اين در حالي است كه اين مصوبه از چندين وجه قابل بررسي است و انتقادات گوناگوني بر آن وارد است.
۱- يكي از مهمترين آسيبهاي خانوادههاي تك والدي، چالشهايي است كه نوك پيكان آن عواطف و شخصيت فرزندان آنان را هدف ميگيرد. اين در حالي است كه مراحل مختلف رشد و پرورش و تكوين شخصيت و هويت كودك، نيازمند حضور هر دو والد يعني پدر و مادر است. بزرگ شدن كودك به سرپرستي دختران مجرد بالاي ۳۰ سال نيز چيزي شبيه به بزرگ شدن وي در خانوادههاي تك والدي است. هر چند اين مصوبه، مادري دختران مجرد را فقط براي دختر بچهها مجاز ميداند و نميتوان انكار كرد كه مادر نقش مهم و مؤثري در شكلگيري خمير مايه شخصيتي دختران دارد اما نقش پدر نيز در تحولات روحي دختران انكارناپذير است تا جايي كه در بسياري از خانوادهها، فرزندان دختر با پدر ارتباط عاطفي مستحكمتري دارند تا با مادر. بنابراين اهداي حضانت دختر بچهها به دختران مجرد، فرصت لمس ارتباط با پدر را از اين كودكان ميگيرد. هر چند شايد برخورداري از حضور يك نفر به عنوان سرپرست از بيسرپرستي بهتر باشد و همين نكته هم بتواند توجيهگر مهر تأييد مجلس و شوراي نگهبان بر اين مصوبه باشد.
۲- با عنايت به بالا رفتن سن ازدواج به نظر ميرسد تعيين سن ۳۰ سال براي پذيرش سرپرستي كودكان بيسرپرست سن مناسبي نيست چراكه دختران در اين سن و سال هنوز امكان ازدواج دارند و در صورت پذيرفتن سرپرستي يك كودك ميتوان گفت امكان ازدواج را تقريباً براي هميشه از دست ميدهند.
در صورتي هم كه شرايط ازدواج با يك فرزند خوانده براي آنان پيش بيايد، از آن رو كه خودشان احتمالاً توانايي مادر شدن را خواهند داشت ممكن است با چالشهاي گوناگوني در زندگي زناشويي و در ارتباط با همسرشان مواجه شوند. به بيان ديگر چقدر احتمال دارد كه يك آقا، يك خانم مجرد داراي فرزند خوانده را براي همسري انتخاب كند؟ و اگر خود اين خانم را انتخاب كند آيا فرزند خوانده وي را هم ميپذيرد؟
به هر رو، بهتر بود در اين لايحه سنين بالاتري جزو شرايط پذيرش فرزند قرار ميدادند به طور مثال ۴۰ سالگي. زيرا سن ۳۰ سالگي در شرايط كنوني جامعه مترادف با مجرد ماندن دختران نيست و بديهي است كه با اين مصوبه سازمان بهزيستي بايد خود را براي بازپس گرفتن برخي از اين كودكان آماده كند.
۳- از سوي ديگر در تصويب اين قانون شاهد تناقض رفتاري خود نمايندگان نيز هستيم چراكه همين نمايندگاني كه سن ۳۰ سالگي را شرط مادري دختران مجرد قرار داده و تصويب كردهاند چندي پيش لايحه جنجالي ممنوعيت خروج دوشيزگان زير ۴۰ سال از كشور بدون اذن ولي قهري را مصوب كردند. هر چند اين لايحه با تذكر رئيس مجلس در دست بررسي مجدد است، اما چگونه ميشود كه دختر ۴۰ سالهاي براي خروج از كشور بالغ محسوب نميشود و نيازمند اذن ولي قهري است اما دختر ۳۰ سالهاي براي پذيرش حضانت يك دختر بچه بالغ محسوب ميشود؟
۴- اگرچه ۳۰ سالگي سن پاييني نيست اما يك دختر مجرد اغلب تجربه پذيرش مسئوليت در قبال ديگران را ندارد در حالي كه ازدواج و زندگي مشترك مقدمهاي است كه پذيرش مسئوليت در قبال ديگران را به افراد ميآموزد. از همين رو است كه زنان و مردان متأهل در سنين پايين هم آمادگي پدر شدن و مادر شدن را دارند. افراد مجرد اما وقتي به يك باره بخواهند مسئوليت سرپرستي يك كودك را بپذيرند، طبيعتاً دچار چالشهاي متعددي خواهند شد.
۵- در پايان با عنايت به موارد ذكر شده به نظر ميرسد سازمان بهزيستي به كمك نمايندگان مجلس بيشتر سعي دارند هزينههاي مراكز نگهداري از كودكان بيسرپرست و بد سرپرست را كاهش دهند و گذاردن نام حمايت بر اين لايحه چندان با محتواي آن متناسب نيست.