
۳۴ سال از انقلاب سال ۵۷ ملت ايران گذشت و با همه سختيها و مشكلاتي كه پيش روي داشتيم اما توانستيم از موانع عبور كنيم و امروز خود را به نقطهاي برسانيم كه چشمها به ما خيره شود. عدهاي از وحشت سرعت پيشرفت در ايران به ما زل زدهاند و تمام توان خود را به كار ميبندند تا از قدرت ما بكاهند. عدهاي ديگر اما از روي حسننيت و براي استفاده از تجربيات انقلاب اسلامي به ما نگاه ميكنند و به گونهاي ما را الگوي خود قرار دادهاند. اين هر دو نگاه هر كدام در قالب و جايگاه خود براي ما شيرين است. نگاه اول باعث ميشود تا عزم ما براي افزودن به سرعت پيشرفت و حركت رو به جلو بيشتر جزم شود و نگاه دوم باعث ميشود تا انقلاب خود و دستاوردهاي فراوان آن را به ساير كشورها صادر كنيم تا آنان نيز قدم در راه استقلال و آزادي بگذارند.
تفاوت نگاه مردم و شاه ۳۴ سال قبل يعني ايام قبل از پيروزي انقلاب اسلامي، عقبماندگي در كشور ما به قدري موج ميزد كه در بسياري از نقاط، مردم از نيازهاي اوليه زندگي مانند آب آشاميدني و برق هم محروم بودند. در همان حال عدهاي به خوشگذراني مشغول بودند و همين كه اطراف خود را آباد و پر از نعمت ميديدند، برايشان كافي بود. شاه شعار رسيدن به دروازههاي تمدن سر ميداد و در عين حال مردم كه از درد وابستگي رنج ميبردند اين ادعاي پوچ شاه را به طنزي در ميان خود تبديل كرده بودند. مردم به دنبال استقلال بودند و شاه در پي دوستي و نوكري بيشتر امريكا. بر اساس همين نگاه بود كه شاه بيتوجه به نيازهاي ملت، كشور را به انبار مهمات امريكايي و اسرائيلي تبديل كرده بود. حال آنكه علم استفاده از آن مهمات هم تنها در اختيار مستشاران نظامي امريكايي بود. اصلاً در موارد علمي به نيروي داخلي اتكايي نبود و هرچه بود وابستگي و تكيه بر علوم غربي بود. اوج پيشرفت براي شاه اين بود كه اجناس و كالاهاي لوكس را آماده از آن طرف آب برايش به ارمغان بياورند و او با تماشاي آن زرق و برق، ذوق كند و احساس پيشرفت كشور را در سر بپروراند اما معناي پيشرفت در ذهن مردم متفاوت از توهمات شاه بود. نگاه مردم در بسياري از موارد با نگاه شاه كاملاً مغايرت داشت و همين امور باعث ايجاد شكاف ميان مردم و حكومت پهلوي بود كه نتيجه آن انقلاب اسلامي شد.
فتح قلههاي علم پس از انقلاب پس از پيروزي انقلاب اسلامي، معناي پيشرفتي كه در ذهن مردم بود فرصت بروز پيدا كرد. انقلاب به استعدادهاي درخشان و ممتاز اين فرصت را داد تا بتوانند در عرصه علم با ساير كشورها رقابت كنند. بعد از انقلاب تحريمهاي فراواني كه عليه ما ايجاد شد، بر استقلال كشور و ملت ما افزود زيرا همه فهميديم كه تنها بايد روي پاي خود بايستيم و به نيروي داخلي اتكا كنيم؛ نيرويي كه اگر تحريمها هم نبود باز ظهور و بروز داشت و عرصه را از دست خارجي ميگرفت. در چنين شرايطي توانستيم خود را به قلههايي از علم برسانيم كه قبل از ما فقط چند كشور ديگر به آن قلهها پاي گذاشته بودند. دستيابي به دانش صلحآميز هستهاي، شبيهسازي، نانوتكنولوژي، كسب دانش سلولهاي بنيادي و استفاده از ليزر در علم پزشكي، ارسال كاوشگر به فضا و فرستادن موجود زنده به فضا و سالم برگرداندن آن به زمين، ساخت موشكها و جنگندههاي داخلي و بسياري ديگر از اين موارد همه پس از انقلاب اسلامي با اتكا به نيروي داخلي محقق شد. حال آنكه اصلاً در افق ديد شاه ساخت موشك و ارسال ماهواره به فضا و دستيابي به انرژي صلحآميز هستهاي بر اساس دانش بومي وجود نداشت و حداكثر نگاهي كه شاه داشت اين بود كه امريكاييها به اسم ايران يك نيروگاه بسازند. امروز اما علاوه بر آنكه بسياري از نيازهاي مردم در اقصي نقاط كشور رفع شده است، به بسياري از علوم نيز دست يافتهايم كه باور آن براي قدرتهاي بينالمللي از جمله امريكا مقدور نيست و از همين باب ميكوشند تا با فشار اقتصادي و حربههاي ديگر ما را به زانو درآورند.
وضعيت ما و همسايهها تمام تلاش جبهه استكبار طي اين سالها اين بوده كه ما را به دوران قبل از انقلاب اسلامي بازگرداند؛ دوراني كه برخي از كشورهاي همسايه ما در منطقه خليجفارس هنوز در حال تكرار و تجربه آن هستند و با اوج وابستگي كه به امريكا و حاميانش پيدا كردهاند، شهامت انجام هيچ فعاليت ملي بدون اجازه اربابان خود را ندارند. همانگونه كه شاه مانند نوكري قبل از انجام هر اقدام ملي با اربابان امريكايي هماهنگ ميكرد و اگر آنها راضي نبودند، هر طور كه بود جلوي آن اقدام گرفته ميشد، مانند ملي شدن صنعت نفت كه به دليل مخالفت امريكا و انگليس، شاه در برنامه آنها حركت كرد و خواسته بيگانگان را برخاسته ملت خود ترجيح داد. امروز نيز بسياري از كشورهاي منطقه ما يا با تحولاتي مواجه هستند كه مردم آن در حال تكرار تجربه تاريخي مردم ما در سال ۵۷ هستند يا به قدري به نظام سلطه وابسته شدهاند كه اگر امثال امريكا لحظهاي نگاهشان را از اين كشورها بردارند، حاكمان آن كشورها قدرت انجام هيچ كاري ندارند چراكه مانند شاه ايران ارادهاي خاموش دارند كه دكمه روشن كردن آن فقط زير انگشتان امريكا قرار دارد.