پنهان نگه داشتن برخي اشتباهات و كارهاي زشت، به معني تأييد آنها نيست. اما واقعيت آن است كه مطرح شدن آن، فقط و فقط قبحش را ميريزد و بس!
اتفاقي كه چندي پيش، در جريان شادي بعد از گل يكي از تيمهاي مطرح تهراني رخ داد، كاري بيترديد زشت و ناصحيح بود. اما بدتر از آن، اين بود كه به سرعت و تحت عنوان هايي چون پوشش خبري و اطلاع رساني، از شبكههاي تلويزيوني در معرض ديد قرار گرفت و صفحات روزنامهها را به خود اختصاص داد. به طوري كه كوچك و بزرگ از آن صحبت ميكردند. از كار زشتي كه شايد تا قبل از آن، از بيانش شرم ميكرديم اما وقتي شد نقل محافل، ديگر بيهيچ گونه شرم و حيايي، همه در مورد آن حرف ميزدند و خيلي زود، قبح آن ريخت. هرچند كه در تمام تحليل ها، به اشتباه بودن آن عمل تأكيد ميشد اما به راحتي هم در خصوصش بحث و گفتوگو ميشد و تقريباً هيچگونهاي از شنيدن آن سرخ نميشد!
برخي حركات و شاديهاي ورزشكاران در هنگام موفقيت، پسنديده نيست و تأييد نميشود. اما منطق حكم ميكند هر مسئلهاي را نشكافيم و براي تأكيد بر زشت بودن آن، به تحليلش نكشيم و در خفا و گوشهاي دور از چشم و گوش مردم به آن رسيدگي كرده و درصدد منع آن برآييم.
حركتي كه گفته ميشود يكي از بازيكنان، طي روزهاي اخير بعد از پيروزي تيمش انجام داده و عكس آن به سرعت در دنياي مجازي تكثير شده، نمونه ديگري است از قبح شكني كه بايد جلوي آن گرفته شود قبل از اينكه در ديد مردم عادي شود. قرار نيست تأييد كنيم كه چنين اتفاقي رخ داده يا نفي كنيم زشت بودن آن را در صورتي كه انجام شده است. اما تأكيد ميكنيم كه مطرح كردن و مانور دادن روي آن، نه تنها كار درستي نيست، كه به شدت نيز اشتباه است و باعث ميشود قبح اين مسئله هم مثل ماجراي قبلي، در بين همين دهان به دهان شدنها بريزد و از بين برود و ديگر كسي از انجام آن احساس شرمندگي نكند.
كار سختي نيست برخورد جدي با برخي اشتباهات در فضايي دور از انظار عمومي. ميتوان اين اشتباهات را در جلسهاي حتي رسمي، تذكر داد و حتي براي برخي از آنها جريمه هم بريد. اما در بوق و كرنا كردنش هيچ نفعي براي مردم ندارد و تنها باعث عادي شدن آن ميشود. عادي شدن مسئلهاي كه شايد امروز از ديدن و شنيدن آن سر از شرم به زير بيندازيم اما فرداي نزديك تر، در صورتي كه قبح آن بريزد، حتماً سرها را بالا گرفته و تحليلهاي شفاهي سر ميدهيم در راستاي نا درست بودن آن. حال آنكه كار زشت و نادرست همان اندازه انجامش زشت است كه گفتنش. البته اگر قبح آن برايمان نريخته باشد.
اين فرهنگ بايد در بين ورزشكارانمان جا بيفتد كه به هنگام خوشحالي و ناراحتي، حركاتي نادرست از خود به نمايش نگذاشته و احترام مردم و افكار عمومي را نگه دارند. اما اين فرهنگ راهم بايد جا بيندازيم كه چگونه بايد با اين ناهنجاريها برخورد كنيم و به بهانه زشت بودن يك كار يا حركت يا يك صحبت، نميتوانيم راهي را برويم كه خود نيز به اندازه انجام همان كار قبلي غلط و اشتباه است.
اين شايد بدترين اتفاقي باشد كه ميتواند براي يك جامعه رخ دهد. اتفاقي كه در راستاي از بين بردن يك ناهنجاري رخ ميدهد اما در ادامه، به دليل اشتباه طي شدن مسير، خود نيز به يك ناهنجاري تبديل ميشود، حال آنكه در بدو كار، تمام تفكرات بر پايه از بين بردن يك اشتباه بنا شده بوده است، اما نتيجه، چيزي ميشود جز آنكه انتظار ميرفت!