
احساس وظيفه و دعوت مردمي... اين دو واژهاي است كه اين روزها براي توجيه حضور كانديداها در انتخابات رياست جمهوري استفاده ميشود؛ انتخاباتي كه حدود چهار ماه تا برگزاري آن باقي مانده و ثبتنام رسمي براي آن نيز از روز ۱۷ ارديبهشت سال ۹۲ آغاز خواهد شد اما مرور هر روزه اخبار رسانههاي مختلف، افكار عمومي را با نامهايي آشنا ميكند كه همگي عزم حضور در انتخابات بر اساس، احساس وظيفه كردن يا دعوتهاي مردمي دارند. اين در حالي است كه اگر كمي واقعبينانه بخواهيم به نامهاي مطرح شده براي انتخابات نگاه كنيم، اين موضوع را درمييابيم كه اكثر كساني كه براي حضور در انتخابات احساس وظيفه كردهاند، به هيچ وجه نامشان در تراز رياست قوه مجريه نيست و دليلش چيزي نيست جز نداشتن سابقه مشخص يا درخشان در عرصه اجرايي كشور.
از شعار تا عمل در عين حال اين اعلام نامزديهاي زودهنگام برخي افراد و شعارهايي كه براي جلب نظر رسانهها به سمت يك كانديداي خاص نيز مطرح ميشود، هزينههايي را متوجه كشور كرده است. همين چندي پيش بود كه ادعاي فردي كه نام خود را به عنوان كانديدا مطرح كرده در خصوص بازگرداندن سرزمينهاي جدا شده از ايران، باعث اعتراض شديد كشورهاي همسايه جمهوري اسلامي شد.
علاوه بر اين ادعاهاي ديگري كه اين روزها در خصوص ديد و بازديدهاي انتخاباتي برخي افراد با مسئولان كشور و مراجع تقليد، از طريق وابستگان به ستادهاي اين افراد منتشر ميشود نيز باعث ايجاد برخي شبهات در خصوص حمايت مسئولان از كانديدايي خاص شده و عملاً آرامش رواني جامعه را برهم زده است. در عين حال اين كانديداها ميكوشند كه ديدارهاي خود با مسئولان را به عنوان جلب حمايت آنان از خود عنوان كنند، اين در حالي است كه مسئولان كشور و مراجع تقليد به طور معمول با درخواستهاي ديدار افراد مختلف موافقت ميكنند و طي يك روز بيش از دهها ديدار با طيفهاي مختلف دارند و اين ديدارها به هيچ وجه به معناي تأييد اين افراد نيست، بلكه صرف ارائه توصيه به آنان در خصوص نحوه عملكردشان است.
عوارض تكثر اما جداي از برهم زدن آرامش رواني جامعه به دليل ارائه شعارهاي بيپايه و اساس و غيرقابل عمل توسط كانديداهاي مختلف، آن هم پيش از ورود رسمي جامعه به فضاي انتخاباتي، وجود اين تكثر كانديدا براي انتخابات رياست جمهوري سال ۹۲ عوارضي نيز به دنبال دارد.
يكي از مهمترين عوارض تكثر كانديدا در انتخابات پيش رو، افزايش هزينههاي تحميلي به كشور در راستاي برگزاري انتخابات است. آن هم در شرايطي كه كشور يكي از سنگينترين و بيسابقهترين تحريمهاي اقتصادي را پشت سر ميگذارد، از اينرو تكثر كانديداها باعث شكسته شدن آراي عمومي و تقسيم آن ميان كانديداهاي مختلف و سرانجام به دور دوم كشيده شدن انتخابات ميشود كه همين هزينههاي برگزاري يك دور انتخابات ديگر، عاملي براي فشار به بودجه عمومي كشور ميشود.
از ديگر سو با توجه به تلاش دشمنان براي سوءاستفاده از فضاي باز انتخاباتي كشور، اين تكثر كانديدا باعث مشكلتر شدن كنترل فضاي امنيتي جامعه خواهد شد، بنابراين بايد عوارض امنيتي را نيز به مشكلات تكثر كانديدا اضافه كرد.
نياز به يك رئيسجمهور پرقدرت در عين حال وجود مشكلات داخلي و خارجي از جمله تهديدات نظامي، تحريمهاي اقتصادي، مشكلات اقتصادي داخلي و ديگر مسائلي كه اين روزها كشور گريبانگير آن است، نياز به وجود يك رئيسجمهور قدرتمند با يك پشتوانه مردمي بسيار قوي را بيش از پيش نمايان ميكند چراكه اين پشتوانه قوي آرا باعث افزايش قدرت چانهزني رئيسجمهور در مجامع بينالمللي و داخلي ميشود، بنابراين وجود اين تعداد كانديدا آن هم در بدنه جريان اصولگرايي ميتواند آفتي براي روي كار آمدن يك رئيسجمهور قوي باشد.
دلسوز كشور باشيد آن چيز كه در اين ميان مايه خوشحالي بخشي از جريان اصولگرايي را فراهم آورده است، شكلگيري ائتلافي در داخل اصولگرايان با نام ۱+۲ است كه ميكوشد نظر اصولگرايان را به سمت يك كانديداي واحد جلب كند؛ ائتلافي كه به گفته گردانندگان آن درهايش به روي تمامي كساني كه قصد خدمت به جامعه را دارند، باز است؛ ائتلافي كه در آن علاوه بر انتخاب رئيسجمهور، ميتوان تيمهايي كارآمد براي اداره كشور نيز ايجاد كرد.
تمامي اين موارد در حالي است كه استفاده از اين مدل در انتخابات در ادامه منجر به ايجاد احزاب قوي و تأثيرگذار در داخل كشور ميشود كه اين خود منافع زيادي را عايد نظام و مردم خواهد كرد؛ خلأيي كه سالهاست كشور با آن روبهرو است.
چراكه گروهها مجبور هستند براي راه يافتن به بدنه تيم انتخاباتي يك كانديدا عملاً با گروههاي ديگر متحد شوند و همين زمينهساز ايجاد احزابي قوي در داخل كشور ميشود كه دولت از دل اين احزاب به وجود ميآيد، علاوه بر اين ديگر شاهد تأسيس و زايش احزاب دولت ساخته در داخل كشور نخواهيم بود؛ احزابي كه دسترسي بينظيري به منابع كشور دارند و ميتوانند در طول مدت حاكميتشان بر قوه اجرايي كشور، بدون ذرهاي حسابرسي از منابع كشور براي پيشبرد اهداف خود استفاده كنند.
بنابراين با توجه به آنچه از مضرات اين تكثر كانديدا تا اينجا سخن به ميان آورده شد، اين موضوع را در ذهن افكار عموي متبادر ميكند كه واقعاً اگر كانديداهاي فعلي دلسوز نظام و كشور و به فكر اعتلاي نام ايران هستند با كنار گذاشتن منيتها و پيوستن به يك ائتلاف واحد، عاملي براي انتخاب يك رئيسجمهوري قوي و مردمي باشند.