کد خبر: 512410
تاریخ انتشار: ۳۰ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۸:۳۹
گفت‌وگو با كارگردان فيلم «تنهاي تنهاي تنها» پديده جشنواره امسال و برنده دومين جايزه گفتمان انقلاب اسلامي
جشنواره فجر سي و يكم از جهات مختلف جزو متفاوت‌ترين دوره‌هاي چند ساله اخير بود. البته تمامي ابعاد اين تفاوت الزاماً با بار مثبت و خوب قابل تعريف نيست اما بخش فيلم اولي‌هاي جشن سي و يكم سينما با اقبال و استقبال مخاطبان و تماشاگران مواجه شد. حضور برخي فيلم‌ها و فيلمسازهاي كم نام و نشان با كارهاي قابل اعتنايي مثل فيلم «تنهاي تنهاي تنها» با كارگرداني احسان عبدي‌پور توانست تحسين مخاطبان اعم از خاص و عام را به خود منتسب كند. اين فيلم با محوريت بحث احداث نيروگاه بوشهر و تبعات و بازخورد برخي كارشكني‌هاي روسيه به عنوان پيمانكار احداث نيروگاه در ميان مردم روستاي «هليله» فضا و موقعيت‌هاي بخصوصي را خلق كرده است. اكثر كارشناسان متفق‌‌القولند كه به طور قطع اين فيلم مي‌تواند موج تازه‌اي را در سينمادوستان ايجادكند. همه اين مباحث از جمله دلايلي است كه با احسان عبدي‌پور كارگردان اين اثر به گفت‌وگو بنشينيم، آنچه در ادامه مي‌خوانيد مشروح اين گفت‌و‌شنود است.

اين فيلم، اولين كار بلندتان است؟ درباره ساخت و هزينه توليد آن بفرماييد.
«تنهاي تنهاي تنها» اولين كار ۳۵ميلي‌متري بلندم محسوب مي‌شود. هزينه فيلم ملاك نيست. شما اگر فيلم «مدفون‌شده» را ديده باشيد، كل فيلم در يك تابوت مي‌گذرد. قاعدتاً اين فيلم هزينه زيادي نبرده است، ولي فيلم بسيار خوبي است. به نظر من، همه چيز به فيلمنامه برمي‌گردد. اينكه فيلمي با صدميليون تومان ساخته شود، لزوماً به معناي اين نيست كه كم‌هزينه بوده است. شايد كل داستان در يك اتاق اتفاق مي‌افتد و همان ۱۰۰ ميليون هم براي آن زياد باشد. مي‌خواهم بگويم اين شاخص مهمي نيست كه باعث شود فيلمي خوب يا بد باشد. اگر‌ فيلمنامه و بسياري ديگر از شاخص‌ها خوب باشند و پول هم باشد، مي‌توان فيلم بسيار خوبي ساخت؛ اما اگر يكي از آن شاخص‌ها هم وجود نداشته باشند، بهتر است درباره پول حرف نزنيم و به قول خودم، پولي را در ملأعام، روي پرده سينما آتش نزنيم. قبل از اينكه بحث مالي اين كار مطرح باشد، به نظرم مهم‌ترين قسمت اين اثر فيلمنامه است. من يك كارگاه فيلمنامه‌نويسي تشكيل داده بودم و روي فيلمنامه اين فيلم خيلي كار كردم. هر كسي را كه مي‌ديدم، از او مي‌خواستم تا حداقل بخشي از فيلمنامه را بخواند و درباره آن نظر بدهد. به نظرم فيلمنامه مانند فنداسيون يك ساختمان است و اهميت فوق‌العاده‌اي دارد. الحمدلله فنداسيون اين كار خوب بود.

طرح اوليه فيلمنامه براي خودتان است؟
بله.

نكته مثبتي كه در فيلم ديده مي‌شود اين است كه يك فضاي عاطفي و كودكانه با يك فضاي سياسي تلفيق شده است و در نهايت متوجه مي‌شويم كه فيلم كاملاً پيام سياسي دارد. درباره تلفيق اين دو فضا بفرماييد. آيا شما با دغدغه‌هاي سياسي اين فيلم را ساخته‌ايد؟
كاملاً با دغدغه سياسي به سمت ساخت آن رفتم، منتها نه از جنس دغدغه‌هايي كه هر روز در روزنامه‌ها جاري است. برخي از مسائل سياسي دوره ۱۰ ‌‌ساله يا ۱۰۰ ساله دارند. به نظرم يك‌سري اصول كلي در جوامع مختلف، چه جهان‌ سوم و چه جوامع صنعتي وجود دارند. در واقع يك روح حركت‌ سياسي است كه مي‌توانيم آن را پيدا كنيم تا به چشمه اوليه حركت‌هاي سياسي برسيم. همه چيز از سوءتفاهم‌ها و نفهميدن زبان يكديگر به وجود مي‌آيد و زندگي‌ها را تحت تأثير قرار مي‌دهد. مثلاً امروز در وين نشست دارند و فردا در يك روستايي در بوشهر زندگي مردم تحت تأثير قرار مي‌گيرد. من در اين فيلم از ديد دو بچه ۱۰، ۱۲ ‌ساله به دنياي سياست و تغيير و تحولات آن نگاه مي‌كنم.
وقتي كار اولتان خوب شده است، مسلماً يك نگراني نسبت به كارهاي بعدي برايتان ايجاد مي‌شود، چون انتظارها بالا رفته است. در حال حاضر در مورد كار بعدي‌تان اقدامي انجام داده‌ايد؟
در مورد قصه كار بعدي‌ام با جايي صحبت كرده‌ام. اين بار البته يك مقدار هزينه كار بالاست، چون ۵۰ درصد فيلم در خارج از ايران است. در حال حاضر نمي‌توانم با قطعيت درباره آن صحبت كنم.

موضوع كار بعدي‌تان هم سياسي است؟

تا حدودي كار كودك است اما مي‌توان در عمق آن مايه‌هاي سياست را هم ديد. البته قصدم اين است كه وجهه خوبي از ايراني‌ها نشان بدهم. همه اين مسائل سياسي هستند. ما در ايران آب بدون سياست نمي‌خوريم. انتهاي همه چيز يك وجهه سياسي دارد. بنابراين آن را هم مي‌توانيم سياسي بدانيم.

در اين فيلم هم خيلي خوب از بچه‌ها بازي گرفته بوديد. به كار كودك علاقه‌منديد؟

بله، من چند كار كودك انجام داده‌ام. اين اولين كار ۳۵ميلي‌متري‌ام بود، ولي قبل از آن چند كار ويدئويي كودك انجام داده‌ بودم.

فيلم شما به موضوع روز ايران پرداخته است و به‌نوعي اين موضوع را نشان داده‌ايد كه بوشهر تا حدودي به محل اقامت روس‌ها تبديل شده است. چه شد كه به سمت ساخت چنين فيلمي روي آورديد؟
مثل همان سال‌هايي كه حضور انگليسي‌ها يك فرهنگي را به همراه خودش آورد و امروز بر اساس آن، ادبيات داستاني و فيلم توليد مي‌شود، اين موضوع با حضور روس‌ها هم تا اندازه‌اي به زندگي ما رسوخ كرده و در واقع اين درخت به اندازه‌اي رشد كرده است كه امروز بايد از آن ميوه بچينيم.اين موضوع در كنار تجربه‌اي كه درباره كار با كودك داشتم به هم رسيد و به توليد اين فيلم منجر شد. بالاخره موضوع هسته‌اي چيزي است كه ما هر روز با آن درگير هستيم و اين موضوع دغدغه‌اي را براي من به وجود آورده است و دوست دارم چهره‌اي شايسته‌ و چيزي غير از آنچه امروز در دنيا وجود دارد، از كشورم به تصوير كشيده شود. دوست داشتم اين دغدغه را مطرح كنم و اين موضوع به‌راحتي مي‌توانست از زبان كودكان مطرح شود.

نظرتان درباره جشنواره فيلم فجر و به‌ويژه فيلم‌هايي كه متناسب با گفتمان انقلاب اسلامي توليد مي‌شوند، چيست؟
من بر اساس آمار و ارقام، خروجي شايسته‌اي كه متناسب با هزينه‌هاي صورت‌گرفته باشد نمي‌بينم. به نظر من سينماي كودك، جنگ، انقلاب و هر سينمايي كه دولت به آن پول مي‌دهد، آن‌طور كه بايد، نتيجه نداده است. اين پول‌دادن خودش آفت بزرگي شده است، چون سازنده فيلم پولش را مي‌گيرد و دغدغه اين را ندارد كه لزوماً فيلم خوبي بسازد.
بالاخره در مقابل هجمه‌اي كه هاليوود به راه انداخته است و مثلاً فيلمي به نام «آرگو» ساخته مي‌شود، گفتمان انقلاب اسلامي بايد مقابله كند.
متأسفانه ما در مقابل اين فيلم در روزنامه‌هاي شيراز و اصفهان مقاله مي‌نويسيم، در حالي كه بايد در مقابل آن فيلم بسازيم. وقتي يك هواپيما به شما حمله مي‌كند، شما نمي‌‌توانيد به سمت آن سنگ پرت كنيد، بايد ضدهوايي داشته باشيد.از سويي ديگر، هرگاه يك فيلم «فاخر» شده، با كله به زمين خورده است. اينها اشكالات فرهنگي بزرگي هستند كه در نهايت تاحدودي به سياست هم ارتباط پيدا مي‌كنند و در اين فرصت نمي‌توانيم به‌خوبي به آن بپردازيم. انتخاب‌هاي فرهنگي ما درست نيستند و ضرباتي كه مي‌خوريم ضربات سياسي‌اند. حتي يك‌ميليون بار هم رئيس‌جمهور به سازمان ملل برود، به اندازه يك فيلم تأثير ندارد. سي سال پيش فيلمي ساخته شده است و هنوز هم برخي در دنيا تصور مي‌كنند ما سوسك مي‌خوريم و حمام نمي‌رويم. بايد به آن فيلم جواب مي‌داديم. به قول كنفسيوس، به جاي اينكه به تاريكي لعنت بفرستيم، بايد شمعي روشن كنيم. ما مواجهه فرهنگي نمي‌كنيم. ما انگشتر را در حياط خانه گم كرده‌ايم و در داخل خانه به دنبال آن مي‌گرديم. ما بحث‌هاي برون‌مرزي نداريم و دائماً داريم مردم داخل كشور را قانع مي‌كنيم. من دلم مي‌خواهد روزي برسد كه وقتي يك ايراني در فرودگاه يك كشور از هواپيما پياده مي‌شود، به احترام او، به زبان فارسي تابلو نصب كرده باشند و متصدي فرودگاه به احترام او بلند شود، نه اين اتفاقي كه امروز مي‌افتد و ايراني‌ها را در يك گيت مجزا تفتيش مي‌كنند و موهايشان را مي‌شمرند. من به دنبال عزت ايراني‌ها هستم.

فكر مي‌كنيد فيلم‌هاي جشنواره فجر تا چه اندازه در بالابردن عزت ايران مؤثر بوده است؟
به نظرم نمي‌آيد جشنواره فجر چنين رسالتي داشته باشد و به همين دليل نمي‌توان از اين منظر درباره اين جشنواره قضاوت كرد. اين جشنواره هم مثل همه جشنواره‌ها فرصتي است كه فيلم‌هاي مختلف با هم رقابت كنند و البته درباره انتخاب فيلم‌ها هم اعمال‌سليقه‌هايي صورت مي‌گيرد و شبهاتي را ايجاد مي‌كند. مثلاً يكي از فيلم‌هايي كه بسياري از مخاطبان آن را پسنديده‌اند، به‌زور وارد جشنواره شده است. يك دانشجوي پزشكي نمي‌تواند بگويد من وارد اتاق تشريح نمي‌شوم، چون آن جنازه لخت است. جشنواره فجر هم اتاق تشريح سينماي ايران است و بنابراين بايد به هر فيلمي با هر سليقه‌اي اجازه ورود بدهد و سينماگران دور هم جمع شوند. در اين ده روز بايد اجازه بدهند اين اتفاق بيفتد، مهم نيست بعداً به فيلم‌ها اصلاحيه بزنند يا به آنها اجازه اكران ندهند. نبايد اين ايده‌ها را در نطفه خفه كنيم. اجازه بدهيم جوانه رشد كند، بعد كه ديديم بيمار است، آن را قطع كنيم.
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها
پیشنهاد سردبیر
آخرین اخبار