کد خبر: 513489
تاریخ انتشار: ۰۶ اسفند ۱۳۹۱ - ۰۰:۴۵
به گزارش خبرنگار ما، مردادماه سال ۸۹ مأموران پليس از ماجراي درگيري خونيني در يكي از پارك‌هاي محل با خبر شدند و خودشان را به محل حادثه رساندند. بررسي‌هاي پليس نشان داد، دو پسر افغاني زخمي شده‌اند و پسر ديگري كه از دوستان آنها بود، به قتل رسيده است. ضارب هم پسري به نام سعيد بود كه ساعتي قبل از حادثه برادرش را در يك دعواي خونين از دست داده بود. مأموران سپس دست به تحقيقات بيشتر زدند تا اينكه هفت ماه بعد از حادثه سعيد را بازداشت كردند. سعيد اتهام خودش را قبول كرد و گفت: من در ماجراي درگيري دو پسر افغان را زخمي كردم و يك افغان را هم به قتل رساندم. آنها ساعتي قبل از حادثه برادرم را به قتل رسانده بودند و من به خوانخواهي برادرم مرتكب قتل شدم.
متهم چند بار ديگر هم مورد تحقيق قرار گرفت و پليس از شاهدان حادثه هم تحقيق كرد. سرانجام تحقيقات پرونده انجام شد و بعد از صادر شدن كيفرخواست براي رسيدگي به شعبه ۷۱ دادگاه كيفري استان تهران فرستاده شد.
روز گذشته بعد از اينكه قاضي عزيزمحمدي رسميت جلسه را اعلام كرد، نماينده دادستان تهران در جايگاه قرار گرفت و از كيفرخواست دفاع كرد. او گفت: متهم هنگام وقوع حادثه ۱۷ ساله بوده است. او متوجه مي‌شود برادرش بعد از يك دعوا زخمي و به بيمارستان منتقل شده است. متهم راهي بيمارستان مي‌شود اما در آنجا مي‌فهمد برادرش به علت شدت جراحت فوت شده است. او راهي خانه مي‌شود و چاقويي برمي‌دارد و براي خونخواهي برادر راهي پاركي مي‌شود كه در آنجا چند پسر افغاني برادرش را زخمي كرده‌اند. او در آنجا با سه پسر افغاني درگير مي‌شود و يك نفر از آنها را به قتل مي‌رساند و دو نفر را هم مجروح مي‌كند. نماينده دادستان تهران ادامه داد: سعيد در بازجويي‌ها به جرم خودش اقرار و صحنه جرم را هم بازسازي كرده است، بنابراين گناهكاري او محرز است و من نيز براي او درخواست صدور حكم قانوني دارم.
در ادامه پدر و مادر مقتول در جايگاه حاضر شدند و درخواست صدور حكم قصاص كردند. مادر مقتول گفت: رضايت نمي‌دهم، چون پسرم را بي‌‌گناه كشته‌ است. اين جوان تصور مي‌كند چون ما افغان هستيم حق كشتن ما را دارد و گفته ‌‌بود هرچقدر لازم باشد افغان مي‌كشم و ترسي از اين كار ندارم. پسرم با دوستانش در پارك بوده ‌است، چرا بايد او را مي‌كشت مگر مي‌شود يك نفر را به جرم افغان بودن كشت. مگر من مادر نيستم و براي پسرم زحمت نكشيدم. هر كاري لازم باشد براي قصاص قاتل پسرم مي‌كنم.
سپس والدين مقتول در جايگاه حاضر شدند و گفتند درخواست قصاص دارند. مادر مقتول گفت: من پسرم را دوست داشتم و حالا هم عزادار او هستم. سعيد حق نداشت بدون هيچ دليلي مرتكب قتل شود. اصلاً معلوم نيست چه كسي برادرش را به قتل رسانده است.
سپس قاضي عزيزمحمدي متهم را به جايگاه دعوت كرد. سعيد گفت: من صورت مقتول را به درستي به ياد ندارم. اگر او كسي باشد كه هدف ضربه چاقوي من قرار گرفته، اتهام خود را مي‌پذيرم. البته هنگام دعوا حدود ۴۰نفر در محل بودند و شايد شخص ديگري هم به مقتول ضربه زده باشد.
متهم در توضيح روز حادثه گفت: وقتي به خانه آمدم، به من گفتند برادرم را با چاقو زده‌اند و حالا در بيمارستان بستري است. من به سرعت خودم را به بيمارستان رساندم تا برادرم را ببينم اما وقتي رسيدم، گفتند برادرم فوت شده است. كسي به درستي نمي‌دانست كه چه كسي برادرم را زده است. فهميدم كه دو پسر افغان او را با چاقو در پارك زده‌اند. من هم چاقويي برداشتم و به نشاني كه داده بودند، رفتم. در پارك با سه پسر افغان روبه‌رو و با آنها درگير شدم. قصد داشتم تا آنها را گرفتار كنم و تحويل پليس دهم. اما آنها قصد فرار داشتند و من با چاقو آنها را زخمي كردم تا نتوانند فرار كنند. همان لحظه دوستانم از راه رسيدند. من قصد كشتن كسي را نداشتم.
قاضي به متهم گفت: شما در بازجويي‌ها اقرار كرده‌اي كه قصد انتقام از قاتل برادرت را داشته اي. روز حادثه هم با انگيزه قتل راهي پارك شده‌اي و به سه پسر جوان حمله كرده و آنها را با چاقو زده‌اي. متهم گفت: اگر ضربه‌اي كه به آنها زده‌ام كشنده باشد، قبول دارم اما من قصد گرفتار كردن آنها را داشتم. من با چاقو به سر آن ضربه زدم در حالي كه مقتول بر اثر برخورد ضربه چاقو به قلبش فوت شده است.
سپس دختري كه شاهد قتل برادر متهم بود، در جايگاه قرار گرفت. او گفت: نام برادر متهم كه روز حادثه از سوي پسر افغاني به قتل رسيد، حميد بود. من آن روز داشتم در پارك قدم مي‌زدم. حميد يك روز قبل از حادثه هم با پسران افغاني مشاجره كرده بود. آنها با هم درگير شدند و يكي از پسران افغاني چاقويي در شكم حميد فرو كرد و بعد هر دو فرار كردند. من هم پليس را با خبر كردم. چند ساعت بعد فهميدم كه برادر حميد به خونخواهي برادرش يك پسر افغاني را در همان پارك به قتل رسانده است. مأموران پليس از من خواستند آن افغان را شناسايي كنم. من هم همراه پليس رفتم و با توجه به زخمي كه كنار ابرويش بود، وي را شناسايي كردم. البته صورت او خون‌آلود بود اما فهميدم او همان كسي است كه مرتكب قتل حميد شده است.
هيئت قضات بعد از شنيدن آخرين دفاعيات متهم و وكيل او وارد شور شدند.

 

نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار