
يك فيلمنامه نويس ايراني در گفت و گو با سايت امريكايي «هاليووداند سوئين» پرده از راز ۳۳ سالهاي درباره پروژه سينمايي «آرگو» برداشته است؛ «نويد شيباني» مدعي شده است كه حدود ۳۳ سال پيش فيلمنامهاي تحت عنوان «من از ايران فرار ميكنم» را براي بازبيني به تهيهكنندهاي ايرلندي سپرده، دريغ از اينكه بداند اين تهيهكننده ايرلندي كسي نيست جز «توني مندز»، مأمور سازمان سيا و مأمور نجات ديپلماتهاي امريكايي از ايران !
براي «نويد شيباني» اكران فيلم ضد ايراني «آرگو» و قاچاق آن به ايران زمينهساز فاش شدن رازي ۳۳ ساله بود. اواخر سال ۱۳۶۰ شمسي اين فيلمنامهنويس ايراني در حال اعمال آخرين ويرايشها بر فيلمنامهاش بود كه خبر ورود استوديوي فيلمسازي «سيكس پروداكشنز» به ايران و بازديدشان از چندين لوكيشن براي ساخت فيلم تخيلي «آرگو» منتشر شد. شيباني همچون هر فيلمنامهنويس مشتاقي به هر سختي كه بود، كوين هاركينز را در ايران پيدا و او را متقاعد كرد كه فيلمنامهاش را بخواند. دريغ از اينكه اين تهيهكننده ايرلندي كسي نبود جز توني مندز، مأمور سازمان سيا كه در لباس مبدل براي آزادي گروگانهاي امريكايي روانه ايران شده بود؛ همان مأموري كه در جريان مراسم گلدن گلوب روي سن حاضر ميشود و امروز «بن افلك» در فيلم «آرگو» نقش او را ايفا ميكند. هنگامي كه شيباني فيلمنامهاش را به او ميسپارد، ديگر هيچ خبري از تهيهكننده قلابي نميشود. ۳۳ سال ميگذرد و شيباني در كمال نااميدي منتظر دريافت پاسخي از مندز ميماند، اما مندز هيچ وقت بازنميگردد.
وقتي خبر ساخته شدن «آرگو» به گوش اين فيلمنامهنويس ۵۵ ساله ايراني رسيد، او در كمال خوشبيني پيش خودش فكر ميكرد كه حتماً تهيهكننده آن با تأخيري ۳۳ ساله فيلم «آرگو» را ساخته، بر آمال و آرزوهاي سينمايياش جامه عمل پوشانده است و احتمالاً حالا ميخواهد سر وقت فيلمنامه كمدي «من از ايران فرار كردم» او برود، اما بيشك آنچه شيباني حين تماشاي «آرگو» پيش رويش ديده، تعجب برانگيز بوده است.
جالب است كه توني مندز، مأمور سيا نيز در گفت و گو با «هاليووداند سوئين» اظهارات اين فيلمساز ايراني را تأييد كرده و گفته است: «وقتي كه سوار بر هواپيما در حال گريختن از خاك ايران بوديم، فيلمنامه «من از ايران فرار كردم» را خواندم. وحشتناك بود ! اين فيلمنامه دقيقاً داستان رنجآور و دردناك مأموريت نجات ما بود!» اين در حالي است كه سايت «هاليووداند سوئين» از فيلمنامه «من از ايران فرار كردم» شيباني به عنوان فيلمنامهاي در ژانر طنز ياد كرده است. اما «آرگو» فيلمي است كه به ادعاي سازندگانش راوي تاريخ است. آيا «آرگو» با اتكا بر يك فيلمنامه ايراني ساخته شده و به عبارتي «آرگو» حاصل يك سرقت ادبي است؟ آيا توني مندز كه در جريان ساخته شدن «آرگو» بن افلك نقش داشته، از فيلمنامه طنز فيلمنامهنويس ايراني برداشت و اقتباس كرده است؟ به راستي ارتباط بين «آرگو» و «من از ايران فرار كردم» چه ميتواند باشد؟!