست نخستوزيري وي تأثير ميگذاشت. اكنون و با اقرار و تمجيد اين افراد ميتوان گفت كه كامرون حداقل صفوف داخلي در حزب محافظهكار را به نفع خود تنظيم كند اما به نظر ميرسد كه موج مليگرايي در ميان رقيبان نيز به سياست وي پاسخ داده است. اد ميليبند، رهبر حزب كارگر، در مجلس نمايندگان از اعلام همهپرسي كامرون سخت انتقاد كرد و گفت كه همهپرسي «منجر به بلاتكليفي شده و بر اقتصاد بريتانيا ضربه خواهد زد». با وجود اين انتقاد اما بسياري از اعضاي حزب كارگر نظري مخالف ميليبند دارند و حتي درخواست كردهاند تا اين همهپرسي در برنامه انتخاباتي بعد مد نظر گرفته شود و كامرون هم از قبل پيشبيني اين را ميكرد كه جناح مخالف در حزب كارگر به جاي مبارزه با وي، بيشتر متمايل به حركت سوي همهپرسي هستند. بنابراين، كامرون تا اينجاي كار توانسته با طرح همهپرسي خود را در موقعيتي قرار دهد تا اعضاي دو حزب اصلي بريتانيا در پشت او قرار بگيرند و جداي از دستيابي به يك اجماع عمومي، حمايت قابل توجه داخلي در برخورد با شركاي اروپايي به دست آورد اما مسئله اين است كه او با اين اجماع در تعامل با آن شركاء به دنبال چه چيزي است و چرا با زبان تهديد و خروج از اتحاديه با آنان سخن ميگويد.
اميدهاي بريتانيايي به اتحاديه كامرون براي به دست آوردن اتحاد و اجماع داخلي چندان تلاش جدي لازم نداشت و طولي نكشيد تا از احساسات مليگرايانه به نتيجه مطلوب خود برسد اما اين ابتداي كار اوست و مسئله اصلي در مشكل او با اتحاديه اروپاست چراكه تا كنون مشخص شده مطالبات او در بروكسل چندان گوش شنوايي نداشته است.
كنفرانس سالانه دافوس سوئيس مجالي بود تا آنكه كامرون بار ديگر مطالبات خود را مطرح كند و به اين دليل گفت: «كشورها در اروپا تاريخ خود، سنتهاي خود، نهادهاي خود را دارند و ميخواهند تا حاكميت خود، توانايي خود بر انجام انتخابهايشان را داشته باشند». او به اين صورت بر تمايزاتي انگشت گذاشت كه درست در نقطه مقابل انديشه آرماني اتحاديه قرار دارد و بيشتر از هر چيز خطوط مشخص متمايز خود را از ديگر كشورهاي اروپايي را برجسته كرد اما او به اين حد هم قناعت نكرد و آشكارا به ايده اتحاديه اروپا حمله كرد و گفت: «تلاش براي كشاندن كشورها به يك اتحاديه سياسي متمركز اشتباه بزرگي براي اروپا خواهد بود و بريتانيا هيچگاه عضو چنين چيزي نخواهد بود». كامرون با مخالفت صريح خود با چنين اتحاديهاي بار ديگر بروكسل و رهبران اتحاديه در ديگر كشورهاي اروپايي را تهديد به جدايي كرد. اين چيزي است كه او در داخل تبليغ ميكند اما در مقابل رهبران اتحاديه بيشتر صورتي از يك مانور سياسي دارد تا آنكه بتواند امتيازات خاصي را براي بريتانيا از آنها بگيرد.
اين سياستي است كه او طي يك سال اخير به صورت جدي دنبال كرده و حتي همين سياست نيز باعث شكست نشستهاي سران اروپايي براي تدوين بودجه اتحاديه شد. آنگلا مركل، صدر اعظم آلمان، در پاسخ به كامرون اعلام كرده كه حاضر است تا با بريتانيا بر سر خواستههايش مذاكره كند و اين اعلام موضع او باعث شد تا در داخل بريتانيا به عنوان عقبنشيني آلمان توصيف شد و روزنامه ديليتلگراف نيز آن را به صورت يك «پيروزي عمده» تفسير كرد.
خويشتنداري از نوع اتحاديه برخلاف تفسير داخلي بريتانيا به نظر ميرسد كه كامرون نتوانسته در اين نوع تعامل با اتحاديه به پيروزي قابل توجهي دست پيدا كند و آن تفسير بريتانيايي بيشتر از يك سوء تعبير بوده است. نخستين پاسخ به آن تفسير از سوي شخص مركل داده شد كه نسبت به آن گفت اظهاراتش تنها سخناني غيرالزامآور و يك صورت مودبانه براي ممانعت از ايجاد تنش بين مقامات آلمان و بريتانيا بوده است. اين واكنش مركل موضع او و ديگر رهبران اتحاديه در برابر تهديدهاي كامرون را نشان ميدهد كه آنان در حال حاضر بيشتر متمايل هستند رويهاي خويشتندارانه را دنبال كنند تا آنكه با جبههگيري در برابر تهديدهاي او وضعي تنشآور را ايجاد كرده باشند. اين رويه خويشتندارانه در اظهارات برخي ديگر از رهبران اروپايي نيز ديده شد به نحوي كه هله ثورنينگ اشميت، نخست وزير دانمارك، گفت كه بريتانيا و دانمارك «تبعيت از دو طريق مختلف را دنبال ميكنند». اين سخن خانم اشميت از آن جهت اهميت دارد كه دانمارك همانند بريتانيا عضو حوزه يورو نيست اما اين را دليلي براي خروج از اتحاديه نميداند و به همين دليل بود كه او بهترين وضعيت براي منافع دانمارك را داشتن رابطه نزديك با اتحاديه اروپا دانست. كارل بيلدت، وزير امور خارجه سوئد، نيز با زبان طعن و كنايه پاسخ كامرون را داد و گفت كه انعطافپذيري در صداها خوب است اما اگر راه براي تمامي اعضا باشد ديگر چيزي از اروپا باقي نخواهد ماند.
در مجموع، اين اظهارات مقامات اروپايي حاكي از همان رويه خويشتندارانهاي است كه مركل نشان داده و گوياي اين نكته است كه رهبران اروپايي ميخواهند در شرايط فعلي يا با زبان نرم يا با گفتن طعنه و كنايه كامرون را از راهي كه در پيش گرفته و از برگزاري همهپرسي و جدايي از اتحاديه منصرف كنند. معلوم است كه اين رويه خويشتندارانه براي كند كردن لبه تيز تهديدهاي كامرون است تا آنكه كار به جايي برسد كه تهديدهاي كامرون تأثيري نداشته باشد و در نتيجه، او مجبور به همكاري با ديگر شركا در اتحاديه باشد. شايد به همين دليل است كه بروكسل در حال حاضر آماده شده بودجه هفت ساله اتحاديه را حداقل به صورت ناقص به رأي رهبران اروپا بگذارد تا آنكه مسئله بودجه به شكست كامل ختم نشود. كامرون اميدوار است كه بتواند حتي يك بودجه ناقص درخواست وي براي تخفيف پرداختي بريتانيا به اتحاديه را تأمين كند و حتي تهديد او به همهپرسي خروج يك نوع شرطبندي بر سر اين قضيه بوده است. هر چند كه او هر كاري براي موفقيت در اين شرطبندي كرده اما به نظر نميرسد كه رهبران اروپايي حاضر به دادن امتيازي به وي باشند چنانكه سخنان فرانسوا اولاند، رئيسجمهور فرانسه، در پارلمان اروپا نيز تأييدي بر اين موضوع است. در هر صورت، تهديدهاي كامرون تاكنون نتوانسته تأثيري در اراده رهبران اتحاديه بگذارد و اجماع داخلي نيز كمكي به او نكرده است. روشن است كه كامرون تا آنجا كه ميتواند به شرطبندي خود ادامه ميدهد اما تاكنون معلوم شده كه نتيجه آن تنها داخلي است و نميتواند با زبان تهديد شركاي اروپايي خود را متقاعد به امتيازدهي كند.