كشتي فرنگي ايران كه به واسطه زحمات و تلاشهاي شبانه روزي دلسوزان آن به اوج قله افتخار رسيده بود با شيطنتهاي خاص اين جريان كه حتي شاخههاي آن در فدراسيون كشتي نيز ديده ميشد كاملاً به حاشيه رفت، سناريو نويسان اين جريان ابتدا محمد بنا سرمربي موفق تيمملي را از جمع ساكنان خانه كشتي جدا كردند و با اين حركت بزرگترين و مهلكترين ضربه ممكن را به پيكر تيم قهرمان جهان و المپيك زدند.
طبيعي بود كه با جدايي بنا، شيرازه تيمملي از هم گسيخته ميشد اما جريان مذكور به اين بسنده نكرد و كار به ستارههاي تيمملي كشيده شد تا يكي، يكي فرياد اعتراض سر دهند و به دلايلي نامعلوم از تركيب و تمرينات جدا شوند، قاسم رضايي، اميد نوروزي و حميد سوريان و برخي ديگر از جمله كساني بودند كه كشتي فرنگي را تنها گذاشتند، بعد از اينكه چندي از مربيان هم به بهانه عدم تأمين مالي راهي كشورهاي ديگر شدند تقريباً پازل سرنگوني كشتي فرنگي كامل شد.
به اين ترتيب جزيني ماند و عدهاي جوان در مقابل انتظارات بيش از حد تصوري كه از كشتي فرنگي وجود داشت و مسابقات جهاني پيشرو. جزيني و شاگردانش مردانه جنگيدند و در شرايطي كه جريان مشكوك با برنامهريزي خاص خود سعي داشت وانمود كند كه كشتي فرنگي شكست سختي ميخورد و حتي از گروه خود بالا نميآيد، تيمملي با غلبه بر تمامي رقبا و حتي آنها كه به بهانه اندكي دريافتي بيشتر راهي تيمهاي حريف شده بودند گام به ديدار پاياني گذاشت تا دشمنان كشتي فرنگي و آنها كه نميتوانستند موفقيت اين رشته را شاهد باشند تمام رشتههاي خود را پنبه ببينند.
خب، سرمربي جوان تيمملي و شاگردان جوانش در اولين تجربه بينالمللي خود بازي فينال را به روسيه قدرتمند و ابراز كردند و نايب قهرمان جهان شدند و اين نايب قهرماني دوباره بهانه را دست مغرضان و غرض ورزان داد كه با فرياد وا اسفا و شلوغ كردن فضا طوري شرايط را جلوه دهند كه كشتي فرنگي شكست خورده و ديگر نميتوان به آينده آن اميدوار بود.
كسب مقام نايب قهرماني پس از سه دوره قهرماني جهان در ابتدا به صورت ناخودآگاه اين دغدغه را ذهن علاقهمندان به وجود ميآورد كه كشتي فرنگي گام به عقب برداشته اما با كمي دقت ميتوان به اين نتيجه رسيد كه كشتي فرنگي ايران نباخته. درست است كه يك جام قهرماني را با نايب قهرماني عوض كرديم، اما جزيني، تيمي را رو كرد كه ميتوان با سرمايهگذاري و برنامه مناسب دوباره و چند باره آن را بر قله افتخار كشتي فرنگي جهان ديد. ايران ميتوانست با بهرهگيري دوباره از ستارههاي المپيكي خود در جام جهاني تهران نيز مانند المپيك بالاتر از روسيه و بقيه رقبا قرار گيرد اما در آن صورت فرصت كار بيشتر و رو كردن ستارههاي جديد براي جزيني پيش نميآيد.
جرياني كه در ابتدا عنوان شد بلافاصله پس از به صدا در آمدن سوت آخرين كشتي رقابتهاي جهاني فرنگي تهران دوباره دست به كار شد و در همان سالن ۱۲ هزار نفري شنيده شد كه كادر فني تيمملي همگي استعفا دادهاند، خبري كه طي روزهاي بعد تكذيب شد و با جلسهاي كه در فدراسيون تشكيل شد كادر فني ابقا شد.
حالا و پس از فروكش كردن تمام سر و صداها فدراسيون كشتي براي اينكه ثابت كند تفاوتي ميان كشتي آزاد و فرنگي قائل نيست بايد دو كار اساسي انجام دهد. بايد توجه داشت جرياني كه محمد بنا را از تيم ملي جدا كرد، ستارهها را كنار زد و امروز جزيني و تيم جوانش را ميكوبد بيكار نمينشيند به خصوص اينكه حالا كادر فني جوان و موفق تيمملي ابقا شدهاند، فدراسيون كشتي بايد انتظارات به حق سرمربي تيمملي و كشتيگيران را برآورده كند و بعد از آن با حمايت كامل و قاطع از آنها شرايط را براي برپايي اردوهاي آمادگي رقابتهاي آسيايي فراهم كند به اين ترتيب ميتوان انتظار داشت كه بزرگان جدا شده كشتي فرنگي نيز دوباره بازگردند و تيم ايران باز هم به همان تيم قدرتمند چند سال اخير تبديل شود.
جام جهاني تهران براي كشتي فرنگي شكست نبود، يك پيروزي بزرگ بود، چرا كه ديديم حتي با كمبود امكانات و شيطنتهاي فراوان جوانان كشتي فرنگي ايران چه در كسوت مربيگري و چه در كسوت كشتيگير اين پتانسيل را دارند كه در بالاترين ردههاي جهاني قرار گيرند.