
بنابر اطلاعات موجود يكي از گامهاي غرب براي مهار يا به چالش كشاندن جمهوري اسلامي ايران در ايام سرنوشتساز جهان اسلام و درگيري تمدني غرب با تماميت اسلام ناب، بيثباتسازي فضاي داخلي كانون جوشش و بيداري اسلامي، ايران است كه تا فرارسيدن انتخابات يازدهم رياستجمهوري به عنوان نماد مردمسالاري ديني، فضاي داخلي را با اتكا به فشارهاي بيسابقه اقتصادي، اختلافافكني بين مردم و مسئولان و دامنزدن به اختلافات سياسي بين مسئولان، بيثبات نگه دارند. دقيقاً همان برنامهاي كه رهبر معظم انقلاب اسلامي با درايت تمام به آن اشاره نمودند و به مسئولان و سياسيون اينگونه هشدار دادند: «از امروز تا روز انتخابات، هر كسي احساسات مردم را در جهت ايجاد اختلاف به كار بگيرد، قطعاً به كشور خيانت كرده است.» رهبري در ماههاي گذشته شرايط كشور را اينگونه بيان ميكند: «امروز دنيا دارد يك بخش مهمي از تاريخ خود را ميگذراند. ما بايد در اين فصل، در اين بخش، در اين مقطع، خيلي به هوش باشيم، خيلي مراقب باشيم، بفهميم چه كار داريم ميكنيم. اگر در بين خودمان كدورتها و بددليها و بدجنسيها و ناسازگاريها وجود داشته باشد- چه بين آحاد مردم، چه بين مسئولان و مردم، چه بين مسئولان با يكديگر- نخواهيم توانست به اين وظايف بزرگي كه امروز متوجه ماست عمل كنيم. اين يك توصيه مهم است، يك ضرورت اصلي است.»با سيري در بيانات مقام معظم رهبري درباره رسالت جهاني و آينده انقلاب اسلامي و وظايفي كه متوجه مسئولان نظام اسلامي است ميتوان دريافت كه نزاع، ناسازگاري و كدورتي كه بين مسئولان نظام به وجود آمده، چه آثار و پيامدهاي ناگواري را به دنبال خواهد داشت. در همين راستا بايد گفت نسبت ميان «ثبات سياسي» يك كشور با «زمينهسازي براي پيشرفتهاي همهجانبه» اگرچه رابطهاي بديهي دارد، اما آنچه اهميت دارد، شناخت مؤلفههاي سازنده و نگهدارنده ثبات سياسي است كه به مثابه مهمترين زيرساخت پيشرفت است. بدون ترديد هرچه آگاهي نسبت به اين عناصر بيشتر باشد، امكان حفظ و ارتقاي آن نيز فراهمتر خواهد بود. بدون ترديد از عواملي كه ثبات سياسي كشور را مخدوش كرده و شرايط هجمه و تخريب نظام اسلامي را به وسيله مخالفان داخلي و خارجي فراهم ميكند درگيريهاي روزافزون طيفهاي سياسي، مسئولان كشوري و رسانههاي جمعي در چهار ماه مانده به انتخابات ۹۲ است. احمد اميرآبادي نماينده مردم قم و عضو كميسيون برنامه و بودجه در مجلس شوراي اسلامي در همين ارتباط با «جوان»به گفتوگو پرداخته است.
پس از گذشت نزديك به ده روز از اتفاقات تلخ سياه يكشنبه مجلس، هنوز تحليلها و موضعگيريها پيرامون آن فراوان است. به عقيده شما چه مسائلي باعث زمينهساز شدن آن اتفاقات بود؟
آن روز به هيچ عنوان روز خوب و قابل قبولي براي سران دو قوه و نظام نبود، به نظر بنده هيچ كس فاتح روز يكشنبه نيست و كسي نبايد خود را فاتح روز يكشنبه بداند، نه مجلس ميتواند خود را فاتح آن روز بداند و نه دولت ميتواند ادعا كند كه فاتح روز يكشنبه است. به هر حال اتفاقاتي كه در آن روز در مجلس افتاد باعث شد كه دشمنان و انقلاب شاد شوند و اين شاد شدن هم به واسطه عملكرد مجلس و دولت بود. به هر صورت ما در وضعيتي قرار گرفتيم كه دشمنان نظام چه در داخل و چه در خارج كه نقشههاي زيادي براي سرنگون كردن نظام اسلامي دارند به آينده اميدوارتر شوند و توطئههاي پيچيدهتري را در دستور كار قرار دهند. ما در موقعيتي هستيم كه نظام سلطه متحدتر و سازمانيافتهتر از هميشه شدهاند تا اين نظام مردمي كه با خون هزاران شهيد پا گرفته است را به يغما ببرند. اينگونه رفتارها باعث ميشود كه دشمنان ما دلگرمتر به توطئهها و دسيسهها و تحريمهاي خود شوند و باز هم بر شدت آن بيفزايند. مسئلهاي كه آن روز در مجلس اتفاق افتاد از دولت چنين انتظاري ميرفت نه از مجلس. خصوصاً بعد از تذكر مقام معظم رهبري و وحدت قوا، انتظار ميرفت كه مسئله استيضاح مطرح نشود.
چه رفتارها و موضوعاتي در گذشته بايد به عنوان پيش زمينه اتفاقات آن روز مجلس مورد لحاظ قرار بگيرد چرا كه اين گونه اتفاقات دفعتاً صورت نميگيرد و يقيناً ريشه و زمينهاي براي آن بايد در نظر گرفت؟
بنده فكر ميكنم يك بياعتمادي بين دولت و مجلس از گذشته شكل گرفته، يعني رفتارهايي كه از دو طرف سرزده يك بياعتمادي را بين دو قوه ايجاد كرده است و هر چقدر كه به سمت جلو آمديم اين بياعتمادي شكاف و عمق بيشتري پيدا كرد، به گونهاي كه نصايح و پندهاي بسياري از دلسوزان هم مورد توجه قرار نگرفت. زمينههاي آن هم اين است كه دولت هر كاري كه ميخواست انجام بدهد مجلس به نوعي مانع ميشد و قانوني وضع ميكرد كه از نظر دولت نوعي دستانداز به حساب ميآيد. از آن طرف هم دولت رفتارهايي را نشان ميدهد كه مشخص ميكند ميخواهد قانون را دور بزند و اين پيام را به مجلس ميدهد كه دولت قانونگريز است و نميخواهد قانون را اجرا كند بلكه ميخواهد سليقهاي رفتار كند. من فكر ميكنم اينها زمينهاي شد تا برخي اتفاقات بين دولت و مجلس شكل بگيرد و به روز يكشنبه سياه گذشته ختم شود به اختلافات سطحي و بيارزش آنقدر دامن زده شد و در تريبونهاي عمومي بازگو شد تا كار به اينجا رسيد. اگر مسئولان و برخي از چهرههاي مطرح خويشتنداري ميكردند و به بسياري از اختلافات سطحي و بيارزش دامن نميزدند و در جلسات خصوصي حل و فصل ميكردند و به تأكيدات رهبري اهميت ميدادند، امروز شاهد بروز چنين اتفاقاتي نبوديم.
خب سهم نمايندگان مجلس را در آن اتفاقات چقدر ميدانيد، با توجه به آنكه رهبري در ديدار سال گذشته با نمايندگان مجلس اشاره داشتند كه اگر نمايندگان به اظهارات شخصي اعتراض دارند از «دو دو كردن» بپرهيزند و به جاي آن با استدلال و منطق مخالفت خود را اعلام كنند، اين در حالي است كه برخورد نمايندگان نقطه مقابل اين مطالبه بود؟
برخي از نمايندگان در همان روز بسيار عصباني شدند و نتوانستند خويشتنداري كنند. بايد گفت كسي كه در كسوت نمايندگي قرار ميگيرد، بايد پختگي و عقلانيت لازم را داشته باشد تا بتواند مسائل را تحمل و با دليل و برهان مخالفت خود را اعلام كند ولي متأسفانه اين اتفاق در آن روز نيفتاد و برخي نمايندگان مجلس از كوره دررفتند و كلمات نامناسبي به كار بردند و رفتار تأسفباري را از خود نشان دادند.
رفتار آقاي احمدينژاد را چگونه ميبينيد، با توجه به اينكه واكنش بسياري از دلسوزان را به دنبال داشت؟
رفتار آقاي احمدينژاد هم صحيح نبود و رفتاري بود كه باعث تهييج و برآشفتن عدهاي شد. زماني كه آقاي احمدينژاد وارد مجلس شد جزو اولين نفراتي بودم كه به استقبال ايشان رفتم و به ايشان گفتم كه شنيدهايم كه يك فيلم ضبط شدهاي داريد كه خواهش ميكنيم آن را نشان ندهيد. ايشان هم گفتند بله من يك سيدي همراه خودم دارم كه ميخواهم نشان بدهم و حرفهايم را بزنم. آقاي احمدينژاد ادامه دادند كه من از اين وضعيت (مقابله مجلس با دولت) خسته شدهام و نميگذارند من كار كنم. بنده هم به ايشان گفتم، شما اين كار را نكنيد چراكه اكثر نمايندگان مخالف استيضاح وزير كار هستند و قطعاً آقاي وزير رأي اعتماد ميگيرد. آقاي احمدينژاد هم گفتند، نه، من آقاي وزير را براي قرباني آوردهام و قطعاً حرفهاي خودم را خواهم زد. بعد از آن هم نماينده مردم قزوين آمد و با آقاي رئيسجمهور حرف زد و پس از آن هم نمايندگان زيادي اين كار را انجام دادند، البته تا حدود زيادي آقاي احمدينژاد متقاعد شد كه از انتشار فيلم دست بردارد ولي در صحن آن اتفاق افتاد و باعث ناراحتي بسياري از وفاداران و دلسوزان انقلاب شد، البته در آن ميان نمايندگان كه اكثريت آن هم از فراكسيون رهروان ولايت بود، سروصداي زيادي به پا كردند كه در آن ميان كلمات و عباراتي بيان شد كه جاي تأسف هم دارد.
زماني كه شما از آقاي احمدينژاد درخواست كرديد كه فيلم را پخش نكند، پاسخ ايشان چه بود؟
احساس ما اين بود كه آقاي احمدينژاد از رئيس مجلس و قوه قضائيه گلايه دارد و معتقد است كه آنها به نوعي مانع تحقق كارهاي دولت هستند. ايشان ميگفتند كه ما هر كاري خواستيم در دولت دهم انجام دهيم به نوعي دو قوه ديگر جلوي او ايستادهاند.
برخيها معتقدند حلقه انحرافي مسبب اصلي پردهدريهاست با اين تحليل كه همه رقباي انتخاباتي خود را تا روز انتخابات اينگونه تخريب و مقصر اصلي كشور را ديگران قلمداد كند تا بتواند باز هم به كرسي رياست جمهوري تكيه بزند؟
معمولاً دشمنان نظام و انقلاب از يك فضاي ناآرام براي پيشبرد اهداف خود بهره ميبرند. هرچه فضاي كشور رو به آرامش و سكون برود، دوستداران انقلاب و انقلابيون خوشحال شده و بيشتر ميتوانند به كشور خدمت كنند. هركس در هر گروه و جناحي بخواهد فضاي التهاب و دلهره را به كشور تحميل كند، قطعاً در زمين دشمن بازي كرده است، بنابراين هر گروه و فردي بخواهد خلاف مطالبات رهبري عمل كند، به تحقق اهداف دشمن كمك كرده و به نظام و مردم ضربه زده است. قطعاً مردم در مقابل همه انحرافات و گروههايي كه عمدي يا سهوي در زمين دشمن بازي ميكنند ميايستند و اجازه نخواهند داد به اين مسير ادامه دهند و از انقلاب و نظامشان دفاع خواهند كرد. اين رويكرد را مردم در هر برهه زماني نشان دادهاند و ثابت كردهاند كه پاي نظام و ولايت هستند و دست از رهبري خود برنخواهند داشت.
منظور از پيچ تاريخي كه رهبر انقلاب بيان نمودهاند، چيست و چگونه ميشود از اين پيچ تاريخي به سلامت عبور كرد؟
انقلاب اسلامي ايران به عنوان تنها حكومت شيعي بعد از قرنها تشكيل شده و پرچم اسلام ناب محمدي را در دنيا بلند كرده تا براساس احكام الهي عمل و حكومت كند. جمهوري اسلامي بر همين اساس تصميم داشته تا احكام الهي را در شئونات زندگي مردم وارد كند و در اداره جامعه به كار بگيرد. در سالهاي اخير ملت ايران پيشرفتهاي زيادي داشتهاند و با حوادثي كه در طول سالهاي اخير در بسياري از كشورهاي اسلامي رخ داده است، ما به نوعي الگويي براي همه آزاديخواهان و مسلمانان دنيا شدهايم. امريكا و متحدانش هم به واسطه پيروزي انقلاب اسلامي هيمنه خود را شكسته شده ميبيند. بنابراين ايران مسئوليت سنگيني در اين پيچ تاريخي دارد كه بتوانيم از اين پيچ عبور كنيم و الگوي مسلمانان و مستضعفين جهان باشيم. البته بحث وحدت و همدلي مسئولان و كارگزاران نظام بيشتر از هر زمان ديگري مهم و اساسي است تا بتوانند مديريت كنند اين دوران حساس را. مسئله وحدت و همدلي بين مسئولان موضوع مهم و ضروري است چرا كه دشمن روي همين موضوع تمركز زيادي كرده است تا بين مردم و مسئولان فاصله زيادي را ايجاد كند و ملت را از آينده انقلاب و نظام نااميد و دلسرد كند. اين دلسردي يعني عدم پشتيباني و حمايت مردم از انقلاب و رهبري است و از همين راه نظام و حكومت اسلامي آسيبپذير ميشود. اگر ملت ما ميخواهد الگوي ساير كشورها باشد بايد در مقابل مشكلات و سختيهاي امروز استقامت و بردباري بيشتري به خرج دهيم چرا كه هيچ ملتي نتوانسته بدون استقامت و تحمل سختيها به جايي برسد. در اين مدت هم به حمدالله مردم پشتيبان نظام و انقلاب بودهاند و در هر شرايطي ايستادگي و استواري خود را نشان دادهاند اما بايد گفت همين مردم اختلاف و زد و خورد مسئولان را تحمل نميكنند و شديداً به آن واكنش نشان ميدهند. البته نخبگان هم در همين راه مسئوليت سنگين و ويژهاي دارند و در اين مسير بايد ضمن حفظ هوشياري خود به مردم هم آگاهي و اطلاعات لازم را بدهند و مسائل و موضوعات پيچيده را براي عموم مردم تبيين و تشريح كنند. همه ما بايد به شرايط امروز كشور در عرصه بينالملل واقف باشيم و بدانيم كه در چه شرايط حساس و خاصي قرار گرفتهايم. اين براي ما بزرگترين افتخار است كه ۳۴ سال در برابر امريكا و جهان استكبار ايستادگي و مقاومت كرده و براي همه ملتهاي آزاديخواه الگو هستيم. امروز با ساخت جنگندههاي قاهر و فرستادن موجود زنده به فضا به جهانيان ثابت كردهايم، به رغم همه سنگاندازيها و تحريمهاي دشمن، كشور ايران همواره در حال پيشرفت است و اين از بركت نظام اسلامي است.
دشمن براي تخريب الگو بودن ايران برنامه دارد و براي بهرهگيري از فضاي مجازي برنامهريزي كرده است، صدها شبكه مجازي و رسانهاي توسط غولهاي رسانهاي غرب كه توسط صهيونيستها اداره ميشود راهاندازي شده است. صدها فيلم در راستاي تهاجم فرهنگي ايجاد و در اين رسانهها منتشر شده است و تنها راه مقابله با آن حضور در مكانهاي فرهنگي و مذهبي و بهرهگيري از فرهنگ عاشورا، فرهنگ دفاع مقدس و فرهنگ بسيجي است. اينكه مردم مصر به الگو بودن نظام جمهوري اسلامي ايران تأكيد ميكنند خود سختي راه را ميرساند و نشان ميدهد كه ملت و مسئولان كشور بايد بيش از پيش در جهت اعتلاي نظام اسلامي تلاش كنند.
چرا نخبگان سياسي آنطور كه بايد مطالبات رهبري را در اين باره و در موارد ديگر پيگيري نميكنند؟ مشكل از كجاست؟
يا برخي از آقايان مسئول موقعيتشناس و زمانشناس نيستند يعني نميدانند كه ما در چه موقعيتي قرار گرفتهايم يا اينكه موقعيت و زمان را ميدانند اما به هر صورت به آن اعتقاد ندارند، يعني ميدانند كه ما در وضعيت خاصي در دنيا هستيم اما هنوز به اين نتيجه نرسيدهاند كه ما واقعاً تحول بزرگي در دنيا به وجود آوردهايم و بايد به بهبود شرايط كمك كرد. كما اينكه برخي افراد با راحتطلبي و رفاهطلبي و با مواضع و رفتار خود در زمين دشمن بازي ميكنند و آنچه را ميگويند كه دشمن ميخواهد، كه اين هم شايد از روي سادهلوحي باشد. به هر حال بايد گفت برخيها به طور كلي نميخواهند موقعيت حساس كنوني را دريابند و توجه به اين ندارند كه انقلاب ما صادر شده و مسلمانان دنيا توجه ويژهاي به اين انقلاب دارند.
مسئولان نظام و نخبگان سياسي در اين فرصت باقي مانده تا انتخابات بايد چگونه عمل كنند تا مشاركت حداكثري كه مطالبه جدي رهبري هم هست به وقوع پيوندد؟
وظيفه مسئولان و رسانهها آگاه سازي مردم است. نخبگان جامعه به هر حال بايد با رصد شرايط داخلي و بينالمللي جامعه را آگاه و دشمن را درست به مردم معرفي كنند. ما نبايد در شناخت دشمن دچار اشتباه شويم. به هر حال دشمن اصلي ما نظام سلطه و در رأس آن امريكا و اسرائيل است و اينها هم در طول چندين سال به دشمني عليه مردم و نظام ما پرداختهاند.
ما بايد فضاي اعتماد و برادري را در بين مردم جامعه و خودمان به وجود بياوريم و از تلاش در جهت توطئههاي دشمن پرهيز كنيم و با فعاليتهاي خيرخواهانه و مجاهدانه پاسخگوي لطف و حمايت مردم كشورمان باشيم. ما بايد نقشهها و دسيسههاي دشمن را به خوبي به مردم انتقال دهيم و به مردم بگوييم كه آنها در سر چه دارند، هر چند مردم در بسياري از گردنهها از نخبگان و سياسيون بهتر عمل كرده و ثابت كردهاند كه از مردم جلو هستند. عدهاي در داخل هم در كنار رسانههاي خارجي همچنان به اصل انتخابات با طرح شعارهايي نظير «انتخابات آزاد» شبهه وارد ميكنند و بايد به فعاليت و مواضع اين افراد هم پرداخت و جامعه را از حيلههاي آنها آگاه كرد.
يكي از مطالبات رهبري در ماههاي اخير موضوع تغيير سبك زندگي بوده است، به عقيده شما چگونه ميتوان در جهت تحقق اين مطالبه قدم برداشت؟
يكي از مشكلاتي كه متأسفانه در سالهاي اخير با آن مواجه شدهايم، اين است كه تحت تأثير برخي عوامل، سبك زندگي مردم كشور ما در حال تغيير است. رهبر معظم انقلاب اسلامي در ساليان اخير بارها در اين زمينه هشدار داده بودند و مسئله شبيخون فرهنگي و تهاجم فرهنگي دشمن را مطرح كرده بودند، اما متأسفانه در آن مقطع، توجه شاياني به اين بيانات نشد. ما امروز در حوزه سبك زندگي، از فرهنگ غني اسلامي برخورداريم كه راهنماي جامع و مانعي در اين امر است. فرهنگ اسلامي، سرشار است از راهنماييهاي ذيقيمت بزرگان دين كه روي هم رفته، سبك زندگي اسلامي را تبيين ميكنند. براي مثال در بحث اقتصاد، در فرهنگ اسلامي به قناعت، توجه به محرومان و مستضعفان جامعه و توجه به نزديكان محروم توجه خاصي شده است يا اينكه اسلام به احترام ميان زن و شوهر توجه خاص و ويژهاي دارد و حقوق متقابل همسران را محترم ميشمرد. فرهنگ اسلامي، برخي امور را نيز مردود ميشمرد و آنها را در سبك زندگي اسلامي راه نميدهد، براي مثال ميتوان به چشم و همچشميهايي اشاره كرد كه امروز در جامعه رايج است يا اينكه فرهنگ اسلامي، اسراف و تبذير را مردود ميشمرد و قابل قبول نميداند. اين قابل قبول و پذيرفته نيست كه ما در آسودگي زندگي كنيم، در حالي كه اطرافيان دچار مشكل و سختي هستند.
ميتوان گفت كه يكي از كاركردهاي تغيير سبك زندگي، مقابله با تحريمهاي غرب عليه ملت ايران است؟
اگر سبك زندگي بر اساس فرامين دين مبين اسلام شكل بگيرد، قاعدتاً زندگي مردم از اسراف و تبذير دور خواهد بود و قناعت سرلوحه زندگيها قرار خواهد گرفت. قناعت و دوري از اسراف نيز در حال حاضر از نكات مورد توجه در اقتصاد مقاومتي است و كشور را در راستاي مقابله با تحريمهاي غرب، ياري خواهد داد. نكته جالبي كه بايد در اين زمينه بدان اشاره كنم، فتواي دستهجمعي چند تن از علماي حوزه علميه در حدود يك قرن پيش، براي حمايت از توليد ملي است. اين علماي بزرگوار براي حمايت از توليدات داخلي، در پاسخ به استفتايي فرموده بودند كه ما از اين به بعد روي كاغذي كه ساخت ايران نباشد، چيزي نخواهيم نوشت و از جوهري كه ايراني نباشد، استفاده نخواهيم كرد. اين امور، در وضعيت جامعه ما مؤثر خواهد بود. در حال حاضر كه ما در جنگ اقتصادي با غرب به سر ميبريم، اين تغيير سبك زندگي و روي آوردن به سبك زندگي اسلامي، يكي از راهكارهاي مقابله با سياستهاي دشمن است.
به عنوان يكي از اعضاي كميسيون برنامه و بودجه مجلس بفرماييد كه چگونه ميتوان كشور را با استفاده از درآمدهاي مالياتي اداره كرد؟
به طور كلي بايد گفت اخذ ماليات، حق حاكميت است. در تمامي كشورهاي دنيا، دولتها به وسيله درآمدهاي مالياتي، كشور را اداره ميكنند؛ مگر چند كشور مانند ايران وجود دارد كه از نعمت نفت بهرهمند باشند و نيازي به اخذ ماليات ازعموم مردم كشور احساس نشود؟
اكثر كشورهاي دنيا، قوانين شفاف و محكمي درباره ماليات دارند و طبق قوانين همه كشورها، فرار مالياتي خلاف قانون و نادرست شمرده ميشود. در بسياري از كشورهاي توسعه يافته شرايط به گونهاي است كه براي فرارهاي مالياتي جرايم سنگيني در نظر گرفته شده است و بايد با فرهنگسازي فرار مالياتي را اقدام ناپسندي جلوه دهيم. درحال حاضر، سعي مجلس و كميسيون برنامه، بودجه و محاسبات اين است كه با شفاف كردن قوانين مالياتي كشور اخذ ماليات را آسانتر كند. من فكر ميكنم ما در كشور، نبايد به دنبال زايش مالياتها باشيم، بلكه بايد در برابر فرار مالياتي بايستيم.
متأسفانه همه ساله ميبينيم كه برخي از افراد، ماليات بر ارزش افزوده خود را پرداخت نميكنند، به عبارت ديگر، در اخذ ماليات بر ارزش افزوده فرار مالياتي بيشتر از اخذ مالياتها بوده است. در برخي صنوف و برخي بخشها ماليات بر ارزش افزوده دريافت نميكنيم و زماني كه از مسئولان علت را جويا ميشويم كمبود نيروي انساني را عامل اصلي عدم دريافت ماليات بر ارزش افزوده ميدانند. از سوي ديگر، اينكه دولت بخواهد بخشي از بودجه عمومي خود را از محل اخذ ماليات تأمين كند اقدام مناسبي است ولي به هيچ وجه نميشود تمام اين بودجه از محل دريافت مالياتها تأمين كرد. اينكه ما بودجه را با درآمدهايي به غير از درآمدهاي نفتي ببنديم اقدام مناسبي است ولي نبايد رقم مالياتها به ميزاني بالا برود كه مردم تحت فشار باشند. ماليات ابزاري براي استقرار عدالت است. ماليات از اقشاري كه در اثر استفاده از امكانات كشور، از توان مالي بهتري برخوردار شدهاند، اخذ ميشود، تا حكومت به راههاي مختلف، دست اقشاري كه درآمد كمتري دارند و از وضع مالي خوبي برخوردار نيستند را بگيرد.
درآمد ناشي از ماليات بايد در بخشهايي كه با عقب ماندگي و محروميت مواجهند، هزينه شود تا فرصتي براي اقشار آسيبپذير و مستضعف جامعه فراهم شود. همان طوركه پيشتر هم گفتيم، ماليات ابزاري است براي عدالت و با تصويب مجلس شوراي اسلامي، اجراي گام دوم هدفمندي يارانهها به زمان ديگري موكول شد.