توافقات نشست گروه ۱+۵ با تيم مذاكره كننده ايراني اگرچه با انتظارات منطقي ايران در شناخت حقوق هستهاي مبتني بر قواعد پذيرفته شده بينالمللي و به ويژه NPT فاصله معناداري دارد، به گونهاي كه نتايج آن از سوي آقاي جليلي در قالب عباراتي نظير «گروه ۱+۵ كوشيده است ديدگاههاي خود را به مواضع ايران نزديكتر كرده و ما اين نكته را مثبت تلقي ميكنيم» تحليل شد، اما سياست مطرح شده در آستانه كنفرانس و بعد از آن، نشاندهنده اين است كه يك بار ديگر ايستادگي ايران بر مباني و اصول ارزشي، غرب را وادار به تمكين كرد تا براي حل اين معضل ديدگاههاي خود را به جمهوري اسلامي ايران نزديك كند. طي يك سال گذشته و پس از طرح پيشنهادهاي ايران در اجلاس مسكو كشورهاي محور غربي گروه ۱+۵ مبتني بر يك برآورد اشتباه از فضاي سياسي ايران كوشيده بودند فضاي رواني جامعه ايران را به نتايج اين اجلاسها پيوند دهند و با اعلام رسمي تشديد تحريمهاي اقتصادي به ويژه در آستانه سالگرد پيروزي انقلاب اسلامي و انتخاب روز ۱۸ بهمن به عنوان روز تشديد تحريمها، بتوانند حداكثر بهرهبرداري را از اين تحريمها و مذاكرات براي كاهش باور و اعتماد مردم به نظام داشته باشند و به زعم خود عرصه حماسه ۲۲ بهمن را از وجود مردم خالي كنند كه البته نتيجه آن برعكس برآوردهاي آنها به نفع انقلاب اسلامي بود. فارغ از پيامدهاي اين مذاكرات و نتايج متصور بر آن، روند تحولات نشانگر تغييري معنادار در موازنه طرفين مذاكره و عدول محور غربي از مواضع سختگيرانه گذشته است.
۱- فرمايشات مقام معظم رهبري در زمينه موضوع مذاكرات ايران و امريكا و تبيين شروط و مواضع ايران در اين عرصه اگر چه معطوف به درخواست التماسگونه امريكاييها براي آغاز مذاكرات مستقيم بود،اما با بيان منطق صريح ايران در اينگونه مذاكرات و تأكيد بر ضرورت حقوق حقه مردم ايران، محور غربي را از نتيجهبخشي استراتژي فشار و تسليم نااميد كردند.
به گزارش خبرگزاريها گروه ۱+۵ در مذاكرات اخير به سنديت بينالمللي فتواي رهبر معظم انقلاب در زمينه حرمت ساخت و به كارگيري سلاح هستهاي در استراتژي دفاعي ايران اسلامي تمكين كرد. اين استناد ميتواند زمينه اصلي بهانهجوييهاي غرب در مورد راهبرد فشار و تحريم را خنثي كند، بهانهاي كه تاكنون بر هيچگونه نشانه و سندي متكي نبوده است.
۳- روند مباحث گذشته و اتهام زني محور غربي در زمينه فعاليتهاي هستهاي ايران، گروه ۱+۵ را عملاً به دو طيف چين و روسيه و محور غربي تقسيم كرده بود. انتقادات مطرح شده از سوي چين و روسيه نسبت به عملكرد محور غربي، عملاً اين گروه را به سمت فروپاشي ميبرد. تمكين محور غربي بر پيشنهاد مشترك ايران و روسيه در اين مذاكرات سندي بر اين مدعاست.
۴- اختلاف نظر ميان كشورهاي محور غربي و به ويژه امريكا و اروپا در سه ماجراي تحريم و عدم تمكين اروپا به استراتژي تحريم يكجانبه امريكاييها و ادامه همكاري اقتصادي با ايران سبب شده است كه در آخرين تصميم كنگره امريكا، سيستم بانك مركزي اروپا هدف گرفته شود. روزنامه فايننشال تايمز در اين زمينه مينويسد: كنگره امريكا در حال تنظيم قانون جديدي است كه سيستم بانك مركزي اروپا را به علت نقل و انتقالهاي بانكي فرامرزي مورد هدف قرار دهد. به گزارش اين روزنامه، لايحه مذكور بخشي از مجموعه اقداماتي است كه با هدف اعمال فشار بر بانك مركزي اروپا تنظيم شد تا اقدامات بيشتري براي جلوگيري از استفاده شركتها و بانكهاي ايراني از سيستم بانكي پرداختهاي تارگت دو (هدف دو) براي انجام معاملاتشان به يورو به عمل آورد. تشديد تحريمها در ماههاي اخير مخالفت جدي آلمانها و فرانسويها را نسبت به ادامه تشديد و حفظ تحريمها به دنبال داشته است.
۵- چشمانداز مبهم نتيجهبخشي استراتژي امريكا عليه ايران، رسانههاي غربي را به اذعان به شكست استراتژي امريكا عليه ايران واداشته است. فارين پاليسي در گزارشي در اين زمينه مينويسد: براي بيان يكي از ابتكارهاي عمل دولت اوباما كه در دوران تصدي او موفقيتي كسب نكرده و تاكنون به عنوان سياست نيز با شكست مواجه شده، هيچ مثالي بهتر از ايران نيست. هرچند اوباما همه كارها را به درستي انجام داده، ولي سياست او در مورد ايران در حال مواجهه با شكست است. هيچ يك از شواهد نشان نميدهد كه تحريمها ايران را به زانو درآورده يا آيتالله خامنهاي رهبر ايران را وادار به رها كردن برنامه هستهاي ايران كرده باشد.
۶- موضوع ايران را شايد بتوان يكي از نادرترين موضوعات بينالمللي دانست كه كاخ سفيد را به مخالفت با كنگره برانگيخته و اختلافات دروني اين دو حوزه قدرت را آشكار كرده است. نكتهاي كه كريستين ساينس مانيتور هفته گذشته با اين ويژگي كه «دولت اوباما بين ايران و كنگره گرفتار شده است» منتشر كرده و در ادامه راهكارهايي را به اوباما پيشنهاد داده است كه بتواند قوانين مصوب كنگره عليه ايران را دور زده و روزنهاي براي موفقيت سياستهاي خاورميانهاي خود بيابد.
۷- نقش ايران در تحولات منطقهاي و معطوف شدن حل گرههاي موجود در سياستهاي خاورميانهاي غرب به حوزه نفوذ ايران، از علل ديگري است كه غرب را به تجديدنظر در نوع سياستهاي خود عليه ايران واداشته است. در اين زمينه اگر نفوذ ايران در نيمكره غربي و تصويب قانوني در كنگره براي رصد و مهار اين نفوذ نيز مورد نظر قرار گيرد به طور طبيعي ميتوان حق را به امريكاييها داد كه چارهاي ندارند تا با عدول از مواضع خود واقعيت اقتدار و عزت ايران اسلامي را بپذيرند و اين همان گلوگاهي است كه مقام معظم رهبري به «پيچ تاريخي» از آن ياد كردهاند.