کد خبر: 512416
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۹:۰۴
تكثر نامزدهاي انتخابات92 و بداخلاقي‌هاي وسيع سياسي در گفت‌وگوي «جوان» با عبدالوحيد فياضي
محمد اسماعيلي
هرچه به انتخابات سال۹۲ نزديك‌تر مي‌شويم، بحث‌هاي بسياري پيرامون بايد و نبايدهاي نامزدهاي انتخاباتي و گروه‌هاي درگير در اين آوردگاه بيشتر از گذشته مطرح مي‌شود. در اين ميان آنچه بيشتر از هر زمان ديگري در حال فراگيري است، بحث بداخلاقي‌هاي سياسي- انتخاباتي است كه آسيب‌هاي زيادي را هم با خود براي نظام و مردم به دنبال دارد. اين در حالي است كه بيش از۲۰ نفر از چهره‌هاي مطرح سياسي حضور احتمالي خود در انتخابات پيش رو را مطرح كرده‌اند؛ موضوعي كه براي خود ركوردي بي‌سابقه به حساب مي‌آيد.
عبدالوحيد فياضي عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس و نماينده مردم نور در اين باره با «جوان» به گفت‌وگو پرداخته است كه در ادامه مي‌آيد.

يكي از مطالبات رهبري درباره انتخابات ۹۲ اين بود كه افرادي در كسوت نامزد انتخاباتي سال ۹۲ در عرصه حضور پيدا كنند كه شايستگي و توانمندي لازم را داشته باشند (نقل به مضمون) اين در حالي است كه در طول ماه‌هاي اخير بيش از ۲۰ گزينه براي نامزدي در آوردگاه پيش رو مطرح شده‌اند، ارزيابي شما از اين حجم كانديداها ( هرچند احتمالي است) چيست؟
در ارتباط با نامزدهاي احتمالي بايد گفت طيف‌هايي كه امروز در كشور وجود دارند همه آنها به نوعي اعلام آمادگي كرده‌اند كه در اين عرصه حضور پيدا كنند، از اصولگرايان گرفته تا جريان اصلاحات و نيروهاي مستقل و فتنه و انحراف. منتها احساس بنده اين است كه قطب‌بندي‌هايي كه در آينده انتخابات وجود دارد قطب‌بندي‌هايي است كه چندگانه است و يك قطب آن جريان اصولگرايان، يك قطب جريان اصلاحات، يك قطب هم وابسته به حاكميت يا دولت فعلي است و افراد ديگري هم كه در حاشيه هستند در اين بين مطرح مي‌شوند كه احتمال دارد در عرصه انتخابات شركت كنند. هر كدام از نامزدهاي اين طيف‌ها در حال حاضر فضاي انتخاباتي كشور را رصد مي‌كنند و با نگاهي كه به تحولات آتي كشور دارند مي‌خواهند يك تصميم درست و مثبتي را بگيرند تا در انتخابات پيروز ميدان شوند. در هفته‌هاي آينده قطعاً گروه‌ها و جريان‌هاي سياسي در مورد مصاديق هم بحث‌هاي مهمي را مي‌خواهند انجام دهند كه تمام اينها نشان‌دهنده پويايي و نشاط انتخاباتي – سياسي در كشور است و اين يك امتياز مهم براي جمهوري اسلامي ايران به شمار مي‌آيد. اين تعداد افراد يا نامزد احتمالي - كه شما هم به آن اشاره كرديد - از جهتي خوب است و از جهتي هم شايد بد باشد. از بطن اخبار رسانه‌ها چنين برداشتي مي‌توان كرد كه نامزدها تعدادشان بسيار زيادتر از حد معمول است. ديدگاه مثبت و بازي كه جمهوري اسلامي ايران نسبت به انتخابات دارد و نگاه عدالت محورانه‌اي كه نسبت به افراد و گروه‌ها دارد باعث شده است كه افراد بسياري بتوانند خود را به عرصه رقابت بكشانند. در اين انتخابات هم مثل ساير انتخابات‌ها همه افراد و گروه‌هايي كه علاقه‌مند به تأثيرگذاري در حوزه‌هاي اجرايي كشور و مشاركت عمومي هستند اين بار هم با وسعت نظر جمهوري اسلامي ايران و شخص رهبر انقلاب خود را ملزم به حضور در اين عرصه ديده‌اند و نشان مي‌دهند كه در اين مرز و بوم دموكراسي و مردم سالاري ديني در همه ابعاد خود مورد توجه است. اين يك امتياز براي نظام ما است كه زمينه را براي حضور همه افراد و گروه‌هاي سياسي آماده مي‌كند تا در اين آوردگاه حضور پيدا كنند و در انتخابات گذشته براي كسي ممانعتي وجود نداشت و در اين انتخابات هم قطعاً همين‌گونه خواهد بود اين هم يكي از تفاوت‌هاي نظام ما با ساير كشورهاي دنياست. به هر حال اين تعداد كانديدا مي‌تواند يك گام مثبت به جلو باشد و نشان‌دهنده وسعت نظر نظام جمهوري اسلامي ايران است.

خب چرا در اين بين هم برخي (كه تعدادشان هم اندك است) به گفته خودشان احساس تكليف مي‌كنند و اعلام كانديداتوري مي‌كنند در حالي كه سابقه‌ آنچناني در كارنامه سياسي - اجرايي آنها به چشم نمي‌خورد. اين مخالف با آن چيزي نيست كه رهبري در اين باره مي‌فرمايند؟
بنده حرف شما را قبول دارم، هر كسي نبايد به خودش اجازه بدهد در چنين فضايي وارد بشود چون جايگاه و منزلت رياست جمهوري بيش از آن است كه برخي از افراد كه سابقه و گذشته آنچناني در حوزه مديريت كلان كشور ندارند در آن حضور پيدا كنند. بالاخره پست رياست جمهوري جايگاهي است كه افراد با سابقه مناسب در سطوح مختلف مديريتي بايد در آن حضور پيدا كنند و برخي از دوستان كه سابقه كمي در اين حوزه دارند يا سابقه آنها در سطوح مياني يا پاييني كشور بوده نبايد به خود اجازه دهند كه در آوردگاه ۹۲ يا حتي بحث‌هايي كه ماه‌ها قبل مطرح مي‌شود حضور پيدا كنند. جايگاه رياست جمهوري، همانطور كه عرض كردم. جايگاه بسيار رفيع و با اهميتي است و برخي به شرايط و اهميت اين جايگاه آگاه نيستند يا اينكه خودشان را به ناآگاهي مي‌زنند تا بلكه به نوايي در اين وادي برسند و اين خيلي به اقتدار نظام جمهوري اسلامي ايران كمك نمي‌كند بلكه زمينه تخريب و هجمه از سوي دشمنان داخلي و خارجي و رسانه‌هاي بيگانه را فراهم مي‌كند. رجال سياسي در قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران تعريف واضح و مشخصي دارد و افرادي كه خود را با آن شرايط قابل جمع مي‌دانند بايد در اين عرصه حضور پيدا كنند و اين افراد بايد چهره ملي و اثرگذار در حوزه‌هاي مختلف بوده باشند و مردم با نام و عملكردشان به خوبي آشنا باشند. براي يك فرد گمنام احتمال اينكه بتواند با مردم ارتباط برقرار كند وجود ندارد و در كنار آن تا ماه‌ها خط او اشتباه داشته باشد تا بتواند خود را به نوعي پيدا كند. اگر چه اين از بركات نظام جمهوري اسلامي ايران است كه هر كسي مي‌تواند در انتخابات به عنوان نامزد شركت كند اما نبايد برخي از دوستان كه سابقه چنداني در مديريت كلان ندارند به خود اجازه دهند كه در اين زمينه حضور داشته باشند. اين را هم بايد يادآور شد كه اكثر دوستان اصولگرا كه بحث نامزدي آنها مطرح است، قابليت و شايستگي لازم را براي رياست جمهوري دارند و بحث بنده يك موضوع كلي است و شخص يا فرد خاصي را در بر نمي‌گيرد.

پس چرا اصولگرايان با تعدد كانديدا مواجه هستند، آيا اين تعدد نفرات زمينه شكست طيف اصولگرا را فراهم نمي‌كند؟
اين تعدد كانديدا در جريان اصولگرايي نشان مي‌دهد كه افراد يك نوع احساس لياقت در خودشان مي‌بينند و اين ايرادي ندارد. اما در مجموع بايد گفت اين به نفع كليت اصولگرايان نيست و جريان اصولگرايي بايد به هر شكل ممكن ائتلاف فراگير و منسجمي صورت بدهد تا از پراكندگي نامزدها كه آسيب‌هاي فراواني را مي‌تواند به همراه داشته باشد جلوگيري كند. بسياري از دلسوزان و وفاداران به نظام و رهبري نيز نظرشان اين است كه اصولگرايان با چند كانديدا در عرصه انتخابات ۹۲ حضور پيدا نكنند چون شرايط اين انتخابات بسيار حساس و با ادوار گذشته بسيار متفاوت است.
براي همه آنهايي كه در شكل‌گيري، پيروزي و تداوم انقلاب بزرگ ملت ايران در طول نيم قرن اخير نقش داشته‌اند، بديهي است كه يكي از اركان موفقيت و به ثمر رسيدن همه تلاش‌ها و مجاهدت‌ها، همگرايي و وحدت كلمه است. اهميت وحدت تا بدانجايي است كه در كمتر كلام و توصيه‌اي از بزرگان انقلاب اسلامي است كه به اين مهم تأكيد نشده باشد.
حضرت امام(ره) به عنوان منادي وحدت در اظهارنظرهاي خود بارها ملت، مسئولان و جريان‌هاي سياسي را به پايبندي به اصل وحدت توصيه كرده‌اند. ايشان وحدت را «رمز پيروزي» دانسته و خطاب به مسلمانان عالم اعلام مي‌دارد: «اي مسلمانان جهان و ‌اي پيروان مكتب توحيد رمز تمامي گرفتاري‌هاي كشورهاي اسلامي، اختلاف كلمه و عدم‌هماهنگي است و رمز پيروزي، وحدت كلمه و ايجاد هماهنگي است. . . »
با توجه به وضعيت حساس انقلاب اسلامي در مواجهه با استكبار جهاني و با نزديك شدن به انتخابات رياست جمهوري، بار ديگر ضرورت حفظ وحدت در جامعه براي عبور از سد تحريم‌ها و فشارها و توطئه و ترفندهاي دشمنان در انتخابات آتي، دوچندان شده است.
در انتخابات آتي جريان‌هايي به عنوان رقيب جريان اصولگرايي، به طور جدي در تلاشند تا گفتمان اصولگرايي را به حاشيه برانند و با به دست گرفتن كرسي رياست جمهوري، گفتمان خود را فراگير كنند؛ گفتمان‌هايي كه مبتني بر نگاه اصولگرايي، انحرافات و زواياي جدي با گفتمان اصيل انقلاب اسلامي و آرمان‌ها و رهنمودهاي حضرت امام(ره) و مقام معظم رهبري دارد و بديهي است كه حضور متكثر اصول گرايي در انتخابات، منجر به شكست خواهد شد. در اين بين، هر اقدامي كه به وحدت اصولگرايي مدد رساند، ستودني است و هر اقدامي كه موجب واگرايي و دسته‌دسته شدن اصولگرايان شود نيز بايد مورد تقبيح قرار گيرد.
اين را هم بايد اضافه كرد كه ثابت شده كه اگر نيروهاي حزب‌اللهي كه مورد اطمينان مردم هستند به صورت جدي به ميدان بيايند، آنچه مطلوب است محقق مي‌شود، همانطور كه ديديم در دور نهم انتخابات رياست جمهوري محقق شد.
امسال در شرايطي انتخابات را برگزار مي‌كنيم كه دشمنان در آن سوي مرزها خواستار عدم‌حضور يا شركت ضعيف مردم در انتخابات هستند.
عده‌اي در اين ميان با زبان بي‌زباني تلاش مي‌كنند به مردم اينگونه القا كنند كه رأي شما مردم ارزش و تاثيري ندارد و شما چه رأي بدهيد و چه رأي ندهيد، فرقي در نتيجه انتخابات نمي‌كند.
ارزيابي شما از ائتلاف شكل گرفته در جريان اصولگرايي كه به نام ۱+۲ معروف است، چيست؟
هرچند تا الان ائتلاف مذكور به نتيجه خاصي نرسيده است اما بايد همگي كانديداي احتمالي جريان اصولگرايي به اين ائتلاف تن بدهند، اين حركت نوظهور براي وحدت اصولگرايي كه از آن با عناوين مختلفي از جمله الگوي ۱+۲ ياد كرده‌اند، گام اولي براي حركت در مسير وحدت است. شايد اين الگو، كامل‌ترين نمونه براي وحدت نباشد و بتوان نمونه‌هاي ديگري را نيز طراحي كرد، اما مسئله آن است كه نقدها و انتقادات به الگوي مذكور بايد در جهت تكميل و حركت به سمت وحدت مطرح گردد. اين مسئله آنجايي اهميت بيشتري مي‌يابد كه فراموش نكنيم فرصت چنداني تا انتخابات باقي نمانده و فرآيند هماهنگ‌سازي نيز زمان زيادي را خواهد گرفت.
در اين ميدان، رسانه‌هاي جريان اصلاح‌طلب، حلقه انحرافي، فتنه‌گران، ضدانقلاب و غرب نيز وارد ميدان شده‌اند تا با تخريب نمونه وحدت اصولگرايان، مانع شكل‌گيري آن گردند، كافي است مروري روزانه بر اين پايگاه‌ها داشته باشيم تا مشاهده گردد كه چطور اين رسانه‌ها كه از وحدت اصولگرايان در انتخابات آتي نگرانند، در نقد و تخريب آن سياه‌نويسي مي‌كنند.
اقدام تأسف‌برانگيز در اين ميان، اظهاراتي است كه متأسفانه با نگاه‌هاي مغرضانه و منفعت‌طلبانه از سوي برخي افراد و گروه‌ها ايراد مي‌گردد و دستمايه بهره‌برداري بيگانگان مي‌شود. اين در حالي است كه مخالفان، نه تنها خود ايده‌اي براي جايگزيني ارائه نداده‌اند، بلكه حاضر نيستند در كنار نقاط ضعف الگوي ۲+۱ به نقاط قوت آن نيز توجه و اشاره كنند.
وحدت و همگرايي معتقدان به گفتمان اصولگرايي حول محور اصول و آرمان‌هاي انقلاب اسلامي، امروز ضرورت تاريخي است كه نبايد از اهميت آن غفلت ورزيد و بي‌توجهي به آن، خساراتي براي مسير انقلاب به همراه خواهد داشت كه جبران آن بسيار دشوار خواهد بود.
اين را هم بايد گفت كه بايد در انتخابات شركت كنيم تا پايدار و جاودانه بمانيم. آن رأي كه جاودانه ماندن را تضمين مي‌كند، رأيي است كه آگاهانه باشد. رأيي بر مدار عقلانيت و عشق و نه بر مدار پول و تطميع.
بايد انتخابات را با شركت جدي و فعالانه خود پاس بداريم. اكنون كه اين قدرت بزرگ، يعني قدرت انتخاب دردستان ماست، بايد از آن استفاده كنيم و با مطالعه و دقت، انتخاب درست داشته باشيم.
بايد فردي را انتخاب كنيم كه خدمتگزار مردم باشد. مردم كسي را نمي‌خواهند كه تنها حرف بزند و شعار بدهد. مردم كسي را مي‌خواهند كه ازحقوقشان دفاع كند.
سخنور واقعي آن كسي است كه از زبان مردم سخن بگويد و درد مردم را ترجمه كند. همان مردمي كه به تعبير امام خميني از مردم زمان رسول الله هم برترند. همان مردمي كه ستاره‌هاي سرخ شهيدان را در آسمان شرافت خود آويخته‌اند و بار اصلي نظام را نيز روي دوش خود دارند.
نظام اسلامي اكنون با سرعت و اقتدار در حال پيشرفت است اما عده‌اي به صورت لنگان‌لنگان، دارند با اين نظام مقدس راه مي‌روند. نظام، رئيس‌جمهور چابك، فعال، دونده، هشيار و توانمند مي‌خواهد. آدم بي‌حال و فرسوده حركت نظام را هم كند مي‌كند.

مي توان به آينده اين طرح انتخاباتي براي وحدت حداكثري در جريان اصولگرا خوشبين بود؟
اينكه آيا اصولگرايان در نهايت به يك اجماع انتخاباتي‌خواهند رسيد موضوعي است كه از هم اكنون نمي‌توان پيش‌بيني كرد ولي در اين خصوص كه چه گزينه‌هاي انتخاباتي پيش روي آنها قرار دارد چند سناريو را مي‌توان مطرح كرد.
همانطور كه عرض كردم، همه شواهد حاكي از اين است كه اصلاح‌طلبان به صورت گسترده‌اي وارد فاز انتخاباتي شده و رهبران اصلاحات از لزوم احياي اصلاح‌طلبي سخن گفته‌اند و در اين راستا با محوريت افرادي نظير عبد‌الله نوري و سيدمحمد خاتمي تحركات جدي در جريان است.
بنابراين چنانكه اين گزينه تحقق يابد و اصلاح‌طلبان بتوانند روي گزينه‌اي كه ظرفيت جذب افكار عمومي را داشته باشد به توافق برسند و همچنين لايه‌هاي اجتماعي طرفدار خود را به مشاركت گسترده انتخاباتي و سياسي ترغيب كنند، در اين صورت امكان اجماع و ائتلاف انتخاباتي اصولگرايان بيشتر تقويت خواهد شد. در عين حال نمي‌توان به قطعيت گفت كه اجماع انتخاباتي اصولگرايان در صورت حضور گسترده اصلاح‌طلبان شكل خواهد گرفت.
البته گزينه ديگري نيز محتمل است و آن اين است كه اصولگرايان همگام با اصلاح‌طلبان وارد گود انتخاباتي شده و چند كانديداي اصولگرا در كنار كانديداي اصلاح‌طلب به رقابت بپردازند. اگر چه احتمال وقوع چنين سناريويي كمتر از گزينه‌هاي ديگر است اما بايد در نظر داشت كه اصرار برخي از گروه‌ها بر معرفي كانديداي مستقل از هم اكنون چشم‌انداز اين سناريو را روشن مي‌سازد.
چه آنكه در جريان انتخابات مجلس هم اصرار برخي گروه‌ها بر معرفي ليست جداگانه ائتلاف كامل اصولگرايان را موجب نشد. البته بايد گفت كه در صورت تحقق اين سناريو، امكان بالا آمدن دگر‌باره اصلاح‌طلبان و كسب قدرت توسط آنها تقويت خواهد شد.
واقعيت اين است كه اصولگرايان اگر چه با طيف بندي‌هاي نسبتاً متنوعي در درون خود مواجه هستند اما غالب اين طيف‌هاي متنوع به شاخصه‌هاي مشترك اصولگرايي نيز پايبند هستند. اين موضوع به وضوح در جريان انتخابات مجلس نهم خود را نشان داد و در اين جريان اكثر اصولگرايان حول محور جبهه متحد به يك اجماع تشكيلاتي نسبتاً مناسبي رسيدند.
در اين ميان گاهي ائتلاف به يك نفر مي‌رسد و گاهي به دو نفر. بنده معتقدم اصولگرايان نبايد با هم جنگ كنند و دعوا هيچ گاه خوب نيست و صلح هميشه بهتر از دعواست. اينكه اصولگرايان در انتخابات آتي چه سناريوهايي را دنبال خواهند كرد و آيا امكان ائتلاف طيف‌هاي متنوع اين جريان وجود دارد مسئله‌اي است كه بايد بيشتر به آن پرداخت.

يكي از آفت‌هاي هر انتخاباتي كه زمينه‌ساز بسياري از اتفاقات تلخ است بداخلاقي‌هاي سياسي است، موضوعي كه به نظر مي‌رسد چهارماه مانده به انتخابات۹۲ شكل فزاينده‌اي به خود گرفته، به عقيده شما چه مسائلي مقدمه ساز چنين فضايي مي‌شود؟
امروز كشور با توجه به فشارها و تحريم‌ها و خصومتي كه دشمنان ما عليه ملت ما دارند و هر روز نيز چنگ و دندان به ملت ما نشان مي‌دهند، در شرايط حساسي قرار گرفته است.
از سوي ديگر جامعه ما در آستانه دو تحول بزرگ سياسي از جمله انتخابات رياست جمهوري و انتخابات شوراي اسلامي به سر مي‌برد و با توجه به چنين شرايطي هرگونه بداخلاقي سياسي با توجه به سخنان مقام معظم رهبري نوعي خيانت به مردم به شمار مي‌رود.
از اين رو تمام گروه‌ها، فعالان سياسي، احزاب، شخصيت‌ها و مسئولان نظام بايد به اين نكته توجه اساسي داشته باشند.
متأسفانه امروز از سوي برخي از مسئولان و همچنين در برخي نشست‌هاي انتخاباتي رفتارهايي ديده مي‌شود كه با اخلاق سياسي ناديده گرفته مي‌شود و نهادهاي گوناگون متهم مي‌شوند.
شخصيت‌هاي نظام جمهوري اسلامي همه از شخصيت‌هاي بالاي اين جامعه هستند و نظام براي آنها هزينه كرده و نبايد به اين سادگي تخريب شوند. رئيس قواي مقننه، مجريه و قضاييه و همه مسئولان از ذخاير سياسي امروز چنين جامعه‌اي محسوب مي‌شوند.
رقابت‌هاي انتخاباتي نبايد به سمت و سوي بد اخلاقي انتخاباتي كشيده شود و مردم احساس كنند اينگونه موضع‌گيري‌ها با نيت خدمت به مردم نيست.
يك انسان ممكن است مسلمان، مؤمن و شيعه باشد اما در عين حال رعايت فضايل اخلاقي را نكند و رذايل اخلاقي مرتكب شود كه جامعه نسبت به وي زدگي ايجاد مي‌كند.
اخلاق سياسي داراي برد بيشتري در جامعه است و شخصي كه رذايل اخلاقي در وي رخ داده به جامعه لطمه‌هايي را وارد مي‌كند اما اخلاق سياسي و بداخلاقي‌ها در اين حوزه لطمه‌هاي اساسي‌تري را به جامعه مي‌زند.
اما اگر بداخلاقي‌ها نهادينه شود اين در بدنه اجتماع رسوخ مي‌كند و امنيت اخلاقي و اجتماعي مردم را مختل مي‌كند و هر گروهي هر كاري كه دلش خواست در جامعه انجام مي‌دهد.
سرايت ناامني سياسي به بدنه اجتماع سبب مي‌شود كه ديگر از اجتماع باقي نماند و اگر اولياي فرهنگي، سياسي و اجتماعي مي‌خواهند اجتماع را از سقوط اخلاقي نجات دهند بايد در برخوردها و حرف‌هاي خود مراقبت بيشتري داشته باشند.

چگونه مي‌شود بداخلاقي‌هاي سياسي را به حداقل ممكن رساند؟
هم دين و هم انقلاب اسلامي ما بر محور اخلاق بوده است. حضرت امام (ره) در مقابله با رژيم طاغوت كه وابسته اصلي به امريكا و انگليس محسوب مي‌شد، هيچ گاه بد اخلاقي نكرد.
همانطور كه عرض كردم بداخلاقي‌هاي امروز ما نيز ناشي از اين است كه برخي از فعالان سياسي امروز از اخلاق و ضرورت رعايت آن در فضاي سياسي كشور فاصله گرفته‌اند.
شايد توجه بيشتر فعالان سياسي ما به آموزه‌هاي امام راحل(ره) مي‌توانست، جلوي بسياري از اين بداخلاقي‌هاي سياسي را بگيرد.
امروز ما شاهد اين هستيم، شعارهاي زيباي اسلامي توسط افرادي با اغراض خاص و با بداخلاقي ترويج مي‌شود؛ كساني كه در حرم حضرت معصومه شعار بصيرت را سر دادند، بي‌بصيرت‌ترين افراد هستند.
اگر آنها مزايا و منافع اعمال خود را سبك و سنگين مي‌كردند، متوجه مي‌شدند كه چقدر با يك شعار خود براي رسانه‌هاي ضد انقلاب خوراك درست مي‌كنند كه اين مسئله نشانه بي‌بصيرتي كامل آنها است.
متأسفانه ما قدري از فضاي اخلاق دور شديم و اتفاقات چند روز گذشته نشان دهنده بداخلاقي سياسي در بين برخي مسئولان ما است.
ما بايد بار ديگر به ارزش‌هاي اسلامي برگرديم و آموزه‌هاي پيامبر گرامي اسلام را مدنظر خود قرار دهيم تا اگر مي‌خواهيم كاري را انجام دهيم، كار سياستمدارانه شرافتمندانه را انجام دهيم.
به هرحال شايد اين به نوعي طبيعي باشد كه فضاي سياسي كشور گاهي دچار التهاب ‌شود ولي خواص و مسئولان نبايد در اين التهابات پا را از اصول فراتر بگذارند و بايد بحث‌ها و مواضع خود را كاملاً كارشناسي‌ شده و با منطق صحيح و شفاف بيان كنند.
امروز حجت براي ما امام و رهبري هستند كه صريح‌ترين و شفاف‌ترين مباحث را در سطح داخل و خارج مطرح مي‌كنند و در عين حال هم تمام اصول اخلاقي هم در سخنانشان رعايت مي‌شود.

به نظر شما خلأ قانوني باعث رشد فزاينده بي‌اخلاقي‌ها در جامعه نشده است؟
به نظر من و با توجه به اطلاعي كه از قوانين موجود دراين ارتباط دارم متأسفانه اگرچه در اجراي قوانين موجود به شدت دچار مشكل هستيم و دراين ارتباط با نقص و خلأ قانوني نيز مواجهيم در ارتباط با شيوه‌هاي تبليغاتي به صورت مصرح و شفاف در قوانين فعلي محدوديت‌ها و خط قرمزهايي داريم اما با اين حال مي‌بينيم كه در همه انتخابات چه انتخابات رياست جمهوري، چه مجلس و چه شوراها- البته در انتخابات مجلس خبرگان كمتر اين اتفاق مي‌افتد- قوانين نقض مي‌شود.
متأسفانه مسئولان و دست اندركاران نيز تخلف‌ها را مي‌بينند اما به بهانه و دليل اينكه اگر با اينگونه موارد برخورد شود به طراوت و نشاط انتخابات خدشه وارد مي‌شود اقدامي نمي‌كنند.
به هرحال اگر اين قانون اشكال دارد و قانون مناسبي نيست پس بايد درصدد اصلاح آن باشيم.
بنابراين از بدو امر و شروع رسمي كار با نقص روبه رو هستيم تا به تبليغات انتخابات مي‌رسد. بنابراين هركس در اين عرصه تخريب و تخلفي انجام بدهد يعني به دروغ درباره خود ادعا بكند و همچنين به كانديداهاي رقيب تهمت بزند متأسفانه نه برخوردي صورت مي‌گيرد و نه كسي پاسخگوست و پيگيري قانوني نيز از سوي متوليان صورت نمي‌گيرد. درحالي كه نبايد اينگونه باشد عرصه انتخاباتي كه مي‌تواند يكي از عرصه‌هاي ابراز فرهنگ و جايگاه سياسي، اجتماعي، شخصيتي يك ملت باشد دستخوش اين گونه آسيب‌ها شود.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار