کد خبر: 514719
تاریخ انتشار: ۱۲ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۸:۴۹
گفت‌وگو با دكتر محمد فصيحي، پژوهشگر پليمر و مخترع سه طرح كاربردي – صنعتي كه تحسين استاد ژاپني‌اش را هم برانگيخته است
محمد مهر
دكتر محمد فصيحي، ۳۰ ساله، مخترع جوان، دانش‌آموخته مهندسي پليمر و پژوهشگر برتر كه در فرصت مطالعاتي شش ماهه ژاپن، مورد توجه استاد ژاپني‌اش قرار گرفته، به تازگي از پايان نامه دكتري‌اش دفاع كرده است. دكتر فصيحي پنج مقاله ISI دارد و تاكنون شش مقاله در كنفرانس‌هاي خارجي ارائه كرده است. سه اختراع مهم و كاربردي در كارنامه اين مهندس پليمر جوان به ثبت رسيده است. اولي كامپوزيت‌هاي «چوب – پلاستيك» مقاوم در برابر رطوبت و شعله است و ديگري «آسفالت رنگي» كه كاربرد تزئيني در مبلمان شهري دارد و آخري، فيلم‌هاي پلي آميد نانوكلك كه از نانومتريال‌ها محسوب مي‌شود و براي مصارف بسته‌بندي كاربرد دارد.

قبل از اينكه گفت‌وگويمان را شروع كنيم، گفتيد كه در يك فرصت مطالعاتي شش ماهه به دانشگاه كيوتو ژاپن رفته بوديد. آنجا دقيقاً چه مي‌كرديد؟
آنجا تحت سرپرستي يكي از متخصصين كه جزو چند برتر دنياست در زمينه فوم‌هاي كاربردي در صنعت خودروفوم‌ها قطعات ضربه‌گير – نوع ساده فوم‌ها همين عايق‌هاي صدا هستند كه در صنعت ساختمان كاربرد دارد. قطعات ضربه‌گير سپرهاي خودرو، جاذب ضربه است. فوم‌ها دسته‌بندي‌ها و كاركردهاي مختلف دارند.

پس شما آنجا درباره فوم‌ها كار مي‌كرديد؟
بله، چون مرتبط با پروژه دكترايم بود.

همين حالا هم از فوم‌ها چه در صنعت خودروسازي، چه در ساختمان استفاده مي‌شود، مزيت اين فوم‌ها چه بود؟
پايه فوم‌هايي كه الان در داخل استفاده مي‌شود، پلي استايلن است يا پلي اتيلن كه در خواص مكانيكي ضعف‌هايي دارند. ما روي فوم پروپيلن كار كرديم. هدف اصلي ما صنعت خودرو است. الان فوم‌هاي پروپيلن يك نوع‌هايي در صنعت خودرو كاربرد دارد كه وارداتي است. در واقع ما فوم پروپيلن توليد داخل نداريم.

مزيت فوم پروپيلن به فوم پلي استايلن چيست؟
در درجه اول خواص مكانيكي – ضربه‌گيري بهتر و بيشتر – به ويژه در صنعت خودرو كه ضربه‌گيري مهم است. الان در خودروهاي خارجي از فوم پروپيلن استفاده مي‌شود، خودروسازهاي داخل هم وارد مي‌كنند.

در واقع فرمول محرمانه‌اي دارد؟
بله، هم بحث فرمولاسيون است و هم هزينه حمل بالايي دارد، چون فوم‌ها حجم بالا و وزن كمي دارند، يعني بيشتر از هزينه موارد، هزينه حمل پرداخته مي‌شود. ما سعي كرديم از ابتدا پروژه را به گونه‌اي تعريف كنيم كه در صنعت خودرو كاربرد داشته باشد.

اصلاً پليمر چيستو چه كاربردي دارد؟
عموماً در دانشگاه‌هاي دنيا يا زيرشاخه مواد تعريف مي‌شود يا زيرشاخه مهندسي شيمي. اينجا از زماني كه محصولات پتروشيمي رايج شدند، پليمرها نقش پررنگي پيدا كردند، به خاطر اينكه محصول دوم پالايش نفت محسوب مي‌شوند كه ارزش‌افزوده بسيار بيشتري نسبت به صادرات نفت خام داشتند. بنابراين پليمرها محصولات مهمي تلقي مي‌شوند. پس پليمرها محصولات صنايع بالادستي هستند، پتروشيمي‌ها از مواد نفتي پليمر توليد مي‌كنند كه در اين بخش، شركت‌هاي خصوصي كمتر وارد مي‌شوند اما در بخش دوم، توليد محصول از محصولات پليمري را داريم، يعني از مواد اوليه پليمري، محصول پليمري بسازيم. طبيعتاً اين طور نيست كه ما مواد اوليه را بگيريم و قالب‌گيري كنيم، خيلي وقت‌ها نياز به فرمولاسيون جديد و تقويت آن پلاستيك‌ها داريم كه در چرخه‌ كارهاي فرايندي و فرمولاسيوني قرار مي‌گيرد. در اين بخش با اضافه كردن مواد افزودني، خواص پلاستيك پايه را براي كاربرد خاص تقويت مي‌كنيم. طيف كاربردي پليمرها خيلي وسيع است. عموماً صنايع پلاستيك، لاستيك، صنايع چسب و رزين، صنايع رنگ، فوم‌ها از زيرشاخه‌هاي پليمرها به حساب مي‌آيد و در هر صنعتي كه حساب كنيد كاربرد دارد. در حال حاضر نانو مواد به عنوان يك افزودني براي اصلاح خواص پليمرها به كار گرفته مي‌شوند، گاهي براي تقويت استحكام، گاهي تقويت يك خاصيت مثل دادن مقاومت در برابر شعله، يا مقاومت در برابر نفوذ هوا. خيلي از فيلم‌هايي كه الان هست- فيلم‌هاي بسته‌بندي مواد غذايي- نياز است كه مقدار رطوبت و اكسيژن كه از اين فيلم‌ها ورود و خروج مي‌كند مقدار معيني باشد كه ديرتر فاسد شود، اينجا هم از نانو مواد استفاده مي‌شود.

شما در ايران توليد اين فوم‌ها را در قالب صنعتي انجام نداديد؟
نه، چون نياز به جذب سرمايه دارد و ما هنوز نتوانسته‌ايم منابع مالي لازم را فراهم كنيم.

با خودروسازها ارتباط گرفته‌ايد كه اين مزيت‌ها را برايشان تشريح كنيد و سرمايه‌گذاري مشتركي صورت بگيرد؟
در پروژه ديگري با خودروسازها ارتباط گرفتيم حقيقتاً زياد مايل نيستند، ظاهراً وضع مالي‌شان زياد خوب نيست. وضع مالي‌شان خوب هم بود، زياد راغب نمي‌شدند. بله، وضعشان خوب بود، منابع مالي لازم را در اختيار داشتند و وارد مي‌كردند، الان هم مي‌گويند پول نداريم كه سرمايه‌گذاري كنيم.

آقاي فصيحي! عمده موفقيت‌هايتان در مقطع كارشناسي ارشد و دكتري چه بود؟
كاري كه ما در مقطع كارشناسي ارشد انجام داديم، كامپوزيت‌هاي «چوب – پلاستيك» بود، اين كامپوزيت‌ها تركيب چوب و پلاستيك هستند، خاصيت اين كامپوزيت‌ها ضدآب بودن آنهاست، با اينكه در تركيبات آنها از چوب استفاده شده است، هم خاصيت ضد شعلگي دارد. ما اين پروژه را با يك شركت خصوصي دنبال كرديم، اين شركت از طرح استقبال كرد، حتي به توليد تعدادي نمونه صنعتي دست يافتيم اما اين شركت هم به واسطه همين تحريم‌‌ها با مشكلات مالي روبه‌رو است، با اينكه شركت مذكور سرمايه‌گذاري لازم را انجام داده و ماشين‌آلات وارد كرده‌اند و از ضايعات نيشكر به عنوان پودر چوب استفاده مي‌كنند. به هر حال اين طرح به عنوان يك پروژه مشاركتي دانشگاه و صنعت جواب داده است.
شما در اين پروژه‌ها به شكل ملموس با ماهيت و چالش‌هاي حوزه صنعت روبه‌رو مي‌شويد، مي‌خواهم بگويم بهترين ايده‌هاي علمي هم زماني مي‌تواند گره‌گشاي زندگي مردم باشد كه نهايتاً به فناوري و محصول تبديل شود. مهم‌ترين چالش‌هايي كه در اين‌باره ديديد چيست؟ فرض كنيد آيا مشكل اصلي خودروسازهاي ما در استقبال از ايده‌ها منابع مالي است يا نه، نسبت به اهميت تحقيقات توجيه نيستند و ريسك‌پذيري پاييني دارند و نمي‌توانند به پژوهشگران جوان اعتماد كنند.
همه اين عوامل وجود دارد. اولاً واحدهاي توليدي تا زماني كه اجباري نباشد زياد راغب نيستند سرمايه‌گذاري كنند. اگر هم بخواهند سرمايه‌گذاري كنند، باز ترجيح مي‌دهند با هزينه بالاتري دانشي را از يك شركت خارجي بخرند، تا اينكه بيايند با يك پژوهشگر داخلي همكاري كنند. من اين موارد را در همين دوره كوتاه رصد كرده‌ام.

يك مثال مي‌زنيد؟
فرض كنيد شركتي پنج سال پيش ۲۰۰ ميليون تومان بابت گرفتن يك فرمولاسيون ساده به يك شركت خارجي پرداخت كرد. در حالي كه پيشنهاد ما يك چهارم اين قيمت بود.

يكي از پروژه‌هايي كه روي آن كار كرده‌ايد، توليد آسفالت رنگي است. درباره اين پروژه و ضرورت‌هايش توضيح مي‌دهيد؟
بله توليد آسفالت رنگي از پروژه‌هايي بود كه ما پارسال طرح‌‌اش را براي اولين بار در ايران ثبت كرديم، البته اين پروژه قبلاً در ايران انجام شده بود كه معايب زيادي داشت. در واقع مي‌آمدند قير را با مقدار زيادي رنگ قاطي مي‌كردند اما باز به خاطر اينكه رنگ قير مشكي بود و مشكي رنگ غالب بود، در نهايت بعد چند ماه آسفالت مشكي مي‌شد. ما آمديم ماده ديگري طراحي كرديم – اسمش را گذاشتيم قير بدون رنگ – خيلي جالب است بدانيد من در اين پروژه كه با يك شركت مشاركت كردم اول كار ضمانت دادم، گفتم ما هزينه توليد را زماني مي‌گيريم كه به همه استانداردها برسيم.

اصلاً آسفالت رنگي به چه دردي مي‌خورد؟
آسفالت رنگي عمدتاً براي كفپوش پياده‌روها، مسيرهاي ويژه دوچرخه و نظاير آن استفاده مي‌شود. در واقع آسفالت‌هاي رنگي، مسيرهاي ترافيكي نيستند و بيشتر براي تزئين و زيباسازي شهري مصرف دارند. مزيت آسفالت‌هاي رنگي به موزاييك در پياده‌روها اجراي ساده است.
برايم جالب است كه چطور سوژه طرح‌هايت را انتخاب مي‌كني. به هر حال هميشه بين سوژه و كسي كه سراغش مي‌رود كشش و رابطه دو سويه‌اي وجود دارد، چرا مي‌رويد سراغ فوم يا آسفالت رنگي؟
در درجه اول موضوعاتي كه با آنها مواجه مي‌شويم مي‌سنجيم كه اصلاً در دايره تخصصي ماست يا نه، من به طور مشخص تمايل به فرمولاسيون دارم و سعي كرده‌ام عموم كارها در همين حوزه جلو برود، يعني تركيباتي كه در نتيجه فرمولاسيون جديد به يك محصول جديد ختم شود. البته زمينه‌هاي ديگري هم در مهندسي پليمر مطرح است، به عنوان مثال ساخت پليمر از پايه است، شبيه كاري كه در پتروشيمي انجام مي‌شود، يعني از ماده اوليه گاز يا نفت، پلاستيك را طراحي مي‌كند. ما ديگر دراين حوزه‌ها وارد نشديم و به اصطلاح فعاليت ما «ميان سنتزي» است. عموم اين كارها هم با پيشنهاد انجام شده است، يعني من نرفته‌ام آسفالت رنگي انتخاب كنم. مراجعه از طرف يك شركت به دانشگاه بوده، يعني شركت نياز و تقاضايشرا با استاد مطرح كرده و در نهايت به ما رسيده و ما هم طبق شرايط كار را شروع كرده‌ايم.

پروژه دكتري‌تان چطور؟
پروژه دكتري با نظر خودم بود،‌ با توجه به اينكه من چند سال در شركت‌هاي قطعه‌ساز خودرو كاركرده‌ بودم، مطلع بودم كه اين محصول – فوم- چه كاربردهايي در صنعت خودرو دارد و مي‌شود در داخل توليد كرد. با توجه به اينكه ماده اوليه‌اش در داخل موجود است.
اصلاً من مي‌خواهم بپرسم پروژه‌هاي دكتري چقدر با زاويه ديد كاربردي نوشته مي‌شود، منظورم صرفاً شخص پژوهشگر نيست.
متأسفانه پروژه‌ها خيلي با ديد كاركردي نگاه نمي‌شود، خب من مي‌توانستم سمت محصولاتي بروم كه كاركردي نباشد اما نظر خودم اين بود. ما در شاخه‌هايي از علم با علم محض روبه‌رو هستيم كه پايه علوم ديگر است، فرض كنيد از كسي كه فيزيك محض يا رياضي محض مي‌خواند انتظار توليد يك محصول نمي‌رود، گرچه همان علوم محض هم مي‌تواند پايه رشد و توسعه علوم كاربردي باشد. اما در علوم كاربردي اگر ما پژوهشگري داشته باشيم كه يك چشم آن پژوهشگر به مرزهاي دانش آن شاخه از علم باشد و چشم ديگرش به نيازهايي كه در جامعه وجود دارد، يعني شكاف‌هايي كه مي‌شود به واسطه آن شاخه از علم پر كرد. همچنان كه خودتان اشاره كرديد اين نقد به پژوهشگرهاي ما وارد است.

اگر از پژوهش‌نمايي و تقلب‌هاي مربوطه‌اش بگذريم، چرا پژوهشگران ما نگاه كاركرد‌گرايانه به شاخه و گرايش علمي‌شان ندارند. تحليل شما در اينباره چيست؟
به نظرم بخشي از اين نقطه ضعف به اساتيد دانشگاه برمي‌گردد كه ارتباط چندان قوي با صنعت ندارند، يا عموماً شايد تجربه كار صنعتي ندارند. من خودم بعد از مقطع فوق ليسانس تعمداً چند سالي وقفه انداختم و مستقيماً دوره دكتري نرفتم كه بروم تجربه كنم و ببينم بيرون چه اتفاقاتي مي‌افتد، بعد برگرديم دكتري و همينطور يك ضرب نرويم تا آخر و ديدمان، يك ديد پژوهشي محض باشد. جذابيت اين وقفه دقيقاً كجا بود، چون بالاخره خيلي‌ها دوست دارند تا ذهنشان آماده است و بي‌وقفه تا دكتري بروند. به طور مشخص مي‌خواستم ديد صنعتي پيدا كنم. محض برخورد كردن با علوم همچنان كه شما هم اشاره كردي مربوط به علوم محض است. الان ما شيمي محض داريم، اما وقتي رشته شما مهندسي است، يك مهندس بايد ديد كاربردي داشته باشد، چون اصلاً مهندس قرار است چيزي بسازد و توليد كند.
قبول داري بسياري از نخبگان ما زيست آكواريومي دارند؟ يعني يكضرب تا دكتري هم مي‌روند اما تماسي با جامعه ندارند و اصلاً مسئوليت توليد و پاسخگويي به يك نياز را روي شانه‌هايشان حس نمي‌كنند.
دقيقاً همينطور است. واقعاً تعداد اساتيد دانشگاه كه در صنعت كار كرده باشند، اندك است. اصلاً هر جايي كه شما يك پروژه كاربردي و تأثيرگذار مي‌بيني يك سر اين پروژه‌ها به اساتيدي مي‌رسد كه در صنعت كار كرده‌اند، اما بسياري از اساتيد ما صرفاً يك زندگي آكادميك دارند، پروژه‌اي براي دانشجو تعريف مي‌كنند حالا خيلي هم مهم نيست كاربردي باشد يا نه.

به نظرت ريشه اين اتفاق كجاست؟ نمي‌خواهيم سيبل درست كنيم و فقط اساتيد را متهم كنيم، چون بالاخره نوع جهت‌گيري و سياستگذاري وزارت علوم هم مؤثر است، يا كشش و ريسك‌پذيري بخش صنعت و توليد و عوامل ديگر.
بعضي وقت‌ها فكر مي‌كردم اين كشش نيست، اما وقتي با اين بخش كار كردم ديدم اصلاح شد، حس كردم و متوجه شدم كه واقعاً اينطور نيست. اوايل در يك شركت توليدكننده قطعات خودرو كار مي‌كردم، بعد آمدم جهاد دانشگاهي، آنجا مجموعه‌اي بود كه مشكلات بخش صنعت را رصد و مرتفع مي‌كرد، آنجا مي‌ديديم واقعاً كساني كه از صنعت به ما مراجعه مي‌كنند خيلي زياد هستند اما كسي نيست مشكل اينها را حل كند. البته در كل كسي كه PHD مي‌گيرد و استاد دانشگاه مي‌شود يك مقدار محتاط مي‌شود. شايد برايش سخت است برود جايي و با يك مسئله و مشكل مواجه شود و نتواند حل كند و به نوعي احساس كسر شأن داشته باشد. ما آنجا البته اينطور نبوديم، شايد به خاطر اينكه دكتر نبوديم و آن پرستيژ را نداشتيم.
اين پرستيژها ما را كشته است.
من در جهاد دانشگاهي كه بودم خيلي از اين چالش‌ها و مسئله‌هاي صنعت را به استادان دانشگاه ارجاع مي‌كردم اما استقبال نمي‌كردند.
اصلاً علم ما مسئله محور نشده است.
الان دانشگاه اينطوري است. تعريف پروژه‌ها بر اساس يك‌سري مقالاتي است كه منتشر مي‌شود، مقالات خارجي هم روي زمينه‌هاي خاصي كار مي‌كنند، فرض كنيد امروز مي‌بينند فلان مجله خارجي چه موضوعي را منتشر كرده، ما هم روي همان موضوع متمركز شويم. فرض كنيد امروز نانوذره آلومينيوم آمده، پس روي همين كار كنيم، حالا اينكه نانو ذره آلومينيوم نياز ما است يا نه، خيلي مورد توجه نيست.
مي‌خواهم كمي روي اين نقص درنگ كنيد، چرا تصور ما از اولويت‌هاي علمي‌مان اينگونه دنباله‌رو و تابع شكل‌ مي‌گيرد؟ من فكر مي‌كنم اينجا ديگر بحث علم نيست، بحث اينجا فرهنگي مي‌شود، يعني نگاه من به انسان غربي و خطوطي كه او ترسيم مي‌كند چيست؟ آيا من به عنوان يك پژوهشگر جسارت عبور از آن چارچوب‌ها را دارم يا نه.
من اساتيد را در اين اتفاقي كه مي‌گوييد مؤثر مي‌دانم. من حتي مي‌توانم اين را به شما بگويم كه اصلاً برخي از اساتيد ما از بحث‌هاي كاربردي بي‌اطلاعند، ساده‌ترين كار همان است كه گفتم. برويم ببينيم ديگران دنبال چه موضوعاتي رفته‌اند، ما هم مشابه همان كار را انجام بدهيم. طبيعتاً مقاله‌اي هم به اسم اين استاد چاپ مي‌شود، اين اتفاق توليد مقاله است، اما توليد علم نيست.
الان سياستگذاري در وزارت علوم اين‌گونه است كه يكي از شروط ارتقاي اساتيد – رتبه و امتياز- انتشار مقالات در مجلات ISI باشد، يعني ما اصلاً‌ استاد را هل مي‌دهيم به سمت توليد مقاله، آن هم بدون شاخص‌هاي كاربردي، بعد هم از آن استاد انتقاد مي‌كنيم كه چرا نسبت به نيازهاي بومي بي‌تفاوت است.
بله، الان دانشگاه فشار زيادي به اساتيد و دانشجويان دكتري مي‌آورد كه مقاله توليد كنيد. رويكرد سال‌هاي جديد هم اين اتفاق را بيشتر دامن مي‌زند. به ورودي‌هاي ما مي‌گفتند فارغ‌التحصيلان دوره دكتري يك مقاله بدهند، بعد گفتند دو مقاله، الان سه مقاله شده، در صورتي كه اين مقاله‌ها دردي را دوا نمي‌كند، فقط ويترين‌پذيري بهتري دارد.

اگر شما بوديد چه كار مي‌كرديد؟
به نظرمن امتياز بيشتر بايد به اساتيدي داده مي‌شد كه ارتباط بيشتري با صنعت دارند و طرح‌هاي پژوهشي را دنبال مي‌كنند. البته از انصاف نگذريم،‌ اساتيدي هم در دانشگاه هستند كه اين زاويه ديد را دنبال مي‌كنند. به طور مشخص من با استادم، ۹-۸ طرح پژوهشي را كه از سمت صنعت درخواست شده بود، كار كرديم.
شما الان روبه‌روي من هستيد، با دو طرح پژوهشي- كاربردي، يعني فوم و آسفالت رنگي كه هر دو نيمه تمام مانده‌اند، يعني سرمايه لازم براي توليد انبوه اين محصولات فراهم نشده، اگرچه توليد آزمايشگاهي يا نيمه صنعتي براي شما لذتبخش بوده اما چتر اين لذت زماني باز مي‌شود كه توليد انبوه را ببينيم، وگرنه اين تلاش‌ها ابتر و عقيم مي‌ماند.
استاد ما كه خيلي پيشقدم‌تر از ماست و تجربه بيشتري دارند همين‌ها را مطرح مي‌كنند كه اگر ما تا آخر قضيه را هم جلو برويم آن آخر باز معلوم نمي‌شود كه آيا ختم مي‌شود به كاربردي كه مدنظر ماست يا نه، بالاخره پژوهشگر هم تا حدي توان دارد. ما در همين كارهايي كه انجام داديم بحث علمي پروژه را به عهده گرفتيم، بحث بازار به عهده كسان ديگر بود كه چندان موفق نبودند.

نقش مهاجرت نخبگان در كاربردي نشدن پژوهش‌ها را چطور ارزيابي مي‌كنيد، مي‌خواهم از اين زاويه نگاه كنم كه يكي از شاخص‌هاي مهاجرت‌پذيري از سوي دانشگاه‌هاي غربي براساس پژوهش‌هايي است كه به نوعي براي آنها آشنا باشد، يعني همان اتفاقي كه خودتان اشاره كرديد.
بله، دانشجوياني كه مي‌خواهند بعد از دكتري يا براي دكتري به خارج از كشور بروند به اين مقالات نياز دارند، چون اولين چيزي كه در خارج از كشور ارزيابي مي‌شود همين مقالات است. با توجه به اينكه تعداد دانشجوياني كه در سال‌هاي گذشته به خارج از كشور رفته‌اند خيلي زياد شده، تمايل به چاپ مقالات در مجلات بين‌المللي زياد است.

به طور مشخص مي‌گوييد اين سال‌ها از دوستان و همدوره‌اي‌هاي خودتان چند نفر به خارج از كشور رفتند؟
واقعاً كم نيستند. ما ۲۶ نفر بوديم كه وارد مقطع كارشناسي ارشد مهندسي پليمر دانشگاه اميركبير شديم، الان ۱۳-۱۲ نفر رفته‌اند.
نگاه شما به اين اتفاق چيست؟ وقتي مي‌بيني نيمي از همدوره‌اي‌هايت به خارج از كشور رفته‌اند.
اين اتفاق نشان‌دهنده ضعف مديريتي و برنامه‌ريزي ماست. وقتي كه ظرفيت پذيرش دانشجويان ما خيلي زياد مي‌شود و تعداد زيادي دانشجوي ارشد و دكتري پذيرفته مي‌شود، قاعدتاً كار براي همه اين نيروها وجود ندارد و خيلي از اين دانشجويان نگران هستند، در بحث‌هاي دانش بنيان و كارهاي پژوهشي اساسي هم كه پژوهشگر از صفر شروع كند و محصولي را به سرانجام برساند. چالش‌هاي زيادي وجود دارد كه نمونه‌اش را گفتم. اين واقعاً خيلي خطرناك است كه ما افق و تصوير خوبي از امروز و آينده براي پژوهشگران ترسيم نكنيم، بنابراين بعضي‌ها ترجيح مي‌دهند بروند خارج از كشور. البته آنجا هم شرايط ايده‌آل نيست. بعضي‌ها گمان مي‌كنند همين كه پايشان به خارج از كشور برسد، بازار كار فراوان است اما واقعاً اينطور نيست.

همدوره‌اي‌هاي شما كه مهاجرت كردند عمدتاً به چه كشورهايي رفتند؟
از كشورهاي آسيايي كره و مالزي، از اروپا، آلمان و هلند بوده و البته كانادا بيشتر از همه.

با اين دوستانت ارتباط داري؟
بله.

از وضعيتشان راضي هستند؟
سه چهار نفرشان بعد از دكتري مشغول كار شده‌اند، بقيه هنوز در حال تحصيل هستند. آنجا وضعيت اينگونه است كه دانشجويان دكتري در سال آخر چند ماه مانده به فارغ‌التحصيلي اقدام مي‌كنند به كار.

اما در ايران ما اين را نداريم.

بله، نداريم. متأسفانه اين حالت انتظار در ايران زياد است.

ظرفيت علمي پژوهشگران جوان را چطور ارزيابي مي‌كنيد؟
از دوستان خودم كساني كه حتي مهاجرت كردند، آن طرف عموماً از دانشجويان برتر بودند، خب وقتي آنجا يك سري شرايط مهياست و دانشجويان ايران عموماً طراز اول مي‌شوند، معلوم است كه اين استعدادها بالاست من از تجربه ژاپن بگويم. فقط شش ماه آنجا بودم، شما مي‌دانيد ژاپني‌ها به پركاري معروفند، آنجا كه من رفته بودم استادم چند بار گفت دانشجويان ژاپني بايد از شما ياد بگيرند. من اين را به خاطر خوشايند شما يا تعريف از خودم نمي‌گويم، به خاطر اين مي‌گويم كه فضا را براي شما منعكس كنم، دانشجويان ما وقتي خارج از كشور مي‌روند عموماً در رده‌هاي بالا هستند.
يك نقطه برجسته از رفتار عمومي ژاپني‌ها كه در اين شش ماه در ذهن شما ماند، چه بود؟
آنها در دانشگاه سعي مي‌كنند هر چيزي كه پژوهشگر احتياج دارد مهيا كنند، در كنار اين خيلي زياد احتياط مي‌كنند.

يعني چه احتياط زيادي دارند؟
احتياط همه چيز از جمله كارهاي آزمايشگاهي و رساندن ضريب خطر در حد صفر. يك مثال ملموس بزنم. من در ژاپن ديدم مي‌خواستند تكه‌اي كوچك از خياباني را آسفالت كنند. پنج نيرو آن طرف، پنج نيرو اين طرف هشدار مي‌دادند كه مواظب باشيد يك متر اينجا كنده شده، چاله نيفتيد، آنجا كارها خيلي مكانيزه شده، با اين حال براي اين قبيل كارها كه اصلاً ما به حساب هم نمي‌آوريم، نفر مي‌گذارند و هشدار مي‌دهند. در دانشگاه يكي از دوستان ايراني ما خواست ماده‌اي را به ماده جديد تغيير بدهد، ژاپني‌ها يك ماه مشغول مطالعه خطرات اين اتفاق بودند.

ماده محترقه بود؟
بله، يك مقدار ماده آتشگير بود اما بيش از حد احتياط مي‌كردند. نكته ديگر اينكه عجله در كار ژاپني‌ها نمي‌بينيد. با اينكه ساعات كاري زياد است اما خيلي با آرامش كار مي‌كنند. اصلاً كار تحت تنش انجام نمي‌دهند، كاملاً با آرامش فكري و طمانينه كار مي‌كنند. حالا اگر ساعت كاري‌شان زياد شد يك ساعت يا دو ساعت بيشتر بمانند- استاد ما گاهي تا ۱۲ شب هم مي‌ماند- اما سيستم‌شان بدو بدويي نيست.

دانشگاه اميركبير يكي از بهترين دانشگاه‌هاي ماست، مهم‌ترين تفاوت سخت‌افزاري يا نرم‌افزاري دانشگاه محل تحصيل تو با آن دانشگاه ژاپني چه بود؟
اگر از تفاوت امكانات سخت‌افزاري بگذريم كه خب خيلي تفاوت معناداري دارد...

يعني اينقدر تفاوت زياد است؟
بله، فضاي يك آزمايشگاه اين دانشگاه ژاپني در حد كل دانشكده ما بود و اينكه امكانات كاملاً در اختيار سه پژوهشگر قرار مي‌گرفت اما اينجا به خاطر محدوديت‌هايي كه ما داريم امكانات تمام وقت در اختيار دانشجويان قرار نمي‌گيرد. تفاوت محسوس ديگر در حوزه برنامه‌ريزي و رفتاري اين بود كه دانشجو با استاد جلو مي‌آيند و اين تفاوت معناداري بود. زماني كه استاد براي دانشجو اختصاص مي‌دهد عموماً بيشتر از زمان‌هايي بود كه دانشجو در آزمايشگاه حضور دارد، يعني استاد نفر اول بود كه مي‌آمد و نفر آخر بود كه مي‌رفت. من در اين شش ماه يكي دو بار ديدم كه استاد زودتر از ما از دانشگاه بيرون رفت.
يعني استاد هميشه در دسترس دانشجو بود اما اين اتفاق در دانشگاه‌هاي ما نمي‌افتد.
بله، ما در ايران شكاف قابل توجهي در اين حوزه داريم و اساتيد با دانشجو جلو نمي‌آيند. اصلاً اساتيد خيلي جدي پروژه‌ها را پيگيري نمي‌كنند، پروژه‌اي تعريف مي‌شود كه دانشجو به تنهايي دنبال مي‌كند اما آنجا استاد واقعاً پيگير است و كاملاً رصد مي‌كند كه دانشجو كجا مي‌رود، كجا را به بيراهه مي‌رود، كجا نياز به خط‌دهي است.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها