
كاهش جمعيت در ژاپن، بحراني است كه اين كشور در چند دهه اخير با آن روبهرو شده و مشكلات متعددي را براي توكيو در حوزههاي مختلف بهوجود آورده است. طبق آمارهاي اعلام شده دولتي، جمعيت ژاپن در سال ۲۰۱۲ كاهش چشمگير ۲۱۲ هزار نفري داشته است. اين در حالي است كه آمار تولد نيز كاهشي بين ۱۸ هزار تا يك ميليون نفري را نشان ميدهد. بر اساس پيشبينيهاي انجام گرفته از طرف دولت، جمعيت ژاپن از ۵/۱۲۷ ميليون نفر به ۶/۱۱۶ ميليون نفر در سال ۲۰۳۰ و ۹۷ ميليون نفر در سال ۲۰۵۰ خواهد رسيد. شرايط فعلي، ژاپن را از نظر جمعيتي در شرايط نامعلومي قرار خواهد داد، شرايطي كه ساير كشورهاي صنعتي نيز كم و بيش با آن روبهرو هستند.
پيشبيني آينده اين بحران كار سختي است ولي به نظر ميرسد اين روند از قبل پيشبيني شده و بدون هيچگونه مداخله سياسي، اجتماعي و. . . يا برنامه خاصي براي افزايش زاد و ولد و همچنين مهاجرت در قرن آتي ادامه خواهد داشت. بررسيها نشان ميدهد كه كاهش جمعيت ساكنان خارجي ژاپن در مقايسه با سال ۱۹۹۰، افزايش دو برابري داشته و از رقم ۳۱۷/۰۷۵/۱ نفر به ۱۵۱/۱۳۴/۲ نفر رسيده است و اين در حالي است كه مراكز بينالمللي در شهرها زمينه مناسبي را براي تعامل بيشتر بين ساكنان خارجي و محلي بهوجود آورده است. مقامات دولتي هدف از اينگونه فعاليتها را ايجاد زمينه براي تعامل بيشتر مردم ژاپن با خارجيها و افزايش ميزان مهاجرت عنوان ميكنند. حضور تعداد زيادي معلم زبان انگليسي خارجي، آماده كردن جوانان ژاپني براي تعامل بيشتر با افراد خارجي و حضور زناني از ساير كشورهاي آسيايي در جوامع روستايي با هدف ازدواج با مردان ژاپني، همگي گواه بر اين مدعا هستند.
كاهش جمعيت چرا؟ ميتوان گفت كه تقريباً دلايل كاهش جمعيت در ژاپن مشخص است. تركيب باروري كم و افزايش اميد به زندگي، جمعيت را به سمت پيري كشانده، به طوري كه جمعيت افراد كمتر از ۳۰ سال، كمتر از جمعيت افراد بين ۳۰ تا ۶۰ سال است. افراد ميانسال پير شده و از دنيا ميروند ولي در جامعه جايگزيني براي آنان وجود ندارد.
مطالعات مختلف نشان داده كه كاهش باروري مربوط به يكسري از عوامل اجتماعي از قبيل تحصيلات عاليه، بالا بودن سن ازدواج، فرصتهاي مناسب اقتصادي براي زنان و هزينه بالاي پرورش بچه در يك جامعه شهري مدرن است كه اين مسائل در مجموع مشكل كاهش جمعيت را در چند دهه اخير بهوجود آورده است. علاوه بر بالا بودن سن ازدواج، بسياري از افراد اصلاً ميلي به ازدواج ندارند. آمارها نشان ميدهد كه حدود ۳۰ درصد از خانوادهها را در ژاپن، افراد مجرد تشكيل ميدهندكه بخش قابل توجهي از آنان زنان مجرد بالاي ۶۵ سال هستند. مسئله حائز اهميت ديگر اين است كه افراد چه در سنين بلوغ و چه در دوران ميانسالي به راحتي تصميم به ازدواج نكردن ميگيرند.
امروزه بسياري از زنان ژاپني در سن ۴۰، ۵۰ سالگي هستند كه تحت فشارهاي اجتماعي، داشتن شغل مناسب را به ازدواج و تشكيل خانواده ترجيح ميدهند. علاوه بر اين، هم زنان و هم مردان، با ترديد به تشكيل خانواده نگاه ميكنند. نتيجه يك بررسي روي جوانان بين ۱۸ تا ۳۴ سال نشان ميدهد كه ۶۱ درصد مردان در رابطه با جنس مخالف ناكام بوده و ۵/۴۹ درصد از زنان نيز تا به حال هيچ رابطه دوستي با جنس مخالف نداشتهاند. در يك بررسي ديگر، ۴۰ درصد از افراد ابراز كردهاند كه هيچ نيازي به ازدواج ندارند و ۴۵ درصد نيز ابراز بيعلاقگي به رابطه با جنس مخالف كردهاند. متأسفانه اين وضعيت نشان ميدهد كه بحران جمعيتي ژاپن در آينده نزديك قابل حل نيست. مسائل متعددي به اين معضلات دامن زده است، ولي يكي از مشكلات اصلي اين است كه بسياري از زنان مجرد در زمره اقشار ضعيف و كم درآمد هستند. تحقيقات اخير نشان از افزايش اين قشر از زنان ميدهد كه طبق پيشبينيهاي انجام شده، در سال ۲۰۳۰، از هر پنج زن يك نفر مجرد خواهد بود كه به احتمال زياد از طبقه ضعيف هستند و مشكل بعدي، باروري پايين به علت نبود جمعيت جوان در بين افراد جامعه است.
روباتها به كمك ميآيند؟! اين بحران جمعيتي و نبود افراد جوان، در آينده مشكلات حادي را براي نيروي كار ژاپن بهوجود خواهد آورد و اين سؤال را در ذهن سياستگذاران مطرح ميكند كه چگونه با اين كاهش جمعيت ميتوان به رشد اقتصادي اميدوار بود؟ يكي از راهحلها براي حل اين بحران را ميتوان آسانتر كردن سياستهاي مهاجرت نيروي كار، به ويژه در حوزه بهداشت و درمان دانست. بايد توجه داشت كه اين راهحل به تنهايي كافي نيست ولي ميتواند اين فرصت را براي جوانان ژاپني ايجاد كند كه به جاي كار در مشاغل ضعيف، به پستهاي مهم رسيده و به آينده كشورشان كمك كنند. راهحل ديگري كه براي جبران نيروي كار در چند سال اخير به طور جدي پيگيري ميشود، سرمايهگذاري در حوزه روباتيك است. اين ايده زماني قوت گرفت كه در سال ۲۰۰۱، تقاضا براي استخدام كارگران به شدت افزايش يافت و با طولاني شدن بيمههاي بازنشستگي، جمعيت مسن جامعه رشد چشمگيري كرد. شايد راه حلهاي تكنولوژيك بتوانند سريعتر به پايان اين بحران در ژاپن منجر شوند.
تأثيرات امنيتي نكتهاي كه در اينجا حائز اهميت است، اينكه اين بحران عواقب اجتماعي، اقتصادي و سياسي جبرانناپذيري را نه تنها براي ژاپن، بلكه براي متحدان تجاري و نظامي آنها در قرن آتي خواهد داشت. گذشته از اين، در وضعيت پيچيده كشورهاي آسياي شرقي، آيا ژاپن ميتواند به عنوان يك قدرت اقتصادي و تجاري به درستي ايفاي نقش كرده و بحران جمعيتي در كشور خود را حل كند.
علاوه بر تأثيرات اجتماعي و اقتصادي كاهش جمعيت در ژاپن، اين پديده ميتواند از نقطه نظر امنيت ملي نيز يك بحران بزرگ به شمار آيد. اين بحران، از طرف كشورهاي مهم و در حال توسعه منطقه نظير چين و كرهشمالي، فشار بيشتري را چه از نظر سياسي و چه اقتصادي بر ژاپن وارد خواهد آورد.
جمعيت افراد واجد شرايط در ژاپن براي پيوستن به نيرويهاي مسلح در سال ۹/۱۹۹۴ ميليون نفر بوده كه با گذشت ۱۵ سال كاهشي خيرهكننده داشته و در سال ۲۰۳۰ به رقم بيسابقه ۵ ميليون نفر خواهد رسيد. اين يك مسئله امنيتي مهم و يك هشدار است. ژاپنيها براي جبران كمبود نيروي نظامي درصدد اين هستند تا تكنولوژي را جايگزين نيروي انساني كنند. اما بايد توجه داشت كه در بسياري از جنگهاي تن به تن و حتي جنگهاي مدرن، تنها نيروي انساني است كه ميتواند كارآمد باشد.
در مسئله پيشبيني روند افزايش جمعيت بايد دو نكته اساسي را نيز در نظر داشت:
اولاً، سياستگذاران ژاپني بايد بدانند كه تمام فعاليتها براي افزايش جمعيت بايد با برنامهريزي جامع و قوي صورت گيرد تا بتواند به پيروزي ختم شود.
ثانياً، ژاپنيها نبايد بيش از حد در جبران نيروي نظامي خود وابسته امريكا شوند، اين مسئله باعث ميشود كه سياستگذاران ژاپني دست از تلاش جهت برنامهريزي براي افزايش جمعيت بكشند.