به گزارش خبرنگار بین الملل پایگاه خبری تحلیلی "ندای انقلاب"، پایگاه تحلیلی آمریکایی "جنگ را تمام کنید"، در مقالهای به قلم "میکا زنکو"، مینویسد: از دید اوباما، مبارزاتی که در کوتاهمدت کمهزینه و کمخطر باشند الگوی عملیات نظامی موفقند. در دولت او، مقامات با پنهانکاری، سفسطهبازی و کاربرد اصطلاحات دلنشین برای اقدامات نظامی منفور، هرگونه اقدامات جنگی را چیزی غیرجنگ مینمایانند. با تمهید آنها، تا وقتی بتوان مانع آن شد که جنگها عواقبی برای مردم آمریکا به همراه داشته باشد، یا اگر عواقبی داشت، مانع آگاهی آنها از این پیامدها شد، میتوان هر کاری کرد و نامی غیر جنگ روی آن گذاشت.
آمریکا همواره در جنگ است و همین امسال ۶۳۳ میلیارد دلار خرج مسائل دفاعی کرد و ۲۰۰ هزار سرباز نظام وظیفه را در سراسر دنیا مستقر ساخت.
* دو جمله از حرفهای اوباما در تضاد آشکار با سیاستهای دولتش بود
اوباما، در سخنرانی مراسم جشن پیروزیاش در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری، در ۲۱ ژانویه ۲۰۱۳، دو جمله الهامبخش ادا کرد که به باور برخی با دیگر سیاستهای دولت او همخوانی نداشت: "یک دهه جنگ دیگر پایان مییابد" و "ما، مردم، هنوز بر این باوریم که امنیت همیشگی و صلح پایدار مستلزم جنگی ابدی نیست." دستکم به دلیل زنجیرهای از برنامهها و اقدامات دولتی که تعریف معمول از جنگ را هرچه بیشتر مخدوش میکنند باید این بیانات را زیر سؤال ببریم.
* فهرست بلندی از اقدامات و برنامههای جنگی اوباما در سراسر دنیا گواهی بر ادعای دروغ اوست
فهرستی که من شخصاً از اقدامات مربوط به جنگ ارائه میدهم به شرح ذیل است؛ این فهرست شامل اقداماتی است که از زمان سخنرانی مذکور اوباما به این سو صورت گرفته است:
چهار حمله با هواپیماهای بیسرنشین که ۱۶ نفر (همه در یمن) را به کشتن داد؛
اقرار وزیر دفاع، "لئون پانتا"، به استفاده از هواپیماهای سرنشین در عملیات، "ما در پاکستان چنین عملیاتی داریم. در یمن و نقاط دیگر نیز از هواپیماهای بیسرنشین استفاده میکنیم. به نظرم واقعیت این است که قرار است هواپیماهای بیسرنشین را تبدیل به یکی از ابزارهای دائمی دفاع ملی در آینده کنیم"؛
اعلام این خبر که ارتش آمریکا از مداخله فرانسه در مالی حمایت میکند و خدمات اطلاعاتی، حملونقلی، و سوختگیری در اختیارشان میگذارد؛
انعقاد توافقنامه نظامی آمریکا-نیجر که احتمالاً شامل ساخت پایگاهی برای هواپیماهای بیسرنشین و انجام عملیات نظارتی است، هرچند که مقامات آمریکا "امکان اقدام به حملات موشکی در آینده را رد نکردهاند"؛
گسترش قریبالوقوع (احتمالاً ۵ برابری) فرماندهی سایبری آمریکا، از جمله طراحی بخش "نیروهای عملیاتی برای مبارزه" جهت صورت دادن حملات سایبری متجاوزانه؛
گزارش حقوقی محرمانه شاخه اجرایی که حکم داده بود "در صورتی که آمریکا شواهدی موثق از یک حمله دیجیتالی بزرگ از جانب کشورهای دیگر را ردیابی کند، اوباما دستش باز است و این قدرت را در اختیار دارد که دستور حملهای پیشگیرانه را صادر کند"؛
اعلام این خبر از جانب فرماندهی نیروی دریایی که یک "واحد پاسخ به بحران" جدید درست شده که میتوان آن را "به سرعت مستقر ساخت" تا "در مقابل بحران واکنش نشان دهد"؛
فاش شدن این خبر که آمریکا در حال مذاکره برای خرید هتل شرایتون در صنعا، پایتخت یمن، است تا بتواند تعداد روزافزون کارکنان سفارتخانه، نیروها و پیمانکارانی را در آن سکنی دهد که به نیروی امنیتی و عملیات ضدتروریستی آمریکا در این کشور یاری میرسانند.
* اکثر مقامات دولتی و ارتشی اذعان دارند که آمریکا با جدیت تمام در حال جنگ با نیروهای مختلف است
.استفاده از نیروی مرگبار علیه دیگر کشورها –و توسعه و حفظ قابلیتهایی که بتوان به واسطهشان تا ابد از این نیروی مرگبار سود برد- از جمله ویژگیهای آشکار و برجسته کشوری است که در جنگ به سر میبرد. همانطور که دریاسالار "جیمز وینفلد"، معاون رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، نیز در نوامبر گفت: "ما همچنان به شکل ملتی در جنگ میمانیم." در ماه ژانویه، ژنرال "مارتین دمپسی"، رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا، به "تد کاپل" گفت که حتی پس از سال ۲۰۱۴، "جنگ ما در افغانستان تکمیل شده، اما هنوز کسی نگفته که این تکمیل شدن به جنگ خاتمه میدهد." هفته گذشته، وزیر دفاع، "پانتا"، مثل همیشه به سیاستگذاران و مطبوعات یادآوری کرد: "ما در جنگیم. ما در جنگ علیه تروریسم هستیم، جنگی که از زمان واقعه ۱۱ سپتامبر تاکنون در آن به سر میبریم." و در نهایت، "چاک هیگل"، در طول سخنرانی خستهکنندهاش، در جلسه رأی اعتماد به او به عنوان وزیر دفاع آینده، گفت: "ما در افغانستان میجنگیم. ما در تمامی قسمتهای دنیا در حال جنگیم ... واقعیت این است که ما اکنون ۱۲ سال آزگار است که در جنگ به سر میبریم."
* در دولت اوباما همه میکوشند آنچه را که جنگ است اقدامی کوچک جلوه دهند
بیشتر تحلیلگران و روزنامهنگاران بر گستردهتر شدن میدان دید، شدت و حدت و رسمیت کشتار هدفمند تروریستها و شبهنظامیان مظنون در دید اوباما تمرکز کردهاند. اما، شاید این از آثار میراث قدیمی دولت اوباماست که همه تلاش میکنند مفهوم جنگ را شکل دهند و تعریفی جدیدی از آن ارائه کنند. مثلاً در مارس ۲۰۱۱، در دوران مداخله نظامی ناتو در لیبی، گزارشگری از "جی کارنی"، سخنگوی کاخ سفید، پرسید: "این اقدام نظامی دقیقاً چیست؟ ... آیا نوعی جنگ است؟" او پاسخ داد: "این اقدامی نظامی با محدودیت زمانی و محدودیت گستره عملیاتی، در هماهنگی کامل با متحدان بینالمللیمان است." وقتی به او اصرار کردند که جزئیات بیشتری در اختیارشان بگذارد، اضافه کرد: "نمیخواهم وارد جزئیات و بحثی تخصصی با اصطلاحات پیچیده شوم. از دید من این اقدام قطعاً آن چیزی نیست که دیگران گفتهاند، یعنی یک اقدام نظامی عظیم با پایانی نامشخص، آن نوع اقدام نظامی که ممکن است نامش را جنگ بگذارند. همانطور که رئیس جمهور هم گفتند، هیچ نیروی زمینیای اعزام نشده، هیچ حمله ارضیای صورت نمیگیرد."
* از دید اوباما، هدف اصلی جنگ به حداقل رساندن هزینههای کمی است
.پس از آنکه جنگ لیبی با کشتن غیرقانونی معمر قذافی پایان گرفت، اوباما به این مسئله مباهات کرد که همکاری آمریکا "تنها ۱ میلیارد دلار خرج برداشت، نه ۱ تریلیون دلاری که تصور شده بود"، و "حتی یک نیروی آمریکایی نیز در میدان نبرد نجنگید ... حتی یک نیروی آمریکایی نیز کشته نشد. به گمان من، این پیروزی، الگویی است برای موفقیت در آینده." بنابراین، هدف راهبردی مداخله نظامی به حداقل رساندن هزینههای قابل اندازهگیری است، نه رسیدن به راهبردی عملی که بتوان از طریق آن به نتیجهای مطلوب دست یافت.
* مقامات ارشد دولت برای اقدامات جنگی منفور اصطلاحاتی دلنشین دارند
بر همین وجه، مشاور ارشد مبارزه با تروریسم در کاخ سفید، "جان برنان"، نیز در آوریل ۲۰۱۲ از حملات هواپیماهای بیسرنشین دفاع کرد و عملیات با آنها را با "اعزام سپاههای بزرگ به خارج از کشور" و "اعزام تعداد زیادی از نیروهای متجاوز نظامی" مقایسه کرد. کمی پس از آن، وقتی از "کارنی" پرسیدند که آیا دولت اوباما نیز در مورد حملات هواپیماهای بیسرنشین، همان "تعریف بیقاعده و مبهمی را از اعلان جنگ دارد که بوش داشت"، او خاطرنشان کرد که: "وقتی که نگران تلفات غیرنظامی هستید، استفاده از این ابزار بر صورت دادن حملهای تمامعیار در روی زمین ارجحیت دارد." (شاید ناخودآگاهانه باشد که مقامات ارشد دولت همیشه اصطلاح حملات هواپیماهای بیسرنشین را ضدعفونی و پاکیزه میکنند و آن را "حملات هدفمند" به وسیله "ابزار قدرت ملی" مینامند، نه کشتار هدفمند مردم با هواپیماهای بیسرنشین.)
* با تعاریف سفسطهآمیز دولتی بسیاری از اقدامات جنگی "جنگ" به شمار نمیرود
این تحلیلها بخشی از تلاشی نظاممند است که خطای راهبردی حمله متجاوزانه به عراق را به ملت آمریکا یادآوری کنند، و این تصور را به وجود آورند که راهبردهای مبارزه با تروریسم بایستی مشتمل بر اقدامات نامحسوس و نیروی جنبشی (از نوع جنبش ذرات کوچک) باشد. حال، با توجه به این دستهبندی دوتایی غلط بین اعزام ۱۷۰ هزار نیرو به عراق و حمله با هواپیمای بیسرنشین، چه کسی میتواند مخالف این شیوه به ظاهر بیخطر دوم باشد؟ مضاف بر این، این توجیهها بدین معنی است که عملیات نظامیای که مشتمل بر حملاتی کوچکتر از حملات تمامعیار یا اعزام نیروهای زمینی باشد (تعریفی که با خیال راحت مورد اعزام نیروهای ویژه ارتش آمریکا یا اقدامات پیمانکاران نظامی خصوصی را حذف میکند) "جنگ" به شمار نمیآید.
* الگوی موفقیت از دید اوباما مبارزهای است که در کوتاهمدت کمهزینه به نظر آید
این تعریف خاص همچنین فرض را بر آن میگیرد که مبارزه تنها در صورتی جنگ به شمار میرود که به آستانه از پیش تعیین شدهای برای تلفات انسانی و هزینههای مالی فوری برسد. "الگوی موفقیت در آینده" رئیس جمهور برای آن دسته از عملیات نظامی است که برای آمریکاییها کمهزینه و کمخطرند (که البته منظور در کوتاهمدت است، یعنی آنطور که در لیبی شاهدش بودیم).
* تا وقتی بتوان مانع آگاهی مردم آمریکا از عواقب جنگ شد، کاری که میکنیم جنگ نیست
یکی از مسائلی که در این معادلات جایی نداشته تأثیر مخرب اقدامات نظامی بر مردمی است که در کشورهای مقابل ما زندگی میکنند (و البته نفرت تمام مردم دنیا از حملات هواپیماهای بیسرنشین)، و همانطور که "مایکل هیدن"، رئیس سابق سازمان سیا، اخیراً گفت "تأثیرهای منفی دوم و سومی که باید روزی با آنها کنار بیاییم" (از برجستهترین نمونههای این تأثیرهای مخرب بعدی رشد القاعده در شبهجزیره عربستان طی دو سال اخیر است که تعداد نیروهایش از "چندصد نفر" به "چندهزار نفر" رسیده است). مخلص کلام مقامات این است: اگر عواقب کار گردنگیر آمریکاییها نشود، یا با پنهانکاری دولت و کنگرهای بیتوجه به مردم مانع آگاهی مردم آمریکا از عواقب امر و مشکلات آینده برای آنها شویم، کاری که میکنیم جنگ نیست.
*آمریکا دیگر هرگز رئیس جمهور دوران صلح به خود نمیبیند
رویدادهایی که شاهدش بودیم مهر تأیید دیگری بود بر پیشبینی ماه نوامبر من مبنی بر اینکه آمریکا دیگر هرگز رئیس جمهوری به خود نمیبیند که رئیس جمهور دوران صلح باشد. اگر آمریکا درگیری جنگی ابدی نیست، کاخ سفید چطور میتوانست این حقوق قانونی را برای خودش قائل شود که به یک مقام دولتی "آگاه و ردهبالا" اختیاراتی دهد تا به واسطهشان دستور کشتار هدفمند یک شهروند آمریکایی را دهد، شهروندی که از فرایند قانونی حفاظت از مظنونین که در قانون اساسی تعیین شده محروم ماند؟
* با تعریف درست جنگ، تمامی اقدامات نظامی ما جنگ به شمار میرود
با توجه به تعریفی که سیاستگذاران آمریکایی از تهدیدهای امنیت ملی و واکنش نظامی ویژه به آنها ارائه میدهند، دیگر تعجبی ندارد که مردم آمریکا خودشان را در حال جنگی ابدی میبینند. آیا به دلیل همین جنگ ابدی نیست که ما ۶۳۳ میلیارد دلار خرج امور دفاعی و ۷۵.۴ میلیارد دلار خرج اطلاعات ملی و نظامی میکنیم؟ بماند که ۱۳۴ هزار و ۵۰۸ نیروی نظامی (بدون احتساب ۶۸ هزار نیروی آمریکایی در افغانستان) در سراسر دنیا مستقر کردهایم. جنگ فقط حمله نیروهای متفقین به نرماندی یا عملیات طوفان صحرا نیست. نگذارید احدالناسی –حتی اگر برنده جایزه صلح نوبل باشد- واقعیتی غیر از این را به خورد شما دهد.
انتهای پیام/