کد خبر: 512265
تاریخ انتشار: ۲۹ بهمن ۱۳۹۱ - ۰۸:۵۱
يادي و تذكاري از سالروز قيام خونين 29 بهمن تبريز
سردار سرلشكر دكترسيد يحيي رحيم صفوي
حماسه مردم قهرمان تبريز در ۲۹ بهمن سال ۵۶ كه براي بزرگداشت چهلم شهداي قم برگزار شده بود، حماسه‌اي بود كه مانند يك توفان و يك قيام عظيم مذهبي و مردمي كمر رژيم را شكست. آن قيام مردمي به اين صورت شروع شد كه آيت‌الله قاضي‌طباطبايي و ۱۰ تن ديگر از علما مردم را دعوت به تجمع در مسجد قزللي بازار كرده بودند. جمعيت انبوهي از اقشار مختلف مردم از بازاريان، زنان، جوانان و دانشجويان در جلوي در مسجد جمع شده بودند، ولي به دستور ساواك و شهرباني در مسجد بسته شده بود و اجازه ورود به مردم را نمي‌دادند. در اينجا يكي از جوانان به دست رئيس كلانتري بازار ـ‌كه بعداً معلوم شد اسمش حق‌شناس بودـ به شهادت رسيد. مردم همين شهيد بزرگوار را كه بعداً روشن شد كه دانشجويي به نام محمد تجلا بود، روي دست گرفتند و به خيابان‌ها رسيدند و از اينجا به بعد ديگر جوانان محور حركت انهدام مظاهر فساد مثل مشروب‌فروشي‌ها، سينماها، كاخ جوانان، حزب رستاخيز و بانك‌ها بودند. آنچنان كه قيام از كنار بازار به خيابان‌هاي اصلي شهر رسيد و تقريباً دانشجويان دانشگاه و جوانان محور حركت مردم و محور تهاجمي براي به آتش كشيدن تمام اين تأسيسات دولتي بودند و موجب به وجود آمدن يك هيجان عمومي شدند. به صورتي كه مي‌توانم بگويم شهر از كنترل خارج شد و به يك شهر جنگ‌زده تبديل شد كه به هيچ‌وجه نه شهرباني و نه ارتش با چند دستگاه تانك و نفربر كه به خيابان‌هاي اصلي شهر آمده بود، قادر به كنترل نبودند. خود من در اين حادثه به اتفاق دوستانم در خيابان منصور بوديم كه يك ماشين ساواك جلوي ما پيچيد و با سلاح كمري ما را مورد اصابت گلوله قرار داد كه يكي از گلوله‌هاي ساواك به ران پايم اصابت كرد و گلوله در پايم ماند و خونريزي فراواني داشت. ما را به بيمارستان پهلوي كنار دانشگاه تبريز بردند. بيشتر مجروحيني را كه به آنجا آورده بودند جوان بودند. شايد بيش از ۱۰۰ مجروح را آنجا ديدم. مجروحين زيادي را آورده بودند. ‌ما سال ۵۴ از دانشگاه تبريز فارغ‌التحصيل شده بوديم، ولي دوستان پزشكي ما سال ۵۶ انترن شده بودند. هنوز مدتي نگذشته بود كه يكي از دوستان انترنم به من كه روي تخت بيمارستان براي عمل جراحي آماده مي‌شدم، اطلاع داد كه ساواك به داخل بيمارستان ريخته است و مي‌خواهد همه مجروحين را دستگير كند، فلذا مرا با همان لباس بيمارستان با آسانسوري به طبقه زيرزمين بيمارستان بردند و با يك موتورسيكلت فراري دادند و به منزل آقاي رضا آيت‌اللهي ـ‌كه آن زمان رئيس كارخانه سيمان صوفيان بودـ بردند. پايم به‌شدت خونريزي داشت. خانم ايشان دكتر بود، پانسمان كرد، ولي گفت:«من جراح نيستم و نمي‌توانم اين تير را از پاي شما دربياورم». يك هفته‌اي بوديم و بعد رفتيم. در قم در منزل حضرت حجت‌الاسلام و المسلمين جناب آقاي شيخ محمد آل‌اسحاق پدر بزرگوار شهيد مهندس ابوالحسن آل‌اسحاق با يك جراحي باز و بي‌حس كردن پا، آن تير را درآوردند.

قيام تبريز براي رژيم غيرقابل باور بود. هم استاندار، هم رئيس ساواك و هم خود شاه كاملاً غافلگير شده بودند. دستوري كه بعداً معلوم شد شاه داده است سركوب شديد مردم تبريز بود و اين دستور به صورتي بود كه مردم را بي‌محابا به گلوله مي‌بستند. بعداً معلوم شد بيش از ۱۳ نفر شهيد و بيش از ۱۲۰ نفر مجروح و حدود ۵۰۰، ۶۰۰ نفر دستگير شده بودند. سر كنسول امريكا در تبريز به سفارت امريكا در تهران اطلاع داده بود كه اين قيام عمدتاً به دست جوانان مذهبي و عليه مظاهر فساد، مظاهري كه با اعتقادات اين مردم ناسازگار بوده، انجام شده است و اگر شاه نتواند كنترل كند خطر بزرگي براي رژيم شاه است. البته شاه مجبور شد بعداً جمشيد آموزشكار را عوض، استاندار اينجا، سپهبد آزموده را عزل و رئيس شهرباني تبريز را عوض كند، ولي هيچگاه اين عزل‌ها و عوض كردن‌ها نتوانست بر شعله خشم مقدسي كه در قلب مردم تبريز افتاده بود تأثيري بگذارد. اعلاميه حضرت امام(ره) آن‌چنان شور و شوقي را در دل مردم قهرمان تبريز به وجود آورد كه مردم عزيز تبريز را به ادامه مبارزه و قيام دعوت كردند و حقيقتاً مردم تبريز و مردم عزيز آذربايجان تبعيتشان را از رهبري امام و ادامه مبارزه تا سال ۵۷ و پيروزي انقلاب نشان دادند و مي‌توانم اين مطلب را بگويم كه همان‌گونه كه در انقلاب مشروطيت مردم آذربايجان، زنان، مردان، جوانان آذربايجان و بزرگاني همچون شهيد شيخ محمد خياباني و ستارخان و باقرخان اين سرداران ملي پيشتاز شكست استبداد داخلي بودند و در مشروطيت مردم تبريز نقش پيشتازي و پيشگامي داشتند، در انقلاب اسلامي و در همين قيام و حماسه ۲۹ بهمن هم نقش اول پيشتازي را در شكستن ابهت رژيم آن هم در سال ۵۶ داشتند و پس از پيروزي انقلاب اسلامي باز اين جوانان فداكار آذربايجان در برقراري امنيت داخلي در كردستان و در هشت سال دفاع مقدس با لشكر قدرتمند عاشورا و شهداي بسيجي و فرماندهان دلاور اين لشكر كه فرزندان اين ملت بودند، به دفاع از انقلابشان برخاستند و شايد عمليات خط‌شكني نبود، مگر اينكه لشكر عاشورا خط‌شكن باشد. فرزندان اين ملت در دفاع از انقلاب اسلامي در هشت سال دفاع مقدس با نثار بيش از ۱۲ هزار شهيد و چندين هزار جانباز و آزاده سرافراز از انقلاب اسلامي‌مان دفاع كردند و توانستند اين انقلاب را حفاظت و حراست كنند .
نظر شما
جوان آنلاين از انتشار هر گونه پيام حاوي تهمت، افترا، اظهارات غير مرتبط ، فحش، ناسزا و... معذور است
captcha
تعداد کارکتر های مجاز ( 200 )
پربازدید ها