کد خبر: 514564
تاریخ انتشار: ۱۱ اسفند ۱۳۹۱ - ۱۱:۳۶
گفت‌وگو با تنها زن مهندس معدن كشور كه همپا با كارگران در معدن زغال‌سنگ سراپرده كرمان فعاليت مي‌كند
زينب شكوهي طرقي
موفقيت به پشتوانه ارادهدقت كرديد گاهي اوقات عالم و آدم دست به دست هم مي‌دهند و سدي مي‌شوند براي اينكه شما غذايي نخوريد، لباسي نخريد، جايي نرويد يا حتي در رشته‌اي درس نخوانيد يا براي كار به محلي نرويد؟!
اما اين سد محكم كه ممكن است در زندگي هر كدام از ما روزي در مقابلمان قد علم كند و يك تنه بگويد «نه» وقتي محكم‌تر و قوي‌تر مي‌شود كه در خانواده‌هاي ما شكل بگيرد. وقتي كه مادري از روي نگراني و پدري از روي دلسوزي كه حق آنهاست مي‌گويند كه در اين رشته درس نخوان يا اگر خواندي حداقل در آنجا كار نكن رفته‌رفته سدي ذهني مي‌شوند براي كساني كه از اعتماد به نفس يا علاقه كافي برخوردار نيستند. گاهي حتي اين نگراني‌ها به‌اندازه يك آجر هم نيست چه رسد به سد! اما همين نگراني يك آجري باعث مي‌شود جوان يك خانواده در پشت اين مانع سكندري بخورد و كله پا شود يا اينكه گير كند تا مدت‌ها در پشت همان يك آجر درجا بزند! اما در اين گير و دار «نه، نخر، نپوش، نخور، نرو، نخوان و...» اگر يكي پيدا شود بدون آنكه كوچك‌ترين بي‌احترامي كند يك تنه بايستد و بگويد: «بگذاريد امتحان كنم، من مطمئنم كه مي‌شود» مي‌شود يك الگو، يك نمونه بارز و يك سرمشق ويژه براي همه كساني كه تا آن روز جرأت قدم گذاشتن در اين مسير را نداشته‌اند. مهناز ميرزايي از جمله دخترهايي بود كه با احترام و راضي كردن پدر و مادرش نه تنها در رشته معدن گرايش استخراج تحصيل كرد بلكه پنج سال قبل هم در معدن زغال‌سنگ سراپرده مشغول به كار شد.

مهناز ميرزايي امروز با داشتن ۳۲ سال سن نه تنها رئيس معدن زغال‌‌سنگ سراپرده است بلكه همچنان افتخار عنوان «تنها زن مهندس معدن زغال‌سنگ كشور» را از آن خود كرده است. مهناز ميرزايي با وجود داشتن كودك يك سال و دو ماهه و فاصله طولاني بيش از ۵۰ كيلومتر كه معدن سراپرده تا زرند كرمان دارد امروز مصمم‌تر از پنج سال قبل به كار خود ادامه مي‌دهد طوري كه همسرش هم به يكي از اصلي‌ترين مشوقان او در اين عرصه تبديل شده است. همه اينها بهترين انگيزه شد براي اينكه با او در مورد تجربيات و دلايل علاقه ‌زيادش به كار در معدن به گفت‌وگو بنشينيم.

بي‌تعارف بپرسم، خيلي‌ها قبول ندارند خانمي در رشته معدن درس بخواند حتي در بعضي مواقع كساني هستند كه اگر با تحصيل در اين رشته مخالف نباشند مطمئناً با كار در معدن مخالف هستند. چرا اين رشته را انتخاب كرديد؟
من از زماني كه به ياد دارم علاقه به معدن در وجودم بوده است. از دوراني كه تقريباً هر كودكي فكر يك شغل و تحصيل در رشته‌اي را در ذهن خود پرورش مي‌دهد و در عالم كودكي با اين رؤياي بزرگسالي‌اش زندگي مي‌كند من تصورم از درس و كار در آينده فقط معدن بود. اين را هم بگويم كه در پشت اين انتخاب هيچ جبري وجود نداشت. من اول كارداني معدن قبول شدم، پس از آن در كارشناسي ناپيوسته رشته معدن استخراج را انتخاب كردم در كنار اين موضوع فضاي اطرافم جدا از خانواده‌ام پر بود از آدم‌هايي كه مدام مي‌گفتند كار معدن كار بسيار سختي است، اين كار براي يك زن خوب نيست و حرف‌هايي از اين نمونه. يعني من زمان و زمينه كافي براي پشيمان شدن يا تغيير انتخابم داشتم اما تصميمم براي تحصيل و كار در اين زمينه كاملاً جدي بود.

چطور در مقابل اين همه مخالفت و جبهه‌گيري ايستاديد؟ اين همه جديت ناشي از كجا بود؟
بخشي از علاقه من به محيط اطرافم برمي‌گردد. شهرستان زرند پر است از معادن زغال‌سنگ و طبيعي است كه بخش مهمي از مردم اين منطقه در معادن مشغول به كار باشند البته من تا دوران دانشجويي هيچ وقت محيط معدن را از نزديك نديده بودم. شايد بخش مهمي از اين جديت ناشي از مردانه بودن اين كار است، من كلاً به كارهاي سخت و مسئوليت‌هاي مردانه بيشتر علاقه دارم.

بعد از قبول شدن ذهنيتتان در مورد معدن و فضاي كار آن تغيير نكرد؟
اگر بخواهم صادق باشم اولين بازديد من از معدن زغال‌سنگ، كمي شگفت‌زده‌ام كرد. ما معادن روباز و روبسته يا زيرزميني داريم معادن زغال‌سنگ هم از اين نظر كه معادن زيرزميني است كار در آن بسيار سخت و خطرناك است شايد به همين دليل است كه اين معادن سخت‌ترين نوع معادن نام گرفته‌اند. كار در اين معادن آنقدر سخت است كه مردها هم از عهده انجام آن برنمي‌آيند چه رسد به حضور يك خانم. من كاملاً اين سختي را احساس مي‌كردم اما در كنار سختي علاقه‌اي داشتم كه اجازه نمي‌داد انرژي منفي سختي‌ها در من غالب شود و نهايتاً از كار كناره بگيرم، نه به هيچ وجه!
چند نفر از هم دوره‌اي‌هاي زمان دانشگاهتان خانم بودند؟ آنها هم وارد كار اجرايي معدن شدند؟
خوب به يادم مانده كه از ميان ۲۶ نفر دانشجوي همان ترم شش نفر خانم بودند. خبر درستي از اينكه كجا مشغول به كار شدند ندارم اما مي‌دانم يكي، دونفر از خانم‌ها در ادارات و كارهاي دفتري مربوط به معدن مشغول به كار شدند.

خانواده‌تان چه عكس‌العملي در مقابل قبول شدن شما در اين رشته و تصميم جدي‌تان براي كار در معدن داشتند؟
مادرم تنها كسي بود كه به شدت مخالفت مي‌كرد، البته به او حق مي‌دهم، خيلي نگران سلامتي‌ام بود. مادرم آن روزهاي اول، هم به خاطر جاده خطرناكي كه من تا معدن بايد طي مي‌كردم و هم به خاطر كار در معدن زغال‌سنگ كه از شرايط خطرناك آن باخبر بود خيلي بر نرفتن من پافشاري مي‌كرد اما بعد از گذشت اين چند سال از نگراني‌ها او هم در اين زميه كم شده است. پدرم برخلاف مادرم اگرچه نگران بود و استرس داشت از اين اتفاق اما به قول خودمان به روي خودش نمي‌آورد و هميشه نقش يك مشوق پررنگ را در حضور من در معدن بازي مي‌كرد ولي متأسفانه ديگر چند سالي است كه از بودن و محبتشان در كنارم خبري نيست و از جمع ما رفته است. ولي مهم‌ترين نكته حتي در مورد نگراني‌هاي خانواده‌ام اين بود كه بيان و ابراز اين نگراني‌ها هيچوقت تا اين اندازه پيش نرفت كه مانع و سنگي شود پيش پاي من.

من هم فكر مي‌كنم شما خيلي راحت مي‌توانستيد در رشته‌اي كه به آن علاقه داريد تحصيل كنيد، با حضور دوره‌اي در معدن به بخشي از نياز جست‌وجو و هيجان خود پاسخ دهيد، پس از فارغ‌التحصيلي هم مثل دوستانتان در اداره‌اي مشغول به كار شويد چه چيز باعث شده كه اين همه براي كار در معدن ايستادگي كنيد؟
من چون از اول بر اساس علاقه رشته‌ام را انتخاب كردم دوست داشتم كه بعد از فارغ‌التحصيلي حتماً در معدن مشغول به كار شوم. از آن روزها و حتي امروز هم پيشنهادهاي زيادي براي انجام كار اداري در زمينه معدن داشته و دارم اما اصلاً نمي‌توانم اين نوع كارها را با حضور در معدن مقايسه كنم. خوب يادم هست كه با خودم هم قرار گذاشته بودم كه «بعد از ليسانس براي كار در معدن مي‌روم اگر آسان بود كه هيچ اما اگر سخت بود مي‌روم سراغ كار اداري» اما خداروشكر هيچوقت سختي‌ها تا اين اندازه بزرگ نبود يا شايد هم من هيچوقت آنقدر بزرگ نديدمشان.

اولين روزي كه در معدن شروع به كار كرديد سمتتان چه بود؟ عكس‌العمل كارگرهايي كه همه مرد بودند و تا آن روز هيچ مدير زني نداشتند با شما چطور بود؟
كارگرهاي ما همه مرد هستند. من اول با سمت مسئول فني براي كار وارد معدن شدم اما بعد از شش ماه چون از كارم رضايت داشتند به عنوان رئيس معدن انتخاب شدم. اولين روزها كارگرها خيلي از حضور يك خانم به عنوان مسئول يا مدير تعجب كرده بودند اما براي بعضي از آنها قابل قبول نبود كه به حرف يك خانم عمل كنند. براي همين هم بود كه بسياري وقت‌ها به حرفم عمل نمي‌كردند. روزهاي اول كار هميشه فرد ضعيف است و علاوه بر اين فضا طوري رقم مي‌خورد كه نمي‌تواني به عنوان يك نيروي تازه كار خيلي امر و نهي كني و نياز است كه زماني بگذرد تا به قول خودمان «حرفت خريدار پيدا كند» من هم مدتي چاره‌اي جز صبوري كردن نداشتم و گفتن ايرادها به كارفرما نداشتم اما بعد از چندماه همه كارگرها فهميدند كه بايد حضور من را به عنوان يك مسئول فني بپذيرند و به حرفم عمل كنند.

خودتان فكر مي‌كنيد چرا نمي‌توانستند باور كنند كه بايد حرفتان را اجرا كنند؟
اين برخوردها و اتفاق‌ها صددرصد به خاطر جنسيتم بود. مطمئناً كارگرهاي معدن در محيطي كار و زندگي مي‌كنند كه سطح آگاهي و فرهنگي‌شان نسبت به محيط دانشگاه و شهر متفاوت است. كارگرهايي كه حضور خانم‌ها را در اطرافشان صرفاً براي انجام كارهاي خانه مي‌ديدند نمي‌توانستند قبول كنند كه مديرشان يك خانم است و بايد به حرف او عمل كنند در حالي كه يك مهندس معدن جوان مرد هيچوقت با چنين مشكلاتي روبه‌رو نخواهد شد.

روزهاي اولي كه به عنوان مسئول فني در معدن حضور داشتيد چه مسئوليتي بر عهده داشتيد؟
آن روزها بيشتر تلاش مي‌كردم با محيط و تجربه‌هاي خاص آشنا شوم. هر روز به كارگاه استخراج و تأسيسات صنعتي مي‌رفتم و سعي مي‌كردم تا جايي كه امكان دارد با تمام شرايط كاري معدن آشنا شوم چون بعضي از تجربيات را حتي با گذراندن تحصيلات دكتري هم در دانشگاه نمي‌توانيم ياد بگيريم و تنها راه آموختن كارها حضور در معدن و كارگاه استخراج است.

در اين چند سال روزهايي برايتان پيش آمده كه از شدت فشار كار، شرايط سخت، خستگي و حرف‌ها و حديث‌ها ببريد يا تصميم بگيريد ديگر به معدن نرويد؟
نه، به هيچ وجه. البته پيش آمد كه از بعضي اتفاق‌ها يا برخوردها به شدت ناراحت و دلخور شدم اما آنقدر اين علاقه در وجود من پررنگ بود كه هيچوقت نشد به جايي برسم كه تصميم بگيرم ترك كار كنم يا ديگر به معدن نيايم، نه اصلاً تصورش هم ممكن است!

معدن در ديد من يك جاي نمور و تنگ با هوايي آلوده است. مگر اين محيط در ذهن شما چطور است كه تا اين اندازه به حضور و كار در آن علاقه داريد؟
در معدن... راستش من وقتي پايين و داخل معدن مي‌روم هيچ چيزي از اينهايي كه گفتيد نمي‌بينم آنجا فقط و فقط آرامش است. معدن براي من محيطي دور از همه هياهوي بالاي زمين است، آنجا فقط آرامش است. اين آرامش تا اندازه‌اي زياد و لازم است كه حتي كارگرهايي كه تا چند لحظه قبل ممكن بود در بالاي زمين جر و بحث كنند در معدن هيچ برخورد بدي باهم ندارند. راستش بعضي وقت‌ها فكر مي‌كنم اين ترس از نبود امنيت در معدن و از نگراني هر لحظه‌اي از دست دادن يكديگر باعث مي‌شود كه حتي براي ثانيه‌هاي كنار هم بودنمان هم ارزش قائل شويم. كلاً محيط در معدن و سطح زمين متفاوت است. كارگرها ياد گرفته‌اند كه اگر بحث‌هاي بالا را با خود به داخل معدن ببرند اتفاق‌هاي جبران ناپذيري برايشان رخ مي‌دهد براي همين است كه ياد مي‌گيرند در درجه اول بايد همدل و متحد كار كنند تا بتوانند زنده بمانند و كار كنند همه اين اتفاق‌هاست كه در كنار سختي‌هاي كار معدن به آن زيبايي خاصي مي‌دهد.

شما شرايط كاري و حقوق كارگرهاي معدن را در كشور ما در مقابل ساير كشورها چطور مي‌بينيد؟
متأسفانه در معادني كه امروز در كشور داريم كارگرها بايد تا ۳۰ سال كار كنند تا بتوانند روزي بازنشسته شوند در حالي كه پيش از اين با ۱۵ سال كار و ضريب دو عملكرد مي‌توانستند بازنشسته شوند. شرايط كار در معدن آنقدر سخت است كه من بعيد مي‌دانم كارگري بتواند در اين شرايط كاري تا ۳۰ سال زنده بماند چه رسد به اينكه بتواند بازنشسته شود. شرايط دستمزد و حقوق كارگرهاي معدن هم كه حتي در مقايسه با بسياري از مشاغل پيش پاافتاده هم كمتر است و حتي پشتوانه‌اي براي بعد از مرگشان ندارند. فكر مي‌كنم كارگرهاي معدن تنها قشري در جامعه هستند كه هر روز كار خود را با كمي ترس از نبودن لحظه‌اي بعد در معدن آغاز مي‌كنند. در كشور ما مشاغلي حتي اداري وجود دارد كه كارمند با انجام چند ساعت كار اداري بهترين حقوق را مي‌گيرد اما كارگرهاي معدن علاوه بر كار سخت و سنگيني كه دارند مجبورند شرايط محيطي مضرري را هم تحمل كنند ولي عوايد چنداني نصيبشان نمي‌شود. آنقدر كار در معدن به ويژه معدن زغال سنگ سخت است كه بيشتر كارگرهاي اين نوع معادن به مشكلات ريوي و تنفسي دچار مي‌شوند.

همسرتان چه كاره هستند؟ اولين روزي كه به خواستگاري‌تان آمد از شغل شما باخبر بود؟ مشكلي با اين مسئله نداشت؟
همسرم كارمند نيروي انتظامي است و از آنجايي كه در محيط اطراف معدن سراپرده زندگي مي‌كند با شرايط كار در معدن و كارگرهاي معدن آشنايي داشت و با علم به شغل و شرايط كاري من به خواستگاري‌ام آمد. تا امروز كه مشكلي نداشته‌ و مخالفتي نكرده‌ است. حتي اين روزها با حضور فرزند يك‌سال و دو ماهه‌ام هم شرايط من را بيشتر درك مي‌كند حتي در بعضي مواقع نقش حامي و روحيه‌دهنده به من را هم در زندگي‌ام بازي مي‌كند. دو حالت بيشتر ندارد يا همسرم با اين كار كنار آمده يا كنار نيامده اما به رويم نمي‌آورد [خنده] به هر حال مخالفت نمي‌كند.

فكر مي‌كنيد وقتي فرزندتان بزرگ شد از اينكه در مدرسه و جمع دوستانش بگويد مادرش در معدن كار مي‌كند چه احساسي خواهد داشت؟
من اگر خودم جاي او بودم احساس غرور مي‌كردم كه مادري دارم كه در معدن كار مي‌كند. من فكر مي‌كنم كار كردن مادر در شغلي سخت كه كمتر زني حاضر به انجام دادن آن است باعث افتخار است.

در كنار كار درس هم مي‌خوانيد؟ كار تحقيقي و پژوهشي چطور؟
تا امسال كه اينطور نبوده اما امسال تصميم دارم براي كارشناسي ارشد در زمينه معدن درس بخوانم.

وضع مالي‌تان هم كه خوب است؟ تنها مهندس معدن زغال‌سنگ كشور هر ماه ۲ ميليون تومان حقوق را مي‌گيرد، درست است؟

نه، افزايش حقوق ما بستگي به برداشت زغال‌سنگ از معدن دارد اما پايه حقوق من كمي بيشتر از يك ميليون تومان است.

هنوز هم تنها زني كه در معادن مشغول به كار است شما هستيد؟
در اين مدت يك خانم ديگر در معدن زغال‌سنگ مشغول به كار شده است اما او كار اجرايي انجام نمي‌دهد و فقط مسئول شيفت كارگرهاست. البته زنان ديگري هم در منطقه ما در اين رشته فارغ‌التحصيل شدند اما همه آنها وارد كارهاي اداري و دفتري شدند. شايد هم چند نفري در معدن سنگ‌آهن و نظاير آن كه معادن روبازي هستند مشغول به كار شده‌اند اما مهم اين است كه در معدن زغال‌سنگ هنوز خانم ديگري مشغول به كار اجرايي نشده است.

زيباترين اتفاق اين چند سال برايتان چه بود؟
كار در شغل ما براي يك آقا خيلي سخت است چه رسد به خانم. يادم هست كه همين پنج سال پيش آقايي پيشم آمد و مي‌گفت كه از صبح كه براي كار آمده بوده آنقدر كار معدن برايش سخت بوده كه به مسئول معدن گفته من مي‌روم ديگر هم نمي‌آيم اما مسئول در جوابش مي‌گويد بمان خود خانم ميرزايي مي‌آيد به او بگو. اين كارگر با تعجب مي‌پرسد: مگر مسئولتان خانم است؟ كارگر ما هم مي‌گويد: بله. دوباره او مي‌پرسد: هر روز هم به معدن مي‌آيد؟ كارگر معدن ما در جوابش مي‌گويد: بله او هر روز به معدن مي‌آيد و به تونل هم مي‌رود. اين آقا آن روز پيش من آمد و گفت: امروز آنقدر كار در اينجا برايم سخت بود كه لحظه‌اي تصميم گرفتم كار را رها كنم و بروم ديگر هم پشت سرم را نگاه نكنم اما وقتي اين حرف‌ها را از زبان كارگرتان شنيدم نه تنها از ترك كار خجالت كشيدم بلكه مصمم‌تر هم شدم. به من برخورد كه شما چطور به عنوان يك خانم مانده‌ايد پس من هم بايد بمانم.

تا چه زماني مي‌خواهيد به كار و حضورتان در معدن ادامه دهيد؟
نمي‌دانم. راستش به اين سؤال فكر نكرده‌ام.

من شنيده بودم كه صبح اول كار در معدن به هر كارگر يك چراغ مي‌دهند و در پايان ساعت كاري چراغ‌ها را پس مي‌گيرند و اگر چراغي كم باشد يعني اينكه كارگري در جايي گير افتاده يا فوت شده است، اين رويه همچنان وجود دارد؟
نه در معدن ما چراغ‌ها تحويل خود كارگرهاست و نيازي به تحويل دادن و گرفتن ندارد البته اين چراغ‌ها چيني است كه خدا آخر و عاقبتش را ختم به خير كند.ولي رويه در معدن اينطور است كه هر روز صبح كارگرها را حضور و غياب مي‌كنيم و بعد از كار هم مجدداً حضور و غياب مي‌شوند.

چند سالي است كه پذيرش دانشجو در بسياري از رشته‌ها مانند مامايي، معماري، عمران و نظاير آن بر اساس جنسيت تعريف شده است. پذيرش دانشجو در رشته معدن همبر اساس جنسيت است؟
تا سال گذشته كه مي‌دانم چنين خبري نبود و تنها علاقه شرط انتخاب و پذيرش دانشجو بود اما گويا بعضي از دوستان مي‌گفتند كه ديگر خانم‌ها نمي‌توانند اين رشته را براي تحصيل در دانشگاه انتخاب كنند ولي هنوز هم مطمئن نيستم كه اين خبر صحت دارد يا نه. ولي به عقيده من هيچ دليل منطقي براي اين تصميم وجود ندارد. چه بسا ما رشته‌هايي را داريم كه مردها در اين رشته‌ها موفق‌تر از خانم‌ها عمل كرده‌اند ولي به دليل ظرافت يا بعضي دلايل ديگر پذيرش آقايان را در اين رشته‌ها قطع كرده‌اند يا بالعكس ما رشته‌هاي دانشگاهي را داريم كه چون هيجان و مسئوليت‌پذيري بالايي مي‌طلبد خانم‌ها در اين رشته‌ها موفق‌تر از آقايان عمل كرده‌اند. به همين دليل است كه مي‌گويم دليلي براي اين كار وجود ندارد ممكن است خانمي كه از انتخاب رشته‌اي منع شده بسيار بهتر از يك مرد از انجام كارهاي مربوط به آن كار برآيد اگرچه قبول دارم كه كارهاي مربوط به بعضي از همين رشته‌ها بسيار سخت است و قدرت بدني بالايي نياز دارد اما شرايط روحي و عاطفي زن‌ها باعث موفقيت آنها خواهد شد.براي مثال در همين رشته معدن، حضور و كار در كارگاه استخراج براي يك خانم بسيار سخت است اما چطور من با علاقه‌اي كه داشتم از عهده اين كار برآمدم؟ پس بقيه هم مي‌توانند. تنها شرايط بد محيطي معدن ممكن است كمي مشكل بيافريند. ملاك بايد تنها علاقه و توانايي‌هاي يك فرد باشد.

در اين سال‌ها برايتان پيش آمده حضور و غيابي بكنيد و كارگري در جمع نباشد؟
قانون كار در معدن اين است كه هيچ كارگري حق ندارد در محلي تنها كار كند چون اگر تنها باشند كسي نيست كه از حادثه خبر بدهد يا بتواند به عنوان نزديك‌ترين فرد به حادثه‌ديده كمك كند، با اين وجود ما در سال ۸۶ و سال ۸۷ دو حادثه فوتي در معدنمان داشتيم. حس و حال آن روز را هيچ وقت فراموش نمي‌كنم، نه فقط من بلكه حال و هواي كل معدن با چنين اتفاق‌هايي كلاً از اين رو به آن رو مي‌شود و همه يك جورهايي در خودشان فرو مي‌روند. آنقدر احساس بد اين اتفاق‌ها سنگين است كه تا مدت‌ها بعد در وجودمان پنهان مي‌ماند. كار در معادن زغال‌سنگ بدون حادثه امكان ندارد اما من هميشه دعا مي‌كنم كه حادثه‌هاي فوتي و اينچنيني نداشته باشيم چون قبل از همه كارگرها خود من به هم مي‌ريزم و تا مدت‌ها اين غم را بايد در درون خودم تحمل كنم.

از اين خانواده‌ها حمايتي مي‌شود؟
بله، خوشبختانه مديرها و رؤساي معادن نسبت به پرداخت ديه به چنين خانواده‌هايي بسيار حساس و دقيق هستند و سازمان تأمين اجتماعي هم در پرداخت حقوق اين كارگرها نهايت همكاري را انجام مي‌دهد.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها